پایان نامه با کلید واژه های شناخت شناسی، اهورامزدا، اساطیر ایران، اسطوره شناسی

دانلود پایان نامه ارشد

مکانهای مقدس، چه آنهایی که در دنیای کهن وجود داشته اند و چه آنها که با ادیان بزرگ عصر خود آمیخته شده اند، با شدت و ضعف، اما به صورتی بسیار نزدیک با الوهیت همراه بوده اند. “الوهیت” مبتنی بر این باور است که خداوند با دیگر نیروهای قدرتمند طبیعی میتواند بسیاری از ناشناخته ها را در زمان حال یا به ویژه در آینده برای دانش بشری آشکار کند. همانطور که معبد دلفی یونان- جایی که پیشگوی مشهور آپولویی مستقر بود- و یا “دودنا”- مکانی که درخت بلوطی که “زئوس” بر آن الهام می کرد قرار داشت- ابتدا به صورت مراکزی که مردم به آنجا مراجعه و درباره وضعیت حال و آینده شان اطلاعاتی را کسب میکردند، مورد استفاده قرار میگرفت.
بطور کلی، ادیان گوناگون در طی تاریخ، “الوهیت” را بعنوان روشی برای آرامش بخشیدن به مردم و نویدبخشی به آنان برای غلبه بر هراس از آینده و نگرانی از اکنون خود بکار میگرفته اند. مثلا عهد عتیق انباشته از سخنان پیامبران درباره آینده است در حالی که عهد جدید راهی به پیروانش نشان میدهد که اگر شخص آن را دنبال کند و طبق دستورات آن مراسم مذهبی خود را در کلیساها انجام دهد به مقدار زیادی آینده روشنی برای او در زندگی پس از مرگ ضمانت خواهد شد.49
2-3-3- شیوه های تجلی امر قدسی در هنر معماری:
دو راه تجلی امر قدسی عبارتند از روش مستقیم و روش غیر مستقیم. اکثر صاحبنظران بر این اعتقادند که موترترین شیوه تجلی امر قدسی در قالب ناسوتی را میتوان در هنر یافت. به عنوان مثال در خصوص خصلت جاویی هنر میتوان به تابلوهای نقاشی چین اشاره کرد: تابلوهایی با محتوی شناخت، عدم و تهی، “تائو آسمان و زمین هستند” و تائو یعنی شناخت. لذا در ورای آشفتگی و تلاطم دایمی شان کاملا دور و عمیقا آرام به نظر میرسند بطوریه که گویی نفس کشیدن پنهانی در قعر یک دریا را تصویر میکنند بیننده این آثار در انها مستغرق شده و در ورای این آبها و ابرها و کوه ها نفس اسرار امیز و جادویی تائوی نخستین، نبض باطن وجود را احساس می کند. برای غربیان سبک گوتیک به عنوان مقدسی ترین انواع هنر به شکار میرود. این تقدس در وهله نخست مرهون شکوه این سبک است اما تاثیرگذاری خاص سبک گوتیک تنها به شکوهمندی آن مربوط نمیشود بلکه ریشه در زنحیره میراث کهن از جادوی ابتدایی دارد.
باید توجه داشت امر متعالی و امر جادویی جز به روشی غیر مستقیم به صورت امر قدسی متجلی نمیشوند. در هنر غربیان تنها دو شیوه در میان روش های مستقیم برای ابراز امر قدسی در هنر وجود دارد که هیج یک جنبه ایده ال نیست: تاریکی و سکوت. افزایش تاریکی در تضاد با شفافیت و روشنی قابل درک تر میشود که در واقع خاموشی است. تاثیر عرفانی نیز همراه با فضای نیمه تاریک آغاز میشود.
