پایان نامه با کلید واژه های رفتار انسان، مزیت رقابتی، مدیریت آموزش

دانلود پایان نامه ارشد

ها به کار می گیرند. به عنوان مثال توانایی برقراری ارتباط مؤثر با دیگران، توانایی ارتقاء جایگاه سازمان در جامعه، توانایی رفتار مناسب با مشتری، توانایی جلب حمایت دیگران و … که همه این اقدامات و راهبردها، به مهارت های سیاسی مدیر بستگی دارد، می تواند منجر به سودمندی و جلوگیری از هر گونه ضرر و زیان مؤسسه شود و مزیت رقابتی برای بانک ایجاد می کند.
2-1-6 مهارت ‌های سه‌گانه مدیریت
رابرت کاتز، مهارت‌ های مورد نیاز مدیران را به صورت فنی، انسانی و ادراکی طبقه‌بندی کرده است. مهارت، به توانایی‌های قابل پرورش شخص که در عملکرد و ایفای وظایف منعکس می‌شود، اشاره می‌کند. منظور از مهارت، توانایی به‌کار بردن مؤثر دانش و تجربه‌ی شخصی است. ما نیز در این تحقیق اساس کار خود را بر مبنای تقسیم بندی کاتز قرار داده ایم. در زیر به تعریف هر یک از این مهارت ها پرداخته می شود.
2-1-6-1 مهارت های انسانی12
مهارت انسانی يعني داشتن توانايي و قدرت تشخيص در زمينه ايجاد محيط تفاهم و همكاري و انجام دادن كار به وسيله ديگران، آگاهی از فن تشویق و کنارگرفتن شیوه های رهبری مؤثر. این مهارت به ‌معنی توانایی در كاركردن، درك نمودن و ایجاد انگیزش در فرد یا گروه است (رابینز، 1384). مهارت انساني در نقطه مقابل مهارت فني است. يعني كار كردن با مردم در مقابل كار كردن با اشيا و چيزها. در مهارت فنی كار كردن با اشیا و وسایل مطرح است؛ ولی در مهارت انسانی، كاركردن با مردم مد نظر است. داشتن مهارت ‌هاي انساني مستلزم آن است كه شخص بيش از هر چيز خود را بشناسد، به نقاط ضعف و قوت خود آگاه باشد، عقايد و افكارش برخوردار و روشن باشند، اعتماد به نفس داشته باشد، به ديگران اعتماد كند، به عقايد، ارزش‌ها و احساسات آنان احترام بگذارد، آنان را درك كند، از تأثير گفتار و كردار خويش بر ديگران آگاه باشد و بتواند محيط امن و قابل قبولي براي جلب همكاري ديگران فراهم سازد. مهارت ‌هاي انساني به آساني قابل حصول نيستند و فنون و روش‌هاي مشخصي ندارند. امروزه دانش‌ علمي در قلمرو روان‌شناسي، روان‌شناسي اجتماعي و مردم‌شناسي و تجربه و كارورزي در شرايط گروهي و اجتماعي، به طور غيرمستقيم زمينه دستيابي به مهارت ‌هاي انساني را فراهم مي‌سازند. كنش و واكنش متقابل با مردم و حساسيت نسبت به انگيزه‌ها، انتظارات و رفتارهاي آنان كمك مي‌كنند تا شخص به مرور بتواند علل و عوامل شكل‌ دهنده رفتار انسان را درك كرده، راه و رسم كار كردن با مردم و اثرگذاري بر رفتار آنان را بياموزد (رضائیان، 1386).
این مهارت ها به مدیر امکان می دهند تا با افراد، در کنار آنها و به طور مؤثر با آنها کار کند. مدیران در همة سطوح به این مهارت ها نیاز دارند، چون برای نیل به اهداف سازمان به داخل و خارج سازمان وابسته اند. مدیرانی که مهارت های انسانی خوبی دارند می توانند نیازها و انگیزه های افراد را درک و آنان را تشویق کنند تا بدون نگرانی در تصمیم گیری ها مشارکت داشته باشند.
الزامات مهارت هاي انساني براي مشاغل مديريتي بر اساس مدل كاتز عبارتند از:
پرورش خلاقيت كاركنان.
كسب دانش و اطلاعات در زمينه رهبري به منظور تأثير گذاري در رفتار ديگران.
توانايي تشويق كاركنان به توسعه مهارتها و توانمندي هاي خود.
