پایان نامه با کلید واژه های فضای معماری، تحلیل اطلاعات، سیستم عصبی، کتاب مقدس

دانلود پایان نامه ارشد

مصادیق اسطوره هی کهن چه در ادبیات و چه در معماری هابل مشاهده است، بطوریکه مقولاتی نظیر تضاد رنگها، تعادل رنگها، هماهنگی رنگها و مواردی ازین دست در این نمونه شایان توجه است.56
2-4-3- متافیزیک صورت های سمبولیک
از جایگاه ساخت قدسی هنر، رنگها متضمن مراتبی هستند و آنها را نماد حالات مراتب وجود در عالم میدانند. نجم الدین رازی در مرصاد العباد مقام نفس را دارای نور ارزق، حاصل ترکیب نور روح با ظلمت نفس میداند… با زیاد شدن نور روح و کم شدن ظلمت نفس نور سرخ مشاهده میشود و با غلبه کردن نور روح، نور زرد پدیدار میگردد. پایان یافتن ظلمت نفس نور سفید و حاصل آمیخته شدن نور روح با صفای دل نور سبز است و آخرین مرحله و با صاف شدن کامل دل، نوری چون نور خورشید نمایان میگردد.57
همچنین به هریک از هفت اندام لطیف و نیز هفت پیامبر وجود مطابق با اینکه عارف به چه مرحله ای از شهود رسیده باشد رنگی خاص را متصف دانسته اند.
2-4-4- رنگ و نور
در سده 7 ق.م رزتشت در کتاب مقدس اوستا به پیروان وارسته خود وعده میداد که به باغ بهشت یا مینو، منور به نوری ناب، تجزیه ناپذیر و زاینده همه رنگ ها راه خواهد یافت: وعده ای که در میانه سده 6 ه. ق مبنای حکمت متعالی شهاب الدین سهروردی قرار گرفت.
در بینش اسلامی نیز رنگ در وهله نخست از دیدگاه روحانی در نظر گرفته شده است.آنچه معرف ثنویت نور و ظلمتی است که در نهان خلقت آسمانی وجود دارد. بنابراین جلال الدین رومی، دنیای رنگ نیز نمی تواند خالی از تضاد باشد و شگفتی در این است که رنگ از چیزی بدون رنگ نشات میگیرد:
شب نبد نور و ندیدی رنگ را پس به ضد نور پیدا شد تورا
آنچه بدون رنگ است نور محض، قلمورو سلطنت وجود منزه و یگانه مطلق است که در آن هیچ اجزایی وجود ندارد.
غزالی سختی شناخت خدا را مربوط به درخشش او میداند و به سبب درخشش نور وجود اوست که توانایی ادراک او وجود ندارد.چنانکه درک نوری که در ورای رنگها تجلی می کند و رنگها توسط آن اشکار میشود، توسط متضادش میسر است و اگر توسط سایه “متضادش” پوشیده نمی شد، وجود آن قابل درک نبود… وجود نور مطلق نخستین، خدا، روشنایی جاوید و آشکاری به جهان می بخشد که همه چیز را به وجود می آورد و هرچیزی در جهان از نور وجود او مشتق شده است:
پرچه آهن سرخ شد او سرخ نیست
پرتو عاریت آتشزنی است
پر شود پرنور روزن یا سرا
تو مدان روشن مگر خورشید را…58
2-5- زمان و رابطه آن با پویایی در فضای معماری
2-5-1- حرکت از نگاه فلسفه
“جهان طبیعت” در حرکت است و چون رودی در گذر، آنچه هست دوام نیابد و آنچه رفت دیگر باز نیاید. جهان نه تنها در حرکت است بلکه در تغییر است و تبدّل، گردیدن و شدن، و نه تنها چهره جهان که عوض میشود هرگونه ای، گونه تازه به خود میگرد، بلکه جهان در ذات خود هم کم و کاستی دارد، زیادتی و افزونی پذیرد، رشد کند و تکامل یابد، جوهر و ذاتش بارور شود و از بی چیزی به همه چیز رسد. یعنی عالم بر حرکت استوار است و اگر حرکت را از آن بگیریم زوال آن رسیده است.
