پایان نامه با کلید واژه های عدل و انصاف، سلسله مراتب، آرمان شهر

دانلود پایان نامه ارشد

يکديگر يک تعاون اجتماعي را ايجاد مي کنند (Rawls,1995:134).
– آنتوني گيدنز (گيدنز: 1378: 113-21) :
گيدنز به عنوان چهره اي پيشرو در تفکرات اجتماعي معاصر شناخته شده است. اين امر هم به دليل تحليل برانگيزاننده وي از مارکس، وبر، دورکيم و ديگر نظريه پردازان کلاسيک و هم به دليل ارائه نظريه کلي ساخت يابي مي باشد. گيدنز در پيوستار نظريه هاي اجتماعي، مابين جايگاه مارکسيستي و وبري قرار مي گيرد. گيدنز جامعه را عموماً از 3 طبقه مي داند ولي توصيه مي کند که آن را متغير بدانيم چرا که ساخت طبقات در طول زمان و مکان تغيير و مرتب باز توليد مي گردند. گيدنز معتقد است که معمولاً طبقات 3 گانه فوق تمايز فضايي يافته و محل زيست هر کدام و همچنين سبک خانه سازي آنها تفاوت مي کند و در جوامعي که طبقات بالا، متوسط و کارگر در نواحي کاملاً جدا و بدون تداخل و همپوشي زندگي مي کنند، الگوي مصرف مسکن به طور مسلم نظام 3 گانه طبقاتي را تقويت مي کند (گرب، 1373: 206-203). گيدنز جامعه اي را تحت عنوان راه سوم پيشنهاد مي کند که ارزش هاي آن عبارت از برابري، حمايت از قشرهاي آسيب پذير، آزادي به مثابه استقلال فردي، هيچ حقي بدون مسئوليت، هيچ اقتداري بدون دموکراسي، کثرت گرايي جهان ميهني و محافظه کاري فلسفي مي باشد. گيدنز با نظام هاي چپ قديم، بر وجود مسئوليت در واگذاري هر حقي تأکيد مي کند. از نظر گيدنز، توزيع مجدد درآمد نبايد از دستور کار سوسيال دموکراسي حذف شود. اما بحث هاي اخير در ميان سوسيال دموکرات ها کاملاً به درستي تأکيد را در جهت توزيع مجدد امکانات تغيير داده است. پرورش استعدادهاي بالقوه انساني تا آنجا که ممکن است بايد توزيع مجدد پس از واقعه شود. جامعه اي که در آن نابرابري زياد است به واسطه استفاده نکردن درست از استعدادها و توانايي هاي شهروندانش به خودش زيان مي رساند. از اين گذشته، نابرابري ها مي توانند انسجام اجتماعي را تهديد کنند و ممکن است پيامدهاي به لحاظ اجتماعي نامطلوب ديگري (مانند افزايش ميزان تبهکاري) داشته باشند. درست است که جوامعي وجود داشته اند که داراي نابرابري هاي زيادي بوده اند و با اين همه با ثبات باقي مانده اند، براي مثال نظام کاستي سنتي هند؛ اما در عصر دموکراسي توده اي وضع بسيار متفاوت است. جامعه اي دموکراتيک که نابرابري گسترده اي ايجاد مي کند ممکن است نارضايي و ستيزه جويي گسترده اي پديد آورد.
2-2-2 عدالت اجتماعي در اسلام
براي بررسي عدالت اجتماعي در اسلام، ابتدا آن را در آيات قرآن بررسي و سپس به بررسي نظرات پاره اي از انديشمندان مي پردازيم.
