پایان نامه با کلید واژه های قتل عمد

دانلود پایان نامه ارشد

همكارى نزديك داشتند (89)، در آيه 90 دستور مى‏دهد كه دو دسته از اين قانون مستثنى هستند.
گروه اول كساني كه با يكى از هم پيمانان مومنان ارتباط دارند و پيمان بسته‏اند (إِلَّا الَّذِينَ يَصِلُونَ إِلى‏ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ مِيثاقٌ…)(90). بديهي است كه اين گروه به خاطر احترام به پيمان بايد از اين قانون مستثنى باشند. وظيفه مونان در برابر آنها استقبال از پيشنهاد صلح بوده و نبايد با آنان وارد جنگ شوند.
در ارتباط با نحوه برقراري رابطه با اين گروه در ادامه آيه 90 از گروهي ديگر ياد مي كند. كسانى كه از نظر موقعيت خاص خود در شرائطى قرار دارند كه نه قدرت مبارزه با مومنان را در خود مى‏بينند، و نه قدرت مبارزه با قبيله خود را دارند (أَوْ جاؤُكُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَنْ يُقاتِلُوكُمْ أَوْ يُقاتِلُوا قَوْمَهُمْ). ايشان اگر چه معذور نيستند و بايد پس از تشخيص حق، به حق بپيوندند ولى چون اعلان بى‏طرفى كرده‏اند تعرض نسبت به آنها بر خلاف اصول عدالت و جوانمردى است.
در پايان همين آيه بار ديگر نسبت به دسته اخير تاكيد مي كند كه اگر آنها از پيكار با شما كناره‏گيرى كنند و پيشنهاد صلح نمايند خداوند به شما اجازه تعرض نسبت به آنها را نمى‏دهد و موظفيد دستى را كه به منظور صلح به سوى شما دراز شده بفشاريد (فَإِنِ اعْتَزَلُوكُمْ فَلَمْ يُقاتِلُوكُمْ وَ أَلْقَوْا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ فَما جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلًا).
دسته ديگرى از كافران و منافقان دو چهره هستند كه درست در مقابل دسته‏اى قرار دارند كه قبلا (آيه 90) دستور”صلح” نسبت به آنها داده شده بود. كسانى هستند كه مى‏خواهند براى حفظ منافع خود در ميان مسلمانان و مشركان آزادى عمل داشته باشند و براى تامين اين نظر راه خيانت و نيرنگ پيش گرفته، با هر دو دسته اظهار همكارى و همفكرى مى‏كنند. به همين دليل هنگامى كه ميدان فتنه‏جويى و بت‏پرستى پيش آيد همه برنامه‏هاى آنها وارونه مى‏شود و با سر در آن فرو مى‏روند. (سَتَجِدُونَ آخَرِينَ يُرِيدُونَ أَنْ يَأْمَنُوكُمْ وَ يَأْمَنُوا قَوْمَهُمْ كُلَّما رُدُّوا إِلَى الْفِتْنَةِ أُرْكِسُوا فِيها)(91).
اين گروه درست بر ضد دسته سابقند زيرا آنها كوشش داشتند از درگير شدن با مسلمانان دورى كنند اما اينها نغمه دارند كه با مسلمانان درگير شوند. آنها پيشنهاد صلح با مسلمانان داشتند در حالى كه اينها سر جنگ دارند. آنها از اذيت و آزار مسلمانان پرهيز داشتند ولى اينها پرهيز ندارند.
اين سه تفاوت كه در جمله (فَإِنْ لَمْ يَعْتَزِلُوكُمْ وَ يُلْقُوا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ وَ يَكُفُّوا أَيْدِيَهُمْ) (91) به آن اشاره شده است موجب گرديده كه حكم اينها از دسته سابق به كلى جدا شود و به مسلمانان دستور داده شده كه ، هر كجا آنان را بيابند اسير كنند و در صورت مقاومت به قتل رسانند و در آخر آيه خداوند براي تقويت شدت عمل در برابر اين گروه خطرناك، به مومنان بشارت مي دهد كه آنها كسانى هستند كه براى شما تسلط آشكارى نسبت به آنان قرار داده‏ايم (فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أُولئِكُمْ جَعَلْنا لَكُمْ عَلَيْهِمْ سُلْطاناً مُبِيناً). اين تسلط مى‏تواند از نظر منطقى بوده باشد، چه اينكه منطق مسلمانان بر مشركان كاملا پيروز بود و يا از نظر ظاهرى و خارجى.
تاكيد خداوند در آيه 89، در دو عبارت (فَلا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِياءَ) و (وَ لا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً) بر عدم برقراري رابطه دوستانه به هر بهانه اي با كافران، با توجه به عبارت (وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَما كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَواء) در همان آيه مشخص مي شود.