البته به قول ملاصدرا نباید گفت که جهان متحرک است بلکه باید گفت که جهان یک واحد حرکت است و یک جریان دائم دارد. بطور خلاصه حرکت وابسته به زمان است و زمان کنار هم گذاشتن حادثه هاست و حرکت از چینش حادثه ها در کنار هم ایجاد میشود.
2-5-2- حرکت از دیدگاه معماری
در نگاه اول معماری نه با حرکت ارتباطی دارد و نه با زمان. ساختمانها ایستا و غیر متحرکند در حالی که معماری الگویی پویاست. یک ساختمان طبیعتا حرکتی نمیکند، بلکه این بیننده است که برای درک کامل فضای معماری بایستی حرکت کند و حرکت نیز احتیاج به زمان دارد و به این ترتیب است که زمان اصطلاحا تبدیل به بعد چهارم در ادراک فضا میشود. (نقطه، خط، سطح)
2-5-3- عناصر القا کننده حرکت در معماری:
فضا: فضا لازمه حرکت است و برای هر حرکتی فضای خاص آن باید ایجاد گردد و شکل دهی فضا که وظیفه معمار است کیفیت و کمیت حرکت را دیکته می نماید. مثلا فضای کریدور و راهرو در بنا نه تنها مسیر و جهت حرکت را مشخص میکند بلکه نحوه و کیفیت آن را نیز شکل میدهد. همچنین اسامی مختلف فضاهایی که خاص حرکت اند مانند کوچه، راه، خیابان، اتوبان و … نشانگر این هستند که برای آدمی انواع مختلف حرکت نیز وجود داشته است و فضاهای حرکت چیز جدیدی نیست که فقط مخصوص زمان ما باشد. بلکه در زندگی انسانهای بدوی و کوچ نشین فضاهای مخصوص حرکت قبل از شکل گیری نخستین آبادیها وجود داشته و در کوچ کردن که از ابتدایی ترین روشهای زندگی موجودات است دیده میشود.
راه: راه یعنی مسیر حرکت به عنوان جزء جدایی ناپذیر زندگی بشر اولیه بوده است و برای آنها اهمیت فضای حرکت حتی بیشتر از محل توقف و استراحت ایشان بوده است. راه تصویری از زندگی است و همواره نماد حرکت و هجرت برای انسانها بوده و بطور عام از انواع فضاهای مخصوص رفت و آمد می باشد و معرف و معرف حرکت است و حرکت در یک راه چیزی است جهت دار و انسان را بسوی جلو یا از دیدگاه زمان به سمت آینده هدایت می کند.
مسیر رسیدن به بنا: البته غیر از اینکه راه خود نماد حرکت است، نشانگر نحوه رسیدن به بنا نیز هست و در طول مسیر حرکت و زاویه دیده شدن آن نیز عامل مهمی در ایجاد و تشدید نقش پویایی فرم بنا میباشد که از این خصوصیت در ترکیب فضایی مکان های مختلف مثل مقابر اهرام مصر استفاده شده است بطوریکه راه های رسیدن به اهرام منطبق بر محور اهرام نیست و آنها همواره از گوشه آن دیده میشوند نه از اروبرو، با این نوع حرکت در نتیجه سه بعدی بودن آنها بیشتر چشمگیر خواهد شد و از آن زاویه اهرام از پویایی بیشتری برخوردار خواهند بود.
