پایان نامه با کلید واژه های شاهنامه فردوسی، هنر عامیانه، تاریخ اسلام، امام حسین(ع)

دانلود پایان نامه ارشد

میکند و او با توجه به چگونگی زمان، مکان و ویژگی فکری تماشاگران یکی از روایتها را شروع میکند. پردههای نقشدار، بسته به چگونگی روایت و شمار قهرمانان داستانهای گوناگون فرق میکند، به این ترتیب که هر پرده توانایی نمایان کردن ده داستان را دارد»(تصاویر 2-2و 2-3) (روزنامه رستاخیز، 1356، 8).
قهوهخانه جایی بود که از هر تیپ و طبقهای، حتی بازماندگان اشرافیت، به آنجا می رفتند. در آن روزگار، در قهوهخانهها بود که نبض زندگی اغلب مردمان شهرنشین ضربان داشت. در این مکانها نقالهای خوش صدا و خوش بیان داستانهای شاهنامه را با گرمی خاصی برای مردم حکایت میکردند. نقاشان قهوهخانهای، که آنجا پاتوق روز و شبشان بود، با شنیدن داستانهایی که نقال میگفت دیوارهای قهوهخانهها را با تابلوهایی با مضامین مذهبی، رزمی و حماسی میآراستند. حضور نقال به عنوان بازیگر چند کاره، که خود به تنهایی هم نقش مورخ و راوی و هم نقش کلیه بازیگران داستان را به عهده داشت کمکم باعث پدید آمدن نیاز به نقاشی تصاویری که نقال داستانش را می گفت گردید. نیاز به آفرینش تابلو سبب تولد قهرمانهای مردمی بر پهنه بومهای وسیع و خلق آثار گوناگون حماسی و مذهبی گردید. بدین سان نقاشی قهوهخانهای، که برخی آن را در ردیف نقاشیهای پریمیتیف میدانند شکل گرفت (گودرزی، 1380، 46-47).
حاکمیت طولانی سلاطین قاجار و آرامش نسبی پس از جنگهای هولناک ایران با ازبکان و تضعیف دولت عثمانی، که از مخالفان و دشمنان ایران شیعی محسوب میشد، ایرانیان را به نمایش هر چه بیشتر معتقدات شیعی واداشت، چنانچه مهمترین آثار نقاشی قهوهخانهای که با مضامین مختلف و در شیوه های گوناگون ظاهر شده و تا کنون نیز کم و بیش ادامه یافته بود، در آن زمان شکل گرفت. گذشته از دو عامل ذکر شده عوامل دیگری نیز در ظهور و ترویج این هنر، به خصوص جایگاه ویژه مردمی آن، موثر بود. میتوان ضعف دولت قاجار را در جذب نیروهای مستعد هنری یکی از عوامل موثر در گرایش هنرمندان به سوی مردم و رشد این هنر در جامعه دانست. همچنین مضامین حماسی و مذهبی که همواره مورد علاقه مردم ایران بوده از دلایل حمایت مردمی و رسیدن این هنر به این جایگاه اجتماعی بوده است. استفاده از رنگهای روغنی، که به سهولت به دست می آمد و همچنین پارچههای کتان، که به وفور موجود بود، هنرمند را از کارگاه سلطنتی و رنگ و بوم و کاغذهای فاخر بی نیاز می کرد، از عوامل عمدهی استقلال هنرمند نقاش از دربار و اتکای وی به توده مردم بود (اسماعیل زاده، 1385، 16-17).
بدین ترتیب در مقابل وجه رسمی هنر، چهرهی دیگری از آن وجود دارد که بر جنبه مردمی آن تاکید میکند و به آن هنر عامیانه میگویند. این پدیدهی مختص دورهای خاص نیست بلکه به وسعت تاریخ هنر ایران است. مهمترین وجه هنر عامیانه، خودجوشی آن از درون اجتماع و مردم است. هنر عامیانه تجلی ذوق، اندیشه و احساس عامهی مردم بدون تکلف و در نهایت سادگی، بدون پایبندی به اصول و قواعد هنر رسمی است (خان سالار، 1386، 55).
