پایان نامه با کلید واژه های ظلم و ستم

دانلود پایان نامه ارشد

أَخَّرْتَنا إِلى‏ أَجَلٍ قَرِيب‏…) (77)، (أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَة…) (78). فرو رفتن در فتنه ها با دعوت شدن به سوي آن(كُلَّما رُدُّوا إِلَى الْفِتْنَةِ أُرْكِسُوا فِيها) (91).
بعد از آشكار شدن حق از در مخالفت با پيامبر(ص) در مي آيند و از راهى جز راه مومنان پيروى مي كنند (وَ مَنْ يُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدى‏ وَ يَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِين‏) (115). هر گاه خطا يا گناهى مرتكب شوند آن را به گردن بى‏گناهى مي افكنند و با اين كاردچار بهتان و گناه آشكارى مي شوند (وَ مَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْماً ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئاً فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِينا) (112). ياد خدا به مقدار كم (…وَ لا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا) (143). آري اين گروه با توجه و هشياري، خدا را جز اندكي ياد نمي كنند و اگر هم الطافي از سوي خداوند به آنان بشود و با قلب در يابند اعمالشان زشت و راهشان منحرف است باز به سعادت نمي رسند. علت آن بي اعتنايي و عمل نكردن به علمي است كه خداوند به ايشان داده است. اگر انسان به علمش هرچند كم باشد عمل كند خداوند بر علمش مي افزايد و در نتيجه رشد مي كند ولي چنان چه به دانسته هايش عمل نكند، هرگز نمي تواند پله هاي ترقي معنوي را بپيمايد هرچند بسيار كتاب بخواند و در محضر اساتيد گوناگون بنشيند. در احاديث امامان هم به اين مطلب اشاره شده است و علم نوري است كه خدا در قلب هر كس بخواهد مي اندازد. 39
2-1-3-2- توصيه هاي خداوند درنحوه برخورد با مخالفان حق
2-1-3-2-1- توصيه هاي خداوند درنحوه برخورد رسول6با مخالفان حق
در تعدادي از آيات سوره مباركه نساء خداوند خطاب هايي را به شخص رسول گرامي اسلام6 در مورد نحوه برخورد با مخالفان حق دارد كه بي شك هدف از آن الگو گرفتن مومنان و اجراي دقيق اين توصيه ها مي باشد. در آيه 63 خداوند سه دستور مهم به رسول6در برابر نافرمانيهاي آنها مي دهد. اول اينكه كه از مجازات آنها صرفنظر كن( فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ) كه دقيقا اين فرمان در آيه 81 نيز به رسول گرامي اسلام 6 داده شده است. فرمان بعدي (وَ عِظْهُمْ) آنها را موعظه كن و اندرز بده و در آخر با بيانى رسا كه در دل و جان آنها نفوذ كند، با ايشان صحبت كن و نتايج اعمالشان را به آنها گوشزد نما ( وَ قُلْ لَهُمْ فِي أَنْفُسِهِمْ قَوْلًا بَلِيغاً).
عدم حمايت و پشتيباني ازآنها در آيه 105 و 107 ذكر گرديده است (وَ لا تَكُنْ لِلْخائِنِينَ خَصِيماً…) (105) ،(وَ لا تُجادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَخْتانُونَ أَنْفُسَهُمْ‏..) (107). در آيه 106 خداوند به پيامبر6دستور مى‏دهد كه از پيشگاه خداوند طلب آمرزش كند(وَ اسْتَغْفِرِ اللَّهَ).
2-1-3-2-2- توصيه هاي خداوند درنحوه برخورد مومنان با مخالفان حق
درآيه 109 خداوند روى سخن رامتوجه طايفه و اقوام خيانتكار كه مومنان از انها دفاع مي كردند نموده استدلال مي كند، گيرم كه شما در زندگى اين جهان از آنها دفاع كنيد ولى كيست كه در روز قيامت بتواند از آنها دفاع نمايد و يا به عنوان وكيل كارهاى آنها را سامان بخشد و گرفتاريهاى آنها را بر طرف سازد؟!(ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ جادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا فَمَنْ يُجادِلُ اللَّهَ عَنْهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَمْ مَنْ يَكُونُ عَلَيْهِمْ وَكِيلًا).
آيه 88 (ما لَكُمْ فِي الْمُنافِقِينَ فِئَتَيْنِ وَ اللَّهُ أَرْكَسَهُمْ بِما كَسَبُوا أَ تُرِيدُونَ أَنْ تَهْدُوا مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلا) به بعد ديگري از شفاعت در مورد مخالفان حق اشاره كرده است و مومنان را خطاب قرار داده كه چرا در باره منافقين دو دسته شده‏ايد؟در حالى كه خداوند به خاطر اعمالشان، افكار آنها را به كلى وارونه كرده است و هر كس را خداوند گمراه كند راهى براى او نخواهيد يافت. مومنان نبايد فريب اظهار توحيد و ايمان آنها را ‏بخورند و در مقام شفاعت از آنها بر ‏آيند و در آيه 84 اشاره شد (مَنْ يَشْفَعْ شَفاعَةً سَيِّئَةً يَكُنْ لَهُ كِفْلٌ مِنْها) آنها با اين كار، خود را در سرنوشت شوم آنها سهيم مى‏نمايند.
آيه 140 (…إِذا سَمِعْتُمْ آياتِ اللَّهِ يُكْفَرُ بِها وَ يُسْتَهْزَأُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِه إِنَّكُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ) به مومنان دستور داده هنگامى كه بشنوند افرادى نسبت به آيات قرآن كفر مى‏ورزند و استهزاء مي كنند، با آنها ننشينند تا از اين كار صرفنظر كرده، به مسائل ديگرى بپردازند و اگر در اينگونه مجالس شركت كنند همانند آنها ،خائن به دين الهي بوده و سرنوشتتان با آنها يكي است.
2-1-3-3- پيامد اعمال
در اين قسمت فقط به ذكر شماره آيات مرتبط با هر كدام از پيامدها بسنده مي كنيم. پيامد دنيوي اعمال آنها را در خط ” قوانين تكويني ” و پيامد اخروي اعمال آنها را در خط ” قيامت”، بررسي خواهيم كرد.
2-1-3-3-1- دنيوي
(36-38-48-49-50-51-55-60-65-66-67-68-79-88-91-107-112-115-116-119-136-137-142-143-167-168-)
2-1-3-3-2- اخروي
(37-42-55-56-57-69-70-102-115-121-138-140-145-169-)

