پایان نامه با کلید واژه های سازگاری اجتماعی، دانش‌آموزان دختر، مدارس راهنمایی

دانلود پایان نامه ارشد

نمونه:
1-مادراني كه فرزند آنها در دامنه سني 18-7 سال بودند
2- مادراني كه فرزند آنها در مدارس استثنايي شهرستان كاشان مشغول به تحصيل بود
3- مادراني كه فرزند آنها دختر و سالم بوده و در مدارس عادي شهرستان كاشان در مقطع راهنمايي مشغول به تحصيل بود
4 -مادراني كه داراي فرزند دختر عقب مانده ذهني آموزش پذير بودند
معيارهاي حذف نمونه:
1-مادراني كه فرزند پسر عقب مانده ذهني و پسر سالم داشتند
2-مادران غير خانه‌دار(شاغل)
3-دانش آموزاني كه مادر نداشتند يا با مادر خود زندگي نمي‌كردند
ه) روش نمونه گيري
اولين قدم در نمونه گيري، داشتن تعريف روشن از جامعه مورد مطالعه و خصوصيات آن است.نمونه هر گونه زير مجموعه اي است كه جامعه از آن انتخاب مي شود(دلاور، 1377ص183).
نمونه‌ها شامل مادرانی بود که خانه دار بودند و دانش آموز را به فرزند خواندگی قبول نکرده بودند. ابتدا ليست كليه دانش آموزان مدارس استثنايي با هماهنگي مسولان مدارس تهيه شد و سپس بر اساس معيارهاي پذيرش و حذف نمونه 40 نفر از دانش‌آموزاني كه مطابق با معيار‌ها بودند انتخاب شدند. بعد از انتخاب نمونه‌ها از مشاور مدرسه خواسته شد تا با مادران آنها تماس گرفته و بعد از هماهنگي براي انجام مصاحبه در مدرسه از آنها دعوت بعمل آمد. حضور يافتن مادران در مدرسه و مصاحبه با آنها اجباری بود و چنانچه رضايت داشتند با آنها مصاحبه به عمل مي‌آمد. از آنجا كه دامنه سني (65 درصد) دانش آموزان عقب مانده ذهني 15-12سال بود، براي گروه مقايسه نيز نمونه‌ها از ماذران دانش‌آموزان دختری که در مدارس راهنمايي و دامنه سني 15-12 بودند، انتخاب شدند.
همچنین مدارس راهنمایی عادی (شهيد سالم و شهيد حيدری) از همان مناطقي كه مدارس استثنایی از آن جا انتخاب شدند، برگزيده شد. پس از حضور در مدارس راهنمايي عادي ليست كليه دانش‌آموزان بر اساس معيارهاي پذيرش و حذف نمونه تهيه شد و سپس اسامي دانش آموزان هر كلاس نوشته شد و از بين آنها در هر دو مدرسه كلاس اول 14 نفر، در كلاس دوم 14 نفر و در كلاس سوم نيز 12 نفر انتخاب شدند. از مشاور مدرسه درخواست شد تا با مادران آنها هماهنگي لازم را بعمل آورده و براي انجام مصاحبه در مدرسه از آنها دعوت كند.
ویژگی‌های فردی مادران دو گروه با همدیگر همتا سازی نشدو افراد گروه مقایسه بر اساس معیارهای پذیرش و حذف پژوهش به صورت تصادفی انتخاب شده بودند. البته بهتر بود که در مورد مادران هم بر حسب ويژگي‌هاي فردي همتا سازی صورت می‌گرفت تا اثر متغیرهای مداخله‌گر کاهش می‌یافت.
و) حجم نمونه و شيوه محاسبه آن
در مدارس استثنايي نمونه گيري به صورت سرشماري و در مدارس عادي نمونه‌گيري به صورت تصادفي ساده انجام شد. در اين پژوهش حجم نمونه شامل 80 نفر است كه 40 مادر دانش‌آموزان عقب مانده ذهني و 40 مادر دانش‌آموز عادي كه در مدارس راهنمايي مشغول به تحصيل بودند را شامل مي‌شدند.