میتوان گفت که نقاشی قهوه خانهای در قهوه خانههای شهر قزوین متولد شد و سپس به مراکز بعدی هنر چون اصفهان و تهران راه یافت. به احتمال زیاد در زمان حکومت شاه طهماسب در شهر قزوین نقاشی قهوه خانه ای بهوجود آمد و بعد در دورهی شاه عباس اول در شهر اصفهان توسعه یافت (گروهی از اساتید دانشگاهی، 1378، 208). پس از جنبش آزادی خواهی و مشروطهطلبی «آرمانهای ملی در قالب شیوههای سنتی نقاشی به صورت نقشهایی از حماسهی ملی ارائه شد. گرچه نقشهایی که از داستانهای شاهنامه از ابتدای دوره قاجار تا آغاز جنبش مشروطهخواهی تصویر میشد به نقاشیهای قهوه خانهای نزدیک بود, ولی هنوز روح حماسه در آنها تجلی نداشت, اما نقشهایی که از داستانهای شاهنامه در گرماگرم مشروطهخواهی به وجود آمد, برای اولینبار در تاریخ هنر نقاشی ایران, نه برای ارضای اشرافیت و زینت کاخها و تالارها و صفحات کتابها ساخته شد و نه برای نقشآزمایی و تفنن، بلکه این بار پیامی دربرداشت که از مردم گرفته بود و با تمام معنایی که در ذات خود میپرورید, به مردم گرایید»(کلانتری، 1352، 2).
بدون تردید ابتکار صاحبان قهوه خانهها به عنوان نخستین سفارشدهندگان بود که این نقاشی را به میان مردم برد. از میان آنها چند تن که علاقمندتر بودند و استقبال روز افزون مردم به وجدشان آورده بود، به نقاشان تابلوهایی را با اجرت ناچیز سفارش میدادند و بهترین آنها را خود برمیداشتند و باقی را به قیمت نسبتا خوب میفروختند. به مرور دلالانی هم پیدا شدند که کارشان خرید و فروش تابلوهای قهوهخانهای بود(پیشین، 2-15).

تصویر 2-2) قسمتی از یک پرده درویشی، میرزا مهدی نقاش شیرازی، 128در 198س.م، رنگ و روغن روی بوم، محفوظ در مجموعه سعدآباد (سیف، 1369، 195)

تصویر 2-3) پردهخوانی در روز تعطیل، محمد حمیدی، 80 در120س.م (سی دی نگارخانه عقیلی)
نقاشی قهوهخانهای برای ترسیم پردههای که نقالان برای کار نقالی از آنها استفاده میکردند کاربرد داشت. نقالی علت اجتماعی، سیاسی نیز داشت. در جامعه صفویه در مرکز دارای یک گروه خاص نظام «قزل باش» بود که وظیفه اساسی آنها عبارت بوده از شرکت در جنگها و آماده نگه داشتن روحیه جنگی، نقالان این پردهها را در معرض تماشا می گذاشتند و به نقل ماجرای پرده نقاشی می پرداختند و مبلغی دریافت می کردند. پردهها علاوه بر قهوهخانهها در محلهای غیر اداری، دکانها، زورخانهها و حمامها نیز آویخته می شدند. موضوع پرده محل نصب آن را معین میکرد ( نصری اشرفی، شیرزادی آهو دشتی،1388، 1464).
2-3- موضوعات نقاشی قهوهخانهای
موضوعات نقاشی قهوهخانهای را شامل موضوعات مذهبی، رزمی و بزمی میدانند و به طور کلی موضوعات در این نقاشی از دو منبع کلی وقایع تاریخ اسلام و داستانهای شاهنامه فردوسی که خود شامل دو بخش داستانهای رزمی و حماسی و داستانهای بزمی هستند، الهام گرفته شده است. در تمامی موضوعهای انتخابی، نقاش لحظه اوج داستان را به عنوان موضوع نقاشی انتخاب و نقاشی میکرده است.
