پایان نامه با کلید واژه های ساختار صنعت، آزمون و خطا، سازمان ملل

دانلود پایان نامه ارشد

خطرپذيري بيشتري لازم است. گام نهادن بدون مخاطره به سوي توسعه در شرايط فعلي نظم سياسي اقتصادي جهان، تقريبا امکان پذير نيست ولي از اين مخاطرات بايد با دور انديشي لازم در کشورهاي جهان سوم استقبال کرد.

4-2-4-2 مکاتب 10 گانه مينتزبرگ
مکاتب 10 گانه مينتزبرگ به طور خلاصه به شرح زير است:
1- مکتب طراحي54
ايجاد تناسب بين قابليت هاي داخلي و پيامدهاي ممکن خارجي، هدف اين مکتب است. از نظر دانشمنداني که نظرياتشان در اين مکتب جاي مي گيرد، بسط راهبرد يک فرآيند سخت و عقلايي است. همچنين آن ها عقيده دارند راهبرد در سازمان مقدم بر ساختار است که اين عقيده بيش از هر کسي منسوب به چندلر است. در هر صورت در اين مکتب، مديران با فرآيند منطقي و عقلايي به دنبال ايجاد تناسب هستند و البته اين در جهت تعقيب اهداف، پيگيري مي شود.
2- مکتب برنامه ريزي55
از ديدگاه صاحبان اين مکتب، راهبرد مي تواند توسط متخصصان علم تدوين راهبرد ايجاد گردد. ابتدا بايد در اين رويکرد، تحليلي جامع از اوضاع سازمان و محيط انجام شود و سپس تلفيق داده ها و نظريات مربوط به بخش هاي گوناگون تدوين راهبرد در پي تحليل مي آيد. در اين ديدگاه، در سازمان بايد يک بخش رسمي برنامه ريزي راهبردي باشد که به مدير عامل گزارش دهد. بنابراين اين ديدگاه عملا سطح راهبردي را حتي در حوزه برنامه ريزان و تدوين گران از حوزه عملياتي به طور کامل جدا ساخته است.
3- مکتب موقعيتي56
از نگاه اين مکتب، راهبرد ريشه در برنامه ريزي نظامي دارد و کلمه “سان زو” به معناي هنر، مبدا پرداختن به راهبرد است. راهبرد مکتب موقعيتي، ترکيبي از حرکات دفاعي و تهاجمي جنگي است و فرض بر اين است که ساختار صنعت، جايگاه راهبردي را حرکت مي دهد که آن نيز ساختار سازماني را به حرکت در مي آورد. تعيين جايگاه مناسب و پيگيري دستيابي به آن را مي توان وجه مشخصه اين مکتب دانست. بنابراين اين مکتب نيز اصالت را به مديريت راهبردي براي تعيين جايگاه مي دهد و راهبرد را در راه آن به کار مي گيرد.