ز) مكان و زمان انجام تحقيق (محيط پژوهش)
مكاني كه پژوهش در آن انجام مي‌شود را محيط پژوهش مي نامند.محيط پژوهش بايد به گونه‌اي انتخاب شود كه شرايط انجام بررسي يا آزمايش در آن فراهم باشد (عابد سعيدي، 1382ص101).
مكان‌هايي كه اين پژوهش در آنجا صورت گرفت عبارتند از:
1-مدرسه استثنايي شهيد فهميده كه دخترانه و پسرانه است. دانش‌آموزان اين مدرسه شامل 120 دانش آموز بود که 52 نفر آنها دختر بودند.
2-مدرسه استثنايي جواهري نيكبخت دخترانه و پسرانه است. دانش‌آموزان اين مدرسه شامل 25 نفر دانش‌آموزان كه 12 نفر آنها دختر بود.
3-مدرسه راهنمايي شهيد سالم كه شامل 120 دانش‌آموز دختر است كه آنها در كلاسهاي اول، دوم و سوم مشغول به تحصيل بودند.
4- مدرسه راهنمايي شهيدحيدري كه شامل 100 دانش آموز دختر كه آنها هم در كلاسهاي اول، دوم و سوم مشغول به تحصيل بودند.
ح) متغيرها و نحوه سنجش آنها
در ابتدا سوالات مربوط به مشخصات دموگرافيك با توجه به اهميت متغيرهای سن کودک، سن مادر، طول مدت ازدواج، سطح تحصيلات مادر، تعداد فرزندان، رتبه تولد فرزند با صلاحديد مشاور آمار لحاظ گرديد.
ابزار سنجش سازگاري اجتماعي، مقياس سازگاری اجتماعی ويزمن وپی‌کل بود که اين پرسشنامه نسخه ترجمه شده آن است. اين مقياس در سال 1974 توسط ويزمن و پي‌كل و در سال 1378 بوسيله ميرزماني طي پژوهشي مورد استفاده قرار گرفت. اين مقياس يک مصاحبه نيمه سازمان يافته 103است که سازگاری اجتماعی رادرهفت نقش يا حوزه اصلی بررسی می‌کند.اين نقشها عبارتند از:سازگاری در انجام وظايف روزمره، فعاليتهای اجتماعی وفوق برنامه، روابط خويشاوندی، روابط زناشويی، نقش والدينی، روابط خانوادگی و وضعيت اقتصادی.
سوالات مربوط به وظايف روزمره براي افراد عبارت بودند از شاغل بودن، خانه‌دار بودن، دانش‌آموز يا دانشجو و غير شاغل بودن و از آنجايي كه كليه آزمودني‌ها را زنان خانه‌دار تشكيل مي‌دهند سوالات مربوط به زنان خانه‌دار پرسيده شد.
سوالات مربوط به وظايف روزمره شامل : اتلاف وقت، عملكرد مختل، احساس عدم كفايت، اصطكاك104، پريشاني، بي‌علاقگي مي‌شود.
سوالات مربوط به فعاليتهای اجتماعی وفوق برنامه مشتمل بر مجموعه سوالات در مورد اوقات فراغت و دوستان آزمودني در طي دو ماه گذشته بود و كاهش‌ تماسها، كاهش روابط اجتماعي، فعاليتهاي فوق برنامه آسيب ديده105، اصطكاك، حساسيت بيش از حد، ناراحتي اجتماعي، تنهايي، ملال، كاهش قرار ملاقات، بي‌علاقگي نسبت به قرار گذاشتن را در بر مي‌گرفت.
سوالات مربوط به روابط خويشاوندی نيز شامل سوالاتي در مورد خويشاوندان و بستگان آزمودني در طي دو ماه گذشته بود و مواردي مثل اصطكاك، كم‌گويي، كناره‌گيري، وابستگي، سركشي، نگراني، احساس گناه، تنفر را در بر مي‌گرفت.
