پایان نامه با کلید واژه های عزت نفس، تدوین و اجرا، محیط زیست

دانلود پایان نامه ارشد

عدالت و صلح بین المللی مقولهای است که موردتوجه معلمین میباشد (اسکنلان42،1959 به نقل از هریس،2007:351).
اعضای این مدارس که حدود 500هزار معلم در زمینه آموزش صلح فعالیت میکردند در گردهماییهای متوالی(خصوصا بعد از جنگهای جهانی اول و دوم) آنرا جزو فصول مختلف کتابهای علوم اجتماعی قرار دادند (ولمن43، 1985: 27-23).
هدف آموزش و پرورش در مدارس منحصر به تعلیم علوم و فنون نیست، بلکه بیشتر آن است که معلمان از دانشآموزان، مردان و زنان آشنا و علاقمند به امور اجتماعی و مفهوم آزادیها و حدود آن مستعد برای خدمت در اجتماع و همکاری با دیگران بسازند وتحویل جامعه دهند.
این رسالت معلم تنها منحصر به معلم تعلیمات اجتماعی نیست ، بلکه همه رشتههای دروس دبستانی و دبیرستانی و دانشکدههای تعلیم و تربیت طوری آماده کار خود میشوند که مدارس به تمام معنی نقش کارخانههای آدمسازی را ایفا میکنند . در عصر حاضر با تحولات عمیق و دامنه دار در عالم بشریت و بسط روابط بین المللی، دیگر هریک از افراد بشر فقط متعلق به جامعه محدود کوی و برزن، شهر و ولایت ، حتی ملت و کشور خود نبوده، بلکه به جامعه وسیع موسوم به دنیا نیز تعلق دارد و در تمام این جوامع کوچک و بزرگ و بزرگتر حقوق و حدودی دارد که از جوانی در مدارس باید به او بیاموزند . و طبق ماده 3 توصیه نامه مربوط به مقام معلم مصوب کنفراس بین الدول پاییز 1345 به دعوت یونسکو در پاریس تشکیل شد”آموزش و پرورش در اولین سالهای مدرسه باید متوجه باشد بتوسعه کامل شخصیت انسانی و ترقی معنوی و اخلاقی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی جامعه و همچنین تلقین احترام عمیق برای حقوق بشر و آزادیهای اساسی و در این زمینه باید نهایت درجه اهمیت به سهمی که آموزش و پرورش باید در صلح و تفاهم ، تساهل و دوستی بین همه ملل و گروههای نژادی و مذهبی داده شود” (دفتری متین، 1345).
اندیشه استفاده از آموزش و پرورش برای تفاهم بین المللی متمم پیشنهاد یونسکو درباره آموزش صلح مستلزم این است که آموزش صلح به عنوان یک اصل فراگیر در آموزش به رسمیت شناخته شود یعنی در تدریس این رویکرد صرفنظر از موضوع یادگیری، جهانی شود و محتوای آموزش صلح وارد همه فعالیتهای تدریس شود.گنجاندن آموزش صلح در آموزش در یک مقیاس بزرگ ، مستلزم یادگیری شیوه جدیدی در تربیت مربیان شاغل در آموزش است. آموزش صلح باید ابتدا افراد را به سوی یک وظیفهشناسی درونی هدایت کند بطوری که مفاهیم آموزش صلح را بر اساس وظیفهشناسی درونی خود به صورت عملی محقق نماید. تقویت احساس مسئولیت، که هدف اولیه آموزش صلح است، مستلزم تربیت اخلاقی عمیق است که با هدف ، به کمال رساندن شخصیت جامع نوع بشر انجام میگیرد. بنابراین آموزش صلح در سراسر زندگی هر یک از آدمیان ادامه دارد. آموزش صلح نمیتواند خنثی و عاری از ارزشها باشد. این ارزشها لازم است در پیشنهادهای یونسکو و کتب درسی جای گیرد و مبنای فعالیتهای آموزشی مردان و زنان در همه کشورها باشد. (ذکاوتی،1381).

نقش مدرسه در آموزش صلح
توجه به ضرورت آموزش صلح از طریق موسسات مختلف اجتماعی آموزش صلح در بسیاری از موسسات اجتماعی مطرح شدنی است. آموزش صلح از خانواده شروع می شود جایی که والدین می توانند مدل این نوع یادگیری برای فرزندان خود باشند. با تبیین مشکلات فراروی صلح که در زندگی روزمره رخ می دهد آموزش صلح می تواند موضوعی برای بحث در مدارس، مراکز تربیت جوانان و دانشگاهها باشد. اساسا دو راه برای رسیدن به این هدف وجود دارد؛ نخست آموزش صلح میتواند دربردارنده ابعاد نگاهدارنده و تعالی دهنده صلح در موضوعات گوناگون باشد. در این صورت آموزش صلح یک طرح آموزشی می شود.
دوم : اینکه واحدهای آموزشی در ارتباط با موضوعات مربوط به صلح گسترش یابد ، آزمون شود و آموخته شود. آموزش صلح را رسانه های جمعی همچون تلوزیون، روزنامه ها، مجلات و فیلمها می بایست عهده دار شوند. چنین امکاناتی با توجه به ماهیت رسانه ها بسیار گسترده می باشد.
نهایتا: آموزش صلح در اماکن، محافل سیاسی، واحدها و گروههای محلی باید به صورت امری قانونی و عادی درآید. مردمی که در این موسسات یاد میگیرند و درگیر میشوند معمولا جوانانی هستند که تلاش میکنند و بهبود وضعیت صلح برای نسل آینده را به عنوان یک وظیفه پذیرفتهاند، به علاوه موفقیت، تلاشهای صلح جویانه وابسته به تعامل بین آموزش، تحقیقات دانشگاهی مربوط به صلح و راهبردهای عملی است(هندرکسون وولف44،1973).

آموزش صلح و دستاوردهای آن
همان طور که قبلا ذکر شد نهادها و سازمانهای گوناگونی در جهت ایجاد و حفظ صلح و به حمایت از صلح در سطح جهان ایجاد شده است. بسیاری از آنها تا حدودی موفق به ایجاد فرهنگ صلح در افکار عمومی شدهاند. این نهادها در حال حاضر با توسعه فرهنگ صلح توانستهاند تا حدودی احتمال بروز جنگ جهانی سوم را کاهش دهند و از بروز آن جلوگیری کنند. از اینرو غالبا بیشتر توجه آنها به سوی آموزش صلح متمرکز بوده است. در این عرض، سعی بر آن بوده است که به اهداف و دستاوردهای آموزش صلح توجه شود تا بطور پیوسته و پویا متناسب با شرایط از نو تعریف یا بازتولید شوند. علیرغم پویایی که در صلح موردتوجه صلح پژوهان است میتوان موارد کلی معینی را ذکر کرد که در حال حاضر طراحان آموزش صلح به دنبال آن هستند:
– آموزش صلح باید متضمن توسعه درک متقابل باشد.
– در آموزش صلح باید دلایل، نتایج از پیش تعیین شده و نتایج پیش بینی شده و روند جنگها مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.
– در آموزش صلح امکانات گوناگونی که برای رسیدن به عقلانیت ارتباطی در دسترس است باید عرضه گردد.
– تبیین نقش مشارکت، آگاهی، احساس مسئولیت همگانی در پیشبرد امور و تبیین این نکته که چرا یک مجموعه صرفا تشکیلاتی(همچون سازمان ملل) قادر به ایفای کامل نقش خود نبوده است، می توانددر توسعه فرهنگ صلح و کاهش احتمال جنگ موثر واقع شود.
آموزش سه مساله اصلی جهانی( انقلاب، فن آوری،محیط زیست و صلح ) و تبیین ارتباط آنها با یکدیگر، تا حد زیادی در کاهش احتمال جنگ موثر است( نیکولوس45، 1963 :227-208 ).

اهمیت آموزش صلح
با شکل گیری رشته پویایی به نام”آموزش صلح در افکارعمومی” در اکثر کشورها برای اجرای آموزش در زمینه صلح آمادگی لازم ایجاد شد و بسیاری از دست اندرکاران تعلیم و تربیت خواستار تمرکز بیشتر بروی مسائل صلح، هم برنامههای آموزشی در محدوده دانش و نگرش و توانش دانش آموزان بودهاند. خانم بولدینگ46 تئوری پرداز صلح فمنیسم، زور و خشونت شخصی و غیر شخصی را موردتاکید قرار داده است، تاکید این خانم بر تفکر آنی و نقش کلیدی سازمانهای غیردولتی بین المللی در ارتقای صلح است.
پائولو فریر47 بر پرورش نوعی نگرش پرسشگرانه و انتقادی نسبت به خشونت اشاره می کند و تعلیم و تربیت یا پداگوژی که متکی بر گفتگو بین معلم و دانش آموز است را معرفی می کند که از طریق آن معلم و دانش آموز با یکدیگر گزینههای لازم جایگزین برای خشونت را بررسی می کنند. مربیان صلح تفکر انتقادی را در دانش آموزان پرورش می دهند. مربیان صلح تلاش هایی در زمینه دموکراتیک ایجاد کردند که مشارکت را تدریس و عزت نفس را در دانشآموزان ایجاد و پرورش می دهند. در واقع معلمان به عنوان الگو در نقش صلح جو عمل میکنند. از سوی دیگر هنوز نگرانیهایی برای اجرای آموزش صلح از طریق برنامه درسی و آموزشی وجود داشته است.
مونته سوری48 در این زمینه می گوید: در آموزش، افراد را تشویق می کنند تا به دنبال علایق شخصی خود بروند، دانشآموزان در مدرسه، آموزش می بینند که هیچ کمکی به اطرافیان خود نکنند و برای پیشرفت همکلاسیهای خود که چیزی را بلد نیستند تلاش نکنند و تنها نگران این باشند که در پایان سال ترفیع بگیرند و جایزه این رقابت را به خود اختصاص دهند. این مخلوقات خودخواه بیچاره که به طور تجربی ثابت شده است که از لحاظ روحی و ذهنی خسته هستند بعدها خود را در زندگی همانند دانههای جدا برروی زمین کویری می یابند که هرکس جدا از همسایه خود زندگی می کند، آنها بی حاصل و بی تجربه هستند و اگر طوفانی بیاید این ذرههای ریز انسانی که هیچ وابستگی به دنیا و زندگی نداشته اند به راحتی از هم پاشیده خواهند شد. بنابراین اگرچه مدارس به عنوان یکی از مهمترین عوامل موثر در ترویج فرهنگ صلح از جایگاه ویژهای در ادبیات آموزش صلح برخوردار است شواهد و مطالعات متعددی نشان میدهد که اعمال خشونت در مدارس از رشد تاسف باری در دو دهه گذشته برخوردار بوده است و برخلاف آنچه که انتظار می رود مدارس همگام با بسیاری از رسانهها و موسسات، خشونت را به اشکال مختلف در ذهن و رفتار دانشآموزان شکل میدهند.حتی بهترین مدارس نیز خشونت را هر روز از طریق قوانین و مقررات و محتوای آموزشی و روشهای تعلیم و تربیت اعمال میکنند (کارسون و لوین49، 1988).
وقتی قوانین و مقررات آموزشی بدون مشارکت دانشآموزان تدوین و اجرا می شود یا برنامههای درسی مدارس به صورت زمانبندی شده فقط بر اساس نظر بزرگسالان و بدون کمترین توجه به نیازهای دانشآموزان تدوین میگردد همین خود ترویج کننده خشونت است. این خشونت که از آن تحت عنوان خشونت ساختاری نیز نام میبرند میتواند احساسات منفی و عکس العملهای عاطفی و هیجانی را در دانشآموزان ترویج دهد. در چنین وضعیتی دانشآموزان احساس میکنند که بر زندگی و تحصیل خود هیچگونه اختیار و کنترلی ندارند. نتیجه طبیعی این فرایند، آسیب دیدن عزت نفس و احساس خودارزشمندی بچههاست که خود یکی از مؤلفههای مهم حقوق بشر را تشکیل میدهد. از مطالب گفته شده نتیجه میشود که: آموزش صلح از طریق مدارس ما را به اهداف تعیین شده آن نمیرساند اما نباید از نظر دور داشت که آموزش تنها به مفهوم صلح منفی تاکید نمیکند بلکه در آموزش صلح بیشتر مفهوم مثبت آن مدنظر دستاندرکاران آموزشی است . واژه مثبت که نتیجه پژوهش گسترده درباره صلح است بر این موضوع دلالت دارد که ساختارهای واجد خشونت را باید از جامعه زدود. گفته می شود که برای رسیدن به چنین صلحی، نوع بشر باید بیعدالتیهای بزرگی که هنوز در درون کشورها بین آنها رایج است محو سازد. صلحی که باید به عنوان یک امر مشترک در بین همه برقرار شود صلح جهانی است. به عبارت دیگر آموزش صلح نمیتواند تنها بر توقف خشونت فیزیکی در مدرسه و جامعه متمرکز باشد بلکه آمادهسازی بچهها برای زندگی صلح آمیز، تعلیم و تربیتی تمام عیار را الزام می دارد. که آگاهی آنان را از خود، اجتماع، فرهنگ و محیط زیست صلح، بلکه باید در قالب فعالیتهای تربیتی، تدوین و اجرای قوانین، روش های آموزشی و فضا و تعاملات موجود در سطح مدرسه به ویژه در سطح مدارس ابتدایی که بچهها از آمادگی بیشتری برای جامعه پذیری برخوردارند دنبال شود(فتحی واجارگاه،1382).
با تمام این تفاسیر بدیهی است که جهت گیریهای گوناگون درباره اصول و روشهای آموزش صلح انجام گیرد اما صرف نظر از مشکلات و تفاوتها، علاقه جهانی همچنان نسبت به آموزش صلح شدت بیشتری یافته است.

اهداف آموزش صلح
همهجا و از هرنظر گاهی آموزش برای صلح حیاتی است ، همان صلحی که همگان میدانیم چیزی فراتر از نبود ستیزه است. صلح فرهنگی است استوار، مبتنی بر پذیرش دیگری و احترام به او ، روحیه هبستگی فعال میان افراد است که بر امید مشترک و صلح پیریزی شده است. حفظ و تقویت این ارزشها باید سرلوحه هدفهای آموزش و پرورش باشد. مدرسههای ما باید جایگاه دانشهای شایسته باشد و در میان تمام آموزشهایشان بیشترین ارزش را برای آموزشهایی قائل شود که شایستگیهای صلح و جنونهای جنگ را نشان میدهد(فدریکو50،1976).
گفتیم که آموزش صلح از اواخر دهه1950 با تمایل به حرفهای شدن باعث افزایش رشد نهضت صلح شد. آموزش صلح رشته پویایی است که درصدد است فرصتهای لازم برای ایجاد جامعه مبتنی بر عدالت و زیست مسالمت آمیز را ایجاد کند. در خصوص هدفها و مقاصد آموزش صلح ، دیدگاهها و نظرات متفاوتی ارائه شده است.
ریردودن51(1998) براین باور است که هدف اصلی آموزش ارتقای بینش جهانی در زمینه نوعی هشیاری و آگاهی اصیل است که همه مارا قادر میسازد همچون یک

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های حقوق بشر، برنامه درسی، تدوین و اجرا Next Entries پایان نامه با کلید واژه های برنامه درسی، حقوق بشر، محیط زیست