آشنايي با بهداشت رواني محيط كار و نحوه برخورد با فشارهاي رواني.
توانايي كاهش مقاومت كاركنان در برابر تغيير و تحولات سازمان.
توانايي تشخيص مشكلات رفتاري كاركنان و انجام اقدامات لازم.
آشنايي با تئوري هاي انگيزش به منظور ايجاد انگيزه در خود و كاركنان.
توانايي همكاري اثربخش با ساير مديران براي حل مسائل سازمان.
توانايي برقراري ارتباطات انساني با كاركنان در محيط كار.
توانايي ايجاد روحيه همكاري و كار گروهي بين كاركنان (جان دالتون، 1387).
به طور کلی منظور از مهارت های انسانی، دارا بودن توانایی و قدرت کار کردن با مردم، در انجام کار به وسیله‌ی آنان است. در این نوع از مهارت، مدیران قادرند، انگیزه‌های کارکنان را دریابند و از محرک‌ها و نیازهای آنان در رهبری مؤثر بهره گیرند (پیشین: 153). مهارت انسانی به آسانی قابل حصول نیست و روش‌های مشخصی ندارد اما امروزه روان‌شناسی اجتماعی و مردم‌شناسی، زمینه دستیابی به این مهارت را فراهم می‌نمایند (موسوی سریزدی، 1386: 185 – 184).
2-1-6-1-1 مهارت های انسانی مدیران
به‏ همان نسبت که انسان ها از نظر شکل‏ ظاهری با یکدیگر تفاوت دارند از نظر رفتاری و پیچیدگی‏های روانی هم بسیار متفاوت هستند. به ‏هر حال برای هدایت و اداره انسانهایی که‏ رفتارهای کاملاً متفاوتی دارند، بعضی الگوهای‏ رفتاری و مهارت های اساسی وجود دارد. (کاتز، 1974)
برای مدیران، مهارت های انسانی حیاتی‏ترین‏ مهارت ها در هر سطح و هر نوع سازمان است. از طرف دیگر مهمترین نقشی که برای یک مدیر قائل شده‏اند، نقش رهبری و هدایت است. برای‏ اینکه مدیر بتواند نقش مهم و اساسی خود را خوب ایفا کند و توان کار کردن با دیگران را در خود تقویت نماید و کارها را از طریق آنان انجام‏ دهد نیازمند آشنایی با روش ها، فنون و الگوهایی‏ است که وی را در شناخت رفتار گذشته و پیش‏بینی رفتار آینده هدایت و کنترل کند تا تغییر رفتار کسانی‏ که با او کار می‏کنند یاری‏کننده و مددکار باشد (کازمایر، 1370: 133).
اکثر مدیران در فرآیند کار و مسئولیت های خود بعضی از مهارت های انسانی را فرا می‏گیرند و تجربیاتی در این زمینه دارند. شکی نیست که‏ بسیاری از مدیران در طول مدت مدیریت خود در مقابل دیگران و با افراد سازمان دارای رفتارهای‏ مناسبی بوده‏اند؛ بنابراین نیاز به تلاش بیشتر احساس نمی‏کنند. مسئله قابل درک آن است که شرایط رفتاری‏ بارها تکرار می‏شود، بنابراین باید در جهت درک‏ بهتر شرایط تلاش کنیم. اگر ما تلاش برای کسب‏ مهارت های جدید را متوقف کنیم منجر به آن‏ خواهد شد که ما با ندانستن این مهارت ها با مخاطره و مشکل روبرو شویم، زیرا شرایط و حالات انسان ها وضعیت متغیری دارد. اگر بپذیریم‏ که بهبود مهارت انسانی اهمیت دارد آنگاه‏ می‏پرسیم که مدیران و رهبران برای تأثیر گذاشتن‏ بر رفتار دیگران به چه مهارت هایی نیاز دارند؟ آنچه‏ برای همه مدیران و سرپرستان و سایر افراد مطرح است «چرائی رفتار دیگران است». اگر بخواهیم کارها از طریق افراد دیگر انجام شود باید بدانیم چرا آنان دست به رفتاری می‏زنند که‏ اختصاص به خودشان دارد.