4- مکتب کارآفريني57
اين مکتب چنين مي گويد که راهبرد يک سازمان بستگي به آرمان هاي آن و محرک بودن يک شخصيت کارآفرين دارد. پس جدا بودن آرمان ها از راهبرد به اين معناست که راهبرد به عنوان بخشي از مديريت راهبردي است که البته به درون سازمان و به کارآفرين بستگي دارد.
5- مکتب شناختي58
در اينجا بسط راهبرد يک اقدام شناختي است، يعني فهم اينکه چگونه يک ذهن کار مي کند و اطلاعات را پردازش مي کند. کليد درک بسط راهبرد است. اين مکتب به وضوح سطح راهبردي را در يک سطح ذهني مي داند که در مقابل عينيت قرار مي گيرد. راهبرد آن گاه در سطح ذهني تدوين مي شود.
6- مکتب يادگيري
از نظر صاحب نظران منسوب به اين مکتب، راهبرد در سازمان در نتيجه يادگيري مبتني بر آزمون و خطا درون يک سازمان پديدار مي شود. اصالت اين ديدگاه يادگيري است اما اين که اين يادگيري براي چه کسي اتفاق مي افتد نيز اهميت دارد. اين يادگيري براي تطبيق با شرايط محيطي توسط سازمان اهميت مي يابد يعني عملا با هدف مکتب طراحي همخواني دارد اما ابزار آن متفاوت است. در اين جا نيز راهبرد در جهت هدف است و اين يعني مديريت راهبردي بخش هايي دارد که از جمله آن راهبردي است که از طريق يادگيري به دست مي آيد.
7- مکتب قدرت59
در اين مکتب، راهبرد نتيجه نبردهاي قدرت در بازار و درون يک سازمان است. اما آنچه تعيين کننده موفقيت در اين نبرد است، پيروزي در سطح راهبردي و مديريت راهبردي است.
8- مکتب فرهنگي60
اين مکتب بيان مي کند که ايجاد راهبرد يک فرايند تعامل اجتماعي است که درون بستر باورها و ادراک هاي مشترک بين اعضاي سازمان رخ مي دهد. راهبرد در اين مکتب هم برگرفته از مديريتي راهبردي بوده و جزئي از آن است.
9- مکتب محيطي
بنا به ديدگاه اين مکتب، سازمان بايد به نيروهاي محيطي که درون آن عمل مي کند واکنش نشان دهد يا اينکه به عنوان مخالف قلمداد شده و نابود مي شود. در اين جا به وضوح مي توان بيان نمود که در سطح راهبردي است که سازمان بايد تعيين کند که مي ماند يا نابود مي شود. پس در اينجا نيز، ريشه راهبرد در مديريت راهبردي است.
10- مکتب پيکربندي61
از نظر اين مکتب، راهبرد يک اقدام هوشيارانه انتقال سازمان از يک حالت به حالت ديگر تأملي در مفهوم راهبرد و راهبردي و اصالت آن ها است. مديريت راهبردي تعيين مي کند که حالت قبلي و حالت انتقالي چيست و آن گاه راهبرد بر آن اساس تدوين مي شود.
سه مکتب اول، طبيعت و ماهيت ارتباطي دارند، يعني بيش از آنکه به دنبال اين باشند که راهبرد چگونه شکل مي گيرد، بر اين موضوع تمرکز دارند که راهبرد ها چگونه فرموله مي شوند. شش مکتب بعد جنبه هاي ويژه فرآيند تدوين راهبرد را مورد نظر قرار مي دهند و بيشتر از آنکه به تشريح رفتار ايده آل راهبردي بپردازند، به چگونگي عمل کردن و تاثيرگذاري راهبرد توجه دارند. مکتب آخر يعني پيکربندي نيز مي توان گفت حقيقتا ترکيبي از بقيه است. افراد در اين مکتب به دنبال آن هستند که کل نگر و يکپارچه گرا باشند و همه اجزا را با هم ببينند. به بيان ديگر مکاتب ده گانه فوق به سه دسته تقسيم مي شوند: مکاتب تجويزي، مکاتب توصيفي و مکاتب ترکيبي. مکاتبي که ماهيت تجويزي دارند به اين نکته مي پردازند که راهبردها چگونه بايد تدوين شوند، مکاتب توصيفي چگونگي شکل گيري راهبردها و نحوه عمل کردن آن ها را بررسي مي کنند و مکتب ترکيبي که مفهوم تغيير در سازمان را در بر دارد، ترکيبي از مکاتب ديگر است.

3-4-2 برنامه ريزي راهبردي گردشگري
برنامه ريزي راهبردي گردشگري چارچوبي است که به منظور هدايت سازمان ها و مقصد هاي گردشگري طراحي شده و بر کيفيت، کارايي و اثربخشي تاکيد دارد، جهت دستيابي به يک برنامه ريزي استراتژيک موثر مي بايست از نگرش ذينفعان موجود در زمينه گردشگري اطلاع کسب کرد و اهداف ذينفعان کليدي را به يک سو سوق داده و از مديريت و بازاريابي موثر بهره گرفت، به طور خلاصه مي توان گفت برنامه ريزي استراتژيک گردشگري رويکردي عملي و ويژه به منزله ي تاکتيکي است که هدف آن افزايش منابع در دسترس و بهينه کردن منافع گردشگري از طريق برنامه ريزي دقيق، کنترل و ارزيابي است. با لحاظ کردن منافع اجتماعي و اقتصادي محلي و توسعه زيست محيطي و پايداري آن، مي توان به تعادل کمي و کيفي عرضه با سطح مناسبي از تقاضا دست يافت.