سوالات مربوط به روابط زناشويی مشتمل بر مجموعه سوالاتي براي افراد متاهل بود كه روابط زوجين را در طي دو ماه گذشته مورد پرسش قرار مي‌داد. در مورد آزمودني‌هايي كه همسرشان فوت كرده بود سوالات مربوط به نقش والديني پرسيده مي‌شد. سوالات اين قسمت شامل اصطكاك، كم‌گويي، رفتار تحكمي، سلطه پذيري، وابستگي، فقدان مهر و عاطفه، كاهش روابط جنسي، مشکلات جنسي و بي‌علاقگي مي‌شود. در هنگام پرسيدن سوالات روابط زناشويي بايد دقت مي‌شد تا طرز بيان سوال تهديد آميز نباشد و آزمودني تمايل به همكاري داشته باشد به طوري كه و احساس نكند در زندگي او دخالتي مي‌شود و يا كسي وارد حريم خصوصي او مي‌شود.
سوالات مربوط به نقش والدينی در رابطه با تمام فرزنداني بود كه با آزمودني در خانه زندگي مي‌كردند. در اينجا فرزنداني كه ازدواج كرده بودند مستثني مي‌شوند. در مورد هر كودك سوالها بايد جداگانه پرسيده مي‌شد و سپس حد متوسط پاسخ‌ها در نظر گرفته مي‌شد. در اينجا بايد نحوة روابط با فرزندان در طي دو ماه گذشته ارزيابي مي‌شد. اين سوالات شامل فقدان مسوليت، روابط معيوب، اصطكاك، كمبود مهر و محبت مي‌شدند.
سوالات مربوط به روابط خانوادگی مربوط به همسر و فرزنداني بود كه روابط خانوادگي را در طي دو ماه گذشته بررسي مي‌كرد و مشتمل بر نگراني، احساس گناه، رنجش مي‌شد.
سوالات مربوط به وضعيت اقتصادی در رابطه با امور مالي بود و اينكه افراد در دو ماه گذشته پول كافي براي نياز‌هاي ضروري خود داشته‌اند. اين سوال براي ارزيابي مشكلاتي بود كه آزمودني بخاطر نداشتن پول متحمل مي‌شد و استقلال مالي را در نظر نداشت.
نمره‌گذاري اين سوالات بصورت پنج نمره‌اي بود و نمره کمتر نشان دهنده سازگاری بهتر بود. اولين نمره، حاکی از وضعيت عالی، نمره دوم حاکی از درجه خفيف ناسازگاری نسبت به مقدار تقريبی متوسط جامعه و سه نمره ديگر حاکی از درجات مختلف نا‌ساز‌گاری مي‌باشد. در هر حوزه يا نقش، سوال مشخصی در رابطه با عملکرد، رضايت، اصطکاک، ناراحتی و مانند آن متناسب با آن نقش پرسيده می شد. بنا‌بر‌اين در هر حوزه چندين نوع نمره‌گذاری بايد برای مقياس پنج نمره‌ای صورت گيرد. براي مثال، بخش وظايف روزمره داراي قسمتي بنام”عملكرد مختل”بود كه نمره‌گذاري آن به اين صورت بود:
1-مختل نشده است
2-كافي، ولي كمي مختل شده است
3-بطور متوسط مختل شده يا نيازمند كمك است
4-مختل
5-خيلي مختل
بعد از پرسيدن اين چهل و دو سوال نوبت به ارزيابي كلي مي‌رسيد. نمره‌گذاري اين چهل و دو سوال منطبق بر پاسخي بود كه آزمودني مي‌داد و محقق همان پاسخ را مشخص مي‌كرد. اما در ارزيابي كلي همه اطلاعات در دسترس محقق نيز در نمره‌گذاري دخالت مي‌كرد. قصد بر اين بود كه اين قضاوت تا حدي غير سازمان يافته و تركيبي آگاهانه از تمام اطلاعات در دسترس باشد. فايده اين كار اين بود كه در اينجا بر خلاف سوالهاي قبل انكارهاي آزمودني نيز مد نظر قرار مي‌گرفت. مثلا آزمودني ممكن بود كه در مورد روابط با همسرش ابراز رضايت ‌كند در حاليكه مضطرب و دستپاچه بود، برخي كلمات را چند بار تكرار مي‌كرد و سعي در قبولاندن اين مساله داشت كه با همسرش رابطه خوبي دارد.
