پایان نامه با کلید واژه های فیزیولوژی، سبکهای یادگیری، پردازش اطلاعات، مبانی نظری

دانلود پایان نامه ارشد

ک یادگیری منطقی- شهودی: اين محور به چگونگي اتخاذ يك تصميم مربوط مي‌شود و به نمراتی که آزمودنیها از پرسشنامه مایرز- بریگز که شامل سؤال26 تا 44، گزینه الف سبک منطقی و گزینه ب سبک شهودی را میسنجد به دست میآورند.
سبک یادگیری متفکرانه- احساسی: اين محور به راههاي ترجيحي ادراك اطلاعات مربوط ميشود و به وسیله سؤال45 تا 68 پرسشنامه مورد سنجش قرار میگیرد.
سبک یادگیری قضاوتی- ادراکی:اين محور به تفسير اطلاعات مربوط مي شود. به نمراتی که آزمودنیها از پرسشنامه مایرز- بریگز که شامل سؤال69 تا87 می باشد به دست میآورند.
دین باوری: میزان نمرهای که هر فرد از پرسشنامه نگرشسنج مذهبی براهنی که شامل 25 سؤال است بدست میآورد.

فصل دوم:
ادبیات و پیشینه پژوهش

2-1. مقدمه
این فصل از دو بخش تشکیل شده است ابتدا در بخش اول درباره مبانی نظری پژوهش شامل تعریف، ابعاد، ویژگیها، مدلها و هرآنچه که به تاریخچه موضوع مربوط میشود و در بخش دوم به سابقه پژوهشهای انجام شده در داخل و خارج از کشور میپردازد.

