پایان نامه با کلید واژه های قرآن کریم

دانلود پایان نامه ارشد

شيوه با آنان مجادله كن. زيرا پروردگار تو به كسانى كه از راه او منحرف شده‏اند آگاه‏تر است و هدايت‏يافتگان را بهتر مى‏شناسد.» (غاشیه/22)
حکمت یعنی سخن متقن و محکم که قابل شک و تردید نباشد سخنی که بر اساس دلیل و برهان باشد حکمت نامیده می شود آیه بالا می گوید مردم را به وسیله دلیل و برهان هدایت کن.
ج) موعظه نیکو
موعظه سخنی است که دل را نرم می سازد، رقت قلب ایجاد می کند، انسان را تسکین می دهد. آدمی را از هوا و هوس‌های نفسانی آگاه ساخته و او را وامی دارد تا با آنها به مبارزه برخیزد. موعظه، دل را از کدورت‌ها تهی می سازد و به آن صفا و پاکی می‌بخشد.
قرآن کریم موعظه‌ای را می پذیرد که حسنه باشد یعنی موعظه ای که بتواند منشاء اثر واقع شود چنین موعظه ای از شرایطی چند برخوردار است که از جمله آن این است که خود گوینده به آن چه که می گوید عمل کند و سخنی را که بر زبان جاری می سازد خود به آن ایمان داشته و اثر آن در اعمال و رفتارش مشاهده شود آن موعظه ای می تواند در قلب فرد تاثیر گذارده و وی را دگرگون سازد که در خلق و خو و رفتار گوینده آن متجلی شود.
د) مجادله
مجادله در اموری به‌کارمی‌رود که فرد مقابل نمی خواهد حق را بپذیرد بلکه از خود عناد و لجاجت نشان می دهد و می کوشد تا حرف باطل را بقبولاند. قرآن کریم مجادله احسن را می پذیرد. آیه مذکور (نمل/125)صفت احسن(نیکوتر)را در مورد مجادله به کار می برد یعنی به هنگام جدال باید رعایت ادب را نمود. سخن زشت به زبان جاری نساخت ،به طرف مقابل خود اهانت نکرد، نباید هیچ گاه دروغ گفت، ازخدعه و نیرنگ استفاده نکرد و از مسیر حق خارج نشد.
ه) تبشیر و انذار
«وَ مَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَ مُنذِرِينَ وَ يَجَدِلُ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُواْ بِهِ الحَقَّ وَ اتخَّذُواْ ءَايَاتىِ وَ مَا أُنذِرُواْ هُزُوًا؛ و ما پيامبران را نفرستاديم جز آنكه به مردم مژده دهند يا بيم و كافرانى كه مى‏خواهند به نيروى باطل، حق را از ميان ببرند جدال مى‏كنند و آيات و هشدارهاى مرا به ريشخند مى‏گيرند.» (کهف/56)
«وَ بَشِّرِ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لهُمْ جَنَّاتٍ تجْرِى مِن تحْتِهَا الْأَنْهَرُ كُلَّمَا رُزِقُواْ مِنهَا مِن ثَمَرَةٍ رِّزْقًا قَالُواْ هَاذَا الَّذِى رُزِقْنَا مِن قَبْلُ وَ أُتُواْ بِهِ مُتَشَابِهًا وَ لَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَ هُمْ فِيهَا خَلِدُونَ؛ کسانى كه ايمان آورده و كارهاى صالح كرده‏اند نويدشان ده كه بهشت‏ها در پيش دارند كه جوي ها در آن روان است و چون ميوه‏اى از آن روزيشان شود بگويند اين همان است كه قبلا روزى ما شده بود، و نظير آن به ايشان بدهند، و در آنجا همسران پاكيزه دارند و خود در آن جاودانند.» (بقره/25)
«وَ أَذَانٌ مِّنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِلىَ النَّاسِ يَوْمَ الحَجّ‏ِ الْأَكْبرِ أَنَّ اللَّهَ بَرِى‏ءٌ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ وَ رَسُولُهُ فَإِن تُبْتُمْ فَهُوَ خَيرٌ لَّكُمْ وَ إِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّكُمْ غَيرُ مُعْجِزِى اللَّهِ وَ بَشِّرِ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ؛ در روز حج بزرگ از جانب خدا و پيامبرش به مردم اعلام مى‏شود كه خدا و پيامبرش از مشركان بيزارند. پس اگر توبه كنيد برايتان بهتر است، ولى اگر سرپيچى كنيد بدانيد كه از خدا نتوانيد گريخت. و كافران را به عذابى دردآور بشارت ده.» (توبه/3)
«ذَلِكَ الَّذِى يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ ‏ْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فىِ الْقُرْبىَ‏ وَ مَن يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَّزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ؛ اين است آن چيزى كه خدا آن گروه از بندگانش را كه ايمان آورده‏اند و كارهاى شايسته كرده‏اند، بدان مژده مى‏دهد. بگو: بر اين رسالت مزدى از شما، جز دوست داشتن خويشاوندان، نمى‏خواهم. و هر كه كار نيكى كند به نيكويى‏اش مى‏افزاييم، زيرا خدا آمرزنده و شكرپذير است.» (شوری/23)
انسان موجودی نیست که فقط بتوان با تشویق او را به مسیر رشد کشاند. همچنین موجودی نیست که تنها با تهدید بتوان او را به سرمنزل مقصود رساند. در واقع مکتبی می‌تواند در جهت صیانت و انسان سازی گام بردارد که از روش تشویق و انذار استفاده کند بدون آنکه یکی را پذیرفته و دیگری را نفی کند.
