پایان نامه با کلید واژه های سبک رهبری، تعهد سازمانی، سلسله مراتب، مبانی نظری

دانلود پایان نامه ارشد

ی بسیاري را موجب شده است .سه مولفه این مدل عبارتنداز:
تعهد عاطفي12 :شامل وابستگي عاطفي كاركنان به تعيين هويت باسازمان ودرگير شدن درفعاليتهاي سازماني است.
تعهد مستمر13 :شامل تعهدي كه مبتني بر ارزش نهادن به سازمان است و كارمند درزندگي سازمان سهيم مي شود.
تعهد تكليفي یا هنجاری14:شامل احساسات افراد مبني بر ضرورت ماندن در سازمان است (مقيمي،1380،393).

ب) تعاریف عملیاتی
سبک رهبری: در این تحقیق سبک رهبری و مؤلفه های آن با استفاده از پرسشنامه ۳۰سؤالی “آیووا (۱۹۳۰)” سنجیده خواهد شد.
تعهد سازمانی: در این تحقیق تعهد سازمانی با استفاده از پرسشنامه ۳۰ سؤالی استاندارد “آلن ومایر (۲۰۰۴)” سنجیده خواهد شد.

مقدمه :
همانطور که می دانیم مبانی نظری و پیشینه تحقیق اساس توجیه پذیری علمی تحقیق اند . مبانی نظری در واقع تئوریها ، نظریات و مدلهای مختلف مربوط به موضوع را مطرح و زمینه را جهت انتخاب یکی از نظریات رایج ، ترکیبی از آنها و یا ابداع و الهام مدلی بر اساس آنها فراهم می آورند .
در همین راستا پس از ارائه کلیات تحقیق در فصل اول ، در این فصل به مطالعه و بررسی ادبیات نظری این پژوهش می پردازیم . ساختار فصل حاضر به صورت زیر طرح ریزی شده است :
• در بخش اول ، سبک رهبری15 مورد بحث قرار می گیرد .
• در بخش دوم ، ادبیات تعهد سازمانی16 بیان می شود
• در بخش سوم ، پیشینه تحقیق بیان می شود ،

بخش اول: سبک رهبری
مقدمه:

ظهور سازمانها به نخستين دوران هاي حضور انسان بر روي زمين بر ميگردد . شايد اولين سازمان ها با هدف شكار دسته جمعي و مهاجرت قبايل ، شكل گرفته باشند. تصور مي شود بحث رهبري و ارتباطات بين اعضاي گروه نيز از همان زمان وجود داشته است. به همين جهت است كه نقش رهبري در اساطير و افسانه ها و همچنين تاريخ ملت ها ، نقش بارزي است و روايات بسياراز رهبران بزرگ تاريخ در دست است.

2-1) مفاهیم و تعاریف رهبري

كتز وكان عقيده دارند كه رهبران سازمان از عوامل مهم تعيين كننده موفقيت يا شكست سازمان مي باشند. به عبارت ديگرسازمان هاي موفق حداقل در يك وجه با سازمان هاي ناموفق اختلاف دارند و آن وجود رهبري پويا و مطلع در سازمانهاي موفق و فقدان آن در سازمانهاي ناموفق مي باشد.
سازمانها در طي چند دهه گذشته تغييرات زيادي را پشت سر گذاشته اند. با حركت از طراحي سلسله مراتبي سنتي ، بسياري از سازمانها به طرف ساختار هاي تخت تر حركت مي كنند كه از محيط كاري مبتني بر تيم حمايت مي كنند. هم زمان با اين تحولات ماهيت رهبري نيز در طي زمان بسيار تغييركرده است.
رهبري يك مفهوم كليدي در علو م سازماني است و تعداد بسيار زيادي از مطالعات را در طي پنجاه سال اخير موجب شده است . رهبري به دليل نقشي كه در اثر بخشي فردي و گروهي ايفا مي كند ، عنوان بسيار مشهوري در رفتار سازماني است . و از آنجا كه موضوع رهبري انسان را در طي اعصار گوناگون مفتون خود ساخته، تعاريف فراواني از آن شده است .
باس (1990) بيان كرده است كه به تعداد اشخاصي كه تلاش كرده اند مفهوم رهبري را تعريف كنند ، براي آن تعريف وجود دارد. ولي اكثر تعاريف در دو موضوع توافق دارند:
ا- رهبري يك پديده گروهي است.
2- رهبري يك فرايند نفوذ است.
اينك به تعدادي از تعاريف رهبري اشاره ميشود:
رهبري شكل خاصي از قدرت است كه با نوع قدرت مرجع، رابطهاي تنگاتنگ دارد.
رهبري يعني وسيله نظارت بر همكاري تمامي افراد گروه با يكديگر و همكاري گروه تحت رهبري با بقيه تشكيلات به طور هماهنگ براي دستيابي به اهداف تشكيلات.
رهبري را مي توان به عنوان حركت دادن افراد در يك جهت، تصميم گيري و حمايت از مسير هايي دانست كه افراد معمولاً توانايي انتخاب آن را ندارند.
رهبري هنراداره كردن خود و ديگران است.
رهبري عبارت است از ساختار دادن به انتظارات و تعاملات و حفظ ساختار آنها.

