پایان نامه با کلید واژه های سیاست هسته ای، سبک رهبری، مبانی فکری، انتخابات ریاست جمهوری

دانلود پایان نامه ارشد

ایران گذشته است را در اختیار ما قرار دهد . همانطور که
اشاره شد بحران هسته ای ایران در دوره حکومت اصلاحات به بحرانی
جدی تبدیل گردید و توجه قدرتهای جهانی را به خود جلب نمود.
دولت وقت نیز برای رهایی از این بحران و جلوگیری از هر گونه
تنش و ستیز با غرب و قدرتهای بزرگ، تلاش نمود با اتخاذ عقلانیت
در رهبری این موضوع بحران هسته ای کشور را در این مقطع حل و
فصل نماید.در چارچوب موضوع اصلی این پژوهش مدعای نویسنده آن
است که سبک رهبری مدیریتی تیم هسته ای دولت اصلاحات باعث گردید
تا بحران هسته ای به بحرانی امنیتی- نظامی برای کشور تبدیل
نشود.تیم هسته ای در این مقطع تلاش نمود تا ایران را بازیگری
عقلایی معرفی نماید که از رویه های استعلاگرایانه پیشین عبور
نموده و در صدد همکاری و سازش با جامعه جهانی است. از این رو
در این مقطع شاهد بیشترین همکاری های دولت با جامعه جهانی
هستیم. اما در سال 1814 و با انتخاب محمود احمدی نژاد به عنوان
75
رئیس جمهور و تغییرات جدی در ساختار تصمیم گیری کشور و تغییر
در تیم هسته ای ، کشور با موضوعات جدیدی مواجه گردید که بررسی
مفصل این موضوعات در فصل آتی صورت می گیرد.
76
فصل چهارم: بررسی مقایسه ای سبک
های رهبری سعید جلیلی و محمد جواد
ظریف در دولت های اصولگرا و اعتدال
پیرامون مسئله هسته ای
77
مقدمه
موضوع هسته ای ایران بدون شک یکی از مسائل مهم و استراتژیک
بین المللی است که حل و فصل یا پیچیده تر شدن آن پیامدهای
بسیار مهمی نه تنها برای مردم ایران، بلکه برای کل مردم منطقه
و هم چنین در سطح بین المللی داشته است. در واقع موضوع هسته
ای ایران هم در سطح داخلی و هم در سطوح منطه ای و بین المللی
دارای آثار و تبعاتی بوده و به همین دلیل توجه محافل علمی و
سیاسی را در داخل و خارج از کشور بر انگیخته است. از سال 2002
میلادی )1812 ( که موضوع هسته ای ایران به صورت گسترده در افکار
عمومی مطرح شده مناظره ها و نظریات مختلفی در ارتباط با این
موضوع شکل گرفته است. مروری کلی بر ادبیات موجود نشانگر آن
است که این موضوع از یک سو باعث شکل گیری مناظره هایی در مورد
ابعاد تاثیرات منطقه ای و بین المللی شده و از سوی دیگر، به
طبقه بندی دیدگاههای سیاسی در داخل کشور دامن زده که بر مبنای
هر یک از آنها سیاست های هسته ای متفاوتی به اجرا گذاشته شده
است. در واقع به تناسب این تفاوت دیدگاهها، جمهوری اسلامی نه
با یک نوع، بلکه با انواعی از سیاست های هسته ای مواجه بوده
که انتخابات ریاست جمهوری همواره نقشی تعیین کننده در اولویت
بخشیدن به یکی از این دیدگاهها و سیاست ها داشته است. به هر
حال، مسئله اصلی، وجود همبستگی مثبت یا منفی بین هسته ای شدن
ایران و ثبات در منطقه خاورمیانه و نیز توازن در ساختار نظام
بین الملل است. بر مبنای این موضوع، مناظره اساسی بین طرفداران
78
نگاه خوش بینانه و بدبینانه وجود دارد. نگاه خوش بینانه که