«وَ الَّذِينَ هُم بِرَبهِّمْ لَا يُشْرِكُونَ؛ و آنهايى كه به پروردگارشان شرك نمى‏آورند.» (قصص/59)
قرآن می‌فرماید: این بهشت جاودانی همان است که خداوند بشارت آن را به بندگانی که ایمان آورده و عمل صالح داشته اند داده است.
و) ارشاد و ترغیب از جنبه های عملی
«كاَنَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّنَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنذِرِينَ وَ أَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقّ‏ِ لِيَحْكُمَ بَينْ‏َ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَ مَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيَا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ ءَامَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ الْحَقّ‏ِ بِإِذْنِهِ وَ اللَّهُ يَهْدِى مَن يَشَاءُ إِلىَ‏ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ؛ مردم يك امّت بودند، پس خدا پيامبران بشارت‏دهنده و ترساننده را بفرستاد، و بر آنها كتاب بر حق نازل كرد تا آن كتاب در آنچه مردم اختلاف دارند ميانشان حكم كند، ولى جز كسانى كه كتاب بر آنها نازل شده و حجّت ها آشكار گشته بود از روى حسدى كه نسبت به هم مي‌ورزيدند در آن اختلاف نكردند. و خدا مؤمنان را به اراده خود در آن حقيقتى كه اختلاف مى‏كردند راه نمود، كه خدا هر كس را كه بخواهد به راه راست هدايت مى‏كند.» (بقره/213)
«أَلَمْ يَرَوْاْ كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍ مَّكَّنَّاهُمْ فىِ الْأَرْضِ مَا لَمْ نُمَكِّن لَّكمُ‏ْ وَ أَرْسَلْنَا السَّمَاءَ عَلَيهِْم مِّدْرَارًا وَ جَعَلْنَا الْأَنْهَارَ تجْرِى مِن تحْتهِمْ فَأَهْلَكْنَاهُم بِذُنُوبهِمْ وَ أَنشَأْنَا مِن بَعْدِهِمْ قَرْنًا ءَاخَرِينَ؛آيا نديده‏اند كه پيش از آنها چه مردمى را هلاك كرده‏ايم؟ مردمى كه در زمين مكانتشان داده بوديم؛ آن چنان مكانتى كه به شما نداده‏ايم. و برايشان از آسمان باران‌هاى پى‌درپى فرستاديم و رودها از زير پايشان روان ساختيم. آن‌گاه به كيفر گناهانشان هلاكشان كرديم و پس از آنها مردمى ديگر پديد آورديم.» (انعام/6)
«وَ مَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا مُبَشرِّينَ وَ مُنذِرِينَ فَمَنْ ءَامَنَ وَ أَصْلَحَ فَلَاخَوْفٌ عَلَيهِمْ وَ لَا هُمْ يحْزَنُونَ؛ ما پيامبران را جز براى مژده‏دادن يا بيم‏كردن نمى‏فرستيم. پس هر كس كه ايمان آورد و كار شايسته كرد، بيمناك و محزون نمى‏شود.» (انعام/48)
«وَ تَحْسَبهُمْ أَيْقَاظًا وَ هُمْ رُقُودٌ وَ نُقَلِّبُهُمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَ ذَاتَ الشِّمَالِ وَ كلْبُهُم بَسِطٌ ذِرَاعَيْهِ بِالْوَصِيدِ لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِرَارًا وَ لَمُلِئْتَ مِنهُمْ رُعْبًا؛ مى‏پنداشتى كه بيدارند حال آنكه در خواب بودند و ما آنان را به دست راست و دست چپ مى‏گردانيديم، و سگشان بر درگاه غار دو دست خويش دراز كرده بود. اگر به سروقتشان مى‏رفتى گريزان بازمى‏گشتى و از آنها سخت مى‏ترسيدى.» (کهف/18)
«وَ مَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَ مُنذِرِينَ وَ يُجَادِلُ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُواْ بِهِ الحَقَّ وَ اتخَّذُواْ ءَايَاتىِ وَ مَا أُنذِرُواْ هُزُوًا؛ و ما پيامبران را نفرستاديم جز آنكه به مردم مژده دهند يا بيم. و كافرانى كه مى‏خواهند به نيروى باطل، حق را از ميان ببرند جدال مى‏كنند و آيات و هشدارهاى مرا به ريشخند مى‏گيرند.» (کهف/56)
«فَبِأَىّ‏ِ ءَالَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ؛ پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟» (الرحمن/55)
«هَلْ جَزَاءُ الْاحْسَانِ إِلَّا الْاحْسَانُ؛ آيا پاداش نيكى جز نيكى است؟» (الرحمن/60)
ز)وعده و وعیدهای امیدوار کننده در حفظ و پایبندی به اعمال و ارتقای ابعاد معنوی والهی