ضربه اي كه امروز دنياي اسلام از برقراري رابطه و دست دوستي دادن با كافران و مشركان در حال خوردن است، اهميت اين آيات را بسيار روشن تر مي كند. امروز در دنياي اسلام شاهد اختلافات فراوان هستيم كه ريشه در دوست بودن برخي از كشور هاي مدعي اسلام با سردمداران كفر و مسلمان كشي در دنيا دارد. براي نمونه عربستان سعودي، خود را كشوري اسلامي معرفي مي كند ولي به شدت تحت تاثير وهابيت است.اين كشور كه محل تولد اسلام است به خاطر رفاه زدگي و دور شدن از اسلام ناب، به پايگاه مهم آمريكا و صهيونيست تبديل شده است و توافقات زيادي براي نابودي كشورهاي مسلمان بين پادشاه آن و ابر قدرت ها انجام مي گيرد.175
علت اصلي اين دوستيهاي نكوهيده(89)، پشت كردن به دستورات الهي و همكاري با دشمنان اسلام به طمع رسيدن به ثروت و قدرت دنيا است.دنيا دوستي ويژگي بارز منافقان مي باشد (وَ لَئِنْ أَصابَكُمْ فَضْلٌ مِنَ اللَّهِ لَيَقُولَنَّ كَأَنْ لَمْ تَكُنْ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُ مَوَدَّةٌ يا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً)(73)، در حالي كه اگر مسلمانان با يكديگر متحد بودند هيچ قدرتي نمي توانست به آنها زور بگويد و آنها بودند كه در پرتو اسلام به عزت حقيقي مي رسيدند (وَأُولئِكُمْ جَعَلْنا لَكُمْ عَلَيْهِمْ سُلْطاناً مُبِيناً)(91).
2-2-11- نحوه اتصال خط احكام وخط توحيد با خط مومنان و خط جهاد و خط قوانين تكويني
در آيه 86 (وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ حَسِيباً) حكم اخلاقي مهمي ذكر شده است و آن امر به تحيت است، در مقابل تحيتى كه ديگران به انسان مى‏دهند. اينكه در پاسخ تحيت ديگران، تحيتى به مثل آن و يا بهتر از آن بدهيد، حكمى است عمومى، تمامى تحيت‏ها را شامل مى‏شود، ازجمله همان سلامى كه خداى عز و جل آن را در بين مسلمانان سنت قرار داد تا هر فردى به ديگرى برخورد كند قبل از هر چيز سلام بدهد، يعنى طرف مقابل را از هر خطر و آزار و تجاوز خود امنيت دهد.در آيات( فَإِذا دَخَلْتُمْ بُيُوتاً فَسَلِّمُوا عَلى‏ أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبارَكَةً طَيِّبَةً: پس چون به خانه‏هايى در مى‏آئيد به يكديگر سلام كنيد كه تحيتى است مبارك و پاكيزه از ناحيه خداى تعالى)176 و ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا عَلى‏ أَهْلِها ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ: اى كسانى كه ايمان آورديد داخل خانه‏هايى كه از خود شما نيست مشويد، مگر بعد از آنكه با اهل خانه انس برقرار سازيد، و بر اهل خانه سلام بدهيد كه اين براى شما بهتر است، اميد است متذكر شويد)177، اين دستور به همه مسلمانان داده شده است. اما محل قرار گرفتن اين حكم، در بين بحث جهاد وآيات آن نشان مي دهد مراد، تحيت سلام و صلحى است كه مسلمانان دريافت مى‏كنند.
مطلبي كه در آيه 94( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَتَبَيَّنُوا وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى‏ إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْيا فَعِنْدَ اللَّهِ مَغانِمُ كَثِيرَةٌ كَذلِكَ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَتَبَيَّنُوا إِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً) بر آن تاكيد شده است. در واقع آيه 94، تاييد و تكميل كننده بحث امر به تحيت بهتر در مقابل تحيت ديگران است(86). در آيه(94) خداوند به اهل ايمان دستور مي دهد كه چون در راه خدا سفر مى‏كنند و به افراد ناشناس بر مى‏خورند درباره آنان تحقيق كنند و به كسى كه سلام به ايشان مي دهد، نگويند مؤمن نيستى تا بتوانند اموالش را گرفته و يا او را به قتل برسانند.
