پایان نامه با کلید واژه های فضاهای شهری، احساس امنیت، برنامه ریزی شهری، خشونت علیه زنان

دانلود پایان نامه ارشد

ه یکی از معیارها وعوامل مهم در مباحث مرتبط با جنبه های اجتماعی توسعه پایدار ، تشویق شهروندان برای حضور در فضاهای شهری وتقویت تعاملات اجتماعی در این عرصه هاست ،طبیعاً شناسایی و رفع موانع چنین حضوری ضروری می گردد. بررسی یافته های مطالعات متعدد به عمل آمده در نقاط مختلف جهان ، گویای این واقعیت است که یکی از مهم ترین موانع دست یابی به این هدف، احساس عدم امنیت در فضاهای شهری می باشد .اگر فضاهای موجود را به دو دسته فضاهای زیر سقفی ودر هوای آزاد تقسیم کنیم ، فضاهای داخلی وبه اصطلاح زیر سقفی ها ، باید ویژگی هایی نظیر لزوم حفظ خلوت و انزوا را داشته باشند وبرعکس فضاهای خارجی یا در هوای آزاد محلی برای تعاملات اجتماعی ، در معرض عموم قرار گرفتن و فضاهایی قابل تجربه وبطور مساوی برای همه در جهت سالم باشند والبته همانطور که یک خانه وهمه فضاهای داخلی آن پناهگاه امنی برای خانواده ومهمان های آن فراهم می کند ، شهر و فضاهای آن هم باید ایمنی و امنیت را بطور مشابه برای همه ساکنان وناظران فراهم بکند .
(Mtani, Lubuva, 2004, 23) برخی از فضای امن به فضای “فضای قابل دفاع “یاد می کنند که در واقع فضاهایی هستند که اشخاص بیشتر در آن فعالیت می کنند و احساس امنیت بیشتری از آن درک می شود وکمتر به فعالیت های مجرمانه اجازه وقوع داده می شود .لذا در این تحقیق سعی گردیده است تا با بررسی تأثیر هر یک از کاربری های شهری کرمانشاه بر احساس امنیت زنان ومیزان تردد آنها در فضاهای عمومی شهرکرمانشاه ، پیشنهاداتی جهت بهبود الگوی برنامه ریزی شهری مؤثر در ارتقاء امنیت ذهنی و عینی زنان ارائه شود .لازم به ذکر است که این پژوهش در نوع خود کاملاً بدیع بوده و سوابق مطالعات ومنابع موجود دراین زمینه ( بویژه در داخل کشور ) بسیار محدود هستند .

2-2)مفاهیم نظری
2-2-1)تعریف امنیت شهری
پژوهشگران در چارچوب واقع بینانه ای امنیت را در واژه های سیاسی وانتظامی تعریف کرده اند و بطور کلی بیشتر آن را به معنی حمایت از ارزشها و مقابله با خطرها و دشمن می دانند(Brownlow,2005,586)
امنیت را می توان یک حق بنیادین وپیش نیازی برای ابقاء و ارتقاء رفاه وسلامت مردم دانست.امنیت احساس آرامش واطمینان از عدم تعرض به جان ومال وسایر حقوق انسان است این ارزش انحصاری ،یکی از ضرورتهای زندگی فردی واجتماعی ،در زمانهای گذشته حصارهای اطراف شهرها وخندق های اطراف آنها حریم امنی را برای شهروساکنان آن ایجاد می کرد به این ترتیب شهر از تعرض بیگانگان مصون می شد ( کامیار33:1382) براساس تئوری نیازها درهرم مازلو در 1968،امنیت یکی از نیازهای ضروری و پایه ای برای تعالی انسان تلقی می شود .درست شبیه به نیازهای فیزیولوژیک انسان که برای تداوم حیات ضرورت دارد و در مجموع ارتقای این مؤلفه برسلامت وسعادت انسان ها و در نتیجه جامعه تأثیر مستقیمی می گذارد (گزارش سازمان بهداشت جهانی ،271،1998).