«هُوَ الَّذِى أَنزَلَ السَّكِينَةَ فىِ قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُواْ إِيمَانًا مَّعَ إِيمَانِهِمْ وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ كاَنَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا؛ اوست كه بر دلهاى مؤمنان آرامش فرستاد تا بر ايمانشان پيوسته بيفزايد. و از آن خداست لشكرهاى آسمانها و زمين، و خدا دانا و حكيم است.» (فتح/4)
«وَ مَا كاَنَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى‏ حَتىَ‏ يَبْعَثَ فىِ أُمِّهَا رَسُولًا يَتْلُواْ عَلَيْهِمْ ءَايَتِنَا وَ مَا كُنَّا مُهْلِكِى الْقُرَى إِلَّا وَ أَهْلُهَا ظَلِمُونَ؛ پروردگار تو مردم قريه‏ها را هلاك نكرد تا آن گاه كه از خودشان پيامبرى بر آنها مبعوث داشت و او آيات ما را بر آنها بخواند. و ما قريه‏ها را نابود نكرده‏ايم مگر آنكه مردمش ستمكار بوده‏اند.» (مومنون/59)
«وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكَوةَ وَ يُطِيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُوْلَئكَ سَيرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ؛ مردان مؤمن و زنان مؤمن دوستان يكديگرند. به نيكى فرمان مى‏دهند و از ناشايست باز مى‏دارند، و نماز مى‏گزارند و زكات مى‏دهند و از خدا و پيامبرش فرمانبردارى مى‏كنند. خدا اينان را رحمت خواهد كرد، خدا پيروزمند و حكيم است.» (توبه/71)
«الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ؛ همان كسان كه نماز مى‏گزارند و از آنچه روزيشان داده‏ايم انفاق مى‏كنند.» (انفال/3)
«يَأَيهَّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ إِن تَنصُرُواْ اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدَامَكمُ‏ْ؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، اگر خدا را يارى كنيد، شما را يارى خواهد كرد و پايدارى خواهد بخشيد.» (انفال/3)
ح)بیان قصص گذشتگان در حفظ و نگهداری از عمل
«وَ لَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بهَا وَ لَكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلىَ الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَوَئهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَترُكْهُ يَلْهَث ذَّالِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِاَيَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ؛ اگر خواسته بوديم به سبب آن علم كه به او داده بوديم رفعتش مى‏بخشيديم، ولى او در زمين بماند و از پى هواى خويش رفت. مثَل او چون مثَل آن سگ است كه اگر به او حمله كنى زبان از دهان بيرون آرد و اگر رهايش كنى باز هم زبان از دهان بيرون آرد. مثَل آنان كه آيات را دروغ انگاشتند نيز چنين است. قصه را بگوى، شايد به انديشه فروروند.» (اعراف/176)
«إِنَّ مَثَلَ عِيسىَ‏ عِندَ اللَّهِ كَمَثَلِ ءَادَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ؛ مثَل عيسى در نزد خدا، چون مثَل آدم است كه او را از خاك بيافريد و به او گفت: موجود شو. پس موجود شد.» (آل عمران/59)
«إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ وَ مَا مِنْ إِلَهٍ إِلَّا اللَّهُ وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ؛ همانا اين داستانى است راست و درست. جز اللَّه هيچ خدايى نيست. او خدايى پيروزمند و حكيم است.» (آل عمران/62)
«إِنَّ هَذَا الْقُرْءَانَ يَقُصُّ عَلىَ‏ بَنىِ إِسْرَ ءِيلَ أَكْثرَ الَّذِى هُمْ فِيهِ يخْتَلِفُونَ؛ اين قرآن بسيارى از چيزهايى را كه بنى اسرائيل در آن اختلاف دارند، بر ايشان حكايت مى‏كند.» (نمل/76)
هدف قرآن از بیان این داستان ها تفکر، عبرت گرفتن، صیانت و جلوگیری از انحراف‌ها، برطرف کردن اختلاف‌ها و آگاه کردن مردم از سنت های الهی در مقابل کارهای خیر و شر می باشد.
ط) ارسال رسل
«رُّسُلًا

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های منابع انسانی، شایسته سالاری، بهبود عملکرد، فیزیولوژی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های پیشگیری از جرم، سلامت اجتماعی، قوانین حمایتی، امنیت اجتماعی