پویایی در ریتم یا ضرب آهنگ: پویایی و ضرب آهنگ وسیله ایست مهم برای قابل اندازه گیری کردن مسیر. ما با لغت ضرب آهنگ پیش از هر چیزی از طریق موسیقی و رقص آشنا هستیم، یعنی دو رشته هنری که در هر دو آنها حرکت، یک نقش اساسی را به عهده دارد. ضرب آهنگ نشانگر یک تکرار متداوم میباشد که خود باعث توقع شده، براساس قواعدی مشخص، این گرایش نتیجه ای جز پرت اطلاعاتی ندارد. در معماری میتوان ریتم را از طریق راههای گوناگون بوجود آورد. با تغییر در فضاها مانند فضای باز یا بسته، تنگ یا گشاد، پایین یا بالا و … همچنین با تغییر رنگ یا نور میتوان ریتم را بوجود آورد. چنانکه در مورد اسکالارگیا و مناطق تاریک و روشن آن گفته شد، تغییر میان فضای تنگ خیابان و فضای باز میدان، ریتم بین فضای محصور از طرفی و فضای باز و پیچیدگی یک سبک، ارتباط مستقیمی وجود دارد. هرچه نظام یک سبک پیچیده تر باشد، نورپردازی و رنگ آمیزی بیشتر است و اثر این عوامل در نشان دادن یک ایده معماری بیشتر است. بطور کلی میتوان گفت که ایجاد و نحوه ایجاد تنش و تحرک در یک اثر معماری، غیر از موارد ذکر شده به عواملی چون کاربری بنا، خصوصیات روانی افراد استفاده کننده و … نیز بستگی دارد.
توجه به نیروی احساس در القاء حرکت: معماری الگویی پویاست یک ساختمان طبیعتا حرکت نمیکند ولی زمانی که مردم در امتداد مسیری حرکت میکنند شکل آن در حال حرکت به نظر میرسد. با توجه به اینکه پویایی و تضاد سرشار از هیجان و احساسات است، اگر معماری صرفا براساس منطق باشد نمیتواند پاسخگوی روح و احساسات ما باشد. برای دستیابی به این هدف باید از قواعد خشک آن کناره گرفت و هوشمندانه بین قواعد، نوعی پویایی و تضاد ایجاد کرد.
ادراک پویایی: وظیفه فرم های پویا در ساختمان، نشان دادن نیروها و نمایش دادن مسیرها و بطور خلاصه جذاب کردن ساختمان است این تحرک تنها در معماری دارای اهمیت نیست بلکه یکی از مبانی هر نوع لذت بصری می باشد. به عقیده رودلف آرنهایم “هر ادراکی یک بازی متقابل بین نقشهای جهت یافته است”. این تنشها را بیننده از طرف خودش به تصاویر ایستا اضافه نمی کند، بلکه تنش نیز مثل اندازه، شکل، موقعیت و رنگ، یک مشخصه جدایی ناپذیر هر جسمی است که باید ادراک شود. از آنجاکه این تنشها دارای قدرت و جهت هستند میتوان از آنها بعنوان “نیروهای روانشناختی” نام برد.
در این مورد که چرا بعضی ترکیب ها را پویا احساس می کنیم، نظریه های مختلفی وجود دارد. برای نمونه گفته میشود که احساس پویایی، وابسته به تجربه فرد بیننده است.تصویر یک بالرین به این دلیل دارای پویایی و حرکت است که بیننده میداند او در حال حرکت است.
اما این توضیح نمیتواند شامل تحرک در فرم های معماری باشد. در اینجا میتوان نظریه دیگری را معتبر دانست که میگوید برداشت بصری تابع خود جسم نیست: تابع فرم، جهت و مقدار وضوح و روشنایی آن است. آرنهایم هردو این نظریه ها را اشتباه میداند. او معتقد است (با استناد به نتایج کاندینسکی) پویایی بصری بعنوان تنش جهت داده شده، قابل تعریف است. معهذا دلایل کافی وجود دارد که میدان دید، آکنده از نیروهای فعال است. وقتی اندازه یا فرم نقوشی را میبینیم که با تصویری که روی شبکیه وجود دارد اختلاف دارد، تنها فرایندهای پویا میتوانند در سیستم عصبی تحریکات اطلاعاتی را تغییر دهند. پویایی یکی از مهمترین قسمت های تجربه بصری است. این تحرک یک صفت فیزیکی نیست. تحرکات ادراکی شبکیه، این تحرک را در حین تجزیه و تحلیل اطلاعات در مغز پیدا میکند.
