پایان نامه با کلید واژه های سبک زندگی، پاره فرهنگ، مصرف کننده، سلسله مراتب

دانلود پایان نامه ارشد

انواع سرمايه است، منش وي را شكل مي دهد و منش نيز مولد دو نوع نظام است: يكي نظامي از رويه هاي ادراك و ارزيابي، يعني همان ذائقه و ديگري نظامي از رويه هاي ايجادكنندة اعمال قابل طبقه بندي كه تعامل اين دو نظام سبك زندگي را ايجاد مي كند. اما اين يك طرف رابطه است؛زيرا ، سبك زندگي و فرآيندهاي مصرفي به منزلة تجلي آن، هم نظامي از اعمال طبقهبندي شده است و هم نظامي از اعمال طبقهبندي كننده. ازاين رو است كه فرآيندهاي مصرفي خود به منزلة متغيري مستقل در ايجاد سلسله مراتب اجتماعي مطرحاند. نكتة مهمتر آنكه رابطة منش و ساختار اجتماعي يك سويه نيست، بلكه بورديو از رابطة ديالكتيكي شرايط و منش سخن مي گويد كه سبب تغيير در توزيع سرمايه و توازن رابطة قدرت در جامعه می‌شود و سيستمي از تفاوت هاي ادراك شده و دارايي هاي متمايز ايجاد مي كندكه در واقع همان توزيع سرماية نمادين و سرماية مشروعي است كه حقيقت عيني را تحريف مي كند (بورديو، ۱۹۸۴: 172).
چنان كه پيشتر گفته شد سرماية نمادين محصول شناخته شدن و به رسميت شناخته شدن توسط ديگران است و لذا نيازمند آن است كه مقوله هاي فهم و ادراك ديگران اين اعمال و رويه هاي مصرفي را به عنوان برتر شناسايي كنند.دستهبندي هاي سبك زندگي كه از طريق كاربست الگوهاي بورديويي به دست ميآيد صرفاً توصيف مجموعهاي از واقعيات نيست، بلكه از آن جهت كه اجازة پيش بيني ساير اوصاف وخصايل را مي دهد نقش تبيين گر دارد و ميتواند قدرت پيش بيني برخوردها، دوستي و اميال را به دست دهد (بورديو، ۱۳۸۰: 40-39).
تحليل بورديويي در دو جنبه داراي جنبة تبييني است؛ جنبة آشكارتر رابطة جايگاه اجتماعي، منش و سبك زندگي است و جنبة دوم طبقهبندي هاي سبك زندگي است كه به سبب قدرت پيشبينياي كه دارد جنبة تبييني دارد. تبيين بورديو از سبك زندگي مناسبترين تحليل براي تحليل سبک زندگي است. بورديو جدا از ميراث ماركسيستياش در پرداختن به فرهنگ به مثابة عاملي مستقل و همچنين توجه به مصرف به مثابة عاملي براي تمايزگذاري متأثر از وبر است. از اين رو ميتوان از مفاهيم وي در سنت وبري نيز بهره گرفت . نكتة قوت ديگر نظرية بورديو رابطة ديالكتيكي است كه در نظرية وي ميان عامليت و ساختار برقرار است. اين رابطة ديالكتيكي در تحليل سبك زندگي اهميت ويژها ي دارد. ساختار نظري منسجم و غناي نظرية بورديو سبب شده است تا بسياري از اصحاب مطالعات فرهنگي در تحليل مصرف و سبك زندگي از اين رويكرد نظري استفاده كنند (مك رابي،7 ۲۰۰: 6)
2-4-4 تعریف آدلر و کلاکهون، مک کی و ونزل
روانشناس آلماني، آلفرد آدلر، در مورد سبک زندگي تعابير متعددي دارد که بر محققان علوم اجتماعي پس از خود تأثير زيادي گذاشته است. او مي گويد سبک زندگي، يعني کليت بي همتا و فردي زندگي که همة فرآيندهاي عمومي زندگي، ذيل آن قرار دارند(آدلر، 1956 : ۱۹۱). سبک زندگي، طرح و دريافتي اجمالي است از جهان، فرآيند در حال گذار و راه است؛ راه يکتا و فردي زندگي و دستيابي به هدف؛ خلاقيتي است حاصل از کنار آمدن با محيط و محدوديت هاي آن (دادستان، ۱۳۷۶ و محفوظي و ديگران، ۱۳۷۸ ). سبک زندگي رفتار و منش نيست بلکه امري است که همة رفتارها و تجربيات انساني را براي واحد هدايت مي کند(همان : ۱۷۵ ) و خود به واسطة خوي ها و منش فردي شکل مي گيرد. (ولمن، ۱۹۸۱)
