پایان نامه با کلید واژه های سبک های رهبری، سبک رهبری، سیاست خارجی، ایدئولوژی

دانلود پایان نامه ارشد

ویژگی های گوناگونی را
38
را برای اثربخش بودن رهبر مشخص کرد. اما تا چه حد امکان دارد
که بتوان رهبران را بر پایه صفات ویژه رهبری دستهبندی کرد جای
سوال دارد؟. منظور از یک صفت به طور کلی یک عامل شخصیتی با یک
راه ارتباط متقابل با دیگران است که مستقل از شرایط باشد یعنی
ویژگی شخصی و نه ویژگی شرایط و موقعیت. استوگدیل با بررسی
پژوهش های انجام شده در زمینه صفات رهبری نتیجه میگیرد که شخص
تنها با داشتن ترکیبی از ویژگی ها به رهبری نمیرسد بلکه الگوی
مشخصات شخصی فعالیت ها و اهداف پیروان بر آن تأکید دارند.
بنابراین رهبری را باید بر حسب تأثیر متقابل عواملی که پیوسته
در تغییر و تبدیل هستند مشاهده کرد )فیدلر، 1872: 86 ( .
2- 9- 5 سبکهای رهبری
به طور کلی سبک رهبری عبارت است از نحوه و روش اجرای برنامه
ها و سیا ست ها . هر یک از این سبک ها با توجه به عوامل گوناگونی
طبقهبندی شده اند. از جمله نوعشناسی های کلاسیک رهبری که در حال
حاضر هم در غرب یکی از محبوب ترین نوعشناسی ها در باب رهبری
است دیدگاه هنجاری دوگانه ارسطو است با ارتباط بین دو متغیر
تعداد حاکمان از یک سو و انگیزه و پایان نتایج حاصل از آن ها
از سوی دیگر ؛ ارسطو با ترکیب این دو عنصر، به دو گونه »رهبری
خوب« و»رهبری بد« میرسد.) عنایت،1814 (.در ادامه به برخی دیگر
از این تقسیم بندی ها می پردازیم.
39
2-9-5-4 طبقهبندی بر اساس میزان اقتدار
برخی از طبقه بندی ها در مورد سبک های رهبری بر اساس چگونگی
استفاده رهبران از اقتدار خود شکل گرفته اند و آن ر ا به دو
دسته کلی تقسیم کرده اند : یکی سبک آمرانه و دیگری سبک
دموکراتیک .
استفاده از هر سبک مبتنی بر مفروضات رهبر درباره منشأ قدرت
خود و طبیعت انسان است. رهبری که قدرتش را ناشی از مقام خود
میداند و انسان را ذاتأ تنبل و غیر قابل اعتماد میشناسد،
رفتاری آمرانه خواهد داشت. در این سبک خود رهبر همه دستورات
را صادر میکند. در مقابل سبک دموکراتیک بر روابط انسانی تأکید
میکند و در آن مشارکت عادلانه صورت میگیرد البته سبک های رهبری
دیگری میان این دو حالت وجود دارد )سید جوادین، 1810 ، 888 (.
2-9-5-2 طبقه بندی بر اساس رابطه رهبر با پیروان
دستهبندی دیگری، سبک های رهبری را به چهار نوع تقسیم کرده است
البته این دستهبندی ها به صورت مطلق نبوده و رهبران میتوانند
در میان این سبک ها در نوسان باشند. این طبقهبندی بر اساس نوع
رابطه رهبر با زیردستانش صورت گرفته است:
1- مدل خودکامه: رهبرانی که در این دسته قرار میگیرند بسیار
وظیفهگرا هستند و نسبت به دیگران مستبد. آن ها انتظار دارند
فرامینشان بدون سؤال و بحث اجرا شود.
40
2- رهبر تیم: این رهبران در تلاش برای فراهم کردن یک محیط آرام
هستند تا هر کسی بتواند به بالاترین حد از توانایی خود دست
پیدا کند.
8- مدل باشگاهی : این دسته از رهبران عمدتأ از روش پاداش برای
حفظ نظم و انضباط و تشویق تیم برای رسیدن به هدف استفاده می
کنند اما آن ها گاهی هم از قدرت قهری سود میجویند.
4- رهبر ضعیف : این گونه رهبران اساسأ به زیردستان خود اجازه
می دهند هر کاری که مایلند انجام دهند آن ها همواره از یک سری
مبارزات قدرت رنج میبرند (1985,Black).
2-9-5-9 طبقهبندی بر اساس سایر ویژگیها
در این نوع طبقهبندی تمرکز بر روی شخصیت رهبر به عنوان تصمیم
گیرنده اصلی است. مارگارت هرمن و همکارانش چهار نوع رهبر را
از هم تمیز داده اند:
1- رهبر مبارز یا تلاشگر : رهبر مبارز محدودیت های سیاسی را به
چالش میکشد و متکی به کسب اطلاعات جدید است. این رهبر اساسأ به
دنبال نسخه خود از جهان است.
41
2- فرصت طلب : چانهزنی و گفت وگو یکی از اجزای کلیدی این سبک
رهبری میباشد.
8- استراتژیک: این رهبر دقیقأ میداند به دنبال چیست و از
اطلاعات برای رسیدن به هدفش استفاده میکند. او جسور است اما
برای رسیدن به اهداف آرمانگرایانه با احتیاط عمل میکند.
4- عملگرا : این رهبران به محدودیت های سیاسی احترام میگذارند
اما به دنبال کسب اطلاعات نیز هستند ) شهبازی،8131818 (.
رابرت تاکر دانشمند علوم سیاسی نیز رهبران سیاسی را در سه
دسته گنجانده است:
1- محافظه کاران: که در صدد حفظ وضع موجود جامعه میباشند.
تمام برنامه های آن ها در جهت حفاظت از جامعه فعلی در برابر
تغییرات است.
2- اصلاحطلبان : این رهبران با استفاده از رویدادهای بزرگ مقیاس
دست به اصلاح ساختارهای قدرت میزنند به گونه ای که دگرگونی های
اساسی در ساختار اجتماعی جامعه رخ دهد.
8- انقلابیون : آن ها در پی دستیابی سریع به اهداف خود از طریق
ایجاد تحول بنیادین در سیستم عمومی هستند و برای انجام آن نیز
از طریق خشونت مسلحانه عمل میکنند ) همان(.
لاسول رهبران سیاسی را از نظر شخصیتی به سه ریخت تقسیم میکند
که دو گونه آن ها بیمارگونه هستند و یکی شخصیت سالم است. این
42
سه ریخت عبارتند از: 1 . آشوبگر2 . اصلاحگر 8 . مدیر ؛ البته یک
رهبر سیاسی ممکن است دارای ویژگی های دو ریخت و یا هر سه ریخت
باشد.
الف- ریخت آشوبگر: آن ریخت اقتدارطلبی است که شناسایی و حرمت
لازم را از والدین و خانواده و محیط زندگی کودکی بدست نیاورده
است بنابراین کاملأ گرایش و توجه به خود دارد که موجب پیدایش
یک خودشیفتگی در او میشود و میخواهدآن کمبود عشق و عاطفه و
حرمت را از طریق جامعه پیدا کند و جبران نماید. آشوبگر برای
اینکه بتواند حرمت جامعه را جذب کند بایستی از طریق ایجاد
تغییراتی در نهادها و محیط اجتماعی ، آن توجه را به سوی خودش
جلب نماید. او همه نهادهای اجتماعی و سیاسی را زیر سئوال میبرد
و به اصطلاح خودش میخواهد از همه ارزش ها ارزشزدایی کند.
