پایان نامه با کلید واژه های عَلَيْكُمْ، الْأَرْضِ، وخط، كنند،

دانلود پایان نامه ارشد

اللَّهُ الْحُسْنى‏).
آيه 96، (أَجْراً عَظِيماً) در آيه95 را تفسير مي كند و آن را درجه‏هاى مغفرت و رحمت الهي معرفي مي كند. درجات اخروى هر چه باشد، هم مغفرتى است از ناحيه خداى سبحان و هم رحمتى است از سوي او. در قرآن كريم غالب مواردى كه كلمه رحمت و امثال آن به كار رفته، مغفرت نيز با آن آمده است، مانند آيات (مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظِيمٌ)178، (مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ)179، (مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبِيرٌ)180،( وَ مَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٌ)181. پس غرض از اين توصيف در روزي كه همه را جمع مي كند (اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلى‏ يَوْمِ الْقِيامَةِ)(87) ترغيب و تحريك مسلمانان بر قيام به امر جهاد است، تا مسلمين در رفتن به جهاد شتاب نموده، از يكديگر سبقت بگيرند.
يكي از وظايف مومنان هنگامي كه نمي توانند با مخالفان حق و دين الهي جهاد كنند، هجرت كردن از سرزمين شرك و رها كردن آن است كه خود از مصاديق جهاد به حساب مي آيد و شجاعت و ايمان قوي مي طلبد. در بيان اهميت هجرت، آيه 97 (إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ قالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصِيراً) حال گروهي را توصيف مي كند كه در بلاد شرك اقامت گزيده، مهاجرت نكرده‏اند و با اين كار به خود ستم كرده‏اند. به اين معنا كه مى‏توانستند مهاجرت كنند، ولى سهل‏انگارى كردند اينها ماوايشان جهنم است كه جايگاه بسيار بدى است.
آيات 98 و99 (إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلاً * فَأُولئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَ كانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُوراً) گروهي ديگر از مومنان را توصيف مي كند كه مهاجرت نكردند ولي مستضعف حقيقي بوده اند. آنها اميد است كه از عفو الهي بهره مند گردند ( وَ آخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ وَ إِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ )182.
اين آيات براي ترغيب به هجرت است، تا مومنان هر چه زودتر و با عزمى جزم‏تر دار شرك را ترك نموده، به دار ايمان مهاجرت كنند، و در آنجا اجتماعى تشكيل داده نيروى مجتمع اسلامى را تقويت نمايند، و نيز به اتحاد و تعاون در احسان و تقوا، و اعلاى كلمه حق، و برافراشته كردن پرچم توحيد و علوم دينى همت گمارند.
2-2-14- نحوه اتصال خط جهاد و خط قوانين تكويني و خط مومنان با خط توحيد وخط نبوت و خط مخالفان حق
در آيه 100، (وَ مَنْ يُهاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُراغَماً كَثِيراً وَ سَعَةً وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً ) به دنبال بحث درباره افرادى كه بر اثر كوتاهى در انجام فريضه مهاجرت، به انواع ذلتها و بدبختيها تن در مى‏دهند، به مومناني اشاره مي كند كه مستضعف نبوده، از شهر و خانه خود خارج شدند و به سوى خدا و رسول او 6
مهاجرت كردند و از پيامد اين عمل بهره مند شدند. آيه 100، درباره اهميت هجرت در دو قسمت بحث كرده است؛ نخست اشاره به آثار و بركات هجرت در زندگى اين جهان كرده، اينكه كسانى كه در راه خدا و براى خدا مهاجرت كنند، در اين جهان پهناور خدا، نقاط امن فراوان و وسيع پيدا مى‏كنند كه مى‏توانند حق را در آنجا اجرا كنند و بينى مخالفان را به خاك بمالند (وَ مَنْ يُهاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُراغَماً كَثِيراً وَ سَعَةً).
سپس به جنبه معنوى و اخروى مهاجرت اشاره كرده، كه اگر كسانى از خانه و وطن خود به قصد مهاجرت به سوى خدا و پيامبر6خارج شوند و پيش از رسيدن به هجرتگاه، مرگ آنها را فرا گيرد، اجر و پاداششان بر خدا است، و خداوند گناهان آنها را مى‏بخشد.