کلاکهون (1985) سبک زندگي را چنين تعريف مي کند : مجموعه ها يا الگوهاي خودآگاه و دقيقاً توسعه يافتة ترجيحات فردي در رفتار شخصي مصرف کننده(ای.اس.اس:349).ويليام ليزر (۱۹۶۴ ) در يک جا سبک زندگي را طرز مشخص يا متمايز زندگي کردن گروهي از مردم معرفي مي کند؛ نظامي که از تأثير فرهنگ (ارزش ها، منابع، نمادها و قوانين) بر نيروهاي زندگي در گروه شکل مي گيرد. او با توجه به تمرکزش بر موضوع بازاريابي در جاي ديگر سبک زندگي را الگوي رفتاري گروهي مي داند که در خريدهاي مصرف کننده انبوه و روش هاي مصرف انعکاس يافته است (يوث، ۱۹۹۶: ۷). مک کي سبک زندگي را الگويي بر آمده از ارزش ها و باورهاي مشترک يک گروه يا جامعه مي داند که به صورت رفتارهاي مشترک ظاهر می‌شود. اصطلاحي که در موارد متعدد با پاره فرهنگ مترادف است.(مانند سبک زندگي حومه نشينان (مك كي، ۱۹۶۹: ۸۱) .بورديو سبک را چنين توصيف مي کند:
سبک و شيوه بيشترين توانايي را براي بيان ويژگي هايي دارد که همة دنياي فعاليت ها را در خود خلاصه کرده است؛ مانند یک معادله که یک منحنی درآن خلاصه شده است(بورديو، ۱۹۸۴ : ۲۸۵ ). او سبک زندگي را فعاليت هاي نظام مندي مي داند که از ذوق و سليقة فرد ناشي مي شوند و بيشتر جنبه عيني و خارجي دارند و در عين حال به صورت نمادين به فرد هويت ميبخشند و ميان اقشار مختلف اجتماعي تمايز ايجاد مي کنند. معنا يا به عبارتي ارزش هاي اين فعاليت ها از موقعيت هاي آن در نظام تضادها و ارتباط ها اخذ می‌شود (همان: ۱۷3 – ۷۶ )
وي در جاي ديگر مي گويد: سبک زندگي دارايي هايي است که به وسيلة آن، اشغال کنندگان موقعيت هاي مختلف خودشان را با قصد تمايز يا بدون قصد آن از {ديگران}تمايز ميبخشند( همان: ۲۴۹)
ونزل( ۱۹۸۲ ) در تعريف سبک زندگي مي گويد : کليت الگوهاي رفتاري و تمايل هنجاري … که از طريق فرآيندهاي اجتماعي تکامل مييابند. ( هندري و ديگران، ۱۳۸۱ : 232) جرالد لسلي و ديگران در مورد سبک زندگي مي گويند : رفتارهايي که با قشربندي حيثيتي و اعتباري مرتبطند، سبک زندگي ناميده مي شوند. سبک زندگي فقط آنچه يک فرد از آن موارد دارد نيست؛ بلکه چگونگي نمايش آن‌ها توسط فرد است. سبک زندگي هم الگوهاي مصرف را شامل می‌شود و هم قدرتي که از اين ناحيه کسب می‌شود. سليقه، آداب معاشرت و مد به منزلة علائم داشتن جا در نردبان اجتماعي شناخته مي شوند. ( لسلي و ديگران،۱۹۹۴: ۳۶۸) آنتوني گيدنز در بحث از سياست زندگي به « سبک زندگي » نيز ميپردازد: سياست زندگي، سياست فرصت هاي زندگي نيست؛ سياست زندگي، سبک زندگي است. سياستي است که با منازعات و کشمکش هاي در باب يک سؤال پيوند دارد: چگونه ما (به نام افراد يا به منزلة کليت جامعة انساني) بايد در دنيايي زندگي کنيم که در آن، آنچه به وسيلة طبيعت يا سنت تثبيت شده بود اکنون موضوع تصميم گيري انسان قرار گرفته است.( گيدنز، ۱۹۹۶: ۲۳۱).
