پایان نامه با کلید واژه های عدالت سازمانی، نهج البلاغه، علوم اجتماعی، اقتصاد اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

دراين تحقيق سعي خواهد شد،با سنجش ميزان رابطه عدالت سازماني با خشنودي شغلي،زمينه دستيابي به اين مفاهيم جديد سازماني در پليس كشورمان فراهم وجنبه كاربردي و قابل تعميم به ساير يگان هاي ناجا مد نظر قرارگيرد.

مقدمه
هر کار تحقیقی علمی باید در راستای تحقیقات قبلی وادامه دهنده وتکمیل کننده آنها باشد. لذا برای تحقق این هدف وآگاهی از نتایج ویافته های تحقیقات قبلی ،آثار ومنابع مرتبط باموضوع تحقیق شامل؛ طرح های پژوهشی ،مقالات انتشار یافته در مجلات معتبر علمی-پژوهشی وعلمی- ترویجی در قالب دو بخش داخلی وخارجی مورد بررسی قرار گرفته است.چراکه هر تحقیقی در یک پیوستار جا می گیرد. به این معنی که از کارهای تحقیقی قبلی اثر می پذیرد و برکارهای تحقیقی بعدی اثر می گذارد.بنابراین آشنایی باکارهای تحقیقاتی قبلی که درباره موضوع مشابه صورت گرفته ودانستن وجوه مشابهت ومفارقت تحقیق حاضر با آن ضروری به نظر می رسد.در واقع هیچکس نمی تواند مدعی باشد که بضاعت علمی اش اورا از خوشه چینی ازاین دستاوردها بی نیاز می سازد(اسمعیلی گیوی،36:1387). دراین فصل ابتدا در بحث مفهـوم شناسی متغیرها به معـانی لغوی ، اصطلاحی و نظریههای مختلف در رابطه با متغیرهای مستقل و وابسته اعم از نظریه بزرگان دینی، قرآنی، روایات و احادیث و همچنین نظریه دانشمندان در ارتباط با عدالت سازمانی ،خشنودی شغلی وابعاد هریک بطورجداگانه اشاره می شود. سپس رابطه هریک ازابعادعدالت سازمانی با خشنودی شغلی مورد بررسی قرارمی گیرد. ودرادامه با مطالعه تحقیقات انجام شده درداخل و خارج از کشور، به پیشینه مطالعاتی در این زمینه پرداخته می شود. درگام بعدی چارچوب نظری، مدل مفهومی ومدل تحلیلی این تحقیق ارائه می گردد.

2-1- بخش اول- ادبیات نظری پژوهش:
2-1-1- مفهوم لغوي عدالت:
يکي ازدشواري هاي بحث عدالت،ابهام درتعاريف و معاني آن است. زبان عربي براي برخي واژه‌ها بيش از ده مترادف دارد و واژه عدالت نيز واجد چنين مترادف هايي است. بنابراين براي هرجنبه‌اي ازعدالت، معاني متعددي وجود داردکه شايدمهمترين آنهاقسط، قصد، استقامت، وسط، نصيب، حصه، ميزان، انصاف وغيره باشد. واژه عدالت درلغت به معانی؛ موزون بودن دربرابر بی تناسبی، مساوات دربرابر تبعیض، اعطاءحق ذی حق دربرابر جور، رعایت استحقاق افراد در افاضه وجود دربرابر امتناع ازافاضه وجود به آنچه امکان وجود، بکاررفته است،معنی دیگری غیرازمعانی مذکورنیامده است (حیدری، منور،5:1386).کلمه معادل عدالت درفرانسه وانگليسيjustice ودرلاتين justitia است. فرهنگ لغات آکسفورد، عدالت را به عنوان حفظ حقوق با اعمال اختيار و قدرت و دفاع از حقوق با تعيين پاداش يا تنبيه توصيف کرده است. اما آنچه درتعاريف اين واژه به مقاصد ما نزديکتر است، مفهوم عدالت به معناي برابري و تساوي، دادگري و انصاف، داوري با راستي و درستي و مفاهيم ديگري از اين قبيل است (حسين زاده وناصري؛19:1386).