2-2) تمايز رهبري و مديريت

افراد گرايش به اين دارند كه كلمات مدير و رهبر را به يك معني و مترادف به كار ببرند . ليكن رهبران و مديران متفاوت از يكديگرند با بودن رهبري به عنوان يكي از چهار وظيفه مديريت (برنامه ريزي ،سازماندهي، رهبري وكنترل ) مديريت مفهومي وسيع تر از رهبري دارد . پس رهبري فقط يكي ا زوظايف مديريت است و يك مدير ميتواند مقام خود را بدون اين كه يك رهبر واقعي باشد داشته باشد.
برخي نيز معتقدند كه رهبري نسبت به مديريت مفهوم وسيع تري دارد . مد يريت نوع خاصي از رهبري محسوب مي شود كه در آن كسب هدف هاي سازماني بر ساير هدف ها اولويت دارد . در مقايسه رهبري ومديريت موارد زير قابل ذكر است:
1- رهبران از طريق ايجاد بصيرت نسبت به آينده جهت را مشخص مي كنند . اما مديران از طريق برنامه ريزيهاي رسمي و طراحي ساختارهاي سازماني، نظم و انسجام را موجب ميشوند.
2- رهبر با ايجاد تغيير سروكار دارد، ولي مدير براي برخورد با پيچيدگيهاست.
3- رهبران نگرش شخصي و فعال نسبت به هد فها دارند ، ولي مديران نگرش غير شخصي نسبت به هدفها دارند.
4- رهبران مي توانند هدف هاي گوناگوني داشته باشند ، اما در مديريت اولويت با هدف هاي سازماني است.
5- رهبران به طرق ابتكا ري و القايي با كاركنان مرتبط مي شوند، اما مديران با افراد از طريق نقشي كه در توالي رخدادها يا فراگرد تصميمگيري ايفا ميكنند، مرتبط ميشوند.
6- در رهبري سلسله مراتب مطرح نيست، اما در مديريت سلسله مراتب مطرح است.
7- در رهبري عضويت ضرورت ندارد، رهبر مي تواند خارج از سازمان باشد و بر افراد سازمان نفوذ داشته باشد، اما در مديريت عضويت شرط است.
برخي از صاحبنظران معتقدند كه مديران كارها را درست انجام مي دهند و رهبران كساني هستند كه كارهاي درست انجام مي دهند. بيشتركارشناسان هم رهبري قوي و هم مد يريت قوي را براي اثربخشي بهينه سازمان ضروري ميدانند.

2-3) اهميت رهبري مديران

رهبري مهمترين موضوع در حيطه رفتار سازماني و روابط انساني است. حتي در سطوح پايين تر در شركت ها ناتواني در رهبري هم به عملكرد شركت و هم به زندگي خصوصي افراد لطمه مي زند. رهبران در سطوح سازماني مختلف به هدايت اعمال، قواعد، ارزش ها و شايد جهان بيني كاركنانشان كمك مي كنند. كارائي سازماني تا اندازه اي به رهبري مؤثر بستگي دارد . رهبران مؤثر از رفتارهاي رهبري حرفه اي مانند خلق مأموريت ، ايجاد يك فرايند براي دستيابي به اهداف، تنظيم فرايند ها و رويه هاو رفتارهاي رهبري شخصي همانند ايجاد اعتماد، توجه به افراد و عمل كردن به طور اخلاقي بهره ميگيرند.
اهميت رهبري مدير را مي توان اين گونه بيان كرد كه رهبر محيطي را ايجاد مي كند كه درآن براي بهبود عملكرد كاركنان و كاهش تعارض فعاليت مي كند و رشد افراد را تشويق مي نمايد، و از اين طريق به سازمان و كاركنان خود براي رسيدن به اهدافشان كمك كرده و الگو هايي را براي رفتارهاي مورد انتظار ارائه مي دهد و افراد و گروه ها را براي مربيگري ، مشاوره، انگيزش و تشويق به پيش ميبرد .
موارد زير به مديران كمك مي كند كه شايستگي هاي خود را به عنوان رهبر افزايش دهند:
1- ايجاد ارتباطات مناسب
2- تنظيم اهداف به طور مؤثر
3- اختيار دادن به كاركنان ستادي يا اعضاي تيم از طريق مشاركت مناسب در تصميمات
4- تفويض اختيار
5- انتخاب افراد براي پروژه ها و مأموريت ها بر اساس شايستگيها
6- استفاده از پاداشهاي محسوس و عيني
7- ايجاد هنجارهاي مناسب (اخلاقي و غيره)
كساني كه مي توانند همه اين موارد را به خوبي اجرا كنند ، احتمالاً رويكردهاي رهبري مناسب براي نيازهاي موقعيتي را دارا هستند. حتي اگر با هيچيك از تئوريهاي رهبري آشنا نباشند .

