پایان نامه با کلید واژه های ضرب المثل

دانلود پایان نامه ارشد

الَّذِي تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ ) و ( إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلَيْكُمْ رَقِيباً ) اين است كه قطعا كسي كه بر خلقت شما قادر است و حاجت هاي شما رانيز برآورده مي سازد، قدرت بر عقاب شما را نيز دارد، پس ازعذاب او بترسيد و از مخالفتش خودداري كنيد.
از اينجا خداوند در صدد طرح يك سري از احكام مهم از جوانب مختلف زندگي انساني است اما خداوند در بيان احكام راه تدريج و مدارا را در پيش مي گيرد و به سوي هدف به تدريج قدم بر مي دارد تا هم دعوتش بهتر پيش برود و هم مردمى كه آنان را دعوت مى‏كند پذيراتر شوند.
معارف حقه و قوانين تشريع شده‏اى كه دين خدا مشتمل بر آنها است، هر يك شانى از شؤون جامعه بشرى را اصلاح مى‏كند و يا ريشه يكى از مبادى فساد را قطع مى‏سازد، اما مساله تعويض عقايد باطله يك ملت و جايگزين كردن عقايدى حقه در ميان آنان، از دشوارترين كارها است، مخصوصا وقتى آن عقايد باطل، ريشه در اخلاق و اعمال آنان‏ داشته باشد. بيان تدريجي احكام باعث مي شود طبع مردم گريزان نشود و دلها در فهم و اجراي آن متزلزل نگردد.
نظير اين بيان تدريجى را در “حكم ارث “ملاحظه مى‏كنيم كه در آغاز رسول خدا 6بين اصحابش دو نفر، دو نفر عقد اخوت برقرار كرد و دستور داد هر برادر خوانده‏اى از برادر خوانده‏اش ارث ببرد و به او ارث بدهد تا زمينه را براى حكمى كه به زودى در مساله ارث تشريع مى‏شود فراهم سازد، بعد از جريان عقد اخوت آن گاه آيه ارث نازل شد؛ (وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى‏ بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُهاجِرِينَ ؛ و صاحبان رحم بعضى سزاوارترند در كتاب خدا از مؤمنين و مهاجرين)77، به عبارتي ديگر حال كه مى‏خواهيد به يكديگر ارث بدهيد و از يكديگر ارث ببريد ارحام شما مقدم بر ساير مؤمنين و مهاجرين هستند78و جزئيات بيشتري از اين حكم در سوره نساء بيان شده است كه در آينده به آن خواهيم پرداخت.
از آنجا كه عرب جاهلي عقايد و اعمال زشتي در مورد زنان و يتيمان داشتند، خداوند در آيات 2 تا 6، (وَ آتُوا الْيَتامى‏ أَمْوالَهُمْ وَ لا تَتَبَدَّلُوا الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَهُمْ إِلى‏ أَمْوالِكُمْ إِنَّهُ كانَ حُوباً كَبِيراً ) (2)، (وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى‏ فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَةً أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ ذلِكَ أَدْنى‏ أَلاَّ تَعُولُوا ) (3)، ( وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْ‏ءٍ مِنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَرِيئاً ) (4)، ( وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِياماً وَ ارْزُقُوهُمْ فِيها وَ اكْسُوهُمْ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً ) (5)، ( وَ ابْتَلُوا الْيَتامى‏ حَتَّى إِذا بَلَغُوا النِّكاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ وَ لا تَأْكُلُوها إِسْرافاً وَ بِداراً أَنْ يَكْبَرُوا وَ مَنْ كانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ وَ مَنْ كانَ فَقِيراً فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ وَ كَفى‏ بِاللَّهِ حَسِيباً )(6)، يك سري احكام مربوط به اين دو قشر ضعيف را بيان مي كند.
دوري از خوردن مال ايتام و يا عوض كردن آن با اموال نامرغوب خود، دادن مال ايشان و ذكر شرايط آن، روش حفاظت از اموال ايتام سفيه و همچنين رعايت عدالت در مورد همسراني كه از دختران يتيم براي خود مي گيرند، در آيات 2 و 3 و 5 و 6 ذكر گرديده است.
در آيه 4، ( وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْ‏ءٍ مِنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَرِيئاً )، از مهر زنان كه خود از امور مالي مربوط به ازدواج است به تناسب بحث از اموال يتيمان سخن به ميان آورده است.