2-1-1. یادگیری
بحث در مورد یادگیری از یک میراث غنی و متنوعی برخوردار است تا قریب صد سال پیش مبحث یادگیری زیر سلطه ی نظریات فلسفی قرار داشت. برای مثال افلاطون و دیگر فیلسوفان عهد باستان تصور میکردند که، یادگیری استعداد به یاد آوردن اندیشههایی است که افراد آدمی پیش از تولد دارا بود. یعنی اندیشهها از رشد درونی مایه میگیرند، فطری هستند و به جهانی دیگر تعلق دارند. ارسطو نیز اندیشهها و تصورات را ذاتی میدانست و به ورزش روانی هم اهمیت میداد و از این دیدگاه به یادگیری توجه میکرد. هر چند وی معتقد بود که حواس نیز در یادگیری دخالت دارند. اما به نظر وی نقش آنها در درجه دوم اهمیت قرار دارد، اما از ابتدای قرن نوزدهم رویکرد روانشناسان به مفهوم یادگیری شکل و روشهای تازهای یافت، با نخستین بررسیهای آزمایشی که توسط ابینگهاوس، پاولف و ثرندایک به عمل آمد، روشهای تحقیق در علوم طبیعی، در مسائل یادگیری مورد استفاده قرار گرفت و بر مبنای انبوهی مدار علمی که حاصل کار آزمایشگاههای روانشناسی در نقاط مختلف جهان بود، نظریههای جامعتر و اصول دقیقتری در مبحث یادگیری ارائه گردید.
روانشناسان همواره تلاش داشتهاند که فرایند یادگیری را تبیین کنند و در قالب نظریاتی به توضیح تئوریک این فرایند بپردازند. البته این تلاش نیز همچون هر تولید علمی دیگری که در چرخه دانشزایی به وجود میآیند، معمولا” تحتتأثیر رویشگاه نظری مورد تعلق خاطر نظریهپردازان قرار داشته است. در اغلب دیدگاهها باور بر این است که فرایند یادگیری از آغاز تولد انسان شروع میشود و تا پایان عمر او ادامه دارد و ساختهای فراوانی از یادگرفتن، سخن گفتن، رفتار اجتماعی و پرورش عقلانی، عاطفی و روحی و اخلاقی را شامل میشود(قلیپور، 1376).
همزمان که یادگیری یکی از مهمترین زمینههای مطالعه در روانشناسی بوده است، در عین حال یکی از مشکلترین مفاهیم برای تعریف کردن نیز بوده است. در سالهای اخیر به تعریفهایی تمایل نشان دادهاند که به تغییر در رفتار مشاهدهپذیر اشاره میکنند. معروفترین این تعریفها تعریفی است که به وسیله کیمبل پیشنهاد شده است. کیمبل یادگیری را اینگونه تعریف کرده است:
« تغییر نسبتا” پایدار درتوان رفتاری(رفتار بالقوه) فرد که در نتیجه تمرین تقویت شده رخ میدهد»
این تعریف بسیار معروف است ولی به هیچ وجه مورد پذیرش همهی روانشناسان قرارنگرفته، زیرا وجود گرایشها و مکاتب مختلف سبب شده است که هر یک بر جنبهی به خصوصی از یادگیری تأکید نموده و آن را بر اساس مبانی نظری خود تعریف کنند( هرگان هان، 1386).
2-1-2. ابعاد یادگیری
با تکیه بر تعریف بالا مسلما” یادگیری در ابعاد وسیع و به شیوههای مختلف انجام میگیرد که در این حال به اهم آن اشاره می شود:
دانش اجرا نمودن مهارتهای مختلف به روشهای متنوع؛
توان حل مسئله و مشکلگشایی؛
بهرهگرفتن از تئوریها در زمان عمل؛
مهارت گزینههای شیوه کسب اطلاعات و اداره اطلاعات؛
توانمندی مراجعه به حافظه و یادآوری اطلاعات ذخیره؛
توانایی خلاقیت و تفکر نقادانه؛
توانایی برقراری ارتباط کارآمد؛
توانایی تصمیمگیری آگاهانه؛
2-1-3. اصول یادگیری مؤثر
برای تحقق اهداف آموزشی و رسیدن به یادگیری مطلوب لازم است از اصول زیر پیروی شود:
ایجاد انگیزه یادگیری در فراگیران؛
توجه به این اصول که یادگیری فرایندی است فعال نه انفعالی؛
راهنمایی و تشویق فراگیران؛
تأمین مواد و منابع آموزشی مناسب با اهداف آموزشی؛
فرصت دادن برای ممارست و مرور مطالب؛
ایجاد تنوع در روشهای آموزشی؛
تشوق و تقویت رفتارها صحیح فراگیران؛
تفهیم و شفافسازی استانداردهای عملکرد و انتظارات؛
در نظر گرفتن ورودیهای مختلف یادگیری( که عبارتند از):
احساسات و نگرشها
آگاهی و توانمندیهای فکری
مهارتهای فیزیکی و حرکتی(شعبانی نیا و مختاری،1387).
2-1-4. تاریخچه سبک یادگیری
