پایان نامه با کلید واژه های عدل و انصاف، آداب و رسوم، حقوق زنان

دانلود پایان نامه ارشد

همسران ، آنچه مرد موظف به آن است رعايت عدالت در جنبه هاي عملي و خارجي است چه اين كه عدالت در محبتهاي قلبي خارج از قدرت انسان است كه در آيه 129 به اين امر اشاره شده است (وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ …..). در عين حال براي اين كه مردان از اين حكم ، سوء استفاده نكنند به دنبال اين جمله مي فرمايد؛ (فَلا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوها كَالْمُعَلَّقَةِ) ولى شمابه كلى تمايل خود را متوجه يك طرف نسازيد كه ديگرى را به صورت بلا تكليف در آوريد، زيرا اينكار شما را نسبت به آنها به ستم مى‏كشاند. پس عدالتي كه شرط گرفتن بيش از يك همسر مي باشد، در آيه 129 كاملا توضيح داده شد. و اين سه آيه كاملا با هم ارتباط دارند.
مساله ازدواج موقت در اسلام نيز در اين سوره به آن اشاره شده است. (…فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً…) اين قسمت از آيه 24، اشاره به مسئله ازدواج موقت و به اصطلاح( متعه) است و بر مردان دادن مهر زنان را در اين نوع ازدواج واجب مي كند و از آن استفاده مى‏شود كه اصل تشريع ازدواج موقت، قبل از نزول اين آيه براى مسلمانان مسلم بوده كه در اين آيه نسبت به پرداخت مهر آنها توصيه مى‏كند. 18
احكام ازدواج با كنيزان نيز در زير مجموعه احكام نكاح قرار دارد كه در اين سوره به آن اشاره شده است. اما اين نوع ازدواج در اسلام شرايطي دارد كه آيه 25، شرائط ازدواج با كنيزان را بيان مى‏كند.
اولين شرط ازدواج با كنيزان اين است كه كسانى كه قدرت ندارند با زنان آزاد، ازدواج كنند مى‏توانند با كنيزان ازدواج نمايند زيرا مهر و ساير مخارج آنها معمولا سبكتر و سهل‏تر است ( وَ مَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلاً أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَناتِ الْمُؤْمِناتِ فَمِنْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُم‏). البته منظور از ازدواج با كنيزان اين نيست كه صاحب كنيز با كنيز ازدواج كند، بلكه با شرائط خاصى كه در كتب فقهى ذكر شده مى‏تواند همانند همسر با او رفتار نمايد، بنا بر اين منظور ازدواج افراد غير مالك با كنيز است. در عبارت (مِنْ فَتَياتِكُمُ الْمُؤْمِناتِ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْض‏)(25)، تعبير به “مؤمنات” نشان مي دهد كه بايد حتما كنيز مسلمان باشد تا بتوان با او ازدواج كرد و بنا بر اين با كنيزان اهل كتاب ازدواج صحيح نيست.
شرط بعدي در ازدواج با كنيزان، اجازه مالك آنهاست (فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ ) و بدون اجازه او اين ازدواج باطل است.
درآيه 25 از جمله (وَ آتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ) استفاده مى‏شود كه بايد مهر متناسب و شايسته‏اى براى آنها قرار داد، و آن را به خود آنان داد.
با توجه به عبارت (مُحْصَناتٍ غَيْرَ مُسافِحاتٍ وَ لا مُتَّخِذاتِ أَخْدانٍ ) يكى ديگر از شرائط اين ازدواج آن است كه كنيزانى انتخاب شوند كه مرتكب عمل منافى عفت، نگردند خواه به صورت آشكار بوده باشد (غير مسافحات) و يا به صورت انتخاب دوست پنهانى (و لا متخذات اخدان).19
عبارت (ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ ) از آيه 25 نشان مي دهد اين ازدواج با كنيزان براى كسانى است كه از نظر غريزه جنسى شديدا در فشار قرار گرفته‏اند و قادر به ازدواج با زنان آزاد نيستند، بنا بر اين براى غير آنها مجاز نيست و عبارت ( وَ أَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ ) گوياي اين مطلب است.
2-1-2-1-1-2- مهريه
يكي از حقوق مسلم زنان در ازدواج كه شرع اسلام هم قبول داشته، مي پذيرد و بر آن تاكيد دارد بحث مهريه مي باشد. در عصر جاهليت نظر به اين كه براي زنان ارزشي قائل نبودند، آداب و رسوم غلط و ظالمانه اي را در اين باب اجرا مي كردند. اسلام بر تمامي اين رسوم ظالمانه خط بطلان كشيد و مهر را به عنوان يك حق مسلم به زن اختصاص داد. در 10 آيه از سوره مباركه نساء در مورد مهر زنان و برخي از جزئياتش توضيح داده است، كه به بررسي آن مي پردازيم .
