پایان نامه با کلید واژه های عزت نفس

دانلود پایان نامه ارشد

طلاق از شوهران سابق تلقى كرده، و اجازه مى‏دهد بعد از تمام شدن عده آنها109، با آنان ازدواج كنند و يا همچون يك كنيز با آنان رفتار شود (إِلَّا ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ).
ولى اين استثناء، به اصطلاح، ” استثناى منقطع” است، يعنى چنين زنان شوهردارى كه در اسارت مسلمانان قرار مى‏گيرند رابطه آنها به مجرد اسارت با شوهرانشان قطع خواهد شد، درست همانند زن غير مسلمانى كه با اسلام آوردن رابطه او با شوهر سابقش، در صورت ادامه كفر قطع مى‏گردد، و در رديف زنان بدون شوهر قرار خواهد گرفت.
عبارت (كِتابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ ) در آيه 24 براى تاكيد احكام گذشته كه در مورد تحريم ازدواج با 16 طايفه از زنان وارد شده بود، آمده كه اينها امورى است كه خداوند براى شما مقرر داشته و نوشته است و بنا بر اين به هيچ وجه قابل تغيير و عدول نيست.
عبارت ( فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ) نظر به متعه دارد كه به خاطر طولاني شدن بحث از توضيح بيشتر آن خودداري مي كنيم.
در آيه 25 ( وَ مَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلاً أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَناتِ الْمُؤْمِناتِ فَمِنْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ مِنْ فَتَياتِكُمُ الْمُؤْمِناتِ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَ آتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَناتٍ غَيْرَ مُسافِحاتٍ وَ لا مُتَّخِذاتِ أَخْدانٍ فَإِذا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ ما عَلَى الْمُحْصَناتِ مِنَ الْعَذابِ ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَ أَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ ) در راستاي ادامه بيان احكام ازدواج، شرايط ازدواج با كنيزان را بر مي شمارد كه ما در بخش خطوط ارتباطي، ذيل خط احكام و بحث ازدواج، آن را به طور كامل توضيح داديم.
به دنبال احكام مختلفي كه ازابتداي سوره بيان شد و بخصوص در زمينه ازدواج و قيود و شروطى كه در آيات بيان شد ممكن است، اين سؤال در ذهن جمعى منعكس شود، كه منظور از اين همه محدوديت‏ها و قيد و بندهاى قانونى چيست؟ آيا بهتر نبود كه آزادى عمل در اين مسائل به افراد داده مى‏شد و همانطور كه بعضى از دنياپرستان از هر وسيله لذت بهره مى‏گيرند، ديگران هم بهره‏بردارى كنند؟.
پاسخ اين سوال حلقه اتصال مباحث گذشته با آيات 26 (يُرِيدُ اللَّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ وَ يَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ يَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ) و 27 ( وَ اللَّهُ يُرِيدُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَ يُرِيدُ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الشَّهَواتِ أَنْ تَمِيلُوا مَيْلاً عَظِيماً ) و 28 ( يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُخَفِّفَ عَنْكُمْ وَ خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعِيفاً ) مي باشد.
محدوديت هاي ازدواج در آيات 22و 23 و 24 و 25 وهمچنين تمامي احكامي كه خداوند تشريع كرده است به منظور تربيت انسان و تامين سعادت اوست هرچند در اجرا براي نفس انسان سنگين باشد اما همان طور كه در آيه 19 ( فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ يَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْراً كَثِيرا ) ذكر شد چه بسيار اموري كه انسان آن را براي خود خوشايند نمي بيند اما خير كثيري برايش به همراه دارد و نمونه آن اين بخش از احكام نكاح مي باشد.
ضمن اينكه در ابتداي آيه 24 نيز عبارتي كوتاه وجود دارد كه قسمتي ازجواب سوال مارا در بر دارد. (كِتابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ) در اين جمله براى تاكيد احكام گذشته كه در مورد محارم و مانند آن وارد شده مى‏فرمايد، اينها امورى است كه خداوند براى شما مقرر داشته و نوشته است و بنا بر اين به هيچوجه قابل تغيير و عدول نيست‏. آري اينها فرمان هاي الهي هستند كه بندگان گوش به فرمان بدون كم و زياد آن را اجرا مي كنند. عبارت پاياني همان آيه ( إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيماً حَكِيماً ) احكامى كه در اين آيات آمده را احكامى مي داندكه متضمن خير و سعادت افراد بشر است زيرا خداوند از مصالح بندگان آگاه و در قانون‏گذارى خود حكيم است.
در آيه 26 (يُرِيدُ اللَّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ وَ يَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ يَتُوبَ عَلَيْكُم) علل را اينگونه بيان مي كند كه ،خداوند مى‏خواهد به وسيله اين مقررات حقايق را براى شما آشكار سازد، و به راههايى كه مصالح و منافع شما در آن است، شما را رهبرى كند وانگهى شما در اين برنامه تنها نيستيد، اقوام پاك گذشته نيز اين گونه سنت‏ها داشته‏اند، به علاوه خدا مى‏خواهد شما را ببخشد، و نعمت‏هاى خود را كه بر اثر انحرافات شما قطع شده بار ديگر به شما بازگرداند و اين در صورتى است كه شما از آن راههاى انحرافى كه در زمان جاهليت و قبل از اسلام داشتيد، بازگرديد.
در آيه 27 ( وَ اللَّهُ يُرِيدُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَ يُرِيدُ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الشَّهَواتِ أَنْ تَمِيلُوا مَيْلًا عَظِيماً) باز تاكيد شده كه خدا به وسيله اين احكام مى‏خواهد، نعمت‏ها و بركاتى كه بر اثر آلودگى به شهوات از شما قطع شده، به شما بازگردد، ولى شهوت‏پرستانى كه در امواج گناهان غرق هستند، مى‏خواهند شما از طريق سعادت به كلى منحرف شويد و همانند آنها از فرق تا قدم، آلوده انواع گناهان گرديد.
در پايان آيه 26 تاكيد بر( وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ) براي بيان اين است كه خداوند از اسرار احكام خود آگاه است، و روى حكمت خود آنها را براى شما تشريع كرده است.
انسان با اينكه به سنت نكاح اعتراف و اعتقاد دارد، و با اينكه فطرتش او را به داشتن حد و مرزى در شهوترانى محكوم مى‏كند، در عين حال طبع و شهوت او نمى‏گذارد نسبت به نكاح پاى بند باشد، و مثلا به خواهر و مادر خود و يا به زن اجنبى و غيره دست درازى نكند، و يا زن به پدر و برادر و فرزند خود طمع نبندد، به شهادت اينكه تاريخ ازدواج مردان با مادران و خواهران و دختران و از اين قبيل را در امت‏هاى بسيار بزرگ و مترقى و البته منحط از نظر اخلاقى ثبت كرده، اخبار امروز نيز از تحقق زنا و گسترش آن در ملل متمدن امروز خبر مى‏دهد، آن هم زناى با خواهر و برادر و پدر و دختر و از اين قبيل.
آرى طغيان شهوت، سركش‏تر از آن است كه حكم فطرت و عقل و يا رسوم و سنن اجتماعى بتواند آن را مهار كند، و آنهايى هم كه با مادران و خواهران و دختران خود ازدواج نمى‏كنند، نه از اين بابت است كه حكم فطرت به تنهايى مانعشان شده، بلكه از اين جهت است كه سنت قومى، سنتى كه از نياكان به ارث برده‏اند چنين اجازه‏اى به آنان نمى‏دهد.
ما مسلمانان اگر بين قوانينى كه در اسلام براى تنظيم امر ازدواج تشريع شده و ساير قوانين و سننى كه در دنيا داير و مطرح است مقايسه كنيم، و با ديد انصاف در آنها دقت نماييم، خواهيم ديد كه قانون اسلام دقيق‏ترين قانون است، و نسبت به تمامى شؤون احتياط در حفظ انساب و ساير مصالح بشرى و فطرى، ضمانت بيشترى دارد، و نيز خواهيم ديد كه آنچه قانون در امر نكاح و ملحقات آن تشريع كرده، برگشتش به دو امر مهم”حفظ انساب و يا بستن باب زنا” مي باشد.
اهميت احكام الهي در زمينه ازدواج و ساير محدوديت هاي حكيمانه آن زماني برجسته تر مي شود كه نگاهي به وضع زن و خانواده نيز در جامعه غرب كنوني بيندازيم. خانواده كه مهمترين کانون تربيت و پرورش اخلاقي، روحي و رواني کودکان مي باشد به محيطي نا امن براي كودكان و زنان تبديل شده است و از همين موضوع مي توان تصور كرد كه جامعه چه وضعيت نابساماني خواهد داشت.
غربي ها به طور رسمي و غير رسمي آماري را انتشار مي دهند كه نشان از افزايش خشونت و تجاوز جنسي به کودکان توسط محارم و زياد شدن زناي با محارم است. زناي با محارم و تجاوز جنسي نسبت به کودکان، پديده هايي هستند که ارمغان مدرنيسم بوده و در اواخر قرن بيستم در غرب شروع به رشد كرده است.