2-3-1- موضوعات مذهبی
این نوع موضوع دارای سوژههایی از نوع قصههای قرآن، داستانهای تاریخ اسلام، جنگهای پیامبر اسلام(ص)، داستانهای پیامبران، زندگی ائمه، وقایع زندگی آنها و کلا سیر اتفاقات مهم از نظر تاریخ اسلام بوده است. موضوعاتی که در نقاشی عامیانه مذهبی بیشتر به چشم میخورد عبارتند از: داستانهای مختلف فاجعه کربلا، گودال قتلگاه، صحرای محشر یا قیامت، بهشت و دوزخ، سر بریده امام حسین(ع)، شرح زندگانی حضرت علی(ع)، شرح زندگانی حضرت محمد(ص) و به معراج رفتن ایشان(تصویر2-4)، احادیث پیامبر و سایر معصومین، زندانی بودن حضرت امام موسی کاظم(ع)، زهر خوراندن امام هشتم(ع)، جنگ خیبر، در چاه انداختن حضرت یوسف توسط برادران، بارگاه یوسف و زلیخا، فرستادن مسلم ابن عقیل از سوی امام حسین(ع) به کوفه، جوانمرد قصاب و … (نصری اشرفی، 1388، 1468-1469).

تصویر2-4) شب معراج، جواد عقیلی، اندازه 70x 100 س.م ، محفوظ در مجموعه عقیلی (عکس از نگارنده)

تصویر 2-5) کشته شدن دیو به دست گیسیابانو، حسن اسماعیلزاده، 130 در 90 س.م (اسماعیلزاده، 1385، 39)
2-3-2- موضوعات رزمی و حماسی
در موضوع های رزمی و حماسی برگرفته از شاهنامه فردوسی، نقاشان قهوهخانهای به داستانهایی از جمله: کشته شدن سهراب به دست رستم، کشتی گرفتن رستم و سهراب ، تولد رستم، تولد سهراب، گذشتن سیاوش از آتش، جنگ رستم و اسفندیار، هفت خان رستم، هفت خان اسفندیار، کشته شدن دیو سپید به دست رستم، جنگ رستم و اکوان دیو، شکارگاه بهرام، جنگ هفت لشگر، کشته شدن دیو به دست گیسیابانو، کشته شدن فیل به دست رستم و…. توجه خاص داشته اند (تصویر2-5).
2-3-3- موضوعات بزمی
نمونههایی از موضوعهای بزمی برگرفته از شاهنامه فردوسی میتوان به مجلس بیژن و منیژه، آمدن تهمینه به نزد رستم، آمدن زال به نزد رودابه، مجلس کیخسرو، مجلس حضرت سلیمان و بلقیس، مجلس یوسف و زلیخا و زنان و دست خود بریدن به جای ترنج اشاره کرد. همچنین در این بخش باید از موضوعات عامیانهی آن زمان از جمله: شب چله، مراسم عروسی، جشن حنابندان، مکانهای عمومی چون: قهوهخانه، بازار، سلمانی و … نام برد (اسماعیل زاده، 1385، 10-11).
2-4- ویژگیهای نقاشی قهوه خانهای
این نوع نقاشی، خاص نقاشانی است که اگرچه مکتب ندیدهاند ولی توانستهاند با مهارت خاصی منظور خود را بیان کنند. مهمترین ویژگی این نقاشی به تصدیق شخص قوللرآغاسی بدیههسازی و نه طبیعت سازی بود. از ویژگیهای از دیگر این نقاشی موارد زیر اشاره کرد:
2-4-1- ایرانی بودن و مردمی بودن
آثار هنرمندان قهوهخانه بر پایه سنتهای نگارگری زمان خود خلق شدند. در دورهای که نفوذ هنر غرب و نقاشی کلاسیک اروپا بیشتر از همیشه بر روی آثار هنرمندان مشهود است و اشراف و درباریان قاجار هم از هنر به سبک غربی حمایت میکردند و توجهی به نقاشی سنتی ایران نداشتند، این نقاشان به اجرای اسلوب نگارگری سنتی وفادار ماندند و موفق به ایجاد شیوهای نو در نگارگری قاجار شدند، به طوریکه توانستند سنت نگارگری ایرانی را در میان مردم زنده نگه دارند. نقاشان قهوهخانهای با آنچه در ذهن دارند نقاشی میکنند. منشاء ذهنیات آنان دریافتهای خالص از محیط زندگی اجتماعی است و بر اساس قراردادهای سمبلیک و سنتهای مردمی شکل میگیرد. چهارچوب کار همان است که مردم میگویند و مردم میخواهند. فقط هنرمند نقاش با مهارت و احساسات خالص هنرمندیش و با استفاده از تکنیک برای هرچه بیشتر و بهتر شدن آنچه که مردم طالبند تلاش میکند. این مکتب یک مکتب ملی و اجتماعی و دارای ویژگیهای کاملا ایرانی است و مستقیما از ذهن نقاش ایرانی و بدون استفاده از مضامین خارجی نشات میگیرد (نصری اشرفی،شیرزادی آهودشتی،1388، 1468).