درقسمتي از آيه 24 شرط صحت ازدواج موقت، تعيين مهر از طرف مردان براي زنان دانسته شده است، همان طور كه در ازدواج دايم تعيين مهر، شرط صحت مي باشد (….. وَ أُحِلَّ لَكُمْ ما وَراءَ ذلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً ).20
بعد از آنكه اصل وجود مهريه در هر دو نوع ازدواج دايم و موقت در اسلام واجب اعلام شد در ادامه ذكر اين نكته جا دارد كه مقدار تعيين شده مي تواند با رضايت طرفين تغيير كند و تغيير مقدار، لطمه اي به اصل عقد وارد نمي كند (….. وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ فِيما تَراضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيماً حَكِيماً) (24).
در ابتداي آيه 4 خداوند خطاب به مردان مي گويد كه مهر زنان را به طور كامل به عنوان يك بدهى يا يك عطيه به آنها بپردازيد (وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَة).21
در آغاز آيه براى حفظ حقوق زنان با صراحت دستور مي دهد كه بايد تمام مهر را به آنان پرداخت كنند، ولى در ذيل آيه براى احترام گذاردن به احساسات طرفين ومحكم شدن پيوندهاى قلبى و جلب عواطف مي گويد كه، اگر زنان با رضايت كامل خواستند مقدارى از مهر خود را ببخشند براى شما حلال و گوارا است و مي توانيد آن را به ايشان ندهيد (فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْ‏ءٍ مِنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَرِيئاً) (4).
در آيه 127 خداوند به شرح احكامي مهم در مورد زنان مي پردازد تا سوال مردم از رسول6مبني بر فتوا خواستن در مورد زنان پاسخ داده شود. يكي از اين موارد، سفارش به پرداختن حقوق دختران يتيم است. گاهي برخي از مردان بدون اينكه حق دختران يتيم را به ايشان بدهند مي خواستند با آنها، اگر صاحب جمال بودند ازدواج كنند. ازدواج با دختران يتيم در صورتي كه حق آنها به طور كامل داده شود بلامانع است (وَ يَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّساءِ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِيهِنَّ وَ ما يُتْلى‏ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتابِ فِي يَتامَى النِّساءِ اللاَّتِي لا تُؤْتُونَهُنَّ ما كُتِبَ لَهُنَّ وَ تَرْغَبُونَ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ …..).
از آنجا كه قوانين اسلام بسيار عادلانه از طرف خداوند قرار داده شده است در ادامه آيه 25 عبارت (وَ آتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ) نشان مي دهد كه بايد براي ازدواج با كنيزان، مهر متناسب و شايسته‏اى براى آنها قرار داد، و آن را به خود آنان داد.
در اين باب موضوع نپرداختن مهريه نيز مورد بررسي قرار گرفته است. درآيه29 (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ) مومنان از خوردن مال يكديگر به ناروا منع شده اند مگر اينكه تجارتي از سر رضايت انجام داده و مالي به دست آورند كه خوردن آن اشكالي ندارد.
طمع درمال ديگران و بخصوص كساني كه قدرت كمتري در دفاع از حقوق خود دارند از وسوسه هاي شيطاني است كه راه مقابله با آن قوي كردن ايمان و اراده است. زنان، دختران يتيم، كودكان ضعيف و يتيمان، گروه هايي هستند كه خداوند سفارش ويژه در مورد آنها كرده و رعايت عدل و انصاف را در مورد آنها مورد تاكيد قرار داده است. آيه 127 از اين گروه ها نام برده است ( وَ يَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّساءِ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِيهِنَّ وَ ما يُتْلى‏ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتابِ فِي يَتامَى النِّساءِ اللاَّتِي لا تُؤْتُونَهُنَّ ما كُتِبَ لَهُنَّ وَ تَرْغَبُونَ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ وَ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الْوِلْدانِ وَ أَنْ تَقُومُوا لِلْيَتامى‏ بِالْقِسْطِ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِهِ عَلِيماً). پس مهريه مال زن است و همان طور كه در آيات بالا ذكر شد خوردن مال ديگران به ناحق گناهي كبيره محسوب مي شود و جزايش خشم خداوند و آتش شعله ور جهنم است. در آيه 4 سوره نساء آمده، اگر زن با رضايت، مقداري از مهريه اش را به همسرش ببخشد، مرد مي تواند در آن تصرف كند و آن را به نيكي و گوارايي بخورد ( فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْ‏ءٍ مِنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَرِيئاً ).