2-4-5 جمع بندی مباحث پیرامون چیستی سبک زندگی
با تحليل آنچه در باب سبک زندگي گفته شد، ميتوان چنين نتيجه گرفت:
۱. سبک زندگي، اموري را شامل می‌شود که به زندگي انسان اعم از بعد فردي و اجتماعي، مادي و معنوي او مربوط می‌شود: اموري نظير بينش ها )ادراک ها و معتقدات( و گرايش ها (،ارزش ها، تمايلات و ترجيحات( که اموري ذهني يا رفتار دروني هستند و رفتارهاي بيروني (اعم از اعمال هشيارانه و غير هشيارانه، حالات و وضعيت جسمي( وضع ها )موقعيت هاي) اجتماعي و دارايي ها که اموري عيني ميباشند. پس اموري محيطي )اعم از فيزيکي و اجتماعي يا به تعبيري فضا و زمان يا وضعيت اجتماعي( و وراثتي به طور مفهومي از سبک زندگي جدا ميباشند، اگرچه بر آن تأثيرگذارند و آن را شکل مي دهند.
۲. سبک زندگي همة حوزه هاي رفتاري و وضعيت هاي اجتماعي و دارايي ها را شامل می‌شود: حوزه هاي سياسي ، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي به معناي خاص آن.
۳. اول، سبک زندگي عين تک تک رفتارهاي بيروني و دروني يا دارايي ها، نيست بلکه سبک زندگي دلالت بر مجموعهاي از آنهامي کند. دوم، در بعضي موارد، سبک زندگي مجموعها ي نظام مند از رفتارها و دارايي ها و در ديدگاهي ديگر، سبک زندگي الگوي همگرا و کليتي انتزاعي از اين رفتارها و دارايي ها در نظر گرفته شده است. در گفتار بسياري از محققاني که از اين اصطلاح بهره بردها ند، شواهدي براي هر دو ديدگاه وجود دارد. ظاهراً اين که سبک زندگي مجموعها ي از رفتارها و دارايي ها باشد يا الگوي منتزع از آن، بستگي به محل کاربردآن داشته است.
۴. سبک زندگي، به عنوان يک الگوي همگرا به معني وحدت و کثرت توأمان است. از يکسو، سبک زندگي مانند هر سبک ديگر، حاصل وجود وجه اشتراک ميان مجموعها ي از پديده ها (کثرت ها( است که وحدتي در ميان آن‌ها ايجاد مي کند و از سوي ديگر همين وجه اشتراک و وحدت اين مجموعه از پديده ها را از ساير پديده ها ) که اين وجه اشتراک را ندارند( متمايز مي سازد و کثرت را پديد ميآورد. به عبارتي سبک زندگي نوعي هويت است. همچنين سبک زندگي به عنوان يک کل منظم، نماد است: نماد همان وحدت و کثرت. سبک زندگي مرزهاي يک هويت را تجسم ميبخشد. چهار ويژگي فوق، سبک زندگي را با اصطلاح هاي پاره فرهنگ و روش يا شيوة زندگي يکسان معرفي کرده و با اصطلاحاتي مانند شيوة قومي و انواع الگوهاي هنجاري )آداب، رسوم، سنت ها، اخلاق، قوانين و مقررات اجتماعي( تا حد زيادي منطبق مي سازد.
۵. سبک زندگي مقولهاي فردي و جمعي است؛ به بيان ديگر هم ميتوان آن را در سطح فردي يافت و مطالعه کرد و هم در سطوح اجتماعي. اما اين که منشأ آن ميتواند فردي باشد محل اختلاف است )به عبارتي يک فرد ميتواند سبک زندگي متفاوتي از ديگر افراد جامعه و خود داشته باشد(
۶. مهمترين ويژگي سبک زندگي عبارت است از: شکل گيري آن، حول محور گرايش ها (تمايلات، ترجيح ها( يا آنچه ذوق و سليقه خوانده شده. به عبارت ديگر، سبک زندگي، الگو يا مجموعها ي از رفتارها، وضع ها و دارايي هايي است که ناشي از سليقه باشد. از اين رو، در الگو يا مجموعه اي که در آن ترجيح و تمايلي مطرح نباشد، بحث از سبک زندگي معنا ندارد.