در تابلوهای قهوهخانهای حتی در صحنه های رزمی مذهبی به جنبه های نفی نسبی حیات خاکی و در غم زیستن عنایتی نشده است. نقاش رغبتی به ترسیم لحظه های شکست پهلوانان و نام آوران ایرانی نشان نداده و از تصویر سروری و سر افرازی و غرور دلاوران، حتی در لحظه هایی که در نبردگاه موضع خوبی ندارند و جنگ را باختهاند یا احساس شکست میکنند خودداری نکرده است. او تنها به سربلندی پهلوانان تابلوی خود میاندیشد(نبوی، 1353، 66).
2- 4-2- پرهیز از واقعگرایی
در این شیوه، نقاش چهرهای را به تصویر میکشد که کاملا زاییدهی فکر و ذهنیت خود اوست. این خیالیسازی و ذهنگرایی ممکن است به ترکیب نمایش فرمها و عناصری منجر شود که به ارایهی صحنهای به اصطلاح غلط بیانجامد، چیزی که خود نقاشان از آن به غلطسازی یاد میکنند. چنانچه قوللر آقاسی میگوید: «وقتی که غلطسازی منظور را بهتر میرساند چه بهتر که غلطسازی کنیم. و یا … غلطسازی اساس خیالینگاری است. نقاش خیالیساز تا آنجا که میتواند باید از واقعگرایی به دور باشد» (کلانتری، 1352، 3). بنابراین این اغراق کردن در نقاشی بسیار طبیعی مینماید.
تصویر2-6) مصیبت کربلا، محمد مدبر، 201 در 251 س.م، محفوظ در موزه رضا عباسی (سیف، 1369، 129)
2-4-3- اصل روایتگری
یکی دیگر از اصول خاص نقاشیهای قهوهخانهای، اصل روایتگری پردهی نقاشی است. به وسیلهی رعایت کردن این اصل این امکان که عامهی مردم وقایع را به چشم ببینند و در خاطرۀ خود حفظ کنند، به وجود آمده است. نقاش گاه ممکن است برای یک داستان چند تصویر مختلف که نشانگر لحظات گوناگون در زمانهای مختلف و یا در زمانهای موازی در همان داستان باشد، تصویر کند. به این ترتیب ممکن است صحنههای مختلفی که از نظر زمانی ارتباطی با یکدیگر ندارند، در کنار هم در یک تابلو قرار گیرند و گاه ممکن است لحظات مختلف و حساس یک داستان همگی در یک تابلو آورده شوند. این گونه پردهها به صورت کتاب داستانی تصویر شده که بیننده را از تصویر نخست به ترتیب به سمت ادامه داستان هدایت میکند. به این صورت داستانی را به شکل پلانهای مختلف شرح می دهد. این شیوه نقاشی که تقریبا شیوه جدیدی در نقاشی ایرانی به شمار میرفت، تا آن زمان در نقاشیهای ایرانی چندان دیده نمیشد، ولی تعدادی از نقاشان قهوه خانه توجه خاصی به این سبک داشتند. در بسیاری از این تابلوها،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های کارشناسی ارشد، خاوران نامه، اعتقادات دینی، هنر و معماری Next Entries پایان نامه با کلید واژه های دوره قاجار، رضا عباسی، لیلی و مجنون، رابطه اجتماعی