ریشه در نظریه نوواقعگرایی دارد و کنت والتز را می توان مهم
ترین نماینده آن تلقی کرد، بر این باور است که گسترش هسته ای
به خودی خود موضوع نگران کننده ای نیست. از دید وی، اگر ایران
به دلیل نگرانی های امنیتی خود به سمت سلاح اتمی هم برود جای
نگرانی ند ارد ؛ زیر ا بازد ارندگی قطعاً مانع استفاده از آن خو ا هد
شد. در واقع، از یکسو وی رفتن به سمت سلاح هسته ای، به دلیل
نگرانی ها امنیتی ایران را توجیه می کند و از سوی دیگر، در
صورت تحقق چنین وضعیتی معتقد است که به دلیل قطعی بودن اثر
منطق بازدارندگی جایی برای نگرانی وجود ندارد. از نظر والتز،
نه تنها هسته ای شدن ایران نگران کننده نیست، بلکه باتوجه به
هسته ای بودن اسرائیل و در راستای ایجاد توازن در منطقه، امری
اجتناب ناپذیر و حتی لازم است (138-136:2007,sagan). در نقطه مقابل
این دیدگاه، طیفی از طرفداران نگاه بدبینانه قرار می گیرند که
با اتکا بر مفروضات نو لیبرالیستی، بر ماهیت ویرانگر سلاح های
هسته ای از یکسو و ماهیت متفاوت نظام سیاسی ایران با ساختارهای
بین المللی موجود از سوی دیگر تمرکز می کنند. اسکات سیگن به
عنوان نماینده اصل این دیدگاه با این استدلال که سلاح های هسته
ای توسط دولتها کنترل نمی شوند و امکان انتقال آن به سازمان
های تروریستی وجود دارد، هسته ای شدن ایران را مسئله ای خطرناک
برای ثبات منطقه ای و بین المللی تلقی می کند (142-138:ibid) .
79
گرچه هر دو دیدگاه خوش بینانه و بدبینانه، برنامه هسته ای
ایران را دارای ماهیتی نظامی معرفی می کنند که در عمل نه دولت
ایران آن را می پذیرد و نه دلیل و سند معتبری برای آن وجود
دارد. جدی ترین انتقاد به این مناظره آن است که طرفداران هر
دو دیدگاه تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هسته ای را مفروض می
پندارند، در حالیکه از یکسو مقامات عالی رتبه جمهوری اسلامی
بارها بر ماهیت صلح آمیز برنامه هسته ای تاکید کرده اند )رجوع
شود به: آیت الله خامنه ای، 1319 (، و آژانس بین المللی انرژی اتمی
هم که نظارت کامل بر برنامه های ایران دارد، بارها به صراحت
تاکید کرده است که شواهدی دال بر نظامی بودن برنامه هسته ای
ایران نیافته است. البته مناظره مذکور اگر چه بسیاری از ابعاد
و زوایای سیاست هسته ای ایران را روشن می کند، اما از آنجا که
صرفاً بر ابعاد منطقه ای و بین المللی این موضوع تاکید می کند
و تنوع دیدگاهها در ایران در قبال این برنامه را نادیده می
گیرد، در معرض انتقاد جدی است. در واقع، بر خلاف تصور طرفداران
این دو دیدگاه، نه جمهوری اسلامی ایران سیاست هسته ای واحدی را
در طول سالهای گذشته دنبال کرده و نه در ایران همه نسبت به
راه حل های حل و فصل موضوع دیدگاه واحدی دارند. به همین دلیل،
شاید نظرات کسانی که بر مبنای تقسیم بندی دیدگاههای داخلی به
بررسی موضوع می پردازند از اهمیت و اعتبار بیشتری برخوردار
باشد. به عبارت دیگر، گرچه نباید از مناظره جدی بین دو دیدگاه