بنابراين، در شرايطي که يک الگو براي رفتار وجود داشته يا پي گيري يک الگو ميسر باشد، نميتوان صحبت از سبک زندگي کرد.(مهدوی کنی،)
2-4-6 نگاهی به تعریف سبک زندگی در حوزه های گوناگون
1- تعریف درحوزه ی روان شناسی: آدلر10 سبک زندگی را با رفتار یکسان ندانسته، بلکه آن را هدایت‌گر رفتار و نماد سبک زندگی می‌پندارد؛ زیرا معتقد است سبک زندگی _یا به عبارتی_ شخصیت، همه رفتارهای انسانی را دریک جهت واحد هدایت می‌کند (آدلر، 1965: 191)
2- تعریف درحوزه‌ی جامعه شناسی: مفهوم سبک زندگی، ابتدا به عنوان شاخصی برای سنجش طبقه‌ی اجتماعی وارد جامعه‌شناسی شد؛ مانند کارچاپین موسوم به «مقیاس اتاق نشیمن» است. (اباذری، 1381: 10) بدین ترتیب، سبک زندگی معرف ثروت و موقعیت اجتماعی افراد می‌باشد؛ ولیکن درجامعه‌شناسی امروز درمعنی سبک زندگی چرخشی صورت گرفته است؛ به گونه‌ای که برای تعریف مبنای هویت اجتماعی افراد توجه خود را ازفعالیت‌های تولید به فعالیت‌های مصرف معطوف داشته است؛ بدین ترتیب، می‌توان نتیجه گرفت که مفهوم سبک زندگی بدیل یا جایگزینی برای مفهوم طبقه شده است (همان: 7-6).
3- 2-4-7 نگاهی به نظریه های پیرامون سبک زندگی به تفکیک نظریه پردازان:
– سوبل11: سبك زندگي، مجموعه‌‌اي ازرفتارهاي قابل مشاهده و بيان‌گرانه درميان افراد (چانی ، 1996: 1)
– چانی12: سبك‌هاي زندگي الگوهايي ازكنش هستند كه افراد را ازيكديگر متمايز نموده و کمک می‌کنند تا آن چه را مردم انجام می دهند و چرایی و معنایی آن را که برای آن‌ها و دیگران دارد، درک شود، با این که سبک‌های زندگی بخشی اززندگی اجتماعی روزمره نوین هستند و به صورفرهنگی وابسته‌اند، ولیکن هریک، سبک و منش و راهی برای استفاده ازکالاها، مکان ها و زمان های خاص است که اگرچه ازمشخصات یک گروه محسوب می‌شوند، اما کل تجربه اجتماعی آن ها نیست. چینی سبک های زندگی را مجموعه‌ی اعمال و نگرش‌هایی می‌داند که درمتن و زمینه های خاص قابل درک می باشند(همان: 4)
– گیدنز13: سبک زندگی را به مجموعه‌ای ازرفتار تعبیر کرده که فرد آن‌ها را به کار می‌گیرد تا نه فقط نیازهاي جاري خود را برآورد، بلکه روایت خاصی را که وي براي هویت شخصی خود برگزیده است در برابر دیگران نیز مجسم سازد (گیدنز، 1378: 120)
– تورستین وبلن (1929-1857): نظريه‌پردازان براين اتفاق نظر دارند كه آثار وبلن را مي‌توان نقطه شروع بحث‌هاي مربوط به مصرف اعم ازالگوهاي مصرف و سبك زندگي دانست؛ به طوري كه وبلن را تنها جامعه شناس كلاسيك مي دانند كه مفهوم مصرف را ازابعادي خاص مورد تحليل قرارداده و پايه و بنياد نظرياتش نیز براساس رفتارهاي رقابت آميز كنشگران شكل

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های سبک زندگی، مصرف كننده، عامل اقتصادی، ساختار اجتماعی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های سبک زندگی، طبقات اجتماعی، جامعه شناسی، سلسله مراتب