“سازمان بريس در سوئد طي گزارشي اعلام کرد حدود 6 مورد از 10 مورد تجاوز، در خانه و معمولاً توسط پدر بيولوژيک دختر صورت مي گيرد. در ايالات متحده امريکا نيز، پژوهش هاي زيادي که از اواسط دهة 1970 درباة تجاوز جنسي انجام گرفته، فراگير بودن تجاوز جنسي و زنا با محارم در مورد زنان و کودکان را نيز تأييد کرده است. اين امر بصورت بسيار شايع توسط پدران، برادران، پدران ناتني يا برادران ناتني صورت مي پذيرد. گفته مي شود پدراني که مرتکب تجاوز به دختران خود مي شوند غالباً خودشان در دوره کودکي، سابقة بهره کشي جنسي داشته اند همچنين آنها سابقة محروميت عاطفي، اختلال هاي شخصيت، سوء مصرف الکل و بيکاري داشته اند. عزت نفس پايين و خشم، غالباً آنها را به افراد متجاوز، حتي به اعضاي بيچاره در خانواة خود، تبديل کرده است.
آماري که به سيستم گردآوري داده هاي سرتاسري در آمريکا گزارش شده است، افزايشي به ميزان 600درصد در موارد گزارش شدة تجاوز جنسي نسبت به کودکان بين سال هاي 1976 و 1982 را مشخص کرده است.
سوء استفاده جنسي از کودکان در کشور انگلستان نيز، تا 90% رشد را نشان مي دهد. جامعه ملّي جلوگيري از تعدي به کودکان، (National Society of the Prevention of Cruelty to Children) اظهار کرد؛ موارد گزارش شده در مورد سوء استفاده جنسي از کودکان، بر اساس برآوردي، 90 درصد رشد داشته است.”110
تاسف بار تر از آماري كه در بالا ذكر شد اين است كه بدانيم با توجه به فضاي حاکم بر غرب که آزادي هاي فردي به عنوان شاه بيت آن محسوب مي شود و رأي اکثريت و هر آن چه که اقبال عمومي به طرف آن باشد، همانند همجنس بازي، صورت قانوني به خود مي گيرد، بعيد نيست که در آينده تجاوز به كودكان و زنان توسط محارم خود، صورت قانوني به خود بگيرد، چنان چه هم اکنون بسياري از انديشمندان غربي تلاش دارند زمينه را براي اين امر فراهم سازند.111
هدف ما از ذكر اين مطالب توجه دادن به اين نكته بود كه ما مسلمانان بايد در استقبال از نظرات غربي ها، اجراي آنها و اخذ تمدن غربي، بسيار هوشيارانه و محتاطانه عمل كنيم، دقت بيشتري به خرج دهيم و بدانيم كه نتايج اعمال ما از حيطه اختيار ما خارج است. وقتي فردي خودش را از بالاي ساختمان چندين طبقه رها مي کند، سقوط و مردن ديگر در اختيارش نيست. وقتي کشورهاي جهان ندانسته و شتابان به سوي مدرنيسم حرکت کنند، بايد منتظر عواقب آن نيز باشندو براي مسلمانان با داشتن كاملترين آيين چيزي جز شرمساري، خسران و افسوس باقي نخواهد ماند (وَ يُرِيدُ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الشَّهَواتِ أَنْ تَمِيلُوا مَيْلًا عَظِيماً)(27).
تكرار اراده الهي در آيه 26 (يُرِيدُ اللَّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ وَ يَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ يَتُوبَ عَلَيْكُم) و 27 (وَ اللَّهُ يُرِيدُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْكُمْ ) در تقابل اراده شهوت پرستان و براي مقابله با اهداف شومي است كه ايشان اراده كرده اند (وَ يُرِيدُ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الشَّهَواتِ أَنْ تَمِيلُوا مَيْلًا عَظِيماً)(27).
تاثير محدويت هاي حكيمانه خداوند در امر ازدواج، در جلوگيرى از گسترش زنا و راه يافتن آن در كانون خانوادگى كمتر از تاثير حكم حجاب در منع از پيدايش زنا و گسترش فساد در اجتماع بشري نيست.
آرى انسان به حكم اينكه ضعيف خلق شده (وَ خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعِيفاً)(28) نمى‏تواند در برابر خواهش‏هاى نفسى و دعوت هاي شهوانى آن طاقت بياورد در نتيجه در برابر طوفان غرائز گوناگون كه از هر سو به او حمله‏ور مى‏شود بايد طرق مشروعى براى ارضاى غرائز به او ارائه شود تا بتواند خود را از انحراف حفظ كند و به حرام دچار نشود،به خصوص كه (إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ؛همانا كيد شما زنان عظيم است)112.
عبارت ( وَ اللَّهُ يُرِيدُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْكُمْ ) در آيه 27، باعبارت ( فَأُولئِكَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ ) در آيه 17نيز يك ارتباط لطيف دارد و آن اينكه عمل به فرمان هاي الهي به خصوص رعايت محدوديت هايي كه در امر ازدواج براي انسان قرار داده شده در نظر اول سخت است اما آثار و بركاتي كه براي شخص و جامعه دارد فراوان و باعث نزول رحمت و بركات خداوند مي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های انتخاب همسر، رفتار انسان، ازدواج مجدد، عقد ازدواج Next Entries پایان نامه با کلید واژه های ذكر، نكته، ذلِكَ، اينكه