پایان نامه با کلید واژه های سرمایه اجتماعی، شبکه های اجتماعی، سلامت اجتماعی، همبستگی اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

که محور اصلی آن ، وجود روابط سالم میان افراد بیگانه از هم است؛ یعنی افرادی که به گروه های گوناگونی تعلق دارند ولی در یک جامعه زندگی می کنند(توسلی و موسوی،44:1384).

ب) سطح میانی:
سرمایه اجتماعی در سطح میانی که به سرمایه اجتماعی رابط نیز معروف است ، شامل پیوندها و روابط عمودی است. به عنوان مثال به روابط بین گروه ها ، سازمان ها و بنگاه ها با یکدیگر می پردازد. گسترش واحد مشاهده و معرفی مؤلفه-های عمودی برای سرمایه اجتماعی ، اولین بار توسط جیمز کلمن انجام شد. با این کار ، کلمن فتح بابی کرد تا از آن طریق ، بحث در سطحی وسیع تر دنبال شود. تعریفی که او از سرمایه اجتماعی ارائه داد ، به طور ضمنی روابطِ حاکم در درون ساختار گروه ها را نیز علاوه بر روابط میان افراد هم تراز در نظر گرفت. او معتقد است که سرمایه اجتماعی ، طیفی از مسائل مختلف است که هر کدام ، برخی از جنبه های ساختار اجتماعی را دارا هستند و هر کدام رفتار معین بازیگران را درون ساختار تسهیل می کنند ؛ خواه این بازیگر فرد باشد ، یا جمع. این تعریف ، مفهوم سرمایه اجتماعی را به گونه- ای گسترش می دهد که علاوه بر پیوندهای افقی ، شامل پیوندهای عمودی نیز می شود و رفتار حاکم میان گروه ها را نیز در نظر می گیرد، پیوندهای عمودی با روابط سلسله مراتبی و توزیع یک قدرت نابرابر میان اعضاء شناخته می شود(مرندی،62:1385).
ج) سطح کلان:
آخرین و در واقع فراگیرترین جنبة سرمایه اجتماعی ، جنبة کلان است که شامل رسمی ترین روابط و ساختارهای نهادی می شود. به همین لحاظ در برخی مطالعات ، این سطح از سرمایه اجتماعی، با عنوان نهادی51 هم معرفی می شود. این بخش از سرمایه اجتماعی به محیط اجتماعی و سیاسی می پردازد که به ساختارهای اجتماعی شکل می دهد و هنجارها را قابل توسعه می کند. رژیم سیاسی ، سلطه قانون ، نظام قضایی و آزادی های سیاسی و مدنی ، نهادهایی است که از طریق آنها ، سرمایه اجتماعی کلان شکل می گیرد. آن چه از سرمایه اجتماعی در دو طبقه اول تعریف شد ، بیشتر مربوط به روابط غیر رسمی و محلی و منطقه ای بود. طبقة سوم یا سرمایه اجتماعی کلان ، روابط و ساختارهای رسمی شده را شامل می شود. این سطح از سرمایه با مفاهیمی که در اقتصاد نهادگرا از آنها یاد می شود ، در ارتباط است(عبدالله زاده،52:1378).
2-4-2-3- اهمیت سرمایه اجتماعی
در سال های اخیر در علوم اجتماعی دربارة سرمایه اجتماعی بحث های زیادی شده است. محاسبه تعداد مقالات دانشگاهی ارائه شده درباره یک موضوع ، احتمالاً شیوة مناسبی برای درک جذابیت گستردة آن موضوع است. تعداد مقالات نشریات که سرمایه اجتماعی یکی از واژه های کلیدی آنهاست ، قبل از سال 1981 در مجموع 20 مقاله بوده است. و بین سالهای 1996 تا مارس 1999 مجموع این مقالات 1003 مقاله بوده است. و این در حالی است که شواهدی برای فروکش کردن این رشد در آینده وجود ندارد. این شاخص به ما اطمینان می دهد که با انفجار اقبال متخصصین به این مفهوم [سرمایه اجتماعی] می باشیم. این در حالی است که تعداد روز افزونی از سیاستگذاران و روزنامه نگاران نیز در تلاشی مشابه با این مفهوم آشنا می شوند و از این طریق ، این مفهوم وارد زبان عموم مردم می شود(Harper,2001:6).

2-4-2-4- نظریات سرمایه اجتماعی
به علت گسترش کمی و کیفی نظریه های سرمایه اجتماعی در دهه های اخیر ، تنها دیدگاه های صاحب نظرانی را که مباحث آنها الهام بخش بوده و رویکردهای نظری اصلی را شکل داده است مرور می نماییم:

1- شبکه های اجتماعی
نظریه پردازان شبکه اجتماعی می گویند که باید بر الگوهای عینی پیوندهایی تأکید کرد که اعضای یک جامعه را به یکدیگر مرتبط می سازند. ولمن52 تأکید نظریه پردازان شبکه را چنین شرح می دهد:
«تحلیل گران شبکه با این مفهوم ساده ولی کارآمد آغاز می کنند که کار اصلی جامعه شناسی بررسی ساختار اجتماعی است. سرراست ترین شیوۀ بررسی یک ساختار اجتماعی ، تحلیل الگوی پیوندهایی است که اعضای جامعه را به هم پیوند می دهد. تحلیل گران شبکه در جستجوی ساختارهای عمیقند ، همان الگوهای شبکه ای منظمی که در زیر سطح نظام های اجتماعی غالباً پیچیده پیدا می شوند»(ریتزر53،557:1380).
یکی از جنبه های اساسی تحلیل شبکه ای ، این است که گرایش به آن دارد تا جامعه شناسان را از بررسی گروه ها و رده های اجتماعی به بررسی پیوندهای میان کنشگران سوق دهد ، کنشگرانی که چندان در هم بافته و به هم بسته نیستند که بتوان آنها را گروه قلمداد کرد. یکی از نمونه های خوب در این زمینه ، کار گرانووتر54 درباره «قدرت پیوندهای سست55» است. گرانووتر میان «پیوندهای نیرومند56» مانند پیوندهای میان آدمها و دوستان نزدیکشان و «پیوندهای سست» مانند آدمها و آشنایان شان ، تمایز قائل می شود. جامعه شناسان بیشتر گرایش به تأکید بر پیوندهای نیرومند آدمها یا گروه های اجتماعی ، داشته اند. آنها پیوندهای نیرومند را تعیین کننده و می دانسته اند ، حال آنکه برای پیوندهای سست اهمیت جامعه شناختی ناچیزی قائل بوده اند. خدمت گرانووتر به جامعه شناسی این بوده که نشان داد پیوندهای سست میان دو کنشگر می تواند به عنوان پلی میان دو گروهی با پیوندهای داخلی نیرومند ، به کار آید. بدون چنین پیوندهای سستی ، دو گروه ممکن است یکسره از هم جدا بمانند. همین امر نیز به نوبه خود ، می تواند یک نظام اجتماعی انعطاف-پذیرتر را به بار آورد. فردی که از پیوندهای سست برخوردار نباشد ، خودش را در یک گروه سخت در هم بافته منزوی می یابد و درباره آنچه که در گروه های دیگر و نیز در جامعه گسترده می گذرد ، بی اطلاع می ماند(همان:578). مفهومی که پوتنام از آن به عنوان سرمایه اجتماعی درون گروهی یاد می کند ، که خطراتی را از این ناحیه متوجه افراد عضو شبکه های اجتماعی می کند. از این رو ، پیوندهای سست از انزوای یک گروه جلوگیری می کنند و به افراد اجازه می دهند تا در جامعه گسترده تر بهتر ادغام شوند (انطباق با جامعه یک جنبه از سلامت اجتماعی). نظریه شبکه به نسبت نو و توسعه نیافته است. به گفته برت57 ، میان رهیافت های مورد استفاده تحلیل شبکه ای ، هنوز رشتۀ پیوند مستحکمی برقرار نیست. ولی به نظر می رسد پژوهش های پراکنده ای هم وجود دارد که بر یک رشته اصول منسجم استوار است:
الف) اینکه پیوندهای میان کنشگران ، چه از جهت محتوا و چه از نظر شدت ، معمولاً تقارن دارند. کنشگران چیزهای متفاوتی عرضه می کنند و این کار را به شدت کمتر یا بیشتر انجام می دهند.
ب) اینکه پیوندهای میان افراد را باید در زمینه ساختار شبکه های گسترده تر مورد تحلیل قرار داد. شبکه های اجتماعی از طرق دیگر نیز ممکن است بر سلامتی تأثیر گذار باشند. یکی از این مواردکه اغلب نادیده گرفته می شود ، عبارت است از نفوذ اجتماعی ، نزدیکی دو کنشگر در شبکه اجتماعی با میزان نفوذ بین شخصی در میان آن دو کنشگر مرتبط است که در اکثر مواقع نیازمند روابط چهره به چهره می باشد. از آنجا که در شرایط و وضعیت های مبهم ، افراد راهنمایی مورد نظر خود را از طریق مقایسه نگرش ها و دیدگاههای خود با گروههای مرجع به دست می آورند هنگامی که نگرشها با گروههای مورد مقایسه مشترک باشند تثبیت و تقویت می شوند و در صورت مغایرت با آنها تضعیف می- شوند. به عبارت دیگر اگر افرادی که به عنوان گروههای مرجع فرد به شمار می روند رفتارهای سالم را دنبال کنند ، این افراد نیز به تبعیت از آنها این رفتارها را دنبال خواهند کرد و همین امر سلامتی آنها را ارتقاء خواهد داد و برعکس اگر آنهایی که به عنوان گروه های مرجع فرد قلمداد می شوند ، رفتارهای مخاطره آمیز برای سلامتی (از قبیل مصرف مشروبات و کشیدن سیگار) را دنبال کنند ، افراد تحت نفوذ آنها نیز این رفتارها را انجام خواهد داد(Berkman & Glas,2000:139).
برکمن معتقد است تأثیر شبکه های اجتماعی بر سلامت اجتماعی فرد عبارت است از پرورش روحیه مشارکت و درگیری اجتماعی فرد در فرآیندهای اجتماعی. مشارکت و درگیری اجتماعی از عملکرد پیوندهای بالقوه در فعالیت های زندگی ناشی می شود.
سپری کردن اوقات خود با دوستان ، حضور در کارکردهای اجتماعی ، مشارکت در نقش های اجتماعی و شغلی ، گرایش به فعالیت های مذهبی و تفریح کردن به همراه گروه از نمونه های بارز درگیری اجتماعی می باشد. بنابراین از طریق فرصتهایی که به واسطه عضویت در شبکه های اجتماعی برای فرد فراهم می شود تا در رویدادهای اجتماعی مشارکت کند ، شبکه های اجتماعی نقش های اجتماعی معنی داری از قبیل نقش های شغلی ، خانوادگی را تعریف می- کند و از این طریق سلامت اجتماعی فرد را ارتقاء می دهد ، این نقش ها که برای فرد روابط منطقی را فراهم می کند و در وی احساس هویت ایجاد می نماید و فقط به دلیل وجود زمینه شبکه ای فرصت عمل کردن به چنین نقشهایی را فراهم می کند. ممکن است علاوه بر این مشارکت در درون شبکه ، فرصت هایی را برای رفاقت ، مصاحبت و معاشرت فراهم کند که این رفتارها ، نگرشها و پیوندها به زندگی فرد معنا می بخشد و این امر در سلامت اجتماعی وی تأثیر بسزایی می گذارد (همان:164).

2- دورکیم
همبستگی اجتماعی که به عنوان کیفیت روابط اجتماعی و وجود اعتماد ، الزامات متقابل و احترام در جامعه تعریف گردیده ، محافظ مردم و سلامت آنهاست. جوامعی که دارای سطح بالایی از نابرابری درآمدی است تمایل کمتری به همبستگی اجتماعی دارند. حمایت های متقابل در سطح بالا باعث حفظ سلامت می شود در حالی که بر هم خوردن روابط اجتماعی گاهاً نابرابری های بیشتری را به دنبال دارد و موجب کاهش اعتماد و افزایش خشونت می گردد (مهری،44:1390).
دورکیم برای پاسخگویی به شکل روابط افراد در جامعه دو شکل همبستگی را از هم تفکیک کرد ، همبستگی موسوم به خود به خودی یا مکانیکی و همبستگی ارگانیکی. همبستگی مکانیکی ، به اصطلاح دورکیم ، همبستگی از راه همانندی است. هنگامی که این شکل از همبستگی بر جامعه مسلط باشد افراد جامعه چندان تفاوتی با یکدیگر ندارند. آنان که اعضای یک اجتماع واحد هستند نسبت به هم ، احساسات واحدی دارند. صورت دیگر همبستگی ، همبستگی ارگانیک است که ، وحدت انسجام یافته در آن نتیجه تمایز اجتماعی افراد با هم است یا از راه این تمایز بیان می شود. همبستگی ارگانیکی ، پویا و در حال تحول است ، افراد در چهارچوب آن بر اساس هدف ها و ارزشهای مشترک به همبستگی اجتماعی دست می یابند ، احساس امنیت را حتی بیش از خود امنیت تجربه می کنند و با وجود ریسک پذیری و وجود مخاطرات واقعی حاضر می شوند در آن سرمایه گذاری کنند و انتظار بازدهی مناسب داشته باشند(همان).
دورکیم چنین استدلال می کند که وجه بارز جوامع ما قبل صنعتی ، ادغام اجتماعی آنچنان شدیدی است که فردیت درآن مستحیل می شود. با پیدایش جوامع صنعتی و رشد تقسیم کار ، شکل ادغام اجتماعی تضعیف شد و تغییر کرد. همبستگی اجتماعی از آن پس مبتنی بر کیش فردیت بوده و وابستگی متقابل افراد جامعه را هم پیوند می بخشیده است. اما این تحول از جامعه منسجم که مبتنی بر ادغام شدید بود به جامعه و به نوع دیگر همبستگی ، ضرورتاً آسان و راحت صورت نگرفت. از یک سو اگر ادغام اجتماعی خیلی ضعیف شود منزوی شدن افراد خطری برای آنهاست و از سوی دیگر ، اگر هویت فرد نتواند جانشین هویت جامعه شود در این صورت می گویند فرد دچار بی هنجاری است. بی هنجاری ، نوعی فقدان معیار58 است که ضمن آن هویت و فردیت فرد از میان می رود. او نظریه خودکشی خود را بر پایه نظریه همبستگی بنا کرد. اگر چه کار دورکیم در پایان قرن گذشته انجام شد ، اما یافته ها و تبیین های وی در مورد ، تنوع و گوناگونی خودکشی امروز نیز درست می نماید. اما مهم تر از همه ، بسط نظریه او به دیگر شکلهای بیماری و تأثیر قابل ملاحظه ای بر سلامت یک جمعیت دارد و مخاطراتی که این همبستگی را تهدید می کند ، موجب ایجاد سطح نازل تر سلامت برای همه می شوند و یک روش تأمل درباره ماهیت هم بسته یک اجتماع ، بر اساس «سرمایه اجتماعی»آن استوار است (شربتیان،34:1391).
سلامت اجتماعی به چگونگی وضعیت ارتباط فرد با دیگران در جامعه یا همان جامعه پذیری فرد اشاره می

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های سرمایه اجتماعی، روابط اجتماعی، انسجام درونی، توسعه مالی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های سرمایه اجتماعی، سلامت اجتماعی، حمایت اجتماعی، اعتماد اجتماعی