پایان نامه با کلید واژه های سبک زندگی، هویت ایرانی، هویت شخصی، خانواده محور

دانلود پایان نامه ارشد

ایرج و سیاوش تا امروز) و اندوه زدگی که در موسیقی و شعر ایرانی موج می زند9. زیبایی پرستی و گل دوستی، جشن های نوروز، سده ، مهرگان ومناسک آناهیتا و ایزدآب ( سقاخانه جدید نمود آن هستند)( نگارنده: 26 و 27)
به نظر شادمان نه سرزمین و نه نژاد و قومیت هیچ یک عنصر سازنده هویت ایرانی نیست ، بلکه زبان کیستی هویت ایرانی را مشخص می سازد. زبان معادل فرهنگ است. زبان از این نظر که قرین جدایی ناپذیر تفکر یا حامل و مظهر آن یا گنجینه معلومات و افکار است عنصر تعیین کننده هویت است. به نظر شادمان تمدن ومدنیت ربطی به زبان و تغییر آن ندارد.( کچوئیان :140 و141)
از نگاهی دیگر خدامحوری، خانواده محوری و خانه مداری سه پایه هویت ایرانی تلقی شده است. همچنین غیرت فردی و حمیت ملی ، همنوع دوستی، حق جویی، دانش پژوهی و خردگرایی و انسان گرایی در سطح گیتی از ارکان هویت ایرانی تلقی شد است(نگارنده:29)
جوهره هویت ملی ایرانی شامل ویژگی های مهم ذیل است: نگاه عرفانی، تفکر و اندیشه جهانی، مهرورزی، عدالت جویی، تجمل گرایی، شهادت طلبی، اندوه زدگی، زیبایی پرستی، اهمیت دهی به جشن های نوروز وسده، اعتقاد به اهمیت آب وخورشید، ادبیات فارسی، اندیشه شاهی، بازبودن فرهنگی( تساهل ومدارا)، میانه روی واعتدال گرایی، یکتاپرستی، توحید گرایی و خدامحوری، خانواده محوری، همنوع دوستی، خردگرایی وحس برگزیدگی، تاریخ مشترک، میراث فرهنگی موسیقی و معماری ملی است ( همان:33)
تطورات گفتمان های هویتی در ایران و اشتراک آن با هویت دینی
گفتمان های هویتی شامل سه دوره است.دوره اول از آغاز پیدایش مسئله هویت یا مسئله دار شدن ایرانیان در رمینه هویت خود تا زمان پایان نهضت ملی شدن نفت را در برمی گیرد. این دوره خود دارای سه زیرگفتمان فرعی است. با اینکه گفتمان غالب هویتی این دوره به لحاظ نظری از نقطه تعارض تقریبا مطلق با هویت بومی یا موجود آغاز می کند ، در پایان این دوره به نزدیکترین نقطه پیوند با سنت دینی می رسد. با شکست گفتمان هویتی ملی گرایانه در جریان نهضت ملی شدن نفت، دوره دوم آغاز می شود که تا آغاز انقلاب اسلامی ادامه دارد. در این دوره اسلام به شکل بارز گفتمان های هویتی این دوره را تحت نفوذ خود دارد. دوره سوم که الان درآن قرار داریم شامل شکل گیری مجموعه ای از گفتمان های فرعی است که به چالش با هویت مسلط د راین دوره برمی خیزند. یکی از ویژگی های این گفتمان های فرعی ماهیت التقاطی اکثر آنهاست.( کچوئیان :68 و69)
در جهان سنت انسان هویت خود را بر پایه نسبت با حقیقت عالم و باطن هستی مشخص می ساخت. مطابق تجدد خیرات و کمالات درجهان انسانی ظاهر می شود و محصول همین جهان و تلاش انسان برای تغییر و تبدیل آن یعنی حرکت تاریخی انسان است نه از ورای این هستی. ملیت واقعیتی است که درتاریخ ساخته شده و درآن تجلی می یابد و تنها راه تعریف و تعیین آن رجوع به تاریخ بر پایه روش های عینی و طبیعت گرایانه یا تجربی است. از ماکیاولی و هابز تا کانت از لحاظ نظری طریق تعریف و تعیین هویت انسان متجدد طریق فلسفی یا عقلی بود.
چون گفتمان های ملیت ساز مبتنی بر روش شناسی علوم تجربی هستند ، پس باید ارزش و اعتبار وجودیشان را در آنچه که بوده و هستند بجویند نه درآنچه که می خواهند یا باید باشند.( کچوئیان :247)
دربرهه ای که بحث دولت- ملتها مطرح بود هویت ملی اهمیت داشت اما با شکل گیری بحث های جهانی شدن و به خصوص عوارض ناشی از جنگ های اول و دوم جهانی که ناشی از ناسیونالیسم بود، هویت ملی اهمیتش را از دست داد و به جای آن هویت فردی تاکید می شود و اگر هم هویت جمعی توجه شود بی ارتباط به هویت ملی است.( کچوئیان :29)
بحث هویت در ایران تقریبا بعد از صفویه رخ داد و دلیل آن رویارویی با تجدد و غرب بود و مشکل ایران به تجدد و پیامدهای آن برمی گردد. روشنفکران ایرانی نخستین گروه اجتماعی و از موثرترین آنها که در انتقال تجدد نقش مهمی ایفا کرده اند. به همین خاطر اولین ناسیونالیستهای ایرانی از همین قشرند. روشنفکران از اولین کسانی هستند که به دلیل پیوندشان با غرب دچار مشکل هویت شدند همچنان که اولین کسانی هستند که به ناسیونالیسم پاسخ داده اند.پیدایش مسئله هویت همزمان با مسئله تجدد است. نوع پاسخ به مسئله تجدد راه حل یا پاسخ به هویت را مشخص می کند. ما با گفتمان های متعددی درباره تجدد روبهرو هستیم؛ هم درخود غرب و هم در کشورهای غیرغربی.(کچوئیان: 64)این تغییر و تنوع هم طولی و هم عرضی است .
خانواده محوری به عنوان یکی از مشترکات هویت ایرانی-اسلامی
خانواده جایگاه ویژه ای در اجتماع داشته و در واقع واحد اولیه و پایه ای اجتماعی است.هنجارها و احساساتی که خانواده را قانونمند می کنند منابع خود را از جامعه گسترده تر کسب می کنند و جامعه منبع ایده آل ها و ثبات خانواده است. سبک زندگی خانواده به میزان زیادی جایگاه آن در اجتماع را مشخص می کند. وبلن معقد است که طبقات مرفه به واسطه عادات مصرف خود ، خواهان یافتن جایگاه ویژه در اجتماع هستند و لذا مصارف برجسته وعمده، هدف آنها می باشد.( صمدی:87)
از طریق خانواده، افراد به جامعه معرفی می شوند واستاندارد های قابل قبول زندگی را یاد می گیرند. ارزشهای فرهنگی در بین خانواده منتقل می شوند ونقشهای خاص در حقیقت در خانوار تعیین می گردند. نگرشهای مصرف کنندگان در مورد خرج کردن و پس انداز وحتی نوع کالا ومارک های خریداری شده واولویت های مصرف فردی وجمعی، اغلب به صورت ثابت در حین رشد در خانواده شکل می گیرند.( صمدی:88)
شوئل و گیلیتان اعتقاد دارند که شناخت عامل خانواده در تصمیم گیری مصرف کننده به دلایل زیر اهمیت دارد: 1. بسیاری از تصمیمات خرید در خانواده انجام می گیرد2. رفتار مصرف در واحد خانواده آغاز می شود3. نقشهای خانواده و ترجیحات کالاهایی که کودکان مشاهده می کنند مدل هایی هستند که بعدا توسط آنان استفاده می شود وتغییر می یابند یا رد می شوند.4. تصمیمات خرید خانواده ترکیبی از تعاملات خانواده وتصمیم گیری فردی است .5.خانواده به عنوان تفسیر نیروهای اجتماعی و فرهنگی برای افراد عمل می کنند.( صمدی:89)
یک ایرانی که به شهادت فرهنگ و نهادهای فرهنگی اش تاریخ خود را با دلشوره معنای هستی، سوز و گداز عاشقانه و تب دار برای وحدت پایدار و همیشگی با وجود و تمنای همراهی بی چون و چرا با حقیقت و عقلانیت رنگ بخشیده، چگونه می تواند در درون چنین جها ن ناپایدار( یعنی به صورت موجودی سرگردان و بی خانمان و فاقد عمق وجود شناختی) بی صورت به جای آن که نظم هستی اش را با آهنگ وجود تنظیم و هماهنگ کند، به این دلخوش باشد که در قالب خودی تجددی همچون شبحی سرگردان در میان انبوهی از شبح ها یا نیروهایی بی شکل دیگر ناآرامی های ستیزه جویانه یا نفع خواهانه خویش را با تصرفاتی ابزاری در خود و سایر اشباح پیرامونی اش چاره کند. برای ایرانی ظهور در هیئت خود تجددی که در برابر انتخاب هایی که هیچ حقیقتی بیرون از نفس آن انتخاب ها بدان معنا نمی بخشد وحاصل آن تنها به درد گذران لحظه ای زندگی موجودش می خورد، نه اینکه هستی او را غنی بخشیده و ارتقا دهد، اگر هم تصور شدنی یا معنادار باشد ، مطلوبیت ندارد(کچوئیان :242)
در حقیقت نه تنها ماهیت متغیر اوضاع و احوال اجتماعی و ویژگی تاریخی حیات انسانی تغییرات هویتی را لازم و ضروری می سازد ، بلکه اگر هویتی نخواهد تصویری جامد وفسیل شده از انسان و جامعه ارائه دهد و مانع تحول اجتماعی و تکامل انسان گردد، قطعا بایستی درهای خود را به روی تغییرات باز و متناسب با دگرگونی های تاریخی و اجتماعی تغییر کند. بحران هویتی تنها در صورتی بروز می کند که گفتمانهای صاحب نقش در پیدایش و شکل گیری آن اجازه هیچ گونه تغییری را ندهد؛ یا اینکه تغییرات اجتماعی به نحوی باشد که به هسته اصلی و بنیان های آن گفتمان آسیب وارد کند(همان :194 ) از نظر امام اساسا فرهنگ هر جامعه هویت و موجودیت آن جامعه را تشکیل می دهد(همان :173)
هویت مدرن / هویت شخصی و سبکهای زندگی
گیدنز معتقد است که سبک زندگی را میتوان به مجموعهای کم وبیش جامع از عملکردها تعبیر کرد که فرد آنها را به کار می گیرد چون نه فقط نیازهای جاری او را برمی آورند بلکه روایت خاصی را هم که وی برای هویت شخصی خود برگزیده است، در برابر دیگران متجسم می سازد( گیدنز، 1377: 35-31)
امروزه هرچه نفوذ سنت کمتر می شود و زندگی روزمره بیشتر بر حسب تاثیرات متقابل عوامل محلی و جهانی بازسازی میشود افراد بیشتر ناچار می شوند تا سبک زندگی خود را از میان گزینه های مختلف انتخاب کنند.سبکهای زندگی به صورت عملکردهای روزمره در می آیند که در نوع پوشش، خوراک، طرز کار و محیطهای مطلوب برای ملاقات با دیگران تجسم مییابند ولی این امور در پرتوی ماهیت متحرک هویت شخصی، به طرزی بازتابی در برابر تغییرات احتمالی باز و پذیرا هستند )گیدنز،120:1377)
در نزد گیدنز، تحول سبکهای زندگی و دگرگونیهای ساختاری مدرنیته به واسطه بازتابندگی به یکدیگر گره میخورند و به دلیل گشودگی زندگی اجتماعی امروزی و کثرت زمینههای کنش و منابع، انتخاب سبک زندگی برای ساختن هویت شخصی به طور فزایند های اهمیت مییابد )گیدنز، 1377:88)
یکی از مباحث مهم در نظری ههای افرادی همچون گیدنز تأثیر فرایندهای مدرنیته و مدرنیتة متأخر در جوامع امروزی است. این فرایندها در سطوح مختلف زندگی اجتماعی افراد، تأثیرات قاطعی میگذراند. به نظر گیدنز از موارد مهم این تأثیرات تغییر در هویت اجتماعی و شخصی مردم در دوران مابعد سنت است. وی از مفاهیمی همچون بازاندیشی، تغییر در ذائقه و سبکهای زندگی در این خصوص استفاده میکند. مردم برای هویتیابی و بازتولید هویت خود در دوران ما بعد سنت این امکان را دارند که از منابع مختلف استفاده کنند. امکانی که در دوران سنت برای بیشتر مردم وجود نداشته است.