در مهم بودن جهاد با كفار و عدم دوستي با آنان (88 – 91) شكي نيست، اما مومنان بايد بدانند كه خداوند به آنچه انجام مي دهند آگاه است(إِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً)(94) و آنها موظفند در برابر سلام ديگران، تحيتي نيكوتر دهند (وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها)(84)و خوب تحقيق كنند(فَتَبَيَّنُوا) تا مبادا به خاطر مال دنيا دستشان به خون مومني بي گناه آغشته شود.
از همين روست كه براي بيان اهميت لزوم تحقيق دستور داده شده در آيه (94)، در آيه 92( وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِناً إِلاَّ خَطَأً وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ دِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى‏ أَهْلِهِ إِلاَّ أَنْ يَصَّدَّقُوا فَإِنْ كانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَكُمْ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ إِنْ كانَ مِنْ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ مِيثاقٌ فَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى‏ أَهْلِهِ وَ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيامُ شَهْرَيْنِ مُتَتابِعَيْنِ تَوْبَةً مِنَ اللَّهِ وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً)، تاكيد مي كند كه مومن مومن ديگري را نمي كشد مگر از روي خطا و اشتباه و حكم قتل خطا را در اين آيه توضيح مي دهد.
آيه 93( وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِيماً ) پيامد اخروي قتل عمدي مومن را بيان و تهديدي سخت مي كند، تا زشتي اين عمل در پيشگاه الهي مشخص شود و انگيزه اي قوي براي دوري از آن ايجاد گردد.
2-2-12- نحوه اتصال خط توحيد وخط مومنان و خط مخالفان حق با خط قيامت
بعد از بيان انگيزه هاي منافقان در امر جهاد، سستي آنها در همراهي رسول(ص)، تنها گذاشتن ايشان تا جايي كه به تنهايي مامور رفتن به ميدان شدند و وظايف مومنان در مقابل كافران(72-91)، در آيه 87 (اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلى‏ يَوْمِ الْقِيامَةِ لا رَيْبَ فِيهِ وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثاً) از روزي ياد مي كندكه پيش روى همگان است. خداى سبحان همه را در آن جمع مي كند، و جزاي كساني كه از دستورات و احكامها روگرداندند را به طور كامل مي دهد، همان گونه كه پاداش مومنان حقيقي و فرمان بردار را به تمام و كمال خواهد داد. از آنجا كه ايمان به لقاي الهي در قيامت و دريافت پاداش هاي حق تعالي و بخصوص مقام رضاي خداوند براي مومنان بسيار ارزشمند است، اين آيه براي آنها تقويت انگيزه و بشارتي بزرگي مي باشد. از ديگر اشارات اين آيه، تهديد و انذار براي مخالفان حق با يادآوري آن روز عظيم و تاكيد بر راستگو بودن و خلاف ناپذيري اين وعده حتمي الهي (وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثاً) مي باشد.
2-2-13- نحوه اتصال خط مومنان وخط جهاد با خط توحيد و خط قيامت و خط قوانين تكويني
در آيات (95و 96) (لايَسْتَوِي الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَ الْمُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِينَ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقاعِدِينَ دَرَجَةً وَ كُلاًّ وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنى‏ وَ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِينَ عَلَى الْقاعِدِينَ أَجْراً عَظِيماً * دَرَجاتٍ مِنْهُ وَ مَغْفِرَةً وَ رَحْمَةً وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً) در ادامه بحث جهاد مقايسه اي بين مومنان جهادگر و ديگرمومنان انجام مي دهد تا تشويق و ترغيبي براي همگان باشد. آيه تذكر مي دهد كه افراد با ايمانى كه از شركت در ميدان جهاد خوددارى مى‏كنند، و بيمارى خاصى كه آنها را از شركت در اين ميدان مانع شود ندارند، هرگز با مجاهدانى كه در راه خدا و اعلاى كلمه حق با مال و جان خود جهاد مى‏كنند يكسان نيستند.
سپس برترى مجاهدان را بار ديگر به صورت صريحتر و آشكارتر بيان كرده (فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِينَ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقاعِدِينَ دَرَجَةً ) ولى در عين حال چون همانطور كه گفتيم نقطه مقابل اين دسته از مجاهدان افرادى هستند كه جهاد براى آنها واجب عينى نبوده و يا اينكه به خاطر بيمارى و ناتوانى و علل ديگر قادر به شركت در ميدان جهاد نبوده‏اند لذا براى اينكه پاداش نيت صالح و ايمان و ساير اعمال نيك آنها ناديده گرفته نشود به آنها نيز وعده نيك داده (وَ كُلًّا وَعَدَ

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های منافقين، اينكه، مؤمنين، سَبِيلِ Next Entries پایان نامه با کلید واژه های عَلَيْكُمْ، الْأَرْضِ، وخط، كنند،