بنا بر اين مهاجران در هر صورت به پيروزى بزرگى نائل مى‏گردند، چه بتوانند خود را به مقصد برسانند و از آزادى و حريت در انجام وظائف بهره گيرند، و چه نتوانند و جان خود را در اين راه از دست بدهند، و با اينكه تمام پاداشهاى نيكوكاران بر خدا است، ولى در اينجا به خصوص تصريح به اين موضوع شده است كه ( فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ) پاداش او بر خدا لازم شده و اين نهايت عظمت و اهميت پاداش مهاجران را روشن مى‏سازد.
هجرت يك دستور سازنده اسلامى‏ است. طبق اين آيه و آيات فراوان ديگر قرآن، اسلام با صراحت دستور مي دهد كه اگر در محيطى بخاطر عواملى نتوانستيد آنچه وظيفه داريد انجام دهيد، به محيط و منطقه امن ديگرى “هجرت” نمائيد، و علت اين دستور روشن است، زيرا اسلام جنبه منطقه‏اى ندارد، و وابسته و محدود به مكان و محيط معينى نيست. اساسا قرآن هجرت را مايه پيدايش آزادى و آسايش مى‏داند، همانطور كه در آيه100همين سوره آمده است و در جاي ديگر مي فرمايد( وَ الَّذِينَ هاجَرُوا فِي اللَّهِ مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيا حَسَنَةً: و آنها كه مورد ستم واقع شدند و به دنبال آن در راه خدا مهاجرت اختيار كردند جايگاه پاكيزه‏اى در دنيا خواهند داشت).183
از آنجا كه در اين سوره، به وفور و در مقاطع مختلف خصوصيات مخالفان حق را ذكر كرد (كافران اهل كتاب و منافقان)، ذكر بركات هجرت در آيه 100، ( وَ مَنْ يُهاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُراغَماً كَثِيراً وَ سَعَةً…)، تذكر و اشاره به اين نكته ظريف است كه، هجرت از نظر اسلام تنها هجرت مكانى و خارجى نيست، بلكه بايد قبل از هجرت مكاني، هجرتى از درون آغاز شود، يعني هجرت و دورى از چيزهايى كه منافات با اصالت و افتخارات ديني و ايماني دارد، ازجمله دوري از نافرماني از دستورات خدا و رسول6كه در آياتي در اين سوره مورد تاكيد قرار گرفت از جمله، ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُم…)(59) و ( مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ وَ مَنْ تَوَلَّى فَما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً)(80). در سايه اين اطاعت است كه مومن براى هجرت خارجى و مكانى نيز آماده مي شود و حقيقتا در صف مهاجران راه خدا و رسول6در مي آيد. شايد عبارت ( وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ) اشاره به همين نكته ظريف باشد.
اصولا روح هجرت همان فرار ازظلمت به نور و از كفر به ايمان و از گناه و نافرمانى به اطاعت فرمان خداوند است‏. يكي از افرادي كه در زماني نه چندان دور از ما مي زيست، هم و غمش اطاعت از فرمان هاي الهي بود و زماني كه ديد نمي تواند جهاد كند، دست به هجرت زد و با اراده و اعجاز خداوند براي مردم حجتي اشكار شد، كربلايي كاظم است.184
از آنجايي كه انجام دستورات الهي از جمله جهاد و هجرت نيازمند تحمل سختيها و مشقات زيادي است در آيه104، (وَ لا تَهِنُوا فِي ابْتِغاءِ الْقَوْمِ إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَما تَأْلَمُونَ وَ تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ ما لا يَرْجُونَ وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً) خداوند براي تقويت قلب مومنان و ايجاد انگيزه در آنان براي تحمل راحت تر مشكلات، اين نكته را يادآوري مي كند كه در مقايسه گروه موافق و مخالف حق هردو مجبورند سختيهايي را براي رسيدن به اهدافشان تحمل كنند ولي مومنان برترند زيرا آنها اميدي به خدا دارند كه مخالفان ندارند.
اين آيه تذكر مي دهد كه مسلمانان بايد هيچيك از تاكتيكهاى دشمن را از نظر دور ندارند و در عصر ما كه دشمنان از هر جهت تلاش هاي خود را براي نابودي اسلام و گمراه كردن نسل جوان به كار گرفته اند بسيار جاي تفكر و برنامه ريزي دارد. جهاد در عرصه هاي فرهنگي براي اجراي دستورات الهي، امروز بيش از پيش ضرورت دارد زيرا دشمن از ابزارها و روش هاي جديد فرهنگي استفاده مي كند (وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً)
2-2-15- نحوه اتصال خط احكام وخط مخالفان حق وخط نبوت با خط مومنان و خط جهاد وخط قوانين تكويني
در آيه 101، (وَ إِذا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنَّ الْكافِرِينَ كانُوا لَكُمْ عَدُوًّا مُبِيناً) حكم نماز مسافر را بيان مي كند اينكه هرگاه مسافرت كنيد مانعى ندارد كه نماز را كوتاه كنيد. بايد توجه داشت كه شرائط نماز مسافر، مانند شرائط و خصوصيات ساير احكام اسلامى در قرآن نيامده است بلكه در سنت به آن اشاره شده است. از جمله اينكه نماز قصر در سفرهاى كمتر از هشت فرسخ نيست، زيرا در آن زمان مسافر در يك روز معمولا هشت فرسخ راه را طى مى‏كرد.
در آيه 102، ( وَ إِذا كُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاةَ فَلْتَقُمْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ مَعَكَ وَ لْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذا سَجَدُوا فَلْيَكُونُوا مِنْ وَرائِكُمْ وَ لْتَأْتِ طائِفَةٌ أُخْرى‏ لَمْ يُصَلُّوا فَلْيُصَلُّوا مَعَكَ وَ لْيَأْخُذُوا حِذْرَهُمْ وَ أَسْلِحَتَهُمْ وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ وَ أَمْتِعَتِكُمْ فَيَمِيلُونَ عَلَيْكُمْ مَيْلَةً واحِدَةً وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ إِنْ كانَ بِكُمْ أَذىً مِنْ مَطَرٍ أَوْ كُنْتُمْ مَرْضى‏ أَنْ تَضَعُوا أَسْلِحَتَكُمْ وَ خُذُوا حِذْرَكُمْ إِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْكافِرِينَ عَذاباً مُهِيناً )كيفيت نماز خوف را كه به هنگام جنگ بايد خوانده شود به مسلمانان تعليم مى‏دهد در حالي كه خطاب را به رسول6 قرار داده است.
دقت در عبارت (وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ وَ أَمْتِعَتِكُمْ فَيَمِيلُونَ عَلَيْكُمْ مَيْلَةً واحِدَةً) نشان مي دهد كه تشريع اين طرز نماز گزاردن براى اين است كه دشمن شما را غافلگير نكند، زيرا دشمن همواره در كمين است كه از فرصت استفاده كند و دوست مى‏دارد كه شما از سلاح و متاع خود غافل شويد و يكباره به شما حمله‏ور شود.
به دنبال دستور نماز خوف در آيه (101) و لزوم به پاداشتن نماز حتى در حال جنگ در آيه(102)، آيه 103 (فَإِذا قَضَيْتُمُ الصَّلاةَ فَاذْكُرُوا اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى‏ جُنُوبِكُمْ فَإِذَا اطْمَأْنَنْتُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتاباً مَوْقُوتاً )، اهميت ياد خدا در هر شرايطي را تاكيد مي كند.
اين آيه در حقيقت اشاره به يك دستور مهم اسلامى است، كه معنى نماز خواندن در اوقات معين اين نيست كه در ساير حالات انسان از خدا غافل بماند بلكه، نماز يك دستور انضباطى است كه روح توجه به پروردگار را در انسان زنده مى‏كند و مي تواند در فواصل نمازها خدا را به خاطر داشته باشد خواه در ميدان جنگ باشد و خواه در غير ميدان جنگ. در پايان آيه خداوند تاكيد مي كند كه شما اين دستورات را به كار بنديد و مطمئن باشيد پيروزى با شما است، زيرا خداوند براى كافران مجازات خوار كننده‏اى آماده كرده است كه نتيجه اعمال ناشايست خود آنها مي باشد (إِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْكافِرِينَ عَذاباً مُهِيناً).
جمله (إِنَّ الْكافِرِينَ كانُوا لَكُمْ عَدُوًّا مُبِيناً) (101) و (وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَما كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَواء)(89) و (أَسْلِحَتَهُمْ وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ وَ أَمْتِعَتِكُمْ فَيَمِيلُونَ عَلَيْكُمْ مَيْلَةً واحِدَةً)(102)، نشان از عمق دشمني، كينه و تلاش كافران براي گمراه كردن مومنان دارد. تنها راه سالم ماندن از آتش دشمني آنها اطاعت و دقت در اجراي فرمان هاي الهي و رسول6 است كه اين عمل خود براي دشمنان عذاب آور است و باعث خواري آنها مي گردد. از همين رو در آيه 105(إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ)، به حق بودن آنچه بر رسول6نازل شده است مورد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های قتل عمد Next Entries پایان نامه با کلید واژه های نزول قرآن