پایان نامه با کلید واژه های فرزند پروری، هویت اجتماعی، طبقه اجتماعی، فرزند پروری والدین

دانلود پایان نامه ارشد

که ناپخته تر و خود محورتر باشند .
والدين بی توجه: صميميت و مقررات و راهنمايي را تأمين نمی کنند. فرزندان آنها به احتمال زياد انگيزش پيشرفت کمی دارند و با همسالان و بزرگسالان در مدرسه روابط آشفته ای داشته و تکانشی و پرخاشگر هستندفرزند پروری بی توجه با پيامدهای رشد بسيار منفی، ارتباط دارد(سيد محمدي،1386 )
سبكهاي فرزند پروري به دو عامل بستگي دارد: پاسخدهی و توقع.  پاسخدهي عبارت است از ابراز محبت، ملاحظه نيازهاي كودك و استفاده از استدلال در تربيت بچه ها. توقع نيز ، ميزان سفت و سخت بودن قواعد و توقع والدين از فرزندشان است(كاپلان 48،(2005) .مترجم فيروزبخت، 1384).
2-3-5- نظریه اریکسون49
بنابرنظریه تحول روانی اریکسون شکل گیری شخصیت بر طبق مراحل و براساس رشد بدنی که تعیین کننده کشش فرد نسبت به جهان خارجی و هوشیار شدن وی نسبت به آن است، تحقق می پذیرد. براساس مراحل هشتگانه روانی – اجتماعی اریکسون واهداف وسبک های فرزند پروری والدین در مراحل مختلف رشد تغییر می کند. در مرحله اول رشد روانی- اجتماعی که اعتماد در برابر عرم اعتماد است واز تولد تا 18 ماهگی را شامل می شود، هدف اصلی فرزند پروری پاسخگویی به نیازهای فرزند است. در مرحله دوم که خود مختاری در برابر شرم و تردید نامیده شده و از 18 ماهگی تا 3 سالگی را در بر می گیرد، هدف اصلی کنترل رفتار فرزندان می باشد. برای کودکان 3 تا 5 سال که در مرحله ابتکار در برابر احساس گناه به سر می برند ، هدف عمده فرزند پروری والدین باید پرورش خود مختاری کودک باشد. درمرحله چهارم که اریکسون آنرا کارایی در برابر احساس حقارت می نامد و از سنین 5 تا 11 سالگی را شامل می شود، هدف اصلی فرزند پروری ترقی دادن و پیشرفت کودک است. در سنین نوجوانی ومرحله احساس هویت در برابر پراکندگی نقش، هدف اصلی والدین تشویق واستقلال وحمایتهای عاطفی است( باقر پور کماچالی،1384)
2-3-6- الگوی زیگلمن
زیگلمن روشهای ارتباطی والدین و فرزندان را به چهار قسمت کلی تقسیم کرده است:
1- والدین مقتدر ۲- والدین مستبد3 – والدین سهل گیر ۴- والدین مسامحه گر یا بی اعتنا