خوش بینانه و بدبینانه نسبت به پیامدهای منطقه ای و بین المللی
80
موضوع بگذریم، اما نمی توان این واقعیت را نادیده گرفت که
انتخابات در عرصه سیاست داخلی ایران تاثیری تعیین کننده بر
سیاست هسته ای جمهوری اسلامی داشته است. به تعبیر فردهالیدی؛
رو ابط خارجی جمهوری اسلامی ایر ان کاملاً تحت تاثیر سیاست د اخلی
آن و تا حدی زیاد متاثر از تغییر فرایندهای منقطع دوران پس از
انقلاب است (4:2001,Hailiday) که بدون شناخت کلی آنها نمی توان به
روند موضوع هسته ای فکر کرد. در واقع، همچنان که به قدرت رسیدن
محمود احمدی نژاد در سال 1311 و تغییر تیم هسته ای، تاثیر خود
را بر سیاست هسته ای ایران و نحوه واکنش محیط بیرونی گذاشت،
با انتخاب حسن روحانی در سال 1392 هم بار دیگر اثرات خود را
آشکار می کنند و به تبع تغییر در سیاست هسته ای، باید منتظر
واکنش های بین المللی متفاوت نیز بود. در چنین فضایی استدلال
پژوهش حاضر آن است که تغییر و تحولات سیاست هسته ای ایران در
طی سالهای گذشته ناشی از سبک های رهبری دولتهای حاکم بر دستگاه
دیپلماسی و تصمیم گیری کشور بوده است و تفاوت دیدگاهها و سبک
های رهبری اعضای تیم هسته ای در دولتهای اصولگرا و اعتدال در
طی سالهای 1311 تا کنون منجر به اتخاذ روندها و دیدگاهها و
رویه های متفاوت در سیاست هسته ای کشور شده است. در راستای
فرضیه اصلی پژوهش مدعای نویسنده این سطور آن است که سبک رهبری
تیم هسته ای دولت اصولگرا با محوریت سعید جلیلی در قبال پرونده
هسته ای،استعلاگرایانه بوده، در حالیکه سبک رهبری تیم دولت
اعتدال با محوریت محمد جواد ظریف، مدیریتی بوده و تلاش نموده
81
است تا به حل و فصل این معضل امنیتی بپردازد. با این مقدمات
فصل حاضر بر مبنای تمهیدات تئوریک و تاریخی طراحی شده در فصول
پیشین قصد دارد به بررسی مقایسه ای سبک رهبری دو دولت اصولگرا
و اعتدالگرا نسبت به پرونده هسته ای بپردازد.
5-2 سیاست هسته ای ایران: مناظره ها مختلف
در مقابل دیدگاههای خوش بینانه و بدبینانه که بیشتر بیانگر
نگرانی های منطقه ای و بین المللی نسبت به برنامه هسته ای
ایران هستند، برخی تحلیل گران در داخل و خارج از ایران بر این
باورند که سیاست هسته ای ایران و تفاوت های موجود در سیاست
هسته ای کشور، نتیجه نزاع قدرت در داخل کشور است، چرا که
گروههای قدرت موجود دیدگاهها و بینش های سیاسی متفاوتی دارا
می باشند. بر این اساس، همچنان که از تقسیم بندی های مختلف در
صحنه سیاست داخلی ایران سخن به میان می آورند، بر تفاوت سیاست
های هسته ای جمهوری اسلامی ایران نیز تاکید می کنند. بر این
اساس، »شهرام چوبین« در تقسیم بندی خود از عملگرایان و
اصولگرایان به عنوان دو طرف منازعه سیاسی در داخل ایران سخن
به میان می آورد که اولی در صدد است از برنامه هسته ای به
عنوان اهرم چانه زنی، بویژه در مقابل آمریکا استفاده کند و
دیگری به خودی خود آن را هدف می داند تا ساختار ناعادلانه بین
المللی را به پذیرش قدرت ایران وادار کند (58:2008,cubin) .