 2-1-2- مفهوم اصطلاحی عدالت:
در اغلب کتابهای علمی تعریف علمای علوم اجتماعی درباره عدالت مد نظر است و عدالت عبارت است ازچگونگی توزیع پاداشها و تنبیه ها بوسیله ودرون یک مجموعه اجتماعی(مشرف جوادی،دلوی ،عبدالباقی ؛ 135:1385 ).عدالت یک مفهوم چندوجهی وگسترده است ودررشته ها و شاخه های مختلف دارای یک مفهوم فلسفی و به معنای عدم تبعیض ورعایت منصفانه تفاوت هاست(مردانی حموله ،حیدری ؛48:1388) عدالت درشریعت به معنی راستی درراه حق و برتری دادن عقل بر هوی است و در اصطلاح، عدالت عبارت است از،پرهیزازگناهان بزرگ و اصرار نکردن بر گناهان کوچک و رعایت تقوا و دوری از افعال پست،که از همه اینها به ملکه عدالت تعبیرمیکند (حق پناه،64:1386).عدالت از نظرگاه اندیشمندان،حکما وفلاسفه تعاریف مختلفی یافته است. افلاطون در جایی از آثار خود، عدالت را به هماهنگی انجام وظیفة خود، تعریف می کند. عدالت عبارت است ازنیکی کردن بادوستان درصورتیکه خوب باشندوبدی کردن بادشمنان درصورتیکه بد باشند (اخوان كاظمی ،137:1379). ارسطو عدالت را این گونه معنا می کند که «عدالت» به معنای خاص کلمه، برابر داشتن اشخاص و اشیاء است. مهم این است که میان سود و زیان و تکالیف و حقوق اشخاص تناسب و اعتدال رعایت شود. پس در تعریف عدالت می توان گفت که فضیلتی است که به موجب آن باید به هرکس آن چه را که حق اوست، داد. ارسطو معتقد است: «عدالت امری است که انسان عادل فکر می کند».
درفرهنگ علوم سیاسی عدالت درسه تعریف بیان شده است:
1.فضیلتی که به موجب آن بایدبه هرکسی آنچه راکه حق اوست،داد.
2.بنانهادن اخلاق برپایه مساوات درمقابل قانون واحترام به حقوق افراد.
3. رعایت تعادل قانونی بین منافع موجود.
درنهج البلاغه آمده است که عدالت عبارتست از: «هر چیز در سر جای خود قرار بگیرد» و در جای دیگر، از عدل به «رعایت کردن استحقاق ها در افاضة وجود و امتناع نکردن از افاضه و رحمت به آن چه امکان وجود دارد» تعبیر شده است(نهج البلاغه،حکمت 429) .در میان اندیشمندان اسلامی، مرحوم شیخ انصاری عدالت را استواری و استقامت می داند و مرحوم علامه طباطبایی می گوید؛ عدالت برپاداشتن مساوات است و برقراری موازنه بین امور، بطوریکه هر چیزی سهم مورد استحقاق خویش را داشته باشد (حق پناه، 1386: 65-64). آیت الله شهید صدر که یکی از متفکران دینی و متخصص در رشته اقتصاد اسلامی می باشد عدالت را این گونه تعریف می کندکه،«العدالة عبارة من الاستقامة علی شرع الاسلام و طریقة» (حسینی بهشتی،24:1386-23). ایشان در جای دیگری عدالت را با عبارتی نظیر «العدالة هی الواسطة و الاعتدال فی السلوک» تعریف می نماید.از نظر حكما خداوند عادل است ولی نه بدان جهت كه عدالت نيك است و اراده الهی همواره بر اين است كه كارهای نيك را انجام دهد نه كارهای بد را. خداوند ظالم نيست و ستم نمی‏كند ولی نه بدان جهت كه ظلم، زشت‏ است و خداوند نمی‏خواهد كار زشتی انجام دهد (عدل الهی، 1382). عدل خداوند عين فضل و عين وجود او است، يعنی عدل خداوند عبارت‏ است از اينكه خداوند فضلش را ازهيچ موجودی درهرحدی كه امكان تفضل‏ برای آن موجود باشد، دريغ نمی‏دارد. معانی دیگر وسیعتری برای عدالت خداوند وجود دارد: 1.عدالت در خداوند یعنی دوری آفریدگار از انجام هر عملی که برخلاف مصلحت و حکمت است. 2.عدالت یعنی، همه انسانها در پیشگاه خداوند از هر جهت یکسان و برابرند و هیچ انسانی نزد او بر دیگری برتری ندارد مگر کسی که با تقوا و اعمال نیک خود از فساد و تباهی دور بدارد.3.قضاوت و پاداش به حق، یعنی خداوند هیچ عملی را هر چند خیلی ناچیز و کوچک باشد از هیچ کس ضایع نکرده و بی اجر و پاداش نمی گذارد و بدون تبعیض به هر کس جزای عملش را خواهد داد (امیری پور، 1388:37-36).