به باور گیدنز، سبکهای زندگی امکانات مختلفی هستند که افراد برای تولید و بازتولید هویت خود از آن‌ها استفاده میکنند. چنانکه چانی نیز میگوید، سبک زندگی شکل اجتماعی جدیدی است که نشانگر اولیة هویت هر فرد است. وی بر این باور است که سبکهای زندگی حساسیت هایی هستند که در اهمیتهای اخلاقی، معنوی و یا زیباییشناختی نفوذ میکنند. وی معتقد است برای افراد و گرو ههایی که توسط را ههای سنتیتر زندگی در شرایط جدید دچار فقدان دوام و ثبات میشوند، ساختن سبکهای زندگی میتواند به عنوان ابزار مهمی برای مقابله با تغییرات اجتماعی کاربرد داشته باشد. این سبکها واکنشی رفتاری یا پاسخهای کارکردی به مدرنیته هستند )چانی،1996: 11 )
لذا سبکهای زندگی منابعی هستند برای ثبات یا مکانیز مهایی برای مقابله که به مردم کمک میک‌نند روابطشان را در شرایط تغ ییر اجتماعی مدیریت کنند. مچین و لوون معتقدند سب کهای زندگی دارای دو سطح فردی و اجتماعی هستند )مچین و لوون: .( 2005 از یک سو سبک زندگی، سبکی گروهی و اجتماعی است که نه تنها توسط موقعیتهای اجتماعی ثابتی همچون طبقه، جنس، سن و یا فعالیتهایی همچون مشاغل مشخص میشوند بلکه به وسیله رفتارهای مصرفی مشترک )همچون ذائقههای مشترک(، الگوهای مشترک فعالیت اوقات فراغت )برای مثال علایق به ورزش(، نگر شهای مشترک به موضوعات کلیدی )همچون نگرشهای مشابه به مسائل جنسی، محیطی، و…( نیزمشخص میشوند )همان، : 199611). چانی معتقد است مردم سبکهای زندگی را در زندگی روزمره برای مشخص کردن و تبیین پیچیدگیهای وسیعتر هویت و پیوستگی به کار میبرند( همان ،1996: 12)
همچنین سبک زندگی اجتماعی است زیرا به واسطه نمودها فهمیده میشود؛ چنانکه به وسیله مجموعهای از نگر شها می توان آن را درک کرد و توسط سبکهای لباس پوشیدن، آراستگی و مانند آن رسانده میشود. عقاید و تعهدات به ارز شهای خانواده که به طور قوی حفظ میشوند، احتمالا توسط سبکهای ویژهای از انتخابهای زیباییشناسانه نمادگرایی میشوند( چانی، 1996: 96).
از سوی دیگر سبکهای زندگی، فردی نیز هستند.سبکهای زندگی گوناگون است و موجب کاهش همگونی میشود و انتخاب افراد را افزایش میدهد و متصل به نیاز به لباس طبق سن، جنس، طبقه و… سبکهای متمایزی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های سلسله مراتب، توسعه اقتصادی، محافظه کاری، مصرف کنندگان Next Entries پایان نامه با کلید واژه های اوقات فراغت، سن ازدواج