بحث از مهريه و اموال يتيمان، مقدمه را براي بيان احكام ارث كه خود از مسائل مالي مهم و كليدي در شرع اسلام است آماده مي كند. آيه 7 (لِلرِّجالِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ وَ لِلنِّساءِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصِيباً مَفْرُوضاً ) شروع ذكر اين احكام است و به طور كلي بيان مي كند كه براى فرزندان ذكور سهمى از ما ترك ابوين و خويشان است و براى فرزندان اناث نيز سهمى از تركه، چه مال اندك باشد و چه بسيار، نصيب هر كسى از آن تركه در كتاب حق، معين گرديده است.
آيه 7 قاعده كلى را بيان كرده تا به همگان بفهماند كه بعد از ثبوت ولادت يك فرد از فردى ديگر و يا خويشاونديش با او، ديگر كسى بطور ثابت و دائم از ارث محروم نيست و ديگر مثل ايام جاهليت اطفال صغير ميت و زن او از ارث محروم نيستند.
آيه 8 (وَ إِذا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُولُوا الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكِينُ فَارْزُقُوهُمْ مِنْهُ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً) به يك حكم اخلاقي در جلسه تقسيم ارث اشاره دارد و به وارثان توصيه كرده، به خويشان فقير و يتيم ها و مساكين كه به خاطر وجود طبقات جلوتر ارث نمي برند، اگر در حال تقسيم ارث حاضر بودند چيزي از ارث به آنها بدهند. بي شك اين عمل زمينه محبت را در بين خويشان زياد كرده و از ايجاد كينه يا حسادت جلوگيري مي كند.
آيات9 و 10 (وَ لْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللَّهَ وَ لْيَقُولُوا قَوْلاً سَدِيداً )(9)، ( إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى‏ ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً )(10)، به پيامد اعمال خورندگان اموال يتيمان اشاره كرده است .
قبلا درآيه 2عبارت (إِنَّهُ كانَ حُوباً كَبِيراً) تاكيد شدكه تعدى و تجاوز به اموال يتيمان گناه بزرگى است. “الحوبه” در اصل به معنى احتياج و نيازى است كه انسان را به گناه مي كشاند79، و از آنجا كه تجاوزهاى سرپرستان به اموال يتيمان، غالبا بر اثر نياز و يا به بهانه احتياج صورت مي گيرد در آيه 2 به جاى كلمه” اثم” به معني گناه، كلمه “حوب” به كار رفته است، تا اشاره به اين حقيقت بوده باشد. و عبارت (فَلْيَتَّقُوا اللَّهَ) در آيه 9 حكم وجوب رعايت تقوا را كه در آيه 1 نيز دوبار آمده بود، يادآوري مي كند و نشان مي دهد مهمترين عامل در رعايت حقوق ايتام همان ترس الهي و ملكه تقوا مي باشد.
بررسى آيات مختلف قرآن نشان مي دهد كه اسلام اهميت فوق العاده‏اى براى ايتام قائل شده، ( وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْيَتامى‏ قُلْ إِصْلاحٌ لَهُمْ خَيْرٌ وَ إِنْ تُخالِطُوهُمْ فَإِخْوانُكُم‏؛ از تو در مورد يتيمان مي پرسند بگو اصلاح امور ايشان بهتر است و اگر در زندگي با آنها در آميزيد براي شما بهتر است ،آنها برادران ديني شما يند)80وبا شدت تمام خيانت كنندگان در اموال آنها را به مجازات‏هاى شديد تهديد مي كند و با عباراتى محكم و قاطع مردم را از اين كار نهي كرده است.
عبارت ( وَ لْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَيْهِمْ ) درآيه 9 به پيامد عمل زشت خوردن مال يتيم اشاره مي كند، كه هركس بر يتيمى ظلم كند يعنى مالش را از دستش بگيرد به زودى همان ظلم به ايتام خودش برمى‏گردد و هر گونه برخورد و معامله‏اى كه با ديگران و يا فرزندان آنان كند، هيچ راه گريزى از انعكاس آن عمل، به خودش و يا اطفال خودش ندارد و اين خود يكى از حقايق عجيب قرآنى است. از آيات كريمه قرآن استفاده مى‏شود كه بين اعمال نيك و بد انسان و بين حوادث بيروني،در همين زندگي دنيايي ، ارتباط وجود دارد و ثمره عمل هر كسى به خود او مي رسد، آن كس كه نيكى مى‏كند در زندگيش خير مى‏بيند و سعادتمند مى‏شود و آن كس كه ستمگر و شرور است، دير يا زود نتيجه عمل خود را مى‏چشد. اطلاق موجود در آيات زير به اين نكته اشاره دارد. ( مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ، وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَيْها؛ هر كس عمل صالح انجام دهد به نفع خويش كرده و هر كس عمل بدي انجام دهد به خود بد كرده است)81، ( فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ؛ هر كس به وزن يك ذره، عمل خيرى انجام دهد آن را مى‏بيند و هر كس به وزن يك ذره عمل بد كند همان را خواهد ديد)82 ،( قالَ أَنَا يُوسُفُ وَ هذا أَخِي قَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْنا إِنَّهُ مَنْ يَتَّقِ وَ يَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ؛ گفت: من يوسفم و اين برادر من است، خداى تعالى بر ما منت نهاد، چون كسى كه تقوا پيشه كند و خويشتن دار باشد خدا اجر نيكوكاران را ضايع نمى‏سازد.)83.ضرب المثل مشهوري نيز در بين ما رايج است كه ، هرچه كني به خود كني گر همه نيك و بد كني، دال بر همين امر مي باشد.