2-2-2-1 عدالت اجتماعي در قرآن کريم
عدالت اجتماعي در قرآن کريم با ريزبيني خاصي آمده است و بسياري از مواردي که انديشمندان امروزي آن را مطرح مي نمايد خداوند چهارده قرن پيش از طريق قرآن در دسترس بشريت قرار داده است. يکي از مهم ترين قواعدي که در اسلام براي اجراي عدالت اجتماعي آورده شده است، وضع زکات مي باشد. در اين باره خداوند مي فرمايد:
“همانا صدقات براي فقرا و مسکينان و کارگزاران جمع آوري زکات و آنها که دلشان به دست آورده مي شود و در راه برده ها و بدهکاران و در راه خدا و به راه ماندگان است” (سوره توبه، آيه 60).
همچنين خداوند به اين موضوع در آيات ديگر قرآن کراراً اشاره مي کند. بطوريکه مي فرمايد:
“و آنان که در اموال شان حقي است معين براي سايل و محروم” (سوره المعراج، آيات 24و25) و “و در اموالشان براي سايل و محروم حقي بود” (سوره الذاريات، آيه 19) و ” همانا صدقه ها براي فقرا و… و بدهکاران است” (سوره توبه، آيه 60).
اين تأکيدات قرآن در واقع از يک طرف در صدي از اموال توانگران و ثروتمندان را از آنها مي گيرد و از طرف ديگر محل صرف آن را معين مي کند که در جهت بهبود وضع لايه هاي آسيب پذير جامعه هزينه گردد و اين همان چيزي است که نظام هاي مدرن تأمين اجتماعي امروزي انجام مي دهند و ضرورت هاي اجراي آن را قبلاً بحث کرديم.
خداوند درباره تقسيم غنايم در قضيه بني نضير که با صلح به دست آمد مي فرمايد:
” هر چه خداوند از اين قريه ها عايد پيغمبر خويش نمود، خاص خدا و پيغمبر (ص) و خويشاوندان وي و يتيمان و مسکينان در راه مانده است تا از ميان توانگران شما دست به دست نگردد” (سوره حشر، آيات 7و8).
در اين آيات خداوند ضمن تخصيص قسمتي از بيت المال به لايه هاي پايين جامعه و نيازمندان، از پرداخت سهم به کساني که از تمتع مالي برخوردارند در مواردي که براي آن زحمتي نکشيده اند، منع مي کند. خداوند در قرآن کريم در جايي ديگر مي فرمايد:
“انسان مالک چيزي نمي شود مگر آن که براي ايجاد کردن آن کار کرده باشد” (سوره نجم، آيه 36). در اين جا قرآن به يک اصل مهم اشاره دارد و آن دادن پاداش بر اساس کار و دوري از رانت خواري است. در اين جا خداوند به اصل ديگري نيز اشاره مي کند. مسلماً افراد به يک اندازه کار نمي کنند و شرايط يکساني را ندارند. لذا در جامعه گروهي ثروتمند و گروهي فقير مي شوند. ضمن آنکه همه افراد بايد براي کسب درآمد کار کنند، چرا که روزي خود را نيز از خدا بخواهند چرا که ثروت نعمت الهي است و خداوند روزي دهنده است. از طرف ديگر خداوند با وضع مقررات زمينه هاي اجراي عدالت اجتماعي و تأمين اجتماعي را فراهم مي کند که اين امر به تعديل ثروت نيز مي انجامد. در کنار اين موارد خداوند از مردم مي خواهد که چشم به ثروت ثروتمندان ندوزند و مي فرمايد:”آرزو نکنيد آن چيزهايي را که بدان ها خدا بعضي از شما را بر بعضي ديگر برتري داده است. مردان را از آنچه کنند نصيبي است و زنان را از آنچه کنند نصيبي است و روزي را از خدا بخواهيد که خدا بر هر چيزي آگاه است” (سوره نساء، آيه 32).
