پایان نامه با کلید واژه های سلسله مراتب، نمادپردازی، خانه سنتی

دانلود پایان نامه ارشد

در تفکری راه یافته که در آن بیهودگی و یا پراکندگی وجود نداشته است. قرینه سازی، اوج یک تفکر استوار است که با احکام و دستورالعملهای روشن و با آهنگی منظم به جلو میرود. تکرار حساب شده ستون ها و فضاها در سلسله مراتب تکمیلی خود تکرار زمزمه های حقیقت جاودان است.
معماری در بخش دریافت وجودی خود (احساس و ادراک انسان از معماری) نیاز به مقدماتی دارد که هندسه از طریق جایگذاری تناسبات کوچک و بزرگ نسبت به مکان و مرکز معین ضمن رشد اعداد آن را فراهم می کند. در خانه سنتی حرکتها و نفوذها از بیرون به داخل فقط یک حقیقت فرهنگی نیست بلکه از ورودی تا حیاط مرکزی نشانه های آماده سازی دریافت صحیح از جوهر و مکان اصلی خانه را نیز به همراه دارد.عبور از کوچه و خیابان به بهشتی طراحی شده، دارای کلیه آرمانهای طبیعی و ماورا طبیعی است و برداشت ازینگونه فضاها با سهل انگاری هرگز میسر نبوده است.
2-2-4- تناسب زرّین (طلایی)
هدف بسیاری از تعالیم باطنی سنتی این بود که ذهن را از طریق استمرار در روابط متناسب به مفهوم “یکی بودگی” بازگرداند. تناسب از نسبتها درست شده و نسبتها مقایسه دو اندازه، مقدار، کیفیت یا ایده است و به وسیله فرمول a:b بیان میشود. پس نسبت واحدی از یک تفاوت را میسازد. تفاوتی که حداقل یکی از نیروهای حسّی ما میتواند جوابگوی آن باشد. بنابراین جهان درک کردنی همانطور که گریگوری باتسن میگوید از الگوهای بغرنج و به هم پیچیده تفاوتها که یک تفاوت را میسازد ، ساخته شده است. ازین رو نسبت a:b نه تنها تصوری بنیادی برای همه فعالیتهای ادراکی میشود، بلکه یکی از اساسی ترین فرایندهای اصلی هوش را نشان میدهد که در آن مقایسه ای از دو چیز را نمادپردازی میکند و به این ترتیب یک اصل ابتدایی برای داوری ادراکی است.
به هر حال یک تناسب پیچیدگی بیشتری دارد زیراکه رابطه متعادل کننده بین دو نسبت است، یعنی نسبت عنصر اولی به عنصر دومی مانند رابطه عنصر سوم به عنصر چهارمی است: یعنی نسبت a بهb مانند نسبت cاست به d یا a:b:c:d است و آن سطحی از عقل را ارائه میدهد که دقیقتر و عمیقتر است از جوابگویی مستقیم به تفاوت ساده ای که تناسب است ودر تفکر یونانی به “قیاس” معروف بود.
هنگامی که ما با چهار عنصر یعنی با دو نسبت متفاوت می اندیشیم در وافع فکرمان را در تیررس تجلی جهان طبیعی قرار میدهیم، زیرا که عدد چهار نمایانگر عدد نمادی شکل آفریده شده ازلی جهان کرانه مند، معقول واندازه پذیر است.
پس a:b:c:d فرمولی کلی از چهار عنصر پیوسته است. فیثاغورثیان این روش تفکر را نسبت گسیخته چهار جزء میخواندند.
بعد هنگامی که خود را در سه جزء محدود کنیم یعنی وقتی خویشتن را به قلمرو اصول یا فعالیتها (تثلیث) یک سطح بالاتر می کشیم درمی یابیم که تعّین به خاطر کاهش عناصر عددی مربوط، دقیقتر میشود. از این رو یک عنصر نسبت به عنصر دوم مانند عنصر دوم به عنصر سوم است. در اینجا نهایتا بوسیله جزء میانی با هم پیوند حاصل میکنند و یونانیان آن را یک نسبت پیوسته سه جزیی می خواندند که آن نشانگر تغییری عمدی در نمادی کردن فرایندهای تصوری و ادراکی بود. ولی تناسب سه جزیی به همان اندازه که ما میتوانیم با اندیشه متناسبی به مفهوم واحد دست یابیم به آن نزدیک نیست زیرا فقط یک امکان تقسیم تناسبی با دو جزء وجود دارد و آن هنگامی بوجود می آید که جزء کوچکتر نسبت به جزء بزرگتر همان گونه باشد که جزء بزرگتر نسبت به جزء کوچکتر بعلاوه بزرگتر.
از نظر تاریخی این تناسب دو جزیی هندسی کم نظیر را تناسب زرّین نام نهاده اند. این واقعیت که این یک تناسب سه جزیی است که از دو جزء ساخته شده، نخستین مشخصه متمایز آن است و با اولین رمز تثلیت مقدس یعنی آن سه ای که دو است، تطبیق میکند.
a + b

