پایان نامه با کلید واژه های سلامت اجتماعی، کیفیت روابط، گروه های اجتماعی، شبکه های اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

واقعیت های آشفته تبدیل شود.
اما قبل از انتخاب نظریه یا نظریات راهنما ، می بایست نظریاتی که با دیدگاههای مختلف در رابطه با موضوع مورد مطالعه مطرح شده اند ، آورده شود و سپس نظریه یا نظریاتی که با اهداف پژوهش و شرایط اجتماعی موجود بیشتر سازگاری دارد ، انتخاب گردد.
2-4-1- سلامت اجتماعی
2-4-1-1-سلامت
سلامت از واژه هایی است که بیشتر مردمان با آنکه اطمینان دارند معنای آن را می دانند ، تعریفش را دشوار می یابند. در فرهنگ های گوناگون تعریف های بسیاری از سلامت شده است.
در فرهنگ وبستر31 سلامت وضع خوب و عالی بدن ، اندیشه و روح و به ویژه بر کنار بودن از درد یا بیماری تعریف شده است. در فرهنگ آکسفورد32 به معنی وضع عالی جسم یا روح و حالتی که اعمال بدن به موقع و به گونه مؤثر انجام شود آمده است. جالینوس33 سلامت را عبارت از وجود نسبت معینی از عناصر گرمی، سردی، رطوبت و خشکی تعریف می-کند. ابن سینا معتقد است : سلامت سرشت یا حالتی است که در آن اعمال بدن به درستی انجام می گیرد… نقطه مقابل آن بیماری است (سجادی،245:1383).
در سالهای اخیر با گنجانده شدن «توانایی داشتن یک زندگی مثمر از نظر اقتصادی و اجتماعی» ، این تعریف کامل تر شده است. سلامت بیشتر به عنوان ابزاری برای رسیدن یک هدف منظور شده است که می توان آن را از لحاظ کارکردی به صورت یک منبع بیان کرد؛ منبعی که به مردمان امکان می دهد به گونة فردی ، اجتماعی و اقتصادی زندگی کنند. سلامت تنها زندگی کردن نیست ، بلکه منبعی برای زندگی روزمره است؛ سلامت یک مفهوم مثبت است که بر منابع و امکانات اجتماعی و شخصی و همچنین توانایی های جسمانی تأکید دارد(همان).
سازمان جهانی بهداشت ، سلامت را بهزیستی کامل جسمی ، روانی و اجتماعی و نه صرف نبودن بیماری و یا رنجوری تعریف می کند. بنابراین سلامت منبعی برای زندگی روزمره است و نه برای هدف زندگی(محمد نبی،1:1386).
سلامت مفهوم مثبتی است که علاوه بر ظرفیتهای جسمی بر منابع اجتماعی و شخصی تأکید دارد. سلامت دارای 6 بعد مختلف می باشد: سلامت جسمی، سلامت روانی، سلامت عاطفی، سلامت معنوی، سلامت جنسی و سلامت اجتماعی(سجادی،246:1383).
2-4-1-2- تعریف سلامت اجتماعی
طبق تعريف سازمان جهاني بهداشت كه در سال 1948 منتشر شد ، سلامت عبارت است از رفاه كامل جسمي ، رواني و اجتماعي و نه فقط نبود بيماري يا معلوليت ، در اين تعريف بُعد اجتماعي سلامت نيز براي اولين بار معرفی شد. از همان ابتدا اين سؤال مطرح بود كه آيا بعد اجتماعي سلامت به وضعيت شخص تأكيد دارد يا وضعيت محيط اجتماعي را نشان مي دهد. آقاي راسل34 در سال1973 بعد سلامت اجتماعي را چنين تعريف كرد:
بعدي از سلامت فرد كه به چگونگي ارتباط شخص با ديگران ، واكنش ديگران به وي ، نحوة تعامل با سازمان ها و هنجارهاي جامعه مربوط است(شربتیان،298:1391).
لارسون سلامت اجتماعي را نوعي ارزيابي فرد از كيفيت روابطش با خانواده و ديگران گروهاي اجتماعي تعريف مي-كند. وي معتقد است كه مقياس سلامت اجتماعي بخشي از سلامت فرد را مي سنجد كه نشانگر رضايت يا نارضايتي فرد از زندگي و محيط اجتماعي است و درواقع ، شامل پاسخ هاي دروني فرد يعني احساس وتفكر و رفتار است.
سلامت اجتماعی ظرفیت کامل زندگی کردن به شیوه ای است که ما را قادر به درک ظرفیت های طبیعی خود می کند و به جای جدا کردن ما از سایر انسان هایی که دنیای ما را می سازند. نوعی وحدت بین ما و دیگران به وجود می آورد. سلامت اجتماعی نقش محافظت کننده ای در مقابله با فشارهای روانی دارد که از فرد در مقابل در مقابله با فشارهای روانی دارد که از فرد در مقابل وقایع فشار آور منفی زندگی اجتماعی حمایت می کند(همان).
سلامت اجتماعی شامل سطوح مهارت های اجتماعی ، عملکرد اجتماعی و توانایی شناخت هر کس از خود به عنوان عضوی از جامعه ی بزرگتر به حساب می آید. و بر شرایط اقتصادی و اجتماعی و رفاه شخصی در رابطه با شبکۀ اجتماعی
توجه می شود. در واقع سلامت اجتماعی رابطة شبکه ارتباطات اجتماعی تعادل شخصی و سازگاری میان فرد و محیط است(حسینی حاجی بکنده،3:1389).
لایکوک35 سلامت اجتماعی را به صورت شرایط رفاه افراد در شبکه روابط اجتماعی شامل؛ خانواده ، اجتماع و ملت تعریف می کند(کنگرلو،43:1387).
سلامت اجتماعی یعنی کیفیت و کمیت تساوی افراد و وسعت درگیر شدن اشخاص با اجتماع. لارسون بیان می کند که سلامت اجتماعی قسمتی از سلامت فردی است و این سلامت فردی میزان واکنش درونی افراد است که به صورت احساسات ، افکار ، رفتار رضایت یا عدم رضایت از محیط اجتماعی شان نشان داده می شود(لارسون،148:1375).
مدل سلامت اجتماعی که توسط ریف مطرح شده است مفهوم سلامت اجتماعی را شامل ابعاد عملکرد مثبت ذهن و روان می داند. این ابعاد عبارتند از: پذیرش رشد شخصی خود ، روابط مثبت با دیگران ، تسلط بر محیط ، هدفمند بودن در زندگی و استقلال(هیلز،172:1376).
به نظر هیلز36 ، وقتی از سلامت اجتماعی تعریف می شود بدون تحقق ابعاد جسمانی و روانی آن ، این بُعد از سلامت تأمین نخواهد شد. از منظر ایشان سلامت اجتماعی به توانایی فرد در تعامل مؤثر با دیگران به منظور ایجاد روابط ارضاء کنندة شخصی و به انجام رساندن نقش های اجتماعی اطلاق می شود که شامل مشارکت اجتماعی ، زندگی سازگار با سایر انسان ها ، ایجاد روابط مثبت متکی به یکدیگر و داشتن روابط جنسی سالم می باشد(همان).
لارسون و کییز با توجه به رویکرد سلامت محور یک چار چوب مفهومی و نظری برای سلامت اجتماعی ارائه داده اند. لارسون(1996) سلامت اجتماعی را ارزیابی فرد از کیفیت روابطش با افراد دیگر (نزدیکان و گروه های اجتماعی) که وی عضوی از آنهاست تعریف می کند و معتقد است که مقیاس سلامت اجتماعی بخشی از سلامت فرد را می سنجد و شامل پاسخ های درونی فرد( احساس، تفکر و رفتار) است که نشانگر رضایت یا فقدان رضایت فرد از زندگی و محیط اجتماعی اش می باشد(Larson,1996:1830).
در این میان تعریفی که کییز ارائه نموده است به نظر می رسد کاملترین تعریف از سلامت اجتماعی باشد : “سلامت اجتماعی ارزیابی و شناخت فرد از چگونگی عملکردش در اجتماع و کیفیت روابطش با افراد دیگر ، نزدیکان و گروه های اجتماعی که وی عضوی از آنهاست.” طبق این تعریف شاخص های سلامت اجتماعی عبارت اند از: انسجام اجتماعی ، انطباق اجتماعی ، شکوفایی اجتماعی و مشارکت اجتماعی که مجموع این شاخص ها در کل سلامت اجتماعی و دیدگاه فرد نسبت به جامعه خود را مورد سنجش قرار می دهد(keyes,1998:22).
در جدول (2-2) سلامت اجتماعی از دیدگاه پژوهشگران مختلف ارائه شده است:

جدول 2-1 تعریف سلامت اجتماعی از دیدگاه صاحبنظران مختلف
صاحبنظر
تعریف سلامت اجتماعی
راسل
(1973)
سلامت اجتماعی عبارت است از: چگونگي ارتباط شخص با ديگران ، واكنش ديگران به وي ، نحوة تعامل با سازمان ها و هنجارهاي جامعه.(شربتیان،298:1391).
لارسون
(1996)
لارسون سلامت اجتماعي را نوعي ارزيابي فرد از كيفيت روابطش با خانواده و ديگران گروهاي اجتماعي تعريف ميكند(حسینی حاجی بکنده،3:1389).
لایکوک
(1994)
لایکوک سلامت اجتماعی را به صورت شرایط رفاه افراد در شبکه روابط اجتماعی شامل؛ خانواده ، اجتماع و ملت تعریف می کند(کنگرلو،43:1387).
هیلز
(1986)
سلامت اجتماعی به توانایی فرد در تعامل مؤثر با دیگران به منظور ایجاد روابط ارضاء کنندة شخصی و به انجام رساندن نقش های اجتماعی اطلاق می شود(هیلز،172:1376).
لارسون
(1996)
سلامت اجتماعی ، ارزیابی فرد از کیفیت روابطش با افراد دیگر (نزدیکان و گروه های اجتماعی) که وی عضوی از آنهاست(Larson,1996:1830).
کییز
(1998)
سلامت اجتماعی ارزیابی و شناخت فرد از چگونگی عملکردش در اجتماع و کیفیت روابطش با افراد دیگر ، نزدیکان و گروه های اجتماعی که وی عضوی از آنهاست (keyes,1998:22).

2-4-1-3- دیدگاههای سلامت اجتماعی

1- دورکیم37
از نظر تجربی ، مفهوم سلامت اجتماعی ریشه در ادبیات جامعه شناسی مربوط به ناهنجاری و بیگانگی دارد. اما مطابق با مدل سلامت محور ، فقدان احساس ناهنجاری و بیگانگی ممکن است ، بیانگر حضور سلامت اجتماعی نباشد(keyes,2004:4).
از نظر دورکیم بهنجاری اجتماعی به چگونگی وضعیت ارتباط فرد با دیگران در جامعه یا همان جامعه پذیری وی دارد ، از طرفی هر نوع قطع ارتباطی بین فرد و جامعه به گونه ای که افراد در چارچوب های اجتماعی جذب نگردند ، زمینه ای آنومیک و مساعد برای رشد انحرافات اجتماعی می باشد. در چنین حالتی نوعی فردگرایی افراطی ، خواسته های فرد را در مقابل حیات اجتماعی قرار می دهد(توسلی،71:1382). از نظر وی هر نوع فاصله بین فرد و جامعه به انحرافات اجتماعی افراد میدان می دهد (حسینی،21:1387 به نقل از توسلی).

2- لارسون38
سلامت اجتماعی را به عنوان گزارش فرد از کیفیت روابطش با دیگران (نزدیکان و گروه های اجتماعی) که وی عضوی از آنهاست تعریف می کند و معتقد است که مقیاس سلامت اجتماعی بخشی از سلامت فرد را می سنجد و شامل پاسخ- های درونی فرد (احساس ، تفکر و رفتار) است که نشانگر رضایت یا فقدان رضایت فرد از زندگی و محیط اجتماعیش می باشد(نجف آبادی،47:1389).
«سلامت اجتماعی یعنی کیفیت و کمیت تساوی افراد و وسعت درگیر شدن اشخاص با اجتماع» لارسون بیان می کند ،کلید تصمیم گیری این است که بخشی از سلامت اجتماعی قسمتی از سلامت سلامت فردی است و عدم رضایت از محیط اجتماعیشان نشان داده می شود(همان).
3-گلداسمیت39
سلامت اجتماعی را «ارزیابی رفتارهای معنی دار مثبت و منفی فرد در ارتباط با دیگران» تعریف می نماید و آن را یکی از اساسی ترین شاخص های سلامت هر کشوری معرفی می کند که منجر به کارا بودن فرد در جامعه می گردد. داشتن تفکرات اجتماعی صحیح و برخورداری فرد از ذهنیت مثبت نسبت به جامعه برای داشتن زندگی اجتماعی بهتر ، اولین و مهمترین مرحله از سلامت اجتماعی می باشد. بنابراین با توجه به ماهیت اجتماعی زندگی بشر و چالشهایی که این امر می تواند به وجود آورد ، نمی تواند از توجه به جنبه های اجتماعی سلامت در کنار جنبه های عینی ، عاطفی و روان شناختی آن غافل شد( Larson,1996:285).
4- برکمن40
معتقد است تأثیر شبکه های اجتماعی بر سلامت فرد عبارت است از پرورش روحیه مشارکت و درگیری اجتماعی فرد در فرآیندهای اجتماعی ، سپری کردن اوقات خود با دوستان ، مشارکت در نقش های اجتماعی و شغلی ، گرایش به فعالیت های مذهبی و تفریح کردن به همراه گروه از نمونه های بارز درگیری اجتماعی می باشند. بنابراین از طریق فرصت هایی که به واسطه عضویت در شبکه های اجتماعی برای فرد فراهم می شود تا در رویدادهای اجتماعی مشارکت کند ، شبکه های اجتماعی نقش های اجتماعی معنی داری از قبیل نقش های اجتماعی ، شغلی ، خانوادگی و والدینی را تعریف می کنند و از این طریق سلامت اجتماعی فرد را نیز ارتقاء می دهند(همان).
5- ریف41
دیدگاهی که توسط ریف مطرح شد ، مفهوم سلامت اجتماعی را شامل ابعاد عملکرد مثبت ذهن و روان می داند این ابعاد عبارت اند از:
1.پذیرش خود42 : نگرش مثبت به خود ، شناخت جنبه های مختلف که خود می تواند مثبت یا منفی باشد ، احساس مثبت درباره ی گذشته خود.
2.رابطه مثبت با دیگران43: داشتن رابطه ی گرم ، رضایت بخش و همراه اعتماد به دیگران ، توجه به سلامتی و خشنودی دیگران ، احساس همدردی قوی با سایر افراد.
3.خود پیروی ، مستقل و خود مختار بودن44: توانایی مقاومت در برابر فشارهای اجتماعی ، توانایی تنظیم رفتار از درون و ارزیابی خود به وسیله معیارهای شخصی.
4.غلبه بر محیط45: داشتن حس غلبه و برتری بر محیط ، استفاده مؤثر از فرصت های بعمل آمده ، توانایی انتخاب یا ایجاد زمینه های مناسب برای نیازها و ارزش های شخصی.
5.هدفمندی در زندگی46: داشتن هدف و جهت در زندگی ، معنا دادن به زندگی در حال و گذشته ، داشتن عقیده و باوری که به زندگی هدف می دهد.
6.رشد شخصی47: احساس رشد ممتد داشتن ، خود را به حال رشد و تحول دیدن ، گشاده رو بودن برای تجارب جدید ، داشتن حس تشخیص برای توان باالقوه ی خود (خدایاری فرد و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های سلامت اجتماعی، سرمایه اجتماعی، شبکه های اجتماعی، تحلیل داده Next Entries پایان نامه با کلید واژه های سرمایه اجتماعی، روابط اجتماعی، انسجام درونی، توسعه مالی