در ابتداي آيه 19 ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ كَرْهاً وَ لا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ ما آتَيْتُمُوهُنَّ ) به مومنان خطاب شده است كه برايشان حلال نيست زنان را بدون ميلشان به ارث ببرند، چنان كه در زمان جاهليت رسم بود، اطرافيان زن ميت را به عنوان ارث براي خود بر مي داشتند. در آيه19 به يكي ديگر از مواردي كه مرد مي تواند مهر زن را به او نپردازد اشاره شده و آن اجازه عدم پرداخت مهر در صورت مرتكب شدن زن به فحشاي آشكار است، به عبارت ديگر مگر اين كه زنا كنند. پس اگر شوهر اطلاع يافت كه زنش زنا كرده، مي تواند مهريه زن را به او ندهد ( إِلاَّ أَنْ يَأْتِينَ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَة).
2-1-2-1-1-3- سرپرستي در نظام خانواده
خداوند در ابتداي آيه 34 مردان را سرپرست و خدمتگزار زنان معرفي مي كند (الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ). در ادامه آيه 34 علت اين مساله توضيح داده شده است كه ( بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ ) اين موقعيت به خاطر وجود خصوصياتى در مرد است مانند ترجيح قدرت تفكر او بر نيروى عاطفه و احساسات، به عكس زن كه از نيروى عواطف بيشترى بهره‏مند است .
آيه 32 توصيه هايي را به زن و مرد ارايه كرده است تا مبادا اين تفاوت ها خللي در روابط زن و مردان به وجود آورد. در ابتداي آيه 32 نكته اي آمده است كه رعايت آن باعث آرامش و قبول كردن تفاوت هاي موجود در زن و مرد مي شود. ( وَ لا تَتَمَنَّوْا ما فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلى‏ بَعْضٍ …) اينكه هرگز برتري هايي را كه خداوند در بين شما قرار داده است را ارزو نكنيد و به جاى آرزو كردن اين گونه تفاوتها، از فضل خدا و لطف و كرم او تمنا كنيد (وَ سْئَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ).
2-1-2-1-1-4- نشوز22 زنان
آيه 34 ابتدا به گروهي از زنان اشاره كرده آنان را توصيف مي كند ( فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ بِما حَفِظَ اللَّه)، صالحان و درستكاران، زناني كه خاضع و متعهد در برابر نظام خانواده مى‏باشند. دسته دوم، زنانى هستند كه از وظائف خود سرپيچى مى‏كنند و نشانه‏هاى ناسازگارى در آنها ديده مى‏شود، (وَ اللَّاتِي تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ ) (34).
مردان در برابر اين گونه زنان وظائف و مسئوليتهايى دارند كه بايد مرحله به مرحله انجام گردد، و در هر صورت مراقب باشند كه از حريم عدالت تجاوز نكنند، اين وظائف به ترتيب در آيه 34 بيان شده است.
(فَعِظُوهُنَّ) مرحله اول موعظه و پند دادن است. دستور خداوند براي مرحله بعدي در صورتى كه اندرزهاى شما سودى نداد، اين است كه (وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ) در بستر از آنها دورى كنيد. (وَ اضْرِبُوهُنَّ) در صورتى كه سركشى و پشت‏پازدن به وظائف و مسئوليتها از حد بگذرد و هم چنان در راه قانون شكنى با لجاجت و سرسختى گام بردارند مي توان با شدت بيشتري برخورد كرد. مسلم است كه اگر يكى از اين مراحل مؤثر واقع شود و زن به انجام وظيفه خود اقدام كند مرد حق ندارد بهانه‏گيرى كرده، و در صدد آزار زن برآيد (فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا).
2-1-2-1-1-5- نشوز مردان
آيه 128 اشاره‏اى به مسئله نشوز مرد كرده كه هر گاه زنى احساس كند شوهرش بناى سركشى و اعراض دارد، مانعى ندارد كه براى حفظ حريم زوجيت، از پاره‏اى از حقوق خود صرف نظر كند، و با همسرش از در صلح وارد شود تا اساس زندگي از هم نپاشد (وَ إِنِ امْرَأَةٌ خافَتْ مِنْ بَعْلِها نُشُوزاً أَوْ إِعْراضاً فَلا جُناحَ عَلَيْهِما أَنْ يُصْلِحا بَيْنَهُما صُلْحاً وَ الصُّلْحُ خَيْرٌ وَ أُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ ).
2-1-2-1-1-6-

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های تعدد زوجات، وحدت وجود Next Entries پایان نامه با کلید واژه های حكم، مِمَّا، ميت، تقسيم