ب- ریخت اصلاح گر: ریختی است که در نتیجه تعلیم و تربیت خانوادگی
در دوران کودکی اعتماد به خود پیدا نکرده است. بنابراین اصلاحگر
لیبیدوی خود را متوجه زندگی اجتماعی می کند و آن را برای
تغییر محیط اجتماعی بکار می برد و اگر مشاهده کند که بر اساس
آن حقیقت خودش ، جهان را دگرگون ساخته، احساس شک و تردیدش به
طور کامل التیام مییابد. پس ریخت اصلاحگر ریختی است که میخواهد
جهان و محیط آلوده خودش را متغیر سازد.
ج- ریخت مدیر: کسی است که در زندگی خانوادگی، شناسایی ، حرمت
و اعتماد به نفس را کسب کرده است. لیبیدویش متوجه دیگران و
43
زندگی اجتماعی است ، بدنبال خلاقیت در زندگی اجتماعی است، می-
خواهد شخص و شخصیت خویش را به کمال برساند ولی برای اینکه به
شناسایی دست یابد در شتاب نیست بنابراین آشوبگر نیست. شک مطلق
هم نسبت به نقش خودش ندارد که به دنبال یک اندیشه مطلق برود .
بنابراین در زندگی سیاسی عملگرا می شود ، کارش در واقع سر و
سامان دادن به اوضاع اجتماعی است ، مدیر و مدبر جامعه است. )
فتحی آشتیانی، 1877 : 71 ( .
در دسته بندی دیگری سه نوع رهبری وجود دارد:
1- الگوی بوروکراتیک- پراگماتیک : الگوی رایج در ایالات متحده
و کشورهای بلوک غرب است، یعنی جایی که – به عقیده کسینجر- دو
دستگی اجتماعی وجود ندارد و یافتن راهحلی برای همه مشکلات به
آسانی صورت میگیرد و سیاست به شیوه ای واقعگرایانه اجرا میشود.
این نگرش واقعبینانه به مسائل به این امر تکیه دارد که تحرک
رویدادها، راهحل های مناسب مشکلات را به وجود می آورد و همچنین
هر مشکلی بناچار در برابر تلاش های صادقانه برطرف میشود.
2- الگوی ایدئولوژیک : این الگو در اتحاد شوروی وجود داشت و
طرز تفکر مسئولان این کشور تحت تأثیر اصول مورد پذیرش آنان
قرار داشت، زیرا آنان همواره اعلام میکردند که در درک حرکت
تاریخ از دیگران تواناتر هستند و مارکسیسم – لنینیسم برای همه
مشکلات جهان راهحل دارد.
44
8- الگوی انقلابی اصلاحی: پیروان این روش، واقع گرایی الگوی
غربی را نمیپذیرند ، زیرا آنان در رؤیای آینده موردنظرشان به
سر میبرند. همچنین الگوی ایدئولوژیک را نیز قبول ندارند ، چه
این الگو ماهیتأ رکودی را به وجود می آورد که شاید کارایی
تجربیات شخصی را پنهان سازد ، حال آنکه این تجربیات که کاملأ از
زمینه اقتصادی یا انگیزه مادی دور است ، ازتمایل دستیابی به
قدرت به منظور ایجاد یک زندگی بهتر از آنچه در گذشته بود،
سرچشمه میگیرد. دیدگاه این رهبران با دیدگاه غرب کاملأ اختلاف
د ارد ، زیرا بهره گیری از این رویکرد در زمینه های اقتصادی اندک
و کند است، حال آنکه این امر با جاهطلبی های آنان مغایرت دارد.
بیشتر این رهبران معتقدند که ماجراجویی ها در سیاست خارجی نه
تنها مغایرتی با رویکرد به رشد اقتصادی ندارد بلکه انگیزه ای
برای پیشبرد آن میشود و این امر با بدست آوردن کمک ابرقدرت ها،
از راه تحریک رقابت موجود، صورت می گیرد )هویدی، 1871 : 178 ( .
همانگونه که در مطالب بالا مشاهده میکنیم نظریات درباره سبک های
رهبری طیف وسیعی را در بر میگیرد.به هر حال پس از بررسی مبانی
تئوریک پیرامون مفاهیم امنیت ملی و رهبری و سبک های آن، در
ادامه به دستور کار سوم فصل یعنی ارایه چارچوب نظری می پردازیم
. قابل ذکر است که بنیان نظری نوشتار حاضر بر نظریه استفان
کوهن درباره سبک های رهبری استوار است.