a b
تصویر : خط کلیّت را میسازد، واحد را.
در تصویر داریم:
a = 1-b= جزء اول
= b = 1-a جزء دوم
=a + b = 1 جزء سوم
پس a:b :: b:1
b 2 = a×1
b2 = a
b = ba
در اینجا ریشه a را به عنوان ریشه ای برابر با b2 داریم، بنابراینa وb در رابطه با یکدیگر مانند ریشه در یک مربع اند. همچنان که وجود جزء سوم در تناسب هندسی اجتناب ناپذیر است a+ b= 1 نیز در این حالت ناگزیر یک مربع بعلاوه ریشه خودش 1 میشود. Ø تنها تقسیمی است که این ویژگی را دارد:
1 = 2Ø/1 + Ø /1

تناسب طلایی
این حالت استعاره ریاضی را در مورد تثلیث کامل میکند: «سه ای که دو است که یک است». آن تبدیل نهایی تصور تناسبی به وحدانیت علّی است.33
سنت جان چنین نوشته است: «در آغاز کلمه بود» (یا در زبان یونانی لوگوس بود که به معنای یک تناسب سه جزیی است) … و «کلمه با خدا بود» (عبارت «باخدا»، در عین حال میتواند «در خدا» خوانده شود)… و «کلمه خدابود». با نگاهی به این سه جمله میتوان مشاهده کرد که جمله ها استنباطهای هندسی تناسب زرّین را به صورتی اشراقی توصیف کرده اند:
در آغاز کلمه بود
و کلمه با (در) خدا بود
و کلمه خدا بود34
به هر حال ما میتوانیم در کالبد انسان معنای مابعدالطبیعی Ø را همچنان که در گفته هراکلیتوس به آن اشاره شده که «انسان مقیاس همه چیزهاست»، برملا سازیم.