مطالعه تأثیر تفاوتهای فردی بر یادگیری از دیرباز مورد توجه پژوهشگران و متخصصان تعلیم و تربیت بوده است. تلاش برای درک چگونگی یادگیری بیشتر در سال 427 قبل از میلاد هنگامی که سقراط وافلاطون سرچشمه دانش را با نظر فیلسوفانه خود مورد بحث قرار دادند، آغاز شد. اما فرضیهسازی رسمی در مورد تفاوتهای یادگیری در دهههای1950 و اوایل دهة1960 آغاز شد، یعنی هنگامی که هرب تلان در سال 1954 اصطلاح سبک یادگیری را مطرح کرد. پیش از آنکه پژوهش در مورد سبکهای یادگیری صورت گیرد متخصصان تعلیم و تربیت یادگیری را به عنوان کیفیتی ذخیره شده در ذهن معلم که آماده انتقال و انتشار است در نظر میگرفتند. از نظر آنها وظیفه معلم ارائه این اطلاعات، و وظیفه دانشآموز دریافت و بهرهمندشدن از آنها بود. اگر دانشآموز یاد نمیگرفت مقصر شناخته میشد. چنین طرز فکری امروزه تغییر یافته و پژوهشگران نشان دادهاند که دانشآموزان سبکهای متفاوتی دارند. یعنی آنها اطلاعات را از فیلترهای مختلفی پالایش میکنند و تمایل دارند اطلاعات دریافتی را به روشهای متفاوتی دستکاری کنند(امامی پور و شمس اسفند آباد، 1390).
یادگیری یکی از عوامل بسیار مهم وتعیین کننده رشد شخصیت به حساب میآید و بر حسب تجارب یادگیری میتوان به تبیین تفاوتهای فردی پرداخت. یکی از موضوعاتی که در این زمینه از سالهای 1970 به بعد در پژوهشهای آموزشی مورد توجه قرارگرفته، سبک یادگیری هر یک از فراگیران است یعنی اینکه دانشآموزان با بهرهگیری از چه شیوههایی به فراگیری مطالب میپردازند.
امروزه تحقیقات روانشناختی نشان داده است که تفاوتهای افراد در یادگیری به عوامل دیگری نظیر ویژگیهای شخصیتی، دشواری تکلیفها و تفاوت سبکها نیز بستگی دارد و سبک یادگیری عاملی به غیر از هوش یا صفت شخصیتی است اما از تعامل آنها در امر یادگیری شکل میگیرد. در واقع سبکهاییادگیری روش ثابت یادگیرنده برای پاسخگویی و بهکارگیری محرک های موجود در موقعیت یادگیری است(امینی، 1391).
2-1-5. تعریف سبک یادگیری
با وجود اینکه از نظر اصطلاح شناسی بین نظریهپردازان تفاوتهایی وجود دارد. اما همه توافق دارند افراد برای رمزگردانی، ذخیره، پردازش و دستکاری اطلاعات روشهای متفاوتی دارند که اساسا” از هوش مستقلاند(اتکینسون21،1998).
به بیان دیگر نظریه پردازان این حوزه معتقدند که افراد به جهان به طور یکسان نمی نگرند و ممکن است هر فرد در مقایسه با دیگری، علایق و تمایلات متفاوتی در نحوه یادگیری داشته باشد (امامی پور و شمس اسفند آباد، 1390).
با این همه در بیشتر تعاریف از اصطلاح سبک یادگیری به عنوان روش ترجیحی یا معمول فرد برای یادگیری نام برده شده است. سبك يادگيري يك رفتار عادتي و متمايز براي كسب دانش، مهارتها يا بازخوردهاست كه از طريق مطالعه يا تجربه كسب ميشود و يا شيوهاي است كه فراگيران در يادگيري مطالب درسي خود به ساير شيوهها ترجيح ميدهند(اسميت ودالتون22،2005).
سبک یادگیری را میتوان به عنوان”رویکرد شخصی یادگیرندگان به یادگیری، حلمسئله، و پردازش اطلاعات” تعریف کرد(سیف، 1391).
در جایی دیگر سبک یادگیری را به ترجیح دادن یا علاقه نشان دادن فرد با ادراک و پردازش اطلاعات در قالب روش خاص با ترکیبی از روشها اطلاق میشود(خزایی،1385).
2-1-6. نظریههای یادگیری
کیفه23(1979) با بررسی روی مطالعات انجام شده بر روی سبکهای شناختی و یادگیری چهل سبک مختلف را تهیه کرد و آنها را در پنج گروه سبکهای فیزیولوژیابی، توجیه، دریافتی، انتظاری و مشوق، تشکیل مفهوم و نگهداری به صورت زیر طبقهبندی کرد:
سبکهای فیزیولوژیابی:
این سبک ها عبارتند از : زنانگی، مردانگی، نیاز به تحرک، ترجیح صدا، ترجیح نور، ترجیح دما، ساعت، روز یا ریتم شبانه روزی.
سبکهای توجیهی:
که عبارتند از سطح مفهومی (تأملی-تکانشی) سطح کنجکاوی ، سطح اضطراب و تحمل ناکافی.
سبکهای دریافتی:
که عبارتند از ترجیح ابعاد حسی( دیداری، شنیداری و جنبشی) وابسته- ناوابسته به زمینه ، کنترل انعطاف پذیری در مقابل کنترل انعطاف ناپذیری، تحمل ناهمخوانی و عدم توافق، خود کارآمدی، دشواری فرد در انجام تکلیف تکراری و مفهومی در مقابل ادراکی.