والدین مقتدر : والدین مقتدر انعطاف پذیر و مطالبه کننده هستند. آنها بر روی فرزندانشان کنترل اعمال می کنند اما در عین حال پذیرنده و پاسخ دهنده نیز هستند. به طور پیوسته آن قوانین را اجرا می کنند. آنها همچنین دلیل و منطق این قوانین و محدودیت ها را توضیح می دهند. نسبت به نیازها و دیدگاههای کودکانشان پذیرنده هستند و مواقعی که آنها در حال توصیه به فرزندان هستند احترام فرزندانشان را نیز رعایت می کنند والدینی که از سبک اقتدار منطقی استفاده می کنند به فرزندان خود می آموزند که درگیری و اختلاف نظر با در نظر گرفتن نقطه نظر فرد دیگر و در چارچوب گفتگو، به طور موثر حل خواهد شد. آنها متناسب با سن فرزندانشان به آنها مسئولیت می دهند و برای رسیدن فرزندان به حداکثر سطح رشدی لازم برای دستیابی به یک فردیت مطمئن و مستقل، ساختار لازم را فراهم می آورند(زیگلمن 50،۱۹۹۹)
والدین مستبد: این والدین قوانین را به طور انعطاف ناپذیری تحمیل می کنند. از نظر تربیتی خشن و تنبیه گرند. با رفتار بد مقابله می کنند و کودک بدرفتار را تنبیه می کنند. ابراز محبت و صمیمیت آنها نسبت به کودکان در سطح پایین است. آنها امیال کودکان را در نظرنمی گیرند و عقایدشان را جویا نمی شوند. کودکان دارای چنین والدین ثبات روحی و فکری ندارند و خویشتن را بدبخت می پندارند. آنها زود ناراحت می شوند و در برابر فشارهای روانی آسیب پذیرند.والدین مستبد از نظر درخواست کنندگی و دستوردادن در سطح بالایی هستند اما پاسخ دهنده نیستند. آنها قدرت مدار و واضع قانون هستند و انتظار دارند دستوراتشان بدون توضیح دادن اطاعت شود. همچنین آنها محیط های ساختار یافته با قواعد واضح فراهم نمی کنند(زیگلمن،۱۹۹۹)
والدین سهل گیر : این والدین نسبت به آموزش رفتارهای اجتماعی سهل انگار هستند. نظم و ترتیب و قانون کلی در این نوع خانواده حاکم است و پایبندی اعضا به قوانین و آداب و رسوم اجتماعی بسیار کم است. هر کس هر کاری که بخواهد می تواند انجام دهد. فرزندان در چنین خانواده هایی دارای استقلال فکری و عملی هستند و به سبب هرج و مرج، نوعی تزلزل روحی در این گونه خانواده ها به چشم می خورد.
این تزلزل باعث بی بند و باری کودکان شده و سبب می شود آنان نسبت به زندگی احساس مسئولیت نکنند. همچنین از ویژگی های فرزندان رشدیافته در چنین خانواده هایی می توان گفت آنها در مقابل بزگسالان مقاوم و لجوجند. آنها دارای اتکای به نفس پایینی هستند، زود خشمگین و زود خوشحال می شوند، تکانشی و پرخاشگرند و در مقابله با فشارهای روانی دچار مشکل می شوند(زیگلمن،1999).
والدین مسامحه گر یا بی اعتنا ( بی کفایت یا طرد کننده):والدینی که کنترل پایین و پذیرش پایین را ترکیب می کنند، نسبتا در پرورش کودکانشان غیرمداخله گر هستند. به نظر می رسد آنها از فرزندانشان مواظبت نمی کنند و ممکن است آنها را طرد کنند. به عبارت دیگر آنها به گونه ای غرق در مشکلات خود شده اند که نمی توانند نیروی کافی برای برقراری و اجرای قوانین اجتماعی انجام دهند ((زیگلمن 51،1999).