جین جیکوب ،نظریه پرداز بزرگ شهری (1961)،در تبیین امنیت شهری به تعامل فضای فیزیکی و فرآیندهای اجتماعی که محیط را می سازند توجه نموده و بر فعال بودن فضا به عنوان عاملی در ایجاد یک محیط امن و موفق تأکید کرد.جیکوبز ایجاد حرکت ، استفاده های فعال از سطح خیابان و فعالیت های خیابانی و مراقبت های طبیعی از این فعالیت ها را به عنوان مؤلفه هایی در جهت ساختن یک محیط خوب شهری قلمداد می کند.اسکار نیومن (1972)نیز در باب فضاهای قابل دفاع عنوان می کند که مردم و طرح ها در یک شهر خشونت آمیز ،از رویکردهای مشابه در رفتارهای اجتماعی و در جهت توسعه یک محیط امن پیروی می کنند اخیراً کار تیم بیل هیلییر با استفاده از نرم افزار اسپیس سینتکس نیز در بعد کالبدی ،تجمع خیابانها و لایه های آن را به عنوان مؤلفه های کلیدی در ایجاد یک محیط امن شهری معرفی کرده اند .از نظر این گروه بهترین محیط های شهری آنهایی هستند که بخوبی با الگوهای شهر یکپارچه شده اند وامنیت عمومی را ترویج می کنند (Boyle etal,2004,566).

2-2-2)معیارهای شهرسازی در تأمین امنیت یک فضا
البته بعضی از معیارهای شهرسازی در تامین امنیت یک فضا اختصاص به جنسیت وسن وغیره ندارند وبرای کل جامعه کاربرد خواهند داشت نظیر ملاک های طراحی یک فضای امن شهری ( روشناسی مناسب ،حس دیده شدن و شنیده شدن و مراقبت عمومی ،دسترسی به کمک و دیدکافی وخوانایی محیط ونگهداری و جلوگیری از تخریب و وندالیسم و …) اما در اینجا اولویت پژوهش در دستیابی به معیارهای خاص امنیت زنان در فضاهای شهری و بالنتجه حضور فعال تر آنان در سطح شهر می باشد نگرش جنسیتی به مساله امنیت نمی تواند تبعیض و خط کشی محسوب شود زیرا در صورت ا یجاد یک فضای امن برای زنان بطور متعاقب کودکان ومردان نیز احساس امنیت و آرامش خواهند داشت .همچنین از بعد عدالت اجتماعی و عدالت شهروندی ،زنان مانند مردان باید در فضای شهری که شهروند آن محسوب می شوند .احساس راحتی وامنیت داشته باشند و حضور آنان در شهر به دلیل ناامنی ناشی از ضعف های شهرسازی محدود نشده باشد والبته واضح است که در برنامه ریزی برای زنان باید از خود آنان نیز کمک گرفت.
بیست و پنجم نوامبر از سوی سازمان ملل متحد به عنوان روز جهانی منع خشونت علیه زنان اعلام شده است. سازمان ملل متحد در شرح دلیل انتخاب این روز، خشونت علیه زنان را تخطی از حقوق بشر تلقی کرده و آن را نتیجه تبعیض علیه زنان در قانون و نیز در عرصه عمل دانسته است. فضاهای شهری از مهم ترین عرصه هایی است که قابلیت تولید خشونت علیه زنان را دارند و از این رو حضور زنان در این فضاها را با چالش مواجه می کنند. چنین چالشی در جامعه سنتی مان در گذشته از موضوعیت چندانی برخوردار نبود. زنان سنتی عمدتا در قلمروی خصوصی خانه فعالیت های روزمره خویش را انجام می دادند، و تنها در صورت لزوم در فضاهای معدودی از شهر در بازه های زمانی خاصی از شبانه روز، چون حمام و بازار که ماهیت زنانه داشتند، حضور مییافتند.