سبکهای انتظاری و مشوق:
که عبارتند از منبع کنترل، انگیزش پیشرفت، خودشکوفایی، تقلید، خطر پذیری در مقابل احتیاط یا محافظه کاری.
سبکهای تشکیل مفهوم و نگهداری:
که عبارتند از : سرعت مفهومی( سرعت و دقت پردازش) سبکهای ادراکی، گستره مفهومسازی، پیچیدگی شناختی در مقابل سادگی و همسانبینی در مقابل تعمق( تعمق به توجه بر تضادها و همسانبینی به توجه بر مشابهتها) اشاره دارد.
2-1-7. مدلهای سبکهای یادگیری
در ادبیات تخصصی مربوط به سبکهای یادگیری، طبقهبندیهای متفاوتی صورت گرفته است و در مورد هر یک از این طبقهبندیها موافقتها و مخالفتهایی وجود دارد. در واقع تنوع در این مقوله به گستره و دامنۀ توجه، زمینۀ تخصصی مورد بررسی و دیدگاه نظریهپرداز بستگی دارد. با این حال، می توان آنها را به سه دستۀ شناختی، عاطفی، فیزیولوژیکی تقسیم کرد.
2-1-7-1. سبک های یادگیری شناختی – عاطفی و فیزیولوژیک:
جیمز و بلانک(1993) سه بعد از سبکهای یادگیری را مورد شناسایی قرار دادند:
بعد اول به سبک فرایند پردازش اطلاعات فرد مربوط میشود (شناختی) که به صورت روش خاص ادراکتفکر، حل مسئله و حافظۀ فردی تعریف شده است، که موجب ترجیح دادن نحوۀ ادراک، سازماندهی و نگهداری اطلاعات میگردد.
بعد دوم به سبک عاطفی مربوط میشود که به صورت دخالت دادن خصایص شخصی نظیر توجه، هیجان و ارزشها و آنچه فرد نسبت به آنها برانگیخته میشود.
بعد سوم سبک یادگیری فیزیولوژیکی قلمداد میشود. این بعد مبتنی بر پاسخ های فیزیولوژیک فرد در مقابل محرکهای محیط فیزیکی، تفاوتهای جنسیتی، وضعیت تغذیه و سلامتی فرد تلقی میشود. مانند ترجیح دادن، مطالعه در شب و روز یا ترجیح مطالعه در محیطهای گرم یا سرد. برخی از فراگیران گوش دادن به یک سخنرانی یا توضیحات معلم، خواندن متن یا انجام دادن تکالیف عملی ترجیح میدهند، در حالی که برخی دیگر خواندن مطالب و یادگیری از روی شکلها و نمودارها را میپسندند، و بعضی دیگر از انجام کارهای عملی و دستکاری آلات و ابزارها بهتر میآموزند. تلفیق این سه بعد با یکدیگر دیدگاه کلی و جامع یادگیرنده را نشان میدهد و او را به عنوان یک واحد بدنی، ذهنی، هیجانی مورد توجه قرار میدهد(خزائی،1385).

2-1-7-2. سبکهای یادگیری بر مبنای سلسله مراتب آگاهی از سبک :
راینر (1998)سه مرحله را در این فرایند توصیف می کند. در ابتدا شخص از سبک یادگیری خودآگاه نیست، یعنی سبک یادگیری از آگاهی او پنهان مانده است. فرد به تدریج از سبک یادگیری و کاربردهای آن در مورد یادگیری رفتار خود و دیگران آگاهی حاصل میکند و بالاخره کاربرد این آگاهی در موقعیت های متعدد زندگی را کشف میکند. این فرآیند به افزایش خود شکوفایی منجر میشود. تحول آگاهی میتواند به فرد کمک کند تا قوتها و ضعفها و نیروهایش را بشناسد و به زمینههای ضعف خود پیببرد و به طور مشارکت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های سبکهای یادگیری، تحصیلات تکمیلی، روانشناسی، پردازش اطلاعات Next Entries پایان نامه با کلید واژه های ناخودآگاه