2 -1-4
بررسي خط ارتباطي چهارم : اهل كتاب

1-ويژگيها و اعمال اهل كتاب
2 – پيامد اعمال اهل كتاب

جدول 1بخش 2-1-4- تقسيم بندي دسته هاي اصلي و فرعي خط ارتباطي اهل كتاب
ويژگيها و اعمال اهل كتاب

ويژگيها و اعمال يهوديان
44-45-46-49-50-51-53-54-150-153-154-155-161-

ويژگيهاواعمال مسيحيان
49-50-150-156-157-158-159-171-172-

ويژگيها و اعمال مومنان اهل كتاب
152-162-

پيامد اعمال اهل كتاب

دنيوي

45-46-47-52-150-151-155-156-167-168-

اخروي
55-56-57-151-152-161-162-168-169-173-

جدول 2 بخش 2-1-4- تقسيم بندي دسته هاي اصلي و فرعي خط ارتباطي اهل كتاب

10

9

8

7

6

5

4

3

2

1

1

11

21

31

41

51

61

71

81

91

101

111

121

131

141

151

161

171

1- ويژگيها و اعمال اهل کتاب

2- پيامد اعمال اهل کتاب

نمودار بخش 2-1-4- نقاط تلاقي خطوط فرعي

2-1-4- بررسي خط ارتباطي چهارم” اهل کتاب”
آياتي كه مربوط به اين موضوع مي باشند عبارتند از آيات ( 44-45-46-47-49-50-51-52-53-54-55-56-57-150-151-152-153-154-155-156-157-158-159-161-162-167-168-169-171-172-173) كه پس از دسته بندي ذيل 2 عنوان اصلي جاي مي گيرند؛ ويژگيها و اعمال اهل كتاب، پيامد اعمال اهل كتاب.
2-1-4-1- ويژگيها و اعمال اهل كتاب
2-1-4-1-1- ويژگيها و اعمال يهوديان
در آيه 49 ( أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنْفُسَهُم‏ بَلِ اللَّهُ يُزَكِّي مَنْ يَشاءُ) به يكى از صفات نكوهيده كه در بين اهل كتاب رايج بود اشاره مي كند و آن خودستايى و خويشتن را پاك نشان دادن و فضيلت براى خود ساختن است.
يهود و نصارى براى خود امتيازاتى قائل بودند، “گاهى مى‏گفتند، ما فرزندان خدائيم و گاهى مى‏گفتند، بهشت مخصوص ما است و غير از ما، در آن راهى ندارد. “40 آيه50 نيز خطاب به پيامبر6 آنها را كه فضائل دروغين مي سازند و به خدا نسبت مي دهند دروغگو معرفي مي كند (انْظُرْ كَيْفَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ ).
آيه51 يكى ديگر از صفات ناپسند يهوديان را منعكس مى‏كند كه آنها براى پيشبرد اهدافشان آن چنان سازشكارى با هر جمعيتى نشان مى‏دادند كه حتى براى جلب نظر بت‏پرستان در برابر بتهاى آنها سجده مى‏كردند و آنچه را كه در باره عظمت اسلام و صفات پيامبر اسلام ديده يا خوانده بودند زير پا مى‏گذاشتند. آنها به اين هم قناعت نكردند، بلكه به كفار مي گفتند راهشان از مسلمانان به هدايت نزديكتر است (أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ وَ يَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هؤُلاءِ أَهْدى‏ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا).