1-3-4-2 مفاهيم برنامه ريزي راهبردي گردشگري
در دهه گذشته گردشگري نه تنها براي توسعه اقتصادي سازمان ملل نقش مهمي داشته ، بلکه در جهاني شدن روابط اقتصادي نيز بي ارتباط نبوده است. گردشگري به عنوان يک صنعت بر اساس فعاليت هاي واردات و صادرات، جريان پول بين کشور ها و مناطق را ترويج داده و به عقيده بسياري از پژوهشگران، گردشگري به عنوان يک پديده ي ساختاري است. با اين حال گردشگري نه تنها به عنوان يک پديده در اقتصاد کلان بلکه به عنوان پديده اي است که توسعه را در مقياس محلي با پيامدهاي مستقيم و غير مستقيم بر روي افراد و مکان ها در نظر گرفته است (گونزالز و رويز62، 2006).
در واقع گردشگري يک فعاليت بسيار حساس است و با شبکه پيچيده اي از روابط با بازار ارتباط بر قرار کرده است. همانطور که توسط ملو (2005) استدلال شده است روابط بين گردشگري و ساير بخش هاي اقتصادي نشان دهنده ي آسيب پذيري عمده آن از قبيل هر گونه تغيير در جامعه، سياست و يا حتي فناوري که ممکن است عميقا بر عملکرد آن اثر بگذارد. از سوي ديگر در اين صنعت، رقابت مقصدهاي اصلي و تلفيقي با مقصدهاي کوچک و نو ظهور است. اين وضعيت رقابت، موجب بالا رفتن موانع ورود رقباي جديد مي شود. در نتيجه يک رويکرد ثابت براي نو آوري و مديريت مقصد ضروري مي باشد (ريچي و همکاران63، 2004).
در همين راستا، نياز به ايجاد فرايندهاي جديد براي برنامه ريزي و توسعه صنعت گردشگري احساس مي شود. اين فرايندها بايد فعاليت هايي را ترويج دهند که نيازهاي گردشگران و بازديد کنند گان را در حالي فراهم کند که اشتغال و ثروت را براي جوامع محلي محقق سازد. در واقع اين فعاليت ها بايد متفکرانه و برنامه ريزي شده باشد و به توسعه مزيت هاي رقابتي مقصد کمک کند(کاستا و همکاران ،2004). ترکيبي از اهداف و اقدامات، نمي تواند از طريق شانس و يا به عنوان يک مجموعه تصميم گيري صرف ،توسط مقامات دولتي و خصوصي اتفاق بيفتد. مقصد بايد چشم انداز روشني براي آينده داشته باشد، و چگونگي حرکت در مسير آن، واجد شرايط و ضروري است. اين فراخوان دقيق و گسترده، نيازمند مشارکت فرايند برنامه ريزي استراتژيک بوده، که مرکزي براي توسعه پايدارگردشگري در سطح ملي، منطقه اي يا محلي مي باشد. با اين حال با توجه به تجزيه و تحليل مشکلات و موانع اصلي براي توسعه فرايند برنامه ريزي رسمي واضح است که اين را بايد بر اساس چشم انداز مشترک همه ي ذينفعان در مقصد و مسئوليت هر يک در نظر گرفت. يکي ديگر از ابعاد اين نتايج فقدان منافع بيشتر نهادهاي دولتي و منطقه اي مقصد براي انجام کامل برنامه ريزي استراتژيک است(کاستا و تير64 2000،کوپر65 2002).
در اين خصوص، حوزه استراتژي و برنامه ريزي استراتژيک را نه تنها براي سازمان ها بلکه مي توان براي مقصد ها بسط داد، مقصد از ترکيب پيجيده اي از افراد، شرکت ها و محيط هاي طبيعي ساخته شده است (هايوود1990، هايوود و والش66 1996).
در واقع برنامه ريزي استراتژيک مقصد گردشگري نيز شامل ترکيب رشته اي از انتخاب ها و تصميم گيري در مورد استفاده از منابع موجود يک مقصد است که در يک دوره از آينده انجام مي شود(براونلي67، 1994). از آن جهت نياز به يک برنامه آگاهانه و منسجم و رسمي است که اجازه خواهد داد مقصد با سرعت در شرايط در حال تغيير و توسعه سيستم هاي اطلاعات، برنامه ريزي و کنترل جهت نظارت و واکنش به اين تغيير انطباق يابد(چاون و اولسن68 1990 ،کوپر 1995).
برنامه ريزي استراتژيک در سطح مقصد نيز شامل شناسايي مشارکت کنندگان در فرايند برنامه ريزي ،ايجاد ساختار براي انجام اين فرايند، تدوين چشم انداز، ماموريت و اهداف و توافق برروي يک بازه ي زماني براي اتمام مراحل مختلف برنامه ريزي است(هايوود،1990).