شهید مطهری یک جمع بندی جالبی دارد و می نویسد؛عدالت، آنجا که به توحید و معاد مربوط می شود و به هستی و آفرینش شکل خاص می دهد ، نوعی جهان بینی است. آن جا که به نبوت و تشریع و قانون مربوط می شود، یک شایستگی است و آن جا که پای اخلاق به میان می آید،آرمانی، انسانی است و آنجا که به اجتماع کشیده می شود یک مسئولیت است (قوامی،158:1385).
بهترین تعریف عدل رامیتوان درکلام امام علی(ع)جستجوکرد.حضرت درتعریف عدل می فرمایند؛(العدل یضع الامورمواضعها) عدالت، هرچیزي رادرجاي خودمی نهد (شریف رضی،1387:حکمت473) .دراهمیت عدل همین بس که خداوند انگیزه بعثت انبیاءرا اقامه عدل می شمرد:”لیقوم الناس بالقسط”(گلپان قرآن،دوره جدید:31). میان عدالت ونظم، ارتباط تنگاتنگی برقرار می باشد. عدالت با ایجاد روشی خاص در فرد، او را از افراط و تفریط باز می دارد و زمینه پیمودن مسیر مستقیم را فراهم می نماید و زمینه فساد وبی نظمی را از بین می برد.اعتقاد به نظام عادلانه درعالم هستی و نگاه مبتنی برعدل به امور پیرامونی، زمینه ساز نظم در رفتار فردی و اجتماعی است(جلائیان و اکبرنیا،86:1386) . بطور کلی نتیجه می گیریم که عدالت مفهومی اخلاقی است وتمام عواملی که درایجاد اخلاق مؤثر هستنددربوجودآمدن عدالت هم مؤثرهستند (کاتوزیان،45:1385).
2-1-3- چیستی وچرایی عدالت :

  2-1-3-1 – چيستي عدالت:
این مسئله که عدالت چیست، شاید چندان احتیاج به تعریف نداشته باشد. افراد بشر کم و بیش ظلم رامی شناسند، تبعیض را می شناسند. عدالت نقطه مقابل ظلم است، نقطه مقابل تبعیض است و به عبارت دیگر، افراد بشر در دنیا به حسب خلقت خودشان و به حسب فعالیتهایی که می کنند و استعدادهایی که از خود نشان می دهند، استحقاقهایی پیدا می کنند.عدالت عبارت است از اینکه آن استحقاق و آن حقی که هر بشری به موجب خلقت خودش و به موجب کار و فعالیت خودش به دست آورده است،به اوداده شود، نقطه مقابل ظلم است که آنچه را که فرد استحقاق دارد به او ندهند و از او بگیرند.و نقطه مقابل تبعیض است که دو فرد که در شرایط مساوی قرار دارند، یک موهبتی را از یکی دریغ بدارند و از دیگری دریغ ندارند. ولی در عین حال از قدیم الایام افرادی در میان بشر بوده اند، از فلاسفه قدیم یونان تا دوره های اروپا که اساسا منکر واقعیت داشتن عدالت بوده و هستند و میگویند؛ اصلا عدالت معنی ندارد. عدالت مساوی با زور است، عدالت یعنی آن چیزی که قانون موجود حکم کرده باشد و قانون موجود هم آن است که زور آن را به بشر تحمیل کرده باشد. پس عدالت را در نهایت امر، زور تعیین می کند. این مطلب مردود است.عدالت خودش واقعیت دارد، چون حق واقعیت دارد. حق از کجا واقعیت دارد؟ حق از متن خلقت گرفته شده است . چون خلقت واقعیت دارد، هر موجودی در متن خلقت یک شایستگی و یک استحقاق دارد. انسان به موجب کار و فعالیت خودش، استحقاق هایی را به وجود می آورد، و عدالت هم که عبارت است از اینکه به هر ذی حقی، حقش را بدهیم معنی پیدا می کند ( مرتضی مطهری، 1384 :225).