سوالات مربوط به ارزيابي كلي شامل وظايف روزمره، فعاليتهای اجتماعی وفوق برنامه، روابط خويشاوندی، روابط زناشويی، نقش والدينی و سازگاري عمومي بود. نمره‌گذاري ارزيابي كلي به صورت مقياس هفت نمره‌اي بود و از سازگاري عالي، سازگاري خوب،ناسازگاري خفيف، ناسازگاري متوسط ناسازگاري زياد، ناسازگاري شديد، ناسازگاري خيلي شديد نمره داده مي‌شد. نمره‌گذاري براساس تعريفي بود كه هر قسمت داشت مثلا سازگاري عالي به معناي نداشتن ناسازگاري و عملكرد عالي فرد بود.
سازگاري عمومي نيز مانند ارزيابي كلي بر اساس قضاوت محقق و به صورت هفت نمره‌اي صورت مي‌گرفت. برای تمام سوالات دوره ارزيابی دو ماه قبل از مصاحبه بود .اين مقياس شامل چهل و هشت سوال و در دو قسمت :1) حدودوحوزه های نقش 2) طبقات کيفی بود.
طبقات كيفي در درون هر نقش عملكردي بكار مي‌رفت. همه طبقات در تمام نقشها بطور مساوي نشان داده نشده‌اند و اين بستگي به تناسب آنها داشت. بخش اصلي به سه صورت رفتار، احساسات و رضايت بود و ارزيابي كلي كه نمره‌گذاري آن متفاوت بود. در بخش رفتار، تلاش شد تا رفتار واقعي نه احساسات و ادراك بازگو شده توسط آزمودني، ارزيابي شود. ترتيب سوالات از قبل مشخص و براي شروع هر قسمت، سوالي اوليه در نظر گرفته شد.
اين مصاحبه بين 45دقيقه تا يک ساعت ونيم طول می‌کشيد.

پايايی و اعتبار مقياس سازگاری اجتماعی
ويزمن و پی‌کل پايايی مقياس را بر روی يک نمونه از 18 زن افسرده گزارش دادند. آنها دو شاخص توافق بکار بدده‌اند : 1- تعداد نمره‌‌گذاری‌هايی که توافق را نشان می‌دهد 2- ضريب همبستگی پيرسون بين نمره‌گذاران.
با توجه به توافق خام، از آنجايی که مقياس‌ها به استثناء ارزيابی کلی و عمومی بصورت پنج دامنه بود؛ براي عدم توافق حداکثر يک مجاز دانسته شد. بهترين توافق برای نمره‌گذاری‌های سوالات عينی در نقش فعاليت‌های روزمره و بدترين توافق برای فعاليت‌های اجتماعی وفوق برنامه بدست آمد. در 67% از سوالات توافق کامل بدست آمد و در 29% ديگر يک نمره اختلاف ديده شد. 39% از نمره‌گذاری‌ها بيش از يک نمره اختلاف داشتند. ضريب پيرسون بر روی يک دامنه، از يک حد پايين 33% برای مشکلات در فعاليت‌های روزمره تا به يک حد بالا، 97% برای عدم کفايت اقتصادی بدست آمد و تنها يک نمره‌گذاری همبستگی زير 60% نشان داد در حاليكه اکثراٌ بالای 70% بود. ميانگين همبستگی تمام سوالات 83% بود که حاکی از اين است که نمره‌گذاری دارای پايايی قابل قبولی است.
جهت تعيين اعتبار علمي106 مصاحبه ازآزمون مجدد 107استفاده گرديد. منظور از اعتبار علمي يك ابزار اندازه‌گيري ثبات و پايايي نمره‌هاي آزمون در طول زمان است. يعني اگر يك آزمون چند بار تحت شرايط يكسان درباره يك آزمودني اجرا شود، نتايج حاصل تا چه حدي مشابه، دقيق و قابل اعتماد است (پاشا‌شريفي،1380ص140).
مصاحبه با 11 نفر از مادران در هر دو گروه که همان مشخصات اصلی افراد نمونه را دارا بودند، انجام شد. پس از گذشت دو هفته مجدد با همان مادران مصاحبه به عمل آمد و نتایج نهایی هر دو مرحله با استفاده از ضریب همبستگی محاسبه شده و میزان ثبات درونی مقیاس بدست آمد. یافته‌هاي

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع بهداشت روان، رفتار پرخاشگرانه، عزت نفس Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع بهداشت روان، کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان