پایان نامه با کلید واژه های فرار مالیاتی، نظام مالی، نظام مالیاتی، مقررات مالیاتی

دانلود پایان نامه ارشد

بوده, که با خصلت خود خواهی انسانی ناسازگار است. بنابراین او تلاش میکند از پرداخت آن امتناع ورزد. البته در اقتصاد اسلامی, با فرض انسان اقتصادي اسلام و جامعه اسلامی, با این مشکل مواجه نیستیم, زیرا منافع فردي انسان اقتصادي اسلام با منافع اجتماعی او عجین شده است. اسلام منافع اجتماعی را بگونه اي به منافع فردي برگردانده است. انسان معتقد به معاد, زندگی را به حیات دنیوي منحصر ندانسته و منافع را در منافع مادي خلاصه نمی کند. فرد از آنجا که خود را دوست می دارد و داراي جهانبینی اسلامی است, منافع فردي خود را در پرداخت مالیاتهاي واجب میداند. این انسان عدم پرداخت دیون واجب خود به جامعه اسلامی را, موجب عقوبت در آخرت دانسته و در مقابل, پرداخت واجبات بلکه مستحبات را براي رسیدن به کمال خود ضروري میداند.
2.عدم اعتقاد به نظام مالیاتی
با مراجعه به مودیان مالیاتی, این نتیجه حاصل میشود که اکثرا اعتقادي به لزوم پرداخت مالیات وضع شده از طرف دولت ندارند. از جمله این علل, عدم توجیه مردم توسط مسئولین, تغییر قوانین مالیاتی, اعمال تبعیض در مراحل عمل و بعضا مصارف بی جا میباشد. در رابطه با اعمال تبعیض در مرحله عمل بدون مناسبت نیست. بعضی فقدان فرهنگ مالیاتی در کشور ایران را از جمله علل فرار از نظام مالیاتی ذکر کرده و یکی از علل پرداخت به موقع مالیات در کشورهاي توسعه یافته را فرهنگ مالیاتی مردم میدانند. در این رابطه, اگر مالیات را عبارت از پرداخت اجباري قسمتی از دارایی یا در آمد افراد براي تامین مخارج عمومی دانسته و فرهنگ مالیاتی را عبارت از پرداخت مالیات از روي میل و با طیب نفس بدانیم, این مطلب تا حدودي پذیرفتنی است که جامعه کنونی ما فاقد فرهنگ مالیاتی است. اما علت پرداخت به موقع مالیات در کشورهاي توسعه یافته, فرهنگ مالیاتی مردم نیست بلکه وجود مجازاتهاي سنگین و سیستم اطلاعاتی قوي این کشورها است. این کشورها از سیستم بانکی قوي و نیرومندي برخوردارند. تقریبا همه معاملات در این کشور ها با چک صورت میپذیرد. سیستم مالیاتی در آنها بگونه اي است که کوچکترین مجازات فرار از مالیات, از بین رفتن اعتبار فردي میباشد. بنابر این شاید بتوان گفت اگر آنان در سیستم مالیاتی کشور ما قرار گیرند که اطلاعات نسبت به در آمد و ثروت افرادضعیف و راههاي فرار از مالیات به وفور یافت می شود، هرگز مالیات پرداخت نمی کنند. (رجائی،1390)
3. پایین بودن فرهنگ مالیاتی
بررسی های مختلف نشان‏‎ ‎می دهد بیشتر مردم نمي‌دانند چرا ماليات مي‌دهند شایع ترین زمینه های ‏پیدایش فرار مالیاتی عدم گسترش‎ ‎فرهنگ مالیاتی در جامعه است فرهنگ مالیاتی ، مجموعه ای از ‏طرز تلقی ، بینش و عکس العمل‎ ‎افراد در قبال نظام مالیاتی است. به عبارت دیگر طرز تلقی ، ‏بینش ، برداشت ، آرمان‎ ‎ها، ارزش های اجتماعی ، قوانین جاری و میزان تحصیلات و آگاهی ، ‏از جمله ‎ عواملی ‎هستند که فرهنگ مالیاتی را شکل می دهند‎. در کشور ما، قانونگذاری به راحتی انجام می شود اما اجرا و نظارت‏‎ ‎بر آن در بسیاری موارد با ‏مشکل مواجه است‎.‎ فقدان آموزش مؤديان مالياتي دربارهء تخصيص صحيح منابع مالياتي دولت ،موجب نارضايتي ‏بيش‌ترو عدم تمايل آنان به پرداخت ماليات مي‌شود‎.‎
‏بنابراین پایین بودن فرهنگ مالیاتی به ویژه هنگامی که به انگیزه سود جویی و سودا گری برخی افراد جامعه همراه شود. می توان نقش موثری در کاهش میزان مالیات های وصولی و افزایش فرار مالیاتی داشته باشد. بنابراین یکی از ضرورت های نظام مالیاتی مناسب اشاعه و رشد فرهنگ مالیاتی یا مردمی کردن مالیات ها است که بدون آن نظام مالیاتی از کارایی مؤثر برخوردار نخواهد بود.(وثوقی ونیک خلق ،1380)
فرهنگ مالیاتی به معنای باورها و شناخت مردم در مورد مالیات و لزوم پرداخت آن توسط آن‌هاست. هرگاه بتوانیم ضرورت دریافت مالیات از مردم را به صورت مستدل و منطقی برای آن‌ها بیان کرده، به آنان آگاهی‌های لازم را داده و برای آن‌ها به صورت شفاف توضیح دهیم که مالیات دریافتی از مردم و توسط دولت صرف چه هزینه‌هایی می‌شود و در صورت نپرداختن مالیات، ‌ دولت و مردم دچار چه مشکلاتی خواهند شد و همچنین مردم به یک باور برسند که دولت مالیات دریافتی را برای بهبود وضع جامعه و توسعهء اجتماعی و رفاه شهروندان هزینه می‌کند آنگاه می‌توان ادعا کرد که مقدمات یک فرهنگ مالیاتی خوب برای پرداخت مالیات توسط عامهء مردم به وجود آمده است.
به این منظور باید:
1- مقبولیت عامه نسبت به مفهوم مالیات یعنی باور و اعتقاد عمومی نسبت به مالیات را ایجاد و گسترش داد.
2-مردم نسبت به حکومت و شرایط سیاسی جامعه، نگاهی مثبت داشته باشند.(به عبارت دیگر حکومت، مورد پذیرش مردم باشد.)
3- یک باور دو طرفه بین دولت و مردم وجود داشته باشد.
مهم‌ترین مواردی که می‌توان در سازمان مالیاتی ایران به اجرا درآورد تا به یک فرهنگ مالیاتی نسبتا مناسب دست پیدا کرد عبارتند از:
-گنجاندن موضوع مالیات در قسمتی از کتاب‌های درسی مدارس کشور
-اطلاع‌رسانی درست و مداوم و جلب حمایت عمومی
-آموزش و مشاورهء مؤدیان مالیاتی
-ساده‌سازی قوانین
-معرفی مؤدیان نمونه در سطح ادارات کل استانی
-گسترش فرهنگ پژوهش و تحقیق در زمینه نارسایی‌های سیستم مالیاتی ایران
-آموزش و التزام ماموران مالیاتی به برخورد مناسب و همراه با احترام به تمامی مؤدیان
-ارتباط تنگاتنگ با مجامع صنفی و اتحادیه‌ها
4.تغییرات جمعیتی و اخلاقیات
تحقیقات نشان میدهند که فرار مالیاتی در مردان بیشتر از زنان است و همچنین با افزایش سن افراد فرار مالیاتی نیز افزایش میابد و در دوره بازنشستگی هم کاهش می یابد.اخلاقیات روی فرار مالیاتی نقش بسزایی دارند اگر افراد پایبند اخلاق باشند کمتر دچار فرار مالیاتی که نوعی فعالیت ضد اخلاقی است خواهد شد. و همچنین با افزایش درآمد میزان فرار مالیاتی گسترش می یابد ، افراد ثروتمند با به کار گیری افراد ماهر و متخصص که از راههای فرار مالیاتی اطلاع درستی داشته باشند و یا بهترین راه فرار مالیاتی را کشف کنند.
5.فرار عمدی از پرداخت مالیات
عدهای از فراریان مالیات مؤدیانی است که به احکام و دستورات قانونی کم توجه اند .و افرادی که به طور عمدی از پرداخت مالیات فرار می کنند. جریمه سنگینی خواهد داشت.
بنابراین نبود جرایم سنگین جزایی و کیفری برای مؤدیان و ممیزان مالیاتی که مرتکب فساد مالی می شوند و این باعث افزایش فرار مالیاتی می شود.(نورانی ،1387)
2-6-2علل مربوط به نظام مالیاتی کشور
1لف )نواقص سیستم نظام مالیاتی ب ) علل موجب پیچیدگی سیستم نظام مالیاتی
الف -نواقص سیستم نظام مالیاتی
1. عدم جلب اعتماد مردم نسبت به اهداف مالیاتی- با بررسی تحقیقی و تنظیم پرسشنامه و تماس با مودیان مالیاتی می توان به این نتیجه رسید که اعمال تبعیض بین مودیان متشابه الوضع و یا وجود تساوي بین مودیانی که از نظر در آمد یا ثروت متفاوت می باشند, تبانی مودیان با مامورین مالیاتی, راهنمائی هاي مامورین مالیاتی و حتی نوشتن عریضه براي کاهش مالیات مودیان توسط خود مامورین و… از اعتماد مردم نسبت به نظام مالیاتی کاسته و موجب فرار از مالیات میشود.
3- ضعف سیستم اطلاعاتی
در کشورهاي پیشرفته به علت پیشرفت تکنولوژي و بانکداري, اطلاعات نسبت به ثروت, در آمد و معاملات افراد حقیقی و حقوقی نسبتا دقیق است و در این جهت مشکل زیادي ندارند. ولی در کشورهاي در حال توسعه از جمله جمهوري اسلامی ایران, رشد بیش از حد بخش خدمات, ضعف سیستم بانکی و عدم ثبت دقیق معاملات و انتقالات, موجب شده است مسئولین مربوط نتوانند اطلاعات دقیقی از در آمد و ثروت افراد بدست آورند. وجود این مساله و ضعف اعتقاد مردم به نظام مالیاتی موجب عدم اعلام صحیح در آمد یا ثروت واقعی افراد گردیده که نتیجه آن گسترده شدن میدان فرار از مالیات میباشد. در آمد هاي مالیاتی 30.5 درصد افزایش و در آمد نفت 51 در صد کاهش را نشان میدهد, ولی بخش عمده اي از کاهش مزبور به علت کاهش ارزش ریال در برابر دلار و محاسبه در آمد نفت با قیمت رسمی دلار میباشد. علاوه بر این, این کاهش همراه با کسري بودجه بوده است و عمدتاً به وسیله استقراض از بانک مرکزي جبران شده, که خود تورم زا بوده است. اتکاء به نفت موجب گردیده توجهی به مالیاتها نشده و در نتیجه در آمدهاي مالیاتی کشور, حتی نسبت به کشورهاي در حال توسعه, نا چیز باشد. مقایسه اي بین سهم در آمدهاي مالیاتی در تولید ناخالص ملی در کشورهاي آسیائی, این مساله را نشان میدهد.
2. ترکیب مالیاتی
در مالیاتهاي غیر مستقیم وقتی کالا ضروري باشد و مصرف کننده نتواند در مصرف آن صرفه جوئی کند, احتمال پرداخت مالیات بوسیله افراد کم در آمد بیشتر میشود و طبقه مرفه و پر در آمد که بیشترین نفع را از امکانات جامعه می برند بالنسبه مالیات کمتري پرداخت می نمایند. در مالیاتهاي غیر مستقیم, مودي مالیاتی دقیقا شناخته شده نیست. با توجه به اینکه در مورد مالیاتها شناخت مودي مالیاتی, از مسائل اساسی و مهم میباشد, مالیاتهاي غیر مستقیم, مسئولین را به اهداف مالیاتی نخواهد رساند و توزیع عادلانه در آمد را که از اهداف مهم اجتماعی مالیاتها است نا برابرتر خواهد کرد و با افزایش مالیاتهاي غیر مستقیم نسبت به مستقیم, فاصله طبقاتی بیشتر خواهد شد( مالیاتهاي غیر مستقیم پس از انقلاب سهم مهمی را به خود اختصاص داده است).(همان منبع)
3. عدم توجه به رضایت مؤدیان مالیاتی
در حال حاضر، اغلب فرآیندها از دیدگاه درونی سازمان مالیاتی طراحی میشود و کمتر به راحتی مؤدیان توجه میشود. این امر، موجب دلسردي مؤدیان و انگیزهء اندك آنان براي تمکین از مقررات مالیاتی میشود.فقدان آموزش مؤدیان مالیاتی دربارهء تخصیص صحیح منابع مالیاتی دولت، موجب نارضایتی بیشتر و عدم تمایل آنان به پرداخت مالیات میشود . به عبارتی قواعد شغلی و مقررات مالیاتی پیچیده، مانع از اصلاح فرآیندها میشوند. به طور کلی ماموران مالیاتی، درك اندکی از نوع فعالیت و فلسفهء وجودي فرآیندهایی که به موجب مقررات انجام میشود و یا حاصل عادتهاي درازمدت دیگران است، دارند. به طور کلی در مورد نحوهء تفکیک فرآیندها براي انواع پایه هاي مالیاتی، در قانون مالیاتهاي مستقیم، سخنی به میان نیامده است. اغلب مقررات مالیاتی، داراي ابهاماتی هستند که توسط ماموران مالیاتی تفسیر میشوند و درك جامع مدیریتی و جمعی از آنها وجود ندارد. وجود اطلاعات محدود، ضعف اطلاعاتی را در رابطه با مؤدیان ایجاد میکند. توزیع و انتقال اطلاعات محدود میان سازمان مالیاتی و سایر ذينفعها (وزارتخانهها، ادارهء ثبت و مؤدیان مالیاتی) منجر به تشخیص غیردقیق مالیات و از دست رفتن درآمدهاي مالیاتی میشود. اطلاعات ضعیف، توانایی سازمان مالیاتی ایران را در انجام حسابرسی موردي محدود میکند. به این دلیل که در حال حاضر تمامی شرکتها و مشاغل (تمامی پروندههاي مالیاتی) مورد رسیدگی قرار میگیرند، بار کاري ممیزان مالیاتی غیرقابل تحمل است. روشهاي اجرایی غیرموثر موجب عدم دقت و حجم زیاد دادخواهی میشوند. در بعضی مواقع ممیزان و مؤدیان مالیاتی روابطی را برقرار میکنند که بر رعایت انصاف و عدالت ممیزان تاثیر میگذارد. عدم وجود ساز و کارهاي کنترلی در سیستم اجرایی مالیاتی، به ممیز مالیاتی قابلیت انعطافپذیري بسیار زیادي را در هدایت تشخیص میدهد. این امر، بیدقتی و تقلب را افزایش میدهد. به دلیل عدم وجود روشهاي اجرایی مالیاتی قوي، تعداد زیادي از داد خواهی هاي مالیاتی علیه سازمان مالیاتی کشور طرح میشود (دژ، 1390)
4.وجود معافیت های وسیع و متنوع مالیاتی
یکی از زمینه های بروز بسیاری از فرارهای مالیاتی ، سیاست های حمایتی مالیاتی در قالب گسترش معافیت هاست. این پدید(فرار مالیاتی)، زمانی گسترده تر می شود که نظام اطلاعاتی جامعی برای کنترل و پایش معافیت ها در بخش های مختلف وجود نداشته باشد. لذا اگر اعطای معافیت ها با دقت لازم صورت نگیرد ، دولت برای کسب درآمد مالیاتی مورد نظر ، فشار سنگینی را به گروه های دیگر جامعه وارد می کند. به طور کلی نباید معافیت های مالیاتی برای بخش گسترده ای از

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های ارزش افزوده، مالیات بر ارزش افزوده، مالیات بر درآمد، تولید ناخالص ملی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های اجتناب مالیاتی، عدم اطمینان، نرخ مالیات، تولید ناخالص داخلی