نسبت های طلایی در دست انسان
برطبق سنتهای گوناگون که ما را با جدول جسمانی انسانی آشنا میکند، حد متوسط طحر و نسبتهای ایده آل بدن بر اساس برش زرّین جسم را از ناف به دو قسمت تقسیم میکند. اگر طول کامل بدن انسان را به منزله 1 بشماریم، کالبد انسان از پا تا ناف در جدولهای مصری، یونانی، ژاپنی برابر Ø /1، و با بخشی از ناف تا فرق سر برابر 2Ø/1 است. کالبد انسان دقیقا در نقطه ای که آلت تناسلی قرار دارد دو نیم میشود. این نکته رابطه جنسیت را با نقش دوگانه اش یعنی تقسیم به دو نشان میدهد. به هر حال در هنگام تولد بدن نوزاد دقیقا از نقطه ناف به دو نیم میشود و در زمان بلوغ به نقطه تقسیم Ø تغییر می یابد. بنابراین موقعیت ناف از طریق رشد بدن انسان با تصور حرکتی از حالت دوگانه دارای جنسیت در طبیعت با رابطه نسبی دارای واحد از طریق توان غیر متقارن پویای Ø مربوط میشود.
بررسی حیات سنجی انسان، اختلاف مختصری را با این نسبت مندی آشکار میکند. در جنس مونث ناف معمولا قدری بالاتر از مقطع دقیق برش زرّین قرار دارد در حالی که در مذکر قدری پایین تر است. بعلاوه در طی فرایند رشد در هردو جنس جای گیری ناف گاه بالاتر و گاه پایینتر از نقطه تقسیم Ø در بدن است. این جابجایی در هنگام بلوغ آغاز میشود و مابین سنین هفده و سی در نوسان است. چنین نوسانی در بالا و پایین نقطه اصم، اصلی است در کمال سازندگی که ما درعین حال آن را بعنوان اساس ریاضیات کهن در می یابیم، چنان که در روش دیافنتین جایی که کلیه نسبتهای عددی به تصاعدی میرسند ریشه سنجش ناپذیر یا مقدس عمل میکند.35
ما میتوانیم پاره ای از تصورات را که به وسیله این رابطه بنیادی نسبی به قرار زیر برگردانده شده چنین خلاصه کنیم: همان طور که قدما میگویند «کاینات پرتو جمال خداست». لازمه آفرینش ادراک است و ادراک همان رابطه است. «بودن همان رابطه داشتن است». تامل در الگوهای مثال اعلای رابطه از طریق قوانین تناسبی میسر است که در عدد محض و شکل هندسی قرار دارد. تناسب زرّین آن “شکل تصوری” متعالی است که باید پیشاپیش و به گونه ای جاودانی پیش از کلیه تصاعدهای رشد یافته در زمان و مکان وجود داشته باشد.
رشد بدن انسان رابطه میان دو توان مولد یعنی 22 را که از دو نیم شدن و آنگاه دو برابر شدن نتیجه میشود وصف می کند که بوسیله موضع آلت تناسلی در وسط بدن انسان نشان داده شده است و از نظر کمّی اصل تکراری وابسته به زادن را مشخص میکند و Ø که بوسیله ناف نشان داده میشود، توان ارتباطی را تعیین میکند که –همچون بند ناف که نوزاد را با اصل خود مربوط میسازد- بخشها را با یکدیگر و با کل دربردارنده کامل مادر جهان، منطبق میسازد. در این طریق Ø بصورت نمادی هندسی برای تصویر مسیح درمی آید که آگاهی فردی را به کلیت ایده آلی که از آن ناشی شده و ضرورتا بدان باز میگردد پیوند میدهد.36
من آنم که پیوند میدهم
من ناف زرّین جهانم
کسی که این را میداند، اوپانیشاد را میداند.37

2-2-5- رشد فراگستر و آفرینش مارپیچها
ارسطو میگوید: «چیزهایی معینی وجود دارند که در هنگام رشد جز در حجم تغییر نمی پذیرند». او در اینجا به پدیده ای که ریاضیدانان یونانی فراگستری میخواندند و نوع رشد براساس آن که موسوم به رشد فراگستر است اشاره میکند. این رشد یکی از متداولترین اشکال رشد طبیعت است، رشدی که در اثر افزایش یا ازدیاد تراکم ایجاد میگردد که در آن شکل قدیمی در درون شکل جدید جای میگیرد. این همان طریقی است که بافتهای ثابت تر کالبد حیوان، مانند استخوان، دندان، شاخ و پوست را در مقابل بافت نرم آن که می افتد و عوض میشود، متکامل میکند.
از نظر معماری این گونه رشد آشنا غالبا در تم طرح یک بنا ارائه میشود: مانند معابد هندویی که در نقشه و حجم هردو رشد فراگستر را نمایش میدهد. در صدفهای دریایی این فرایند واضحتر جلوه میکند؛ جایی که پس مانده مراحل پیشین، رشد آشکارای بخشی از مراحل بعدی ساخت و طرح را تعیین میکند.

در گل آفتاب‌گردان ، امتداد مسیر دوران مارپیچ طلایی یا فیبوناچی در هر دو جهت ساعت گرد و پاد ساعت گرد مشاهده میشود .
در رشد فراگستر پیشرفتهای جالب رشد و عدد وجود دارد. یکی از ویژگیهای ریاضی آن است که کلیه ارقامی که بگونه فراگستر رشد میکنند تقاطعهایی را به وجود می آورند که براساس آن، مارپیچها میتوانند ترسیم شوند. این اشکال را ژیل پورس به گونه ای زیبا در “مارپیچهای اسرارآمیز” که درهمه جای طبیعت یافت میشوند نشان داده است. تنه خالی مارپیچی درختان عظیم اوکالیپتوس، شاخهای قوچ و گوزن شمالی، استخوانهای اسکلت، صدفهای نرم تنان مخصوصا در نوتیلوس پومپیلیوس همان مارپیچی است که از تناسب زرّین مشتق شده است. این مارپیچها همچنین در گلچه های پیاپی آفتابگردان، برگ قلبی شکل، در طرّه مو یا یک مار حلقه شده یا تنه فیل، بند ناف یا در پیچ و خم لایه داخلی گوش یافت میشود.

تناسب زرین در روح طبیعت جاری و ساری است
همه این مارپیچها نتیجه فرایند رشد فراگستر است که در آن مربع و فراگستری آن میتواند بعنوان شکل مثال اعلی مورد بررسی قرار گیرد.38
هدف جامعتر برای تکامل مارپیچی کردن اعداد حول ریشه های فراگویا از این امر ناشی میشود که ما نمونه ای برای طریق نامعلوم علت (ریشه) داریم که میتواند خود را در بازی اعداد و اشکال معلوم، تبیین کند. برای ما، مارپیچ کماکان تصور گویایی است در حرکت زمان و بنابراین در بینش تکاملی ما همچنان مرکزیت دارد. عبارت زیر یعنی مسئله تولد دوباره که سری اوروبیندو بدان اشاره میکند، دقیقا هر آن چیزی را که ما از طریق زبان هندسه از قانون جهان تجربه کرده ایم به فعل در می آورد.
آنچه پیرامون ما را فراگرفته فرایند آشکارسازی مداوم در وجه جهانی خویش است، اجزای گذشته در آن وجود دارد، آن را در برگرفته، کامل کرده و از آن گذشته است. اما در کل و در نمونه های متعدد هنوز به عنوان پشتوانه و پیش زمینه تکرار میشود. در آنجا اجزای حاضر دور غیر سودمند نیستند، بلکه حامل فعل نهان و موثری هستند که هنوز باید به وسیله روح آشکار شود. دور اعشاری اصّم، که همواره در تکرار ناگزیر ارقام خویش است جز مجموعه افزاینده توانهای ذات لایتناهی نیست.
بی تردید این میلی است در ذات اشیا که با حرکتی بزرگ و سنجیده، بی شتاب و وقفه ناپذیر، در ضمن هریک از دورها با واقعیت بیکران خویش به سوی آگاهی بزرگ و بزرگتر اعداد خود حرکت میکند.39

مارپیچ طلایی و مستطیل طلایی
مارپیچ لگاریتمی در همانگیهای هندسی و جبری به اندازه ای غنی است که هندسه دانان سنتی بر آن نام مارپیچ اعجاز آمیز نهاده اند. در حالی که شعاع این مارپیچ در تصاعدی هندسی افزایش می یابد، زاویه شعاعی آن در تصاعدی حسابی متزاید میشود. ازین تصاعد عددی کلیه نسبتهایی که از آنها میزانهای موسیقی ساخته شده اند ، حاصل میشود. ازین رو میتوانیم در این مارپیچ کردن های

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های معماری ایران، هنر و معماری، اسلام و اروپا، معماری ایرانی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های زمان گذشته، فضای معماری، معماری سنتی، نظم اجتماعی