آرنهایم همچنین معتقد است که فرایند ادراک اثر پویایی، در یک ترکیب، احتمالا موثر از تناسب یا شکل آن محرک است. ساختمانی که متقارن و دارای ترکیبات متعارف باشد پویایی را کمتر القا میکند تا ساختمانی که عناصر آن متضاد و دارای پیچیدگی باشد. ادراک هر ترکیب متحرکی، همراه با “تمایل به ایجاد تعادل” است. این به آن معنی نیست که ذهن از ادراک هر تحرک خودداری میکند، بلکه ادراک چنان سازمان داده میشود که تا حد امکان انرژی پتانسیل بیشتری را به تعادل برساند. باتوجه به اینکه سعی ذهن بر این است که هر خط مایل نزدیک به افقی یا عمودی را که نیروهای فعال میدان دید هستند افقی یا عمودی ببیند. تنشی که یک خط مایل ایجاد میکند یکی از موجبات ادراک عمق است. برای چشم آسان تر است که دو خط را متمایل ببیند تا موازی ولو اینکه اصلا عمق هم مطرح نباشد. به این ترتیب یک جهت مشخص میشود. این واقعیتی است که از آن در ترسیم شکل فلش برای نشان دادن جهت استفاده میشود. این واقعیت که شکل فلش در تمام دنیا جدا از فرهنگ یا زبان بعنوان نشان دهنده جهت فهمیده میشود نشانگر این مطلب است که احساس تحرک، یک صفت ادراکی عمومی است. تحرک در اثر تغییر بی قاعده شیب خط مایل تشدید میشود.
تحرک ادراکی یک خط منحنی از اینجا بوجود می آید که بیننده در حالتی واکنش گونه، سعی میکند که خط را با یک فرم با قاعده هندسی مثلا خط افقی یا قائم یا دایره تطبیق دهد.
یکی از موارد ایجاد تحرک، ترکیبی است که به آن استروبوسکوپیک می گویند: عناصری که در کلیت کاملا به هم شبیه هستند اما در یک خاصیت با هم اختلاف دارند. مثلا یک ردیف مربع های مساوی که روشنی رنگهای آنها به ترتیب از چپ به راست بطور مرتب تغییر میکند. در بسیاری از آثار هنری معروف به ART-OP یا هنر بصری، از این خاصیت استفاده شده است. تحرک موجود در بسیاری از دیدنیهای روزمره بر همین اساس استوارند.
2-6- گفتگوی میان فرهنگها
واژه «گفتگو» در لغتنامه معين، به معناي سخن گفتن است، و سخن گفتن، با هدف نزديك سازي افراد، گروهها، و فرهنگها پسنديده است. قرآن كريم، شنيدن گفتارها و گزينش برترين آنها را به بندگان خويش سفارش و بشارت داده است (الميزان، ۱۳۸۲). گفتگوگستري، نقشه اي براي گسترش گفتگوي فرهنگي، و تلاشي عملي به منظور تقارب افكار و سنجش تضارب آرا و انديشههاي عمومي است. هدف از گفتگوي فرهنگي، آمادگي همه عناصر فرهنگي براي گفتگو ميباشد (ابطحي ۱۳۸۶).
شاخص گفتگوگستري، اهرم نزديك سازي مردمان و فرهنگها و ابزار دستيابي به ريشه و مجموعة علل و عوامل تنشها و مناقشات تأثيرگذار در فاصله گرفتن دولتها از يكديگر است. همچنين حاصل گفتگوگستري، توجه به انديشه ها و افكار ديگران است و موجب درك اشتباهات ميشود (شهيدي، ۱۳۸۶).59
در تعریف گفتگومیان فرهنگها باید گفت که معنایی فراگیر از ین مفهوم را مدنظر داریم. اگر گفتگو را

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های شناخت شناسی، اهورامزدا، اساطیر ایران، اسطوره شناسی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های به رسمیت شناختن، انعطاف پذیری، نفوذپذیری، مراکز فرهنگی