2-2-3)معیارهای شهرسازی در تأمین امنیت یک فضا با ورود مدرنیته
اما به تدریج با ورود مدرنیته به ایران این هویت سنتی و محصوریت درون قلمروی خصوصی خانه دچار دگرگونی شده است. «در دهه های اخیر در جامعه ما موقعیت، جایگاه و نقشهای زنان دستخوش تغییرات قابل توجهی بوده است. این تغییرات هم در زمینه ارزش ها و نگرش ها و هم در نقش های اجتماعی زنان پدیده آمده است و بخش مهمی از آن ناشی از حضور گسترده و فزاینده زنان در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی و نیز ورود آنها به عرصه های شغلی بوده است» (رفعت جاه، 1387: 138). چنین تغییری در سبک زندگی زنان بی تردید سبب حضور هرروزه آن ها در فضاهای شهری و نیز فضاهای کاری، که ممکن است ماهیت مردانه داشته باشند، شده است. اما حضور در فضاهای شهری تنها مختص زنان شاغل یا دانشگاهی نیست. امروزه کارهای مرتبط با امور خانه داری نیز تماماً در قلمروی خانه صورت نمی پذیرد. بخش عمده وظایف زنانه چون خرید، امور مرتبط با تربیت فرزندان و غیره، پیوندی جدایی ناپذیری میان خانه و محله (محیط شهری پیرامون) برقرار کرده و حضور روزمره زنان در شهر را گریز ناپذیر می سازد. لذا چالش خشونت و ضرورت امنیت برای زنان در شهر یکی از محوری ترین مباحث مطالعات و برنامه ریزی شهری است.
بعد از چنین مقدمه ای، اولین سوالی که به ذهن متبادر می شود این است که: خشونت شهری علیه زنان چیست؟ و مصادیق این خشونت کدامند؟ آیا این خشونت به مفهوم آسیب رساندن به بدن زنان و آزار جسمانی آن هاست یا اینکه امری روانی و ذهنی است که بیشترین چالش و محدودیت را برای زنان ایجاد میکند؟ و یا می توان از سوی دیگر این سوال را مطرح کرد که امنیت از دیدگاه زنان چیست و آن ها برای ایجاد این امنیت برای خود در فضاهای شهر دست به چه کنش هایی می زنند؟
شاید بهتر باشد که از مفهوم لغوی امنیت آغاز کنیم امنیت به معنای در امان بودن (لغتنامه معین) و بی بیمی است (دهخدا). معادل انگلیسی آن (security) به معنای وضعیتی است که از خطر یا آسیب محافظت شود یا بالعکس سبب مخاطره، ریسک یا آسیب نشود. از سویی خشونت در زبان فارسی به معنای درشتخویی و تندخویی است (لغتنامه معین) و معادل آن در زبان انگلیسی (violence) در فرهنگ آکسفورد به معنای فشار جسمی یا حسی است. با تحلیل این مفاهیم در قلمروی فضاهای شهری، می توان به رابطه ای دست یافت مبنی بر اینکه فشاری که به واسطۀ خشونت بر زنان در فضای شهر وارد می شود می تواند هم آسیب جسمانی و هم فشار روحی (حاصل از احتمال چنین آسیبی) باشد؛ نمود چنین فشار روحی ای معمولاً “ترس” است. به بیان دیگر عدم امنیت، تجربه ترس در فضاهای شهری را مطرح می کند. می توان گفت احساس امنیت لزوماً به معنای تجربه کردن خشونت عینی و فیزیکی نیست، بلکه اغلب توسط درکی از یک خطر بالقوه ایجاد می شود. در واقع در این جا احساس خطر به جای واقعیت جرم می نشیند و بر ادراک فضایی زن تاثیر می گذارد. تانکیس در این باره می نویسد: «واقعیت جرم نه؛ که ادراکات خطر است که استراتژی های فضایی زنان را مشروط می کند» (تانکیس، 1390: 163). چنین فشاری هم به دلیل بیولوژی زن یا بدن آسیب پذیر زنانه است و هم به دلیل نگاهی است که در اجتماع به زن به عنوان جنس دوم وجود دارد. به قولییک بدن زنانه می تواند «یک دردسر فضایی» (همان) باشد.