4-4-2 مفهوم و تاريخچه ي کاربرد برنامه ريزي راهبردي:
مفهوم مدرن برنامه ريزي راهبردي از چهار دهه ي گذشته (حدود سالهاي 1960 تا 1995) ابتدا در بخش خصوصي آمريکا بکار گرفته شده است. پس از ورود اين تفکر و نظريه به بخش خصوصي و مشاهده ي مزاياي آن، در بخش عمومي هم مورد استفاده قرار گرفته شده است. برنامه ريزي راهبردي به موازات و در واقع با اندکي تاخير از برنامه ريزي ساختاري-راهبردي در آمريکا رايج شده است. اين رويکرد برنامه ريزي بعد از دهه ي 1960 و به دنبال فعاليت هاي نظري برخي صاحبنظران رواج پيدا نموده است. شرکت هاي بزرگ صنعتي همچون “جنرال الکتريک” اولين کاربران برنامه ريزي راهبردي بودند. در آن زمان فقط سازمان هاي بزرگ با نيروهاي متخصص تمام وقت قادر به برنامه ريزي راهبردي بوده اند.
اين سازمان ها از تکنيک هاي اوليه ي برنامه ريزي راهبردي نظير نمودار ها، ماتريسها و کمک گيري از رايانه ها، اقدامات قابل توجهي را در خصوص تصميم گيري انجام داده اند. شرکت ها و سازمان هاي خصوصي در آن زمان از برنامه ريزي راهبردي براي برنامه ريزي و مديريت امور خود در شرايط بسيار متغير پيچيده و نامطمئن استفاده مي نمودند. در دهه ي 1980 با ورود رايانه هاي کوچک، نوآوري ها و تکنيک هاي غير کمي از جمله تحليل نقاط ضعف ، نقاط قوت، فرصت ها و تهديد ها، منجر به سهولت استفاده از برنامه ريزي راهبردي و در نتيجه رواج آن بين سازمانهاي کوچک تر و تشکيلات دولتي و نهادهاي عمومي گرديد (مرادي مسيحي ،1380.42).
پورتر69 (1996) استراتژي را “ايجاد يک موقعيت منحصر بفرد و ارزشمند که شامل مجموعه اي متفاوت از فعاليت رقبا است” تعريف مي کند. هال70 (2000) اشاره مي کند که استراتژي در جهت برنامه ريزي و توسعه گردشگري پايدار و به دنبال دستيابي به حفاظت از ارزش هاي منابع گردشگري، افزايش تجارب بازديدکنندگاني که در تعامل با منابع گردشگري اند و حداکثر کردن بازده اقتصادي،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های عرضه و تقاضا، تعامل سازمان، مشارکت مردم Next Entries پایان نامه با کلید واژه های جامعه مقصد