2-3-7- الگوی شفر
شفر با مطرح کردن ابعاد گرمی/ سردی  و آزادی/ کنترل، یک الگوی فرضی در مورد روابط والدین- کودک ارائه داد و آن را به چهار دسته تقسیم می کند:
1- والدین با محبت و آزاد گذارنده: این والدین کسانی هستند که معمولاً به عنوان والدین نمونه شناخته می شوند. کودکان آنها دارای استقلال بوده و رفتار اجتماعی مناسبی دارند. محبت و گرمی توام با آزادی موجب می شود به علت داشتن فضای مناسب برای برون ریزی هیجانی و عدم وجود پاسخهای نامناسب از سوی والدین، حالتهای پرخاشگری در کودکان چنین خانواده هایی دیده نشود.(آزادی،1382)
2- والدین با محبت و محدود کننده:گاهی محبت والدین محدودیتهایی را به دنبال دارد. این والدین فرصت کسب تجربه و یادگیری را از کودکان سلب می کنند. آنها با محبت افراطی، آزادی لازم را از کودکان خود سلب می کنند.(آزادی،1382)
3- والدین متخاصم و محدود کننده:رفتارهای خصومت آمیز این نوع والدین که بیشتر بر اصل تنبیه استوار است به همراه سخت گیری و محدودیت شدیدی که نسبت به فرزندانشان اعمال می کنند، موجب ایجاد احساس خصومت شدید در فرزندان آنها می شود. از سویی عدم اجازه به کودک در ظاهر ساختن این احساس موجب عصبانیت در کودک می شود.:آزادی،1382)
4- والدین متخاصم و آزادگذارنده:تفاوت این کودکان با گروه قبلی در این است که همراه شدن عامل خصومت با عامل آزادی موجب ایجاد رفتارهای پرخاشگرانه به شدیدترین حالت در این کودکان می گردد. نتایج برخی مطالعات نشان داده است که والدین کودکان بزهکار این الگو را از خود نشان می دهند.(آزادی،1382)
2-3-8- نظریه آدلر
یکی از نظریه پردازان سبکهای فرزند پروری آلفرد آدلر است. آدلر بطور کلی سبکهای فرزند پروری شامل موارد زبر می داند(اسلمی،1385)
1- سبک آزادمنش وامید بخش: والدین در این سبک، منحصر بفرد بودن کودک را قبول دارند.
2- سبک بسیار آسان گیر: والیدن هدایا، مزایا، وامتیازات زیادی را بر سر کودک می ریزند.ولی توجهی به نیازهای اصلی او ندارند. کودک در چنین شرایطی کسل و بی تفاوت است و ابتکار وخود انگیختگی خود را از دست می دهد.
3- سبک بسیار مطیع: والدین تسلیم آرزوها وخواسته وتمایلات کودک می شوند. کودک در چنین محیطی ، حقوق دیگران را نادیده می گیرد.
4- سبک بسیار جدی: والدین دائماً بر رفتار و اعمال کودک نظارت دارند .در حال دستور دادن هستند.
5- سبک کمال گرا: والدین هنجارهای بسیار بالایی دارند وتنها در صورتی کودک را قبول دارند که مطابق میل پدر ومادر عمل کند.
6- سبک بسیار مسئول: به دلایل مختلف مانند شریاط اقتصادی یا فوت یا بیماری ممکن است یکی از والدین مسئولیتهای سنگین را برعهده کودک بگذارد.
7- سبک بی توجه: والدین اغلب مشغله فراوان دارند ، یا نیستند. هیچ کس محدودیتی قرار نمی دهد.
8- سبک طرد کننده: هر نوع پذیرشی را طرد می کند وبا کودک به عنوان یه فرد مزاحم برخورد می کنند.
9- سبک تنبیهی: اغلب با اعمال فشار زیاد وکمال گرایی همراه است.
10-سبک خود بیمار انگارانه: جو خانه مضطرب وترسناک است. کودک ممکن است به خاطر مسئله ای در خانه بماند وبه مدرسه نرود.
11-سبک ازنظر جنسی تحریک کننده: والدین ممکن اسن کودک رادر حین حمام کردن نوازش کنند ویا این که کو دک را با خود به رختخواب ببرند وبه عنوان یک وسیله شهوانی از آن استفاده کنند. این کودکان زودتر ازموعد با ئمسائل جنسی روبرو می شوند با رازدار باشند. اغلب شاکی وپریشان هستند واحساس گناه می کنند(اسلمی،1385).