اگر بخواهیم در نقش مدیر یا رهبری مؤثر باشیم به عاملی غیر از درک و پیش‏بینی رفتار نیاز داریم. به‏ عبارت دیگر هر مدیری به مهارت هایی که‏ در هدایت و کنترل رفتار افراد اثر دارد احتیاج‏ داشته و باید در رشد و تکامل آنها بکوشد. توانایی های مدیر به‏ عنوان عضوی از سازمان و گروه که در کارکنان مؤثر بوده و ایجاد کوشش‏های دسته ‏جمعی در درون سازمان یا گروه می‏کند، مهارت انسانی نامیده می‏شود. در این نوشته منظور از مهارت های انسانی، رفتارهایی‏ هستند که به‏ صورت رودررو و در تعامل نزدیک‏ بکار رفته و به پیشرفت و رسیدن به اهداف و نتایج مفید کمک می‏کند. بررسی و تجزیه و تحلیل‏ این مطلب به‏دقت بیشتری نیاز دارد. رفتارها مطالبی هستند که بیان می‏گردند و اعمال و حرکاتی است که انجام داده می‏شود. این رفتارها در مواجهه رودررو با افراد بر آنها تأثیر می‏گذارد. بنابراین برای همه افراد مهم هستند. منظور از مواجهه رودررو، کلیه اعمال، واکنش‏ها و عکس العمل‏های متفاوت بین افراد است. رفتار ممکن است ناشی از گفتگوی غیررسمی بین‏ افراد یا حاصل از بحث و مذاکره در جلسه رسمی‏ و اداری باشد. نکته قابل توجه آن است که فقط در هنگام روبرو شدن و مواجهه متقابل با افراد است‏ که رفتار کامل هر کس ظاهر می‏شود. به‏ عبارت‏ دیگر در یک مکالمه تلفنی، طرفین فقط صحبت‏ می‏کنند و ارتباط از طریق صوت است. ارتباطات‏ از طریق نوشته نیز کاملاً متفاوت است، افراد در حین نوشتن یا خواندن یک متن، رفتار خاصی‏ بروز نمی‏دهند در حالی ‏که اگر همان مطلب را بخواهند به‏ صورت شفاهی و رودررو به فرد دیگری منتقل کنند، رفتارها، جلوه دیگری‏ خواهند داشت.
در نحوه رفتار انسان، سه مرحله کلی را می‏توان در نظر گرفت، اول موقعیت رودررو بین‏ دو فرد، دوم، اهداف، یعنی چگونگی نیت هر فرد از ملاقات و سوم، بروز و ظاهر شدن رفتار انسان ها است. نکته جالب توجه آن است که هر سه‏ مرحله فوق به آرامی و تناسب بروز می‏کند (کازمایر، 1370: 135).
2-1-6-2 مهارت های فنی13
این مهارت ها به معنی توانایی به کار بردن ابزار، شیوه ها و دانش مورد نیاز برای اجرای یک زمینه تخصصی است. جراحان، مهندسان، موسیقی دانان و حسابداران همگی دارای مهارت های مربوط به زمینه های تخصصی خود هستند. مدیران عملیاتی یا خط اول بیشتر به این مهارت ها نیاز دارند زیرا آنان به طور مستقیم با افرادی کار می کنند که ابزار و شیوه های تخصصی ویژه خود را به کار می برند (بووی و باندی،1379: 22-23).
مهارت فنی عبارت است از توانایی مدیر در كاربرد دانش تخصصی یا تخصص‌های ویژه (رابینز، 1384). مهارت ‌های تخصصی از راه آموزش رسمی، كارورزی و تجربه به‌ دست می‌آیند. ویژگی بارز مهارت فنی آن است كه به بالاترین درجه شایستگی و خبرگی در آن می‌توان دست یافت؛ ‌زیرا این نوع مهارت، ذاتاً دقیق، ‌مشخص، ‌دارای ضوابط عینی و قابل اندازه‌گیری است. بنابراین كنترل و ارزشیابی آن، هم در طی فرآیند آموزش و هم در مرحله كاربرد، ‌آسان است (علاقه بند، 1388).
مهارت فنی يعني دانايي و توانايي در انجام دادن وظايف خاص كه لازمه آن ورزيدگي در كاربرد فنون و ابزار ويژه و شايستگي عملي در رفتار و فعاليت است. مهارت ‌هاي فني از طريق تحصيل، كارورزي و تجربه حاصل مي‌شوند. مديران معمولاً اين مهارت ‌ها را که شامل دانش، فنون و روش‌هاي برنامه‌ريزي،‌ بودجه‌بندي، كنترل، حسابداري، امور مالي، كارگزيني كارپردازي و غيره می باشند طي دوره‌هاي آموزشي يا كارآموزي فرا مي‌گيرند (مقدