پایان نامه با کلید واژه های عزت نفس، ادراک کنترل، اختلال اضطراب منتشر

دانلود پایان نامه ارشد

امکان نمي دهد تا مشخص شود که آيا نمرات حساسيت به اضطراب – ذهني نشان از ارتباط در رشد اضطراب اجتماعي دارد يا خير و يا اينکه اضطراب باليني مي تواند نگراني هاي حساسيت به اضطراب – اجتماعي را به دنبال داشته باشد .
اين موضوع به هنگام بررسي اينکه بعد حساسيت به اضطراب – ذهني بطور صريح مفهومي سازنده شده است يا خير اهميت بيشتري مي يابد . بررسي بعد حساسيت به اضطراب – ذهني در رابطه با اختلالات مرتبط به بررسي اين سوال کمک مي کند . به مطالعات رفتاري نياز داريم تا تعيين کنيم که آيا نمرات حساسيت به اضطراب – ذهني مي تواند بطور قابل توجه مداخلات روانشناسي در افسردگي و اختلال اضطراب منتشر را بکاهند يا خير. و در آخر پيشرفت هاي قابل توجه در تقويت روان سنجي مقياس حساسيت به اضطراب صورت گرفته شامل توسعه تعداد سوالات که شامل بعد حساسيت به اضطراب – ذهني است در حالي که يک مطالعه فاکتور حساسيت به اضطراب – ذهني را با محتواي تعميم يافته جديدي از عدم کنترل حساسيت به اضطراب – ذهني بررسي مي کند، و اينکه بعدها در اعتبار پيش گويانه نسبت به فاکتور حساسيت به اضطراب I در رابطه با علائم افسردگي افزايش صورت نخواهد گرفت ، تحقيق بيشتري را مي توان معطوف به اعتبار ساختارهاي اضطراب عملي بسيار وسيع داخل طيف اختلال عصبي ساخت .
2-13- پيشينه مطالعاتي
2-13-1- پيشينه تحقيق در زمينه کمال گرايي
براي اولين بار ارتباط کمال گرايي با سازگاري رواني و شخصي در يک مطالعه هاي هويت و فلت (1991) مورد توجه قرار گرفته است . اين پژوهش گران با اجراي مقياس کمال گرايي چند بعدي و (دراگوتيس80 ، 1983) بر روي يک نمونه دانشجويي نتيجه گرفتند که کمال گرايي خودمدار و کمال گرايي جامعه مدار با برخي از شاخص هاي آسيب شناسي رواني همبستگي دارند. در اين مطالعه ، کمال گرايي جامعه مدار به صورت گسترده تري با آشفتگي رواني عمومي به ويژه افسردگي همبسته بوده است در مجموع نتايج پژوهش ها نشان داده است که ابعاد مختلف کمال گرايي در سازگاري شخصي نقش بااهميت دارند.
هر چند کوشش هاي اندکي براي بررسي رابطه کمال گرايي و گرايش هاي مزاجي انجام شده است اما مطالعات قبلي آن را به عنوان استعدادي مزاجي به شمار آورده اند که بروز آشکار آن مستلزم تجربه عوامل استرس زا است . به همين دليل ، اين نوع کمال گرايي را با سازگاري شخص ضعيف تر مرتبط دانسته اند ليکن به نظر مي رسد که رابطه کمال گرايي و سازگاري شخصي به وسيله چند عامل برقرار مي گردد (هويت ، ميتل استيست81 و فلت ، 1990) يکي از اين عوامل اداراک خويشتن و کنترل خويشتن ، عامل رفتاري است (کانتور و کليتروم82 ، 1986). چون اداراک خويشتن به معناي وجود رفتارهايي است که توسط خود شخص براي تنظيم واکنش هاي دروني (عواطف ، شناخت ، درد و غيره) مورد استفاده قرار مي گيرد اما اين عامل ممکن است در پيگيري کارآمد رفتارهاي هدف مدارانه مداخله کند (روزنبام83، 1980) . در همين رابطه شواهد پژوهشي زيادي نشان داده اند که تفاوت هاي فردي مرتبط با اداراک خويشتن با پديده هاي مختلفي از جمله تحمل درد (روزنبام ، 1980) مقابله با صرع (روزنبام و پالمون84 ، 1984) و غيره در ارتباط هستند . به علاوه روزنبام و بن آري85 (1985) نشان داده اند که افراد داراي سطوح مختلف اداراک خويشتن در موقعيت هايي که فرد احساس درماندگي آموخته شده مي کند، به صورت هاي متفاوت پاسخ مي دهند .
بدين معني که افراد داراي اداراک خويشتن پايين در اين شرايط بيش از ديگران به صورت منفي تحت تأثير قرار مي گيرند . از اين رو ، اين حقيقتي است که کنترل خويشتن ، واکنش فرد به موقعيت هاي حاوي درماندگي آموخته شده را تحت تأثير قراي مي دهد و در کمال گرايي نوع جامعه مدار اثرات تلويحي مهمي دارد چون عامل متمايز کننده ابعاد کمال گرايي جهت گيري انگيزشي آن است (هويت و فلت ، 1991) ، از اين لحاظ ، مي توان اداعا کرد که کمال گرايي خودمدار با پشتکار بيشتر و انگيزش برخاسته از درون بيشتري همراه است و با گرايش به تلاش براي پيشرفت همخواني دارد . به عبارت ديگر ، سطوح افراطي کمال گرايي جامعه مدار ممکن است نتيجه احساس درماندگي آموخته شده ناشي از درک ناتواني براي از عهده برآمدن يا تغيير انتظارات اجتماعي کمال گرايانه باشد . چنانچه شخصي احساس کند که معيارهاي کمال گرايي وضع شده از سوي ديگران بسيار بالا هستند ، بالطبع آن شخص در مقابله يا اين واقعيت احساس ناتواني خواهد کرد .
به همين دليل ، بالاترين سطح افسردگي و کمترين سطح عزت نفس در افرادي مشاهده مي شود که بالاترين سطح کمال گرايي جامعه مدار را دارند و از نظر ادراک کنترل شخصي در حد پاييني هستند (نجاريان و خدارحيمي ، 1375) . از طرفي پژوهش ها نشان دادند که کمال گرايي جامعه مدار به صورت معني داري با کاهش عزت نفس مرتبط است اما کمال گرايي خود مدار با افسردگي و عزت نفس ارتباط معني داري ندارد . همچنين براساس برخي يافته هاي پژوهشي در افراد افسرده سطح کمال گرايي خودمدار بيش ار بيماران مضطرب يا افراد گواه است (هويت و لفت ، 1991) به نظر مي رسد که اين تفاوت ها ، ناشي از گزارش دادن بيشتر فشارهاي زندگي و تمايل بيشتر به احساس شکست خوردگي در افراد افسرده باشد (بک، 1967) . تبيين ديگر ارائه شده براي فقدان ارتباط کمال گرايي خودمدار و سازگاري ، در مطالعه فلت و همکاران (1991) اين است که افراد گزارش دهنده سطوح بالاتر کمال گرايي خودمدار و کمال گرايي ديگر مدار ، تمايل بيشتري به گزارش درماندگي آموخته شده دارند .
اين يافته ها از اين نظر جالب هستند که کوشش هاي تجربي اندکي براي بررسي جنبه هاي احتمالي مثبت سازه کمال گرايي انجام شده است . هرچند که گمان مي رود کمال گرايي با انگيزه پيشرفت و رشد در ارتباط است (هاماچک ، 1978) . عليرغم تأکيد پژوهش هاي قبلي بر جنبه هاي منفي کمال گرايي، پژوهش هاي فلت و همکاران (1991) نشان دادند که کمال گرايي خودمدار با احساس درماندگي آموخته شده بيشتر از جمعيت هاي غيرباليني در ارتباط است . بدين معني که فرد داراي معيارهاي کمال گرايانه ممکن است کمتر قادر به تنظيم رويدادهاي دروني مختلفي باشد که در پيگيري هدف اختصاصي او مداخله مي نمايد . اين تمايل قوي براي کنترل بيشتر خويشتن شايد بازتاب مؤلفه انگيزش پشتکار و پيشرفتي باشد که کمال گرايي خودمدار را متمايز مي سازد (هويت و فلت ، 1991) . همچنين اين پژوهش گران به وجود نوعي تعامل چشم گير و معني دار بين کنترل خويشتن و کمال گرايي جامعه مدار از يک سو و نمره هاي افسردگي از سوي ديگر دست يافتند . بدين معني که بيشترين افسردگي در افرادي ديده مي شود که در کمال گرايي جامعه مدار و درماندگي آموخته شده پايين هستند.
اين يافته ها نشان مي دهد که به محضوادراک معيارهاي کمال گرايانه توسط شخص ، افرادي که گنجينه رفتارهاي خود تنظيمي بيشتري دارند به شکل سازشي به فشارهاي اجتماعي پاسخ مي دهند . اما بالاترين سطح افسردگي در افرادي تجربه مي شود که در محيط خودشان معيارهاي کمال گرايانه را ادراک مي کنند ، ليکن فاقد رفتارهاي کنترل خويشتن (به صورت کنترل رفتارهاي منفي يا کنترل شاخت هاي منفي) هستند . همچنين نشان داده شده است که درماندگي آموخته شده با کمال گرايي خودمدار و کمال گرايي ديگر مدار از لحاظ تعيين واريانس نمره هاي سازگاري تعامل ندارد . برخي از پژوهسگران معتقدند که اين موضوع را بايستي از نظر چگونگي تأثير سطوح مقابله اي مختلف و تعامل آنها با کمال گرايي در پيش بيني افسردگي مورد توجه قرار داد (اندلر و پارکر86، 1990)
سادلر و ساکس87 (1994) تأثير کمال گرايي را بر افسردگي دانشجويان دانشگاه مورد بررسي قرار داده اند به نظر اين پژوهش گران ، کمال گرايي و سهل انگاري آموزشي و تحصيلي دانشجويان هر دو در تبيين افسردگي دانشجويان حائز اهميت هستند ، ليکن فقط بعد خودمداري کمال گرايي با سهل انگاري همبسته است، نه بعد جامعه مدار آن .
هويت و فلت (1993) نيز دريافتند که کمال گرايي خودمدار در پيش بيني افسردگي با فشارزاهاي رواني پيشرفت تعامل دارد اما کمال گرايي جامعه مدار که در پيش بيني افسردگي با فشارزاهاي رواني بين فردي تعامل دارد . به نظر اين پژوهشگران متغيرهاي شخصيتي از جمله کمال گرايي جامعه مدار مي تواند واريانس ويژه افسردگي را تبيين کند. در مجموع نتايج اين پژوهش ها نشان مي دهد که ابعاد کمال گرايي با افسردگي در ارتباط هستند (نجاريان و خدارحيمي، 1375) . همچنين ضرورت دارد که نقش مقابله هاي هيجان مدارانه در کمال گرايي و سازگاري مد نظر قرار گيرند ، چون سرزنش خويشتن مؤلفه‌ي مرکزي بعد مقابله معطوف به هيجان است (اندار و پارکر ، 1990)
طبق پيش بيني نظريه پردازان خود – تنظيمي (کانفر و هاگرمن88 ، 1981) افراد کمال گرا که شکست بيشتري تجربه مي کنند و به جاي استفاده از فعاليت هاي کنترل خويشتن ، از طريق سرزنش خويشتن به دنبال کسب خشنودي هستند . از اين رو ، اين افراد در معرض خطر ويژه افسردگي هستند در مجموع ، مي توان تلويحات نظري و باليني ذيل را در خصوص ارتباط بين کمال گرايي و سازگاري مطرح نمود :
بين انواع مختلف کمال گرايي همپوشي زيادي وجود دارد و احتمالاً همپوشي اين سه بعد به خاطر تأکيد آنها بر دستيابي به معيارها و اهداف مشترک است (هويت و فلت ، 1991) .
اعتقاد بر اين است که در کمال گرايي روان نژندانه ، افراد کمال گرايي در تمامي ابعاد کمال گرايي معيارهاي بسيار بالايي دارند و اين افراد احتمالاً در هر سه بعد نمره هاي بالاتري مي گيرند (هاماچک، 1978).
هر چند ابعاد کمال گرايي در هم تنيدگي دارند ، ليکن يافته هاي پژوهشي نشان داده است که کنترل خويشتن با کمال گرايي خودمدار همبستگي معني داري دارد اما با کمال گرايي جامعه مدار ارتباطي ندارد . به علاوه عزت نفس نيز با کمال گرايي ديگر مدار همبستگي مثبت و با کمال گرايي جامعه مدار همبستگي منفي دارد (فلت و همکاران ، 1989).
گوپتا ، شرو89 و اليس (1994) در بررسي جنبه هاي رواني – اجتماعي درمان آسيب ديدگي نوري پوست با استفاده از اسيد ريتونويک دريافتند که وسواس زياد و کمال گرايي بيش از حد باعث مي شود تا اين بيماران به گونه اي افراطي به جستجوي درمان چين و چروک هايشان بپردازند . فروست ، استکتي ، کوهن و گريس90 (1994) در بررسي صفات شخصيتي افراد وسواس غيرباليني و والدين آنها دريافتند که افراد وسواسي غيرباليني از افراد غير وسواسي کمال گراتر هستند .
همچنين طبق ديدگاه فروست و شوز91 (1993) بلاتکليفي يکي از علائم غالب اختلال وسواس و شخصيت وسواسي است . براساس اين يافته ها ، بلا تکليفي در بيماران وسواسي با نگراني غير انطباقي آن‌ها در مورد ابعاد کمال گرايي همبسته است . همچنين بلاتکليفي در بيماران وسواسي با نمره بالا در مقياس هاي آسيب شناسي رواني عمومي و مسامحه کاري همراه است . به علاوه نتايج پژوهشي نشان داده است که برخي از خصوصيات رفتاري شخصيت احتکاري با بلاتکليفي ، کمال گرايي و نشانه هاي وسواسي در بين دانشجويان دانشگاه رابطه دارد (فروست و گروس92، 1994).
در پژوهش فروست و شرزوک93 (1993) مشخص شده است که شروع رفتار احتکاري در کودکي و نوجواني است و بستگان درجه يک اين افراد به پس انداز و صرفه جويي بيش از حد مبادرت مي کنند و احتمال ازدواج افراد محتکر کم است . هر چند شواهدي دال بر ارتباط رفتار احتکاري با محروميت مادي به دست نيامده است ، ليکن به نظر مي رسد که احتکار نوعي رفتار اجتنابي مرتبط با بلاتکليفي و کمال گرايي است . پس انداز و صرفه جويي به محتکر اجازه مي دهد تا از تصميم گيري و نگراني هاي همراه با آن (نگراني از ارتکاب اشتباه) بپرهيزد . به عبارت ديگر ، رفتار احتکاري به افراد اجازه مي دهد تا از واکنش هاي عاطفي همراه با ترک تعلقات مادي اجتناب نمايند و از اين طريق باعث افزايش ادراک کنترل آنان مي شود (فروتس و گروس، 1993).
بشارت (1381) در پژوهشي به دست آورد که بيماران افسرده با سطوح بالاتري از کمال گرايي خويش مدار از دو گروه مضطرب و بهنجار متمايز مي شوند . همچنين بيماران مضطرب با سطوح بالاتر کمال گرايي جامعه مدار از دو گروه افسرده

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های اختلال اضطراب منتشر، اختلال استرس پس از سانحه Next Entries پایان نامه با کلید واژه های پرسش نامه، روش پژوهش، استان کرمانشاه، اعتبار سازه