خداوند همچنين نابرابري را تا يک حد از ضروريات اداره جامعه مي داند و در اين باره مي فرمايد: “آيا آنان رحمت پروردگارت را تقسيم مي کنند؟ حال آنکه ما روزي آنها را در اين زندگي دنيا ميان شان تقسيم مي کنيم و بعضي را به مرتبت، بالاتر از بعضي ديگر قرار داديم تا بعضي ديگر را به خدمت گيرند و رحمت پروردگارت از آنچه آنها گرد مي آورند بهتر است” (سوره الزخرف، آيه 32). در اينجا نکته اي وجود دارد و آن اشاره قرآن به کارکردگرايي است که دورکيم به عنوان يک نظريه جديد آن را عنوان مي کند. خداوند برخي از انسان ها را در مرتبتي بالاتر و برخي ديگر را در مرتبتي پايين تر قرار داده است تا بدين وسيله سطوح مختلف مديريتي جامعه شکل گرفته و کارها انجام شود. دورکيم اين نظم را تقسيم کار اختياري نام مي نهد. البته اسلام اگرچه اين نابرابري را که از اثرات تقسيم کار فوق است مي پذيرد ولي از طريق روش هاي ديگر و وضع قوانيني که نمونه هاي آن را ذکر کرديم از انباشت و تکاثر ثروت جلوگيري مي کند.
2-2-2-2 عدالت اجتماعي در انديشه متفکران اسلامي
در اين قسمت، براي شناخت عدالت اجتماعي در اسلام به بررسي نظرات چند تن از انديشمندان اسلامي مي پردازيم. فارابي (متولد 872م) از انديشمنداني است که نظرات خود را در قالب آرمان شهر بيان مي کند. از نظر او مدينه فاضله نيز مانند بدن يک انسان است. همانطوريکه در بين اعضاي بدن نسبت به ديگران برتري دارد (مانند سر و قلب)، در مدينه فاضله نيز بايد کساني بر ديگران رياست کنند و بقيه بايد اطاعت کنند زيرا که هر کاري را بهر کاري ساخته اند. رئيس مدينه بايد داراي مشخصاتي باشد که از جمله آنها احساس دوستي نسبت به حق و اهل حق و احساس دشمني با باطل، بي اعتنايي به باطل، دلبستگي به عدالت و نظاير آن (اطاعت، 1379: 122). بنابراين در عقايد فارابي ضمن پذيرش سلسله مراتب، به نوعي توصيه به عدالت اجتماعي مشاهده مي شود.
ابن خلدون (808-732ه.ق) مي نويسد که شرع مفاسدي نظير قهر و ستمگري مورد مذمت و عدل و انصاف را مورد ستايش قرار داده است. عدالت وظيفه ديني است که از توابع داوري و قضا و موارد عملي آن است. شرط وظيفه عدالت متصف بودن به عدالت شرعي و برائت از جرح است (ابن خلدون، 1359: 431-368). ابن خلدون در رابطه با عدالت اجتماعي به دو موضوع اشاره مي کند. اول اينکه از نظر وي پايين نگه داشتن قدرت خريد و سطح زندگي مردم، باعث کسادي بازار و عدم رونق بازرگاني و در نتيجه باعث کاهش خراج مي گردد. اين ديدگاه همان اقتصاد فعلي عدالت اجتماعي است که قبلاً بحث گرديد. دومين موردي که ابن خلدون بدان اشاره مي کند، امنيت دارايي مردم است. “تجاوز به اموال مردم آنان را از به دست آوردن و باور کردن ثروت نوميد مي سازد، چه مي بيند در چه شرايطي سرانجام هستي یشان را به غارت مي برند و آنچه را به دست مي آورند از ايشان مي ربايند و هرگاه مردم از به دست آوردن و توليد و ثروت نوميد شوند، از کوشش و تلاش در راه آن دست بر ميدارند” (ابن خلدون، 1359: 552-551). اين امر دلالت بر احترام گذاشتن و به رسميت شناختن مالکيت خصوصي دارد. از اين روي با جمع بندي اين دو مورد مي توان نظر ابن خلدون را بر عدالت اجتماعي همراه با احترام گذاشتن به مالکيت خصوصي دانست. سيد قطب عدالت اجتماعي را فراتر از مسائل اقتصادي دانسته و رفاه و عدالت اقتصادي را جزئي از مفهوم عدالت اجتماعي اسلام قلمداد مي کند. از نظر سيد، عدالت اجتماعي داراي 3 پايه آزادي همه جانبه وجدان، مساوات کامل انسانيت و تکافل و همکاري محکم اجتماعي مي باشد. وي در دستيابي به عدالت اجتماعي بيشتر به وجدان دروني افراد و پايبندي مذهبي افراد تأکيد مي کند. در نظر سيد قطب، مساوات به عنوان دومين پايه عدالت اجتماعي است و طبق آن انسان ها صرف نظر از خون و نژاد، جنس و نظاير آن، در برابر قانون مساوي اند.