در اين ارتباط آيه 53 (أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِنَ الْمُلْكِ فَإِذاً لا يُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِيراً) آنها را سرزنش كرده كه از نظر موقعيت اجتماعى، آن ارزش را ندارند كه بتوانند بين افراد قضاوت و حكومت كنند و هرگز مردم حق حكومت و قضاوت در ميان خود را به آنها واگذار نكرده‏اند تا آنها بتوانند دست به چنين كارى بزنندو اگر چنان موقعيتى را پيدا كنند به هيچكس، هيچ حقى، نخواهند داد، و همه امتيازات را دربست به خودشان تخصيص مى‏دهند.
آيه 54 (أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى‏ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً) ريشه قضاوتهاى نادرست يهوديان را حسادت آنها نسبت به پيامبر اكرم 6 و خاندانش بيان مي كند. آنها بر اثر ظلم و ستم و كفران نعمت، مقام نبوت و حكومت را از دست دادند، و به همين جهت مايل نيستند اين موقعيت الهى به دست هيچكس سپرده شود، و لذا نسبت به پيامبر اسلام و خاندانش كه مشمول اين موهبت الهى شده‏اند حسد مى‏ورزند.
در آيه 55 (فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ ) حاصل اين حسادت را ايجاد دو دستگي در بين اهل كتاب و ايمان آوردن عده اي و كافر شدن و منع از ايمان آوردن گروهي ديگر بيان كرده است.
آيه 105 بيان مي كند آنها به خدا وپيامبرانش كافر مي شوند و مى‏خواهند ميان خدا و پيامبران تفرقه بيندازند و اظهار مي دارند كه ما نسبت به بعضى از آنها ايمان داريم اگر چه بعضى ديگر را به رسميت نمى‏شناسيم، و به گمان خود مى‏خواهند در اين ميان راهى پيدا كنند.
اين آيه حال يهود و مسيحيان را روشن مي سازد. يهود، مسيح را به رسميت نمى‏شناختند، و هر دو پيامبر اسلام6 را، در حالى كه طبق كتب آسمانى آنها نبوت اين پيامبران بر ايشان ثابت شده بود، اين تبعيض در قبول واقعيتها، كه از هوا و هوس و تعصبات جاهلانه و احيانا حسادت و تنگ نظريهاى بى‏دليل سرچشمه مي گيرد، نشانه عدم ايمان به پيامبران و خدا است، زيرا ايمان آن نيست كه آنچه مطابق ميل انسان است بپذيرد، و آنچه بر خلاف ميل و هواى او است رد كند، اين يك نوع هوا پرستى است نه ايمان واقعي و لذا قرآن در آيات فوق اين گونه افراد را با اينكه دم از ايمان به خدا و بعضى از انبياء مى‏زدند، بطور كلى كافر دانسته‏ است (إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يُرِيدُونَ أَنْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلًا أُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ حَقًّا).
در آيه44 (أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ يَشْتَرُونَ الضَّلالَةَ وَ يُرِيدُونَ أَنْ تَضِلُّوا السَّبِيلَ) خداوند با تعبيرى حاكى از تعجب به رسول مكرم اسلام ،يكي از ويژگيهاي مهم يهوديان را اين مي داند كه به جاى اينكه با بهره اي كه از كتاب آسمانيشان دارند، هدايت و سعادت براى خود و ديگران بخرند، هم براى خود گمراهى خريدند هم مى‏خواهند مومنان را گمراه كنند.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های بِاللَّهِ، قالُوا، لَكُمْ، ويژگيهاي Next Entries پایان نامه با کلید واژه های ظلم و ستم