»برژینسکی و رابرت گیتز « نیز با مطرح کردن اصلاح طلبان به جای
82
عملگرایان در مقابل اصولگرایان در چارچوب فوق بر این باورند
که مناظره میان این دو جناح مبنای مواجه آنها با جامعه بین
المللی است. هم چنین »مهران کامروا« طرفین این مناظره را در
سه گروه طبقه بندی می کند که در نهایت در مواجه با برنامه
هسته ای به دو اردوگاه تقسیم می شوند. از دیدگاه وی،
رادیکالها، محافظه کاران سنتی و اصلاح طلبان هر یک رویکرد خاص
خود را در قبال امنیت ملی دارند، اما در نهایت بین محافظه
کاران و اصلاح طلبان در برخی موضوعات از جمله برنامه هسته ای
اتفاق نظر وجود دارد و بر این اساس، ائتلاف محافظه کاران و
اصلاح طلبان در موضوع هسته ای در مقابل رادیکال ها قرار می
گیرد. بر مبنای دیدگاهی مشابه، »نادر انتصار« ضمن بر شمردن سه
حلقه اصلی تصمیم گیری درباره برنامه هسته ای ایران، از محافظه
کاران افراطی و اصلاح طلبان به عنوان دو طرف اصلی سیاست هسته
ای جمهوری اسلامی یاد می کند که در عین اتفاق نظر در مورد
پیگیری برنامه هسته ای صلح آمیز، اختلافاتی در مبانی فکری با
یکدیگر دارند )خلیلی، 121 :1393 (. این نحوه طبقه بندی برخی از
تحلیل گران را به این نتیجه رسانده است که در ایران اجماع نظر
در مورد برنامه هسته ای وجود ندارد، اما اصول و سبک های مشخصی
وجود دارد که بر مبنای آنها فرایند تصمیم گیری در مورد هسته
ای ایران انجام می شود . مرور اجمالی این گروه از نظرات و
دیدگاه کارشناسان و تحلیل گران مسائل ایران حاکی از آن است که
تغییر در عرصه سیاست داخلی ایران خواه ناخواه باعث تغییر در
83
سیاست هسته ای جمهوری اسلامی ایران می شود و به همین دلیل می
توان گفت از سال 1311 تا کنون و به دلیل روی کار آمدن دو خرده
گفتمان مختلف، ایران شرایط مختلفی را در سطوح منطقه ای و بین
المللی تجربه کرده است. به گونه ای که انتخابات ریاست جمهوری
سال 1311 که منجر به واگذاری قدرت از اصلاح طلبان به اصولگرایان
رادیکال شد، باعث تغییر در سیاست هسته ای ایران و به تبع آن
نحوه برخورد بازیگران منطقه ای و بین المللی گردید؛ چرا که
مبانی فکری و سبک رهبری این طیف تندرو تهدیدات جدی را پیش روی
جامعه بین المللی قرار می داد. هم چنین روی کار آمدن دولت
یازدهم فضای گفتمانی را به نفع ایران در سطوح منطقه ای و بین
المللی تغییر داده و امکان حل و فصل مسالمت آمیز مسئله هسته
ای را افزایش داده است. چنین فضای گفتمانی شکل گرفته را می
توان نتیجه مبانی فکری و سبک رهبری تیم هسته ای حاکم بر دولت
اعتدال دانست، که دارای تفاوت های عمیقی با تیم هسته ای دولت
اصولگرای محمود احمدی نژاد می باشد. از این رو در ادامه تلاش
می شود تا ضمن تشریح ظهور و بروز دو خرده گفتمان اصولگرایی و
اعتدال گرایی و مبانی فکری

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های پرونده هسته ای، پرونده هسته ای ایران، سبک رهبری، دولت اصلاحات Next Entries پایان نامه با کلید واژه های سیاست خارجی، دولت اصولگرا، نگاه به شرق، پرونده هسته ای