در حکومت اسلامي جامعه از طريق عدالت فرمانروا، فرمانبرداري افراد و مشورت بين اين دو اداره مي شود که اين امر عدالت اجتماعي را باعث مي شود. عدالت اقتصادي در اسلام مساوي با مساوات غير منطقي در مال که در آن فعاليت ها و استعداد افراد کوبيده شود و جامعه نيز از آن استعدادها محروم شود، نيست. بلکه در آن، با مهيا کردن شرايط و امکانات مساوي، عدم برابري در مال پذيرفته مي شود. در اسلام هم فقر و تنگدستي مردود است و هم تنعم زياده از حد. اسلام اجتماع را طبقه بندي مي کند و براي فقرا نيز (از طريق صدقه، زکات و…) حقي قائل مي شود. بدين ترتيب سيد نيز همانند ابن خلدون بر آزادي مالکيت خصوصي همراه با دخالت دولت جهت کنترل رقابت شديد و مال اندوزي بيش از حد از يک طرف و حمايت از اقشار آسيب پذير از طرف ديگر تأکيد مي کند. سيد قطب معتقد است که از نظر اسلام عدالت عبارت از يک مساوات بزرگ انساني است که تعادل همه ارزش ها از جمله ارزش اقتصادي را در منظر دارد و اين مساوات به طور دقيق با همه شرايط و مقتضيات سازش دارد. به نظر سيد قطب، حاکم در جامعه اسلامي قدرت وسيعي دارد و اين قدرت براي اين است که با توجه به شرايط موجود، آنچه که به نفع جامعه اسلامي است تشخيص و اجرا نمايد و اصول عدالت اجتماعي نيز مي تواند در شمول اين قاعده کلي قرار گيرد و در اين ارتباط از آنجا که اسلام تمرکز ثروت را نمي پسندد حاکم اسلامي در جهت تعديل ثروت و رعايت عدالت اجتماعي اقدام نمايد.
از نظر سيد قطب، وجود اختلاف استعدادهاي جسمي و فکري به عنوان يک واقعيت است و بايد فرصتي داد که اين استعدادها عالي ترين نتايج را به دست دهند نه اينکه با برقراري تساوي بين آنها و استعدادهاي ضعيف به آنها ستم کنيم و مانع فعاليت و رشد آنها شد، راه را بر آنها ببنديم. هر کسي در ازدياد مال خويش آزاد است ولي در حدود قانون همچنين با وجود پذيرش نابرابري منطقي و رد مساوات غير منطقي، اسلام از طريق محدود نکردن ارزش ها به ارزش هاي اقتصادي و توجه به ارزش هاي معنوي، ميان ارزش ها ايجاد تعادل مي کند.
بالاخره اينکه سيد قطب در جايي مي گويد که “اصل هر کس به اندازه نيازش به موازات هر کس به اندازه کارش” نيز در اسلام براي خود جايگاهي دارد که اين مورد مي تواند توسط حاکم اسلامي تشخيص داده مي شود. يعني در اسلام ضمن اينکه هرکس به اندازه کارش مزد دريافت مي کند، جهت رعايت حال اقشار

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های حکومت قانون، کارل پوپر Next Entries پایان نامه با کلید واژه های عدالت اجتماعی، توزیع درآمد، نابرابری ها، تخصیص منابع