45
2-9 چارچوب نظری پژوهش: با تکیه بر الگوی سبک های رهبری استفان
کوهن
در این قسمت از بحث نویسنده در تلاش است تا چارچوب نظری پژوهش
را که مبتنی بر الگوی نظری استفان کوهن درباره سبک های رهبری
است را به بحث و بررسی بگذارد. نحوه و روش اداره و هدایت یک
کشور در قالب الگوهای رهبری مطرح می شود . به طور کلی سبک رهبری
عبارت است از نحوه و روش اجرای برنامه ها که هر یک از این سبک
ها با توجه به عوامل گوناگونی طبقه بندی شده اند . همانگونه که
اشاره شد ، تقسیم بندی های متعددی از سبک های رهبری صورت گرفته
است. اما الگویی از سبک رهبری، که چارچوب نظری این پژوهش بر
پایه آن شکل گرفته است الگوی چهارگانه استفان کوهن است .وی بر
چهار نوع یا سبک رهبری به شرح زیر توجه دارد:
1- رهبری استعلاگرا : بنابر نظر کوهن، رهبر استعلاگرا جاهطلبی
هایی دارد که در ورای کشورش است. وی که دولتش را همانند ابزاری
میبیند که او را قادر میسازد تا به عنوان بازیگر جهانی ایفای
نقش کند، مردمش را نیز با خود همراه میکند تا در این امر مهم
تجلیلگر او باشند. مائو و پل پت در این طبقهبندی جای میگیرند
اما به نظر کوهن این گونه بیشتر ویژگی فرهنگی اروپائیان است
46
تا جنوب و جنوب شرق آسیا. در اروپا میتوان از هیتلر و موسولینی
نام برد که از این الگوی رهبری بهره میجستند.
2- رهبری قهرمان : جاهطلبی های این رهبر محدود به کشور خود
است و نگاهش به خود، بعنوان پدر بنیانگذاری است که مردم را از
حکومت ستم پیشه آزاد کرده است. بعنوان مثال کاریزما )و
استعدادهای سازمانی( که سوکارنو و یونو را به سمت قدرت سوق
داد اغلب در هدایت سیاست خارجی علیه دشمنان و گاهی هم صرفأ در
ادامه فرآیند ملت سازی بکار گرفته میشد و بندرت بصورتی واقعی
در غلبه بر همسایگان استفاده میشد.
8- رهبری مدیریتی : الگویی که در حال حاضر غالب است و از
چهارگونه بوروکراسی که همگی با هم کاملأ متفاوت هستند، تشکیل
شده است. اولین آن ها نیروی نظامی است، دومی احزاب لنینیستی،
سومی احزاب سیاسی عادی و معمولی، و چهارمین آن که در ایران
است و از روحانیون سازمان یافته تشکیل شده است. این الگو بیشتر
در کشورهای چند قومیتی همانند سریلانکا، هندوستان و مالزی است.
در این گونه رهبری ، رهبران احتمالأ بیشتر در سیاست های داخلی
مهارت دارند و در وهله دوم به مسائل سیاست خارجی و نظامی توجه
میکنند و این به دلیل تلاش برای سازگاری و ثبات سیاست های داخلی
و دفاعی با سیاست های خارجی در این کشورها است.
4- رهبری اقتصادسالار : در سال های اخیر شاهد ظهور گونه ای دیگر
از رهبری هستیم که میتوان آن را رهبری اقتصادسالار نامید که
47
معمولأ از همکاری بوروکراسی های عمومی مدنی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های امنیت ملی، روابط بین الملل، واقع گرایی، سبک های رهبری Next Entries پایان نامه با کلید واژه های پرونده هسته ای، امنیت ملی، انرژی هسته ای، سبک رهبری