پس در حقيقت در همه اعمالى كه انسانها انجام مى‏دهند انسانيت مطرح است، اين جا است كه براى انسان روشن مى‏شود كه اگر به كسى احسان كند، اين احسان را از خدا براى خود مسئلت نموده، مسئلت و دعائى كه حتما مستجاب هم هست و ممكن نيست رد شود، و همچنين اگر به كسى بدى و ستم كند باز همين بدى را براى خود خواسته و پسنديده. هركس اگرعمل خير يا شرى را براى اولاد و ايتام مردم بپسندد، براى اولاد خود خواسته و پسنديده است.
بدين جهت است كه خداى تعالى فرمود؛ ( لِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيها، فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ؛ براى هر قومى راهى و قبله‏اى است كه رو بدان مى‏كنند، به سوى خيرات پيشى گيريد)84.
عبارت ( إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى‏ ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً ) در آيه 10خوردن مال يتيم را خوردن آتش مي داند. نظير اين تعبير در سراسر قرآن مجيد، تنها در يك مورد ديگر ديده مي شود، ( إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ الْكِتابِ وَ يَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً قَلِيلًا أُولئِكَ ما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلَّا النَّارَ؛ كسانى كه آيات خدا را كتمان مى‏كنند و به وسيله آن درآمد ناچيزى فراهم مى‏نمايند آنها جز آتش چيزى نمى‏خورند)85.
كساني كه مال يتيم را مي خورندو از خشم و غضب الهي ترسي ندارند، هرچند به ظاهر ادعاي اسلام كنند اما در حقيقت آتش مي خورند و كارشان همرديف كاركسانى است كه با كتمان حقايق و تحريف آيات الهى، منافعى به دست مى‏آورند(بقره ،174).
عبارت پاياني آيه 10 (وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً ) نشان مي دهد علاوه بر اينكه آنها در همين جهان در واقع آتش مي خورند، بزودى در جهان ديگر داخل در آتش برافروخته‏اى مي شوند كه آنها را بشدت مي سوزاند. آنها گرچه چهره ظاهرى عملشان بهره‏گيرى از غذاهاى لذيذ و رنگين است، اما چهره واقعى اين غذاها آتش سوزان است، و همين چهره است كه در قيامت آشكار مي شود.
چهره واقعى عمل هميشه تناسب خاصى با كيفيت ظاهرى اين عمل دارد، همان گونه كه خوردن مال يتيم و غصب حقوق او، قلب او را مى‏سوزاند و روح او را آزار مى‏دهد چهره واقعى اين عمل آتش سوزان است (وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً).
توجه به چهره‏هاى واقعى اعمال، براى كسانى كه ايمان به اين حقايق دارند بهترين مانع از انجام كارهاى خلاف و تحكيم تقواي الهي در وجودشان است (فَلْيَتَّقُوا اللَّهَ) .آيا كسى پيدا مي شود كه با دست خود پاره‏هاى آتش را برداشته و در ميان دهان بگذارد و ببلعد؟.
دقت دراحاديث86 و آيات نشان مي دهد چقدر توجه به اموال يتيمان مهم است و بي توجهي به آن عقوبتي سنگين دارد (إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً).
در آيات 11 و 12 بحث ارث و تقسيمات آن شروع مي شود (يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ فَإِنْ كُنَّ نِساءً فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثا ما تَرَكَ وَ إِنْ كانَتْ واحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَ

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های اتَّقُوا، نَفْسٍ، اهميت، واحِدَةٍ Next Entries پایان نامه با کلید واژه های حقوق زنان