از این رو زنان برای آفریدن امنیت و واکنش به خشونت عینی یا ذهنی ای که از سوی فضا بر آن ها تحمیل می شود، دست به کنش هایی فضایی می زنند. به عبارتی استفاده از فضا از سوی افراد، من جمله زنان، با انفعال همراه نیست و آن ها در مقابل عدم امنیت احتمالی در فضا از طریق کنش های روزمرۀ خویش مقاومت نشان می دهند. زنان در عین اینکه از قلمروهای آزادی در شهرها بهره مند هستند، عرصه های خطر را نیز شناسایی کرده و رفتار فضایی خود را بر مبنای مرزبندی این قلمروها تنظیم می کنند. رفتاری که بعضاً از آن با عنوان جغرافیای ترس یا جغرافیای جنسیت نیزیاد می کنند. از چنین رفتار فضایی ای از سوی زنان می توان به استفاده خلاقانه از فضا تعبیر کرد و این استفاده می تواند از فرد به فرد متفاوت باشد. دوسرتو به طور کلی از چنین کنش هایی با عنوان «تاکتیک» در مقابل «استراتژی»یاد می کند. دوسرتو استراتژی را «نظامی از مناسبات مبتنی بر قدرت» (1) می داند. اما تاکتیک ها، «به کار گیری اختراعی و ابداعی توان ها و فرصت ها در بطن موقعیت استراتژیک اند، و اساسا تاکتیک ها خارج از استراتژی هایی که با آن روبرو هستند عمل نمی کنند. بسیاری از کردارهای زندگی روزمره مانند صحبت کردن، قدم زدن، خرید کردن و آشپزی، تاکتیک هایی به این معنا هستند و در حقیقت شیوه عمل اند» (کاظمی، 1388: 37). بر این مبنا اگر نظم فضایی موجود را که در قلمروهایی منطق خشونت را بر زنان تحمیل می کند. «استراتژی» فضایی از سوی نظم بالادست بدانیم، کنش های زنان برای ایجاد امنیت «تاکتیک» های فضایی شناخته می شود.
حال می توان پرسید که زنان برای ایجاد امنیت برای خود در برابر خشونت های عینی و ذهنی در فضا از چه تاکتیک هایی استفاده می کنند؟ پرهیز از حضور در فضاها یا مکان های خطرناک در زمان های خاص، نخستین و ابتدایی ترین تاکتیک هاست. چنان که بسیاری از فضاهای شهری چون پارک ها و مراکز خرید در طول روز مملو از حضور زنان است، ولی در شب این فضاها بیشتر از سوی مردان یا خانواده ها مورد استفاده قرار می گیرد. جایگزین نمودن مسیری به جای مسیر دیگر از تاکتیک های دیگری است که زنان در رفتارهای فضایی خویش استفاده می کنند. همچنین استفاده از تلفن همراه، گروهی جایی رفتن و همراه داشتن اسلحه در مکان های عمومی تاکتیک هایی هستند که زنان برای مقابله با ناامنی فضاها در کنش های روزمره خویش به کار می گیرند.
در پایان این مبحث می توان چنین گفت که مطالعه و بررسی این رفتارهای فضایی درکرمانشاه باید از سوی مطالعات و برنامه ریزی شهری، به منظور محدود نمودن شناسایی عرصه های خطر یا جغرافیای ترس برای زنان، صورت پذیرد. در واقع این امنیت نباید تنها از سوی زنان برای خویش، بلکه از سوی امکانات عینی در فضا نیز برای زنان

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های فضاهای شهری، احساس امنیت، امنیت شهری، فضای شهری Next Entries پایان نامه با کلید واژه های فضاهای شهری، فضای شهری، فضاهای عمومی، فضاهای باز