2-1-3-2- چرایی عدالت:
اینکه چرا ما باید درزندگی ملزم به برقراری عدالت باشيم، به دوعلت زیراست؛
الف- اقتضای زندگی مردم : چون انسانها ناگزیرازیک زندگی اجتماعی هستند وذاتا میل به استخدام یکدیگر دارند پس احتیاج به برقراری شرایطی است که درآن هرکس بتواند به استحقاق های خود برسد وراهی برای ظلم کردن ویا مظلوم واقع شدن نباشد.
ب- نیازهای متقابل انسانی: انسان رابه سیستمی مجهز می کندکه برای تامین نیازها ازیک راه منظم ومنصفانه عبورکند (همان، 226).
2-1-4-عدالت در قرآن:
دو منبع اصلی برای اخلاق کسب و کار در آموزش های اسلامی وجود دارد که اولین و مهم ترین آن قرآن است که مسلمانان آن را به عنوان کلامی از الله پذیرفته اند که بر پیامبر نازل شده است و دومین منبع اصلی سنت یا حدیث نامیده می شود که کلامی از پیامبر است که هر دو این منبع اصول گسترده و خطوط راهنما برای هدایت زندگی اسلامی را ارائه می کند. قرآن به عنوان منبع قواعد واصول فقهی ،نظام تکوین را که برسنن ثابت الهی پایدار است،عادلانه معرفی می کند:”ربّنا الّذی اعطی کلّ شیءٍ خلقه ثم هدی” ؛ “و تمّت کلمه ربکَ صدقاً و عدلاً لا مبدُل لکلماته و هو السّمیع العلیم”.و نیز نهایت خلقت انسان را به عدالت ختم می کند:”الّذی خَلَقک فسوّیک فعدلک”(حیدری، منور؛6:1386).ازجمله اصول ثابت انسانی اصل عدالت می باشد که در قرآن کریم به موارد و جنبه های مختلفی از این اصل اشاره شده است. هم چنین یکی از تعالیم والای دین اسلام به منظور هدایت مردم رعایت عدالت اجتماعی است.کتاب خداوند بزرگ نقشه جاده راست و دادگسترانه سیاست اسلامی را طرح و سازمان بندی کرده است . عدالت در قرآن بوسیله دو کلمه عدل و قسط توصیف می شود. عدل به معنی مساوات و برابری است.در اسلام اصولی، مسلمانان تشویق می شوند که با همه عادلانه رفتار کنند. که عدل به معنی انجام دادن رفتارهای متناسب است. و قسط به معنی قرار دادن هر کس یا هر چیز در جای مناسب است.بطور کلی عدالت که بوسیله عدل و قسط توصیف شده، ابزاری است برای نگهداری تعادل بین نیازهای جسمی ، ذهنی وروانی درحالیکه هر کس و هر چیز را درجایگاهش قرارمی دهد. درقرآن عدالت بردو قسم است : فردی و اجتماعی که هر دو معنی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های عدالت سازمانی، استان مازندران، عدالت رویه ای، عدالت توزیعی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های شایسته سالاری، آموزش کارکنان، نخبگان سیاسی، مدیریت اسلام