تاریکی اگر با عامل شکوهمندی متحد و ادغام شود به نحو کامل تحقق پیدا میکند: فضای نیمه تاریکی که در تالارهای طاق دار موج میزند یا در زیر شاخه های روشن جنگلی انبوه خود را مینمایاند و به نحوی شگفت با نمایش اسرار امیز هاله ای نور تقویت میشود و به حرکت در می اید. این شکل به شیوایی و شیرینی با روح ادمی و سازندگان معابد، مساجد، کلیساهایی که ازین گونه فضاها استفاده کامل کرده اند سخن می گوید.
علاوه بر سکوت و تاریکی، هنر شرقی شیوه سومی برای ایجاد تاثیر امر قدسی میشناسد که عبارت است از تهی و فاصله خالی. فاصله تهی و خلا دور در افق دید از نوعی شکوه برخوردار است. پهنه وسیع کویر شکلی بی حد و مرز دارد و علفزارهای بی درخت دارای نوعی شکوه توام با هیجان هستند. معماری چینی که اساسا نوعی هنر چیدن و دسته بندی کردن سازه هاست، ازین اصول به صورت شگفت آوری استفاده میکند. در این معماری نه تنها از صلابت تالارهای وسیع و انبوه یا ارتفاعات وحشت آور استفاده نمیشود، بلکه تاکید میکند که هیچ چیز باصلابت تر از وسعت خاموش فضاهای بسته و محوطه حیاط ها و دالان های به کار برده شده نیست. حتی موسقی نیز نمیتواند موجب تجلیات متعدد تمامی احساسات روحی شود و همواره شیوه مثبتی برای بیان امر قدسی داشته باشد. مراسم عشای ربانی به عنوان موسیقی که بیان امر قدسی را به خوبی انجام میدهد تنها در لحظه تجسد مسیح و استحاله او در مومنان با استغراق در سکوت و تنها با وقفه ای گذرا امر قدسی را به تجلی در می آورد. توقف و سکوت ناگهانی بعد از صدای بلند برای مومنین در کلیسا موجب شنیدن خود سکوت میشود و هیچ لحظه ای از عبادت در کل مراسم عشای ربانی به تاثیر گذاری این لحظه سکوت در پیشگاه خداوند نیست.50
2-4- کاربرد رنگ، اعداد و اسطوره ها در معماری
2-4-1- رنگ در معماری
دیدگاه نقد اسطوره گرا، علی رغم روبرو شدن با مخالفت هایی که طی قرون جدید با ادعای دروغین و غیر واقعی بودن آنها به همراه داشته، با پدیدار گشتن روانکاوی عمقی و توجه فروید و یونگ به عنوان موسسان بزرگ این مکتب به افسانه ها، رویاها، اقوام کهن و … طلیعه ای نو را در نمایاندن اساطیر نوید میدهد و بدین ترتیب در پی اثبات تئوری تاریخ مقدس همگام با ناخودآگاه جمعی یونگ، مصادیق و نمونه هایی در طول تاریخ بشری جستجو شده اند که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و یک صورت سمبلیک (الگوی کهن) را بوجود آورده اند. قبل از پرداختن به مقوله رنگ به عنوان یک سمبولیک در معماری این سوال مطرح است که یک صورت یا فرم سمبولیک چیست؟
ارنست کاسیرر فرم یا صورت سمبلیک را گونه ای انرژی روح میداند که از طریق آن محتوی دهنی معنی با نشانه ای محسوس و ملموس مرتبط است.51
مبحث رنگ در معماری به عنوان یک صورت سمبولیک در این گفتار از دو منظر مورد توجه است: در بخش نخست تعریفی که از رمز شناسی رنگ مورد نظر است، مطابق تعریفی است که کایسرر از اسطوره ارائه میدهد52. او برای اسطوره مرتبه ای همپایه زبان و تفکر علمی قائل شده است و روش پژوهش او مقابله و مقایسه “میتوس” با “لوگوس53” یعنی اسطوره با تفکر عقلانی است. او در بینش نقادانه خود درباره اسطوره سعی دارد عقاید مختلف را در نظام خود جای دهد. از دیدگاه او اسطوره فقط معنایی دینی ندارد بلکه مدلولی کیهانی را نیز داراست. کاسیرر شناخت شناسی کانت را گسترش میدهد که نه فقط نسبیت خاص و عام انیشتین و مکانیک کوانتوم، بلکه به زبان، فلسفه هنر، ادبیات و نیز فلسفه اسطوره شناسی را هم در بر میگیرد. او همچنین اسطوره را شیوه خاصی از عینیت بخشیده به جهان میداند و اسطوره را شکل معینی از تجربه دانسته و تفسیر می کند.