2-3-9- طبقه اجتماعی و سبک فرزندپروری
طبقه اجتماعی یا وضعیت اقتصادی اجتماعی به موقعیت فرد در جامعه یعنی طبقه بندی شدن وضعیت یا قدرت اجتماعی اشاره دارد. (مک کوبی52۱۹۸۰، به نقل از ماسن 53،ترجمه یاسایی،۱۳۸۳) پیشنهادهای تحقیقی درباره پرورش فرزند را مورد بررسی قرار داده و نتیجه می گیرد که والدین طبقه اجتماعی بالا با والدین طبقه اجتماعی پایین حداقل در ۴زمینه تفاوت دارند:
1   -والدن متعلق به طبقه اقتصادی -اجتماعی پایین تر بر احترام و اطاعت، پاکیزگی، ظرافت و پرهیز از مشکل تراشی گرایش دارند. در حالی که والدین با طبقه اقتصادی-اجتماعی بالاتر بیشتر بر شادمانی، حس کنجکاوی، استقلال، خلاقیت و بلند همتی تاکید دارند.2   -والدین طبقه اقتصادی-اجتماعی پایین ،بیشتر محدودکننده و مستبد هستند و اغلب هنجار دلخواه خود را برقرار میکنند و آنها با استفاده از اعمال قدرت به شکل انضباط به کودکان القا مینمایند.والدین با طبقه اقتصادی اجتماعی بالاتر ،گرایش به سبکهای پذیرندگی دارند و بیشتر از سبکهای استنتاجی استفاده می کنند تا انضباطی3-والدین با طبقه اقتصادی-اجتماعی بالا با فرزندان خود بیشتر صحبت می کنند و از زبان پیچیده تری استفاده می کنند.4 –   والدین با طبقه اقتصادی-اجتماعی بالا ،تمایل بیشتری به نشان دادن نرمی،صمیمیت و مهربانی با فرزندان خود دارند.البته باید خاطر نشان کرد که این تفاوتها مربوط به طبقه اجتماعی والدین نشان دهنده یک میانگین گروهی است تا یک اختلاف کلی. بعضی از والدین طبقه متوسط بسیار محدودکننده و تحکمی و رویکردشان نسبت به پرورش فرزند مسامحه کار است، در حالی که بسیاری از والدین طبقه پایین ، بیشتر شبیه گروه متوسط عمل می کنند(اسلمی،۱۳۸۵).
2-4- تعریف هویت
موضوع وماهيت هویت،یکی از مسائل چالش برانگيز و پر دامنه است که در دهه های اخيرمورد توجه بسياری از روشنفکران،اندیشمندان و پژوهشگران قرار گرفته است و از انجایی که بيشتر این تاْمل ها ،فاقد وجه تجربه و عينی اند،معمولاْ بر پایهی پيش فرضها،ذهنيات و گرایش های شخصی نه الزامات به صورت نظریه ای درباره ی هویت قضاوت ميشود. (سروستانی و همکاران،1387)
از آنجایی که انسانها موجوداتی اجتماعی هستند،پس دارای هویت اجتماعی هستند.انسان بدون وجود راهی برای دانستن اینکه دیگران کيستندو بدون نوعی درک از اینکه خود ما کيستيم غير قابل تصور. بدون وجود چارچوبی برای مشخص ساختن هویت اجتماعی و هویت های فردی،من همان بودم که شما هستيد،هيچ یک از ما قادر نمی بود با دیگری نسبت معنی دار یا سازگاری برقرار کند؛در واقع بدون هویت اجتماعی جامعه ای در کار نيست. (جنکينز 54، 1381 )
بنابر این هویت اجتماعی به عنوان مبنایی برای آشکار ساختن شباهت ها ،تفاوت ها،امکان برقراری ارتباط معنی دار و مستمر را ميان افراد جامعه به وجود می آورد. انسانها ذاتاّْ در پی آن هستند که نسبت به دیگران متمایز ، جلوه کنند و از این تمایز خود احساس سربلندی کنند.(مجتهد زاده،1378)
به عبارت دیگر ميتوان چنين گفت که هویت اجتماعی، نه فقط ارتباط اجتماعی را امکانپذیر ميکند،بلکه به زندگی افراد هم معنا مي بخشد . هویت نه فقط فرآیندی برای خود شناسی کنشگران اجتماعی است بلکه معنی سازی نيز به واسطه ی آن صورت ميگيرد.( فکوهی، 1389)
2-4-1- انواع هویت
1- هویت فردی:به دو متغییر بستگی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های فرزند پروری، فرزندپروری، عزت نفس، سبک های فرزند پروری Next Entries پایان نامه با کلید واژه های مسئولیت پذیری، عزت نفس، آموزش و پرورش، رشد شناختی