2-4) سبك رهبري

موفقيت سازمان در دستيابي به اهدافش بستگي به مديران و سبك رهبري آنها دارد . با استفاده ازسبكهاي رهبري مناسب مديران مي توانند بر رضايت شغلي كاركنان، تعهد و بهره وري آنان اثربگذارند. شايستگي رهبر اين است كه بر زيردستان خود اثر بگذارد ، براي اين كه با بيشترين توانايي خود كار كنند . سبك رهبري مي تواند به عنوان يكسري از نگرش هاي مديريتي ، رفتارها، ويژگي ها و مهارتهاي مبتني بر ارزش هاي فردي و سازماني ، علايق رهبري و قابليت اعتماد كاركنان در موقعيت هاي مختلف ديده شود.
سبك رهبري ديد كلي مديريت در انجام وظايف ، كاركردهاي تصميم گيري، روشهاي ايجاد انگيزش والگوهاي ارتباطي مي باشد.
طرح كلي اقدامات رهبر كه به وسيله كاركنان برداشت مي شود سبك يا شيو ه رهبري نام دارد سبك رهبري نشاندهنده طرز تفكر، جهان بيني و شخصيت رهبران است.
سبك رهبري عبارت است از الگوها ي رفتاري دائمي و مستمر كه افراد در هنگام كار با و به وسيله ديگران از آن استفاده مينمايند و به وسيله افراد درك ميشود.
نحوه استفاده رهبر از قدرت و نفوذ را سبك رهبري گويند .

2-5) نظريه هاي رهبري

بریمان (1996) چهار مرحله متوالي از تئوري رهبري بيان كرده است كه نشان دهنده مفاهيم در حال تغيير رهبري هستند:
• تئوريهاي صفات مشخصه (مربوط به شناسائي ويژگي هاي رهبران)
• تئوريهاي رفتاري(مربوط به شناسائي سبكهاي رفتاري رهبران(
• تئوريهاي اقتضائي (مربوط به تمركز بر سبكهاي مناسب براي عوامل موقعيتي)
• تئوريهاي جديد رهبري (مربوط به ايجاد يك بصيرت و چشم انداز)

2-5-1) تئوريهاي صفات مشخصه

در اين گروه از نظريات براي رهبر خصوصياتي ذاتي ذكر ميگردد. بر اساس اين نظريات رهبران ابرمرداني هستند كه به علت ويژگي هائي كه موهبت الهي است ، شايسته رهبري گرديده اند. بنابراين كساني مي توانند نقش رهبري را در سازمان ايفا كنند ، كه داراي خصوصياتي چون هوشمندي ، برونگرائي، تسلط بر خود، اعتماد به نفس، سخنوري و جذابيت سيما و غيره باشند.
مرور تحقيقاتي كه از اين شيوه مطالعه ر هبري استفاده كرده اند كمتر يافته با اهميتي حاصل كرده است.
چنانكه يوجين جنينگز 4 نتيجه مي گيرد: پنجاه سال مطالعه موفق نگرديديك ويژگي شخصيتي يا مجموعه اي از صفات كه بتوان براي تمايز رهبران از غير رهبران به كار برد فراهم كند.
در واقع تئوري صفات مشخصه رهبري يك رويكرد مبتني بر شخصيت بود كه به طور كلي منجر به يافته هاي متناقض و بدون نتيجه قطعي شد.

2-6) نظريه هاي رفتار رهبري

در اين گروه از نظريات به جاي آن كه به دنبال تعيين خصوصيات رهبري باشيم در پي آن هستيم كه دريابيم سبك و روش رهبري چگونه است و رهبران د ر برخورد با مرئوسان به چه شيوه هائي توسل ميجويند.

2-6-1) مطالعات آيووا

مطالعات اوليه در مورد رفتار رهبري در اواخر دهه 1930 به وسيله رونالد ليپيت ، رالف وايت و كرت لوين در دانشگاه آيووا انجام گرفت و سه نوع رهبري استبدادي ، دموكراتيك و بي بندو بار را شناسائي كرد.
الف- سبك استبدادي
رهبر مستبد شخصي است كه دستور ميدهد و انتظار دارد كه اوامر او مورد قبول واقع شوند:
. – بدون مشورت با زير دستان تصميم گرفته و دستور را ابلاغ ميكند
– جزئيات نحوه انجام كار را به زير دستان بازگو ميكند.
– به ندرت به زير دستان اجازه اخذ تصميم ميدهد.
– از زير دستان اطاعت محض را انتظار دارد.
– خود را نسبت به زير دستان بالاتر ميپندارد.
– خط مشي سازماني را به تنهائي تعيين و مشخص ميكند.
– نسبت به كار گروهي نظر مساعد ندارد
– معتقد است كه اگر خطائي از زير دست سر بزند بايد مجازات شود

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های تعهد سازمانی، سبک رهبری، سبک های رهبری، آموزش و پرورش Next Entries پایان نامه با کلید واژه های نظام ارزش ها، ارتباط مؤثر، تحول گرا