در قسمت دوم آنچه بیشتر مورد توجه است، بعد متافیزیکی رنگ به عنوان یک صورت سمبولیک در معماری آیینی است و بیشتر نزدیک به دیدگاهی است که “رودولف اوتو” آنرا تعریف می کند. “اوتو” واژه ای به نام “نومن” را مطرح می کند که از آن به عنوان یک موجود ماوراء طبیعی، اراده الهی و تعابیری از این قبیل یاد میکند54. او تجلی نومن را با هماهنگی اضدادی نظیر دفع و کشش، جلال و جمال و … میداند و “میت” را یکی از وجوه اصلی نومن میداند. چنین برداشتی از اسطوره خصوصا از دیدگاه دینی قابل تامل است، اما لازم به ذکر است که هریک از این دیدگاه ها در جایگاه خود نیاز به نگرشی ژرف دارد و بعضا چنان در هم تنیده اند که تفکیک آنها ناممکن می نماید، چنانکه منظور از این تقسیم بندی نیز جدایی و انفصال این دیدگاه ها به طور صرف نیست همانگونه که کاسیرر نیز در دستگاه شناخت شناسی خود، متافیزیک که سوژه اسطوره را به تعبیر خودش “تکوین خدا” میدانداز یاد نبرده و به آن توجه داشته است.
2-4-2- اسطوره و صورتهای سمبولیک:
الف: اعداد اسطوره ای و رنگها
عدد یکی از مضامین صوری است که بر ساختار جهان اسطوره حاکم است. در سیستم شناخت تئوریک کاسیرر، عدد حلقه رابط مهمی است که میتواند در مورد گوناگون ترین و نامشابه ترین محتویات به کار رود و از این طریق آنها را به وحدت مفهومی برساند.
در سمبولیسم رنگها، سه چهار وهفت، دارای جوهریت اسطوره ای-دینی هستند. ازین دیدگاه سه بعنوان عدد و به عنوان مثلث در هندسه، معرف بنیادی از روح جان و جسم است که تمامی مخلوقات را بوجود می آورد و چهار (چهار رنگ که عبارتند از رنگهای اولیه در چشم) نمایانگر مربع در هندسه و همچنین کیفیات تاثیرگذار طبیعت (گرما، سرما، رطوبت، خورشید) کیفیات تاثیرگذار فصول سال، کیفیات تاثیر پذیر ماده(آتش، آب، هوا، خاک) ، چهار جهت اصلی و نمونه هایی ازین دست که پیامد آن، عدد زوج چهار که مونث است، به همراه سه، اصل مذکر،هفت را که رمز کمال مطلق است پدیدار میکنند. این اعداد دارای تجلیات مختلفی در معماری نیز هستند که همراه با دیگر مضامین اسطوره ای است.55
تقدس عدد هفت (سمبولی از تخته هفت رنگ) از کهن ترین گهواره فرهنگ بشری در بین النهرین به همه جهات ساطع شده است و این عدد از دیرباز مورد توجه خاص اقوام و ملل بوده و اغل در امور اهریمنی و شر بکار رفته است. قدیمی ترین قومی که به عدد هفت توجه کرده اند قوم سومر است زیرا آنان برای اولین بار متوجه سیارات شدند و آنهار را به صورت ارباب انواع می پرستیدند. قداست عدد هفت ، در آیین مهری نیز سبب شده که مدارج رسیدن به کمال در این آیین همانند تصوف اسلامی، هفت مرحله باشد. در تاریخ ایران این عدد توجه شایانی دارد: پایتخت مادها در قلعه همدان، دور تا دورش هفت دیورا بود، قبر میگذاشتند و در هفت پیاله سکه سفید و نو می انداختند. هفت سین کوروش در دشت مرغاب روی یک صفحه قرار گرفته که بر هفت سنگ مرمر استوار است و هفت پله دارد، در نوروز کهن روی سفره هفت شاخه از درخت های مقدس (زیتون، بید، انار و …) در سفره نوروز بازمانده این رسم کهن است. در شاهنامه هفت خان سرگذشت رستم است هنگامی که برای نجات کیکاووس به مازندران میرود و هفت آفت بزرگ را از بین می برد. همچنین مطابق تورات آفرینش عالم در شش روز تمام شد و روز هفتم خداوند به آرامش و استراحت گذراند.
ب: اسطوره های ایرانی و رنگ
تجلی اسطوره در ایران باستان، خاصه با طلیعه زرتشت و تبلور فره ایزدی (اهورامزدا) و آیین های خاص آن بیش از پیش نمایان شد و جاودانگی اساطیر بر اساس مفاهیم و تعالیم زرتشت ضمان بیشتری یافت.
در مواجهه خود با اساطیر ایرانی و در مبحث اسطوره شناسی رنگها، دو رنگ سرخ (سمبلی از آتش) و آبی (تجلی لوتوس) را شاید بتوان بیش از دیگر رنگها متضمن محتوایی اسطوره ای ( و تاحد زیادی آیینی) دانست.
بر این اساس آتش مقدس که فرزند اهورا مزدا دانسته میشد سرخی آن از سمبولهای ماندگار این دوران کهن به شمار می آید و به همین دلیل است که ما خصوصا در قبل از اسلام رنگ سرخ را دارای مضامین اسطوره ای زیاد می بینیم. آیین چهارشنبه سوری که یادگار این دوران است، خود بیانگر جایگاهی است که سرخی آتش نزد ایرانیان داشته است. آنان قبل از نوروز به آتشکده میرفتند و معتقد بودند در این روز، فروهر های نیاکان به زمین می آیند و آتش راهنمای آنهاست. همچنین در اسطوره های ایرانی گاهی رنگ سرخ به عنوان نمادی از خون، مظهر باروری آورده شده است، چنانکه بعد از رفتن سیاوش به توران زمین و ازدواج او با فرنگیس و پادشاهی او و در نهایت کشته شدن او، از خون او گیاه (مظهر باروری) به وجود می آید.
از دیگر مضامین آشنا و سنتی ایرانی نیلوفر آبی است (حتی اهورامزدا نیز بارها با یک شکوفه نیلوفر آبی نمایش داده شده است) که تقدس و گستره آسمانی آن را بعد از اسلام نیز به وفور نمایان می بینیم. در روایات کهن ایرانی گل نیلوفر آبی را جای نگهداری فر زردشت که در آب نگهداری میشد میدانستند. آبی و در گفتاری دیگر، نیلوفر آبی بر خلاف رنگ سرخ، بعد از اسلام نیز به کرات خصوصا در کاشی کاری ها به همراه درخت مقدس از مضمون های آشنا و سنتی طرح های عصر اسلامی به شمار میرود. نیلوفریا، نیلپر، لوتوس و … در فارسی گل آبزاد یا گل زندگی نامیده میشود. در اساطیر کهن هندی نیلوفر یکی از نشانه های بزرگ آفرینش و از نشانه های ایزدان بانوان معروف هند به شمار می رفته است. در اساطیر ایرانی نیلوفر، گل ناهید به شمار می رفته و ناهید تصویر اصلی مادینه هستی در روایات دینی ایران قدیم بوده است رنگ کبود نیلوفر علاوه بر تصاویر معمولی گاهی مظهر ماتم و عزا به حساب آمده است.
نمونه ها و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های زمان گذشته، فضای معماری، معماری سنتی، نظم اجتماعی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های فضای معماری، تحلیل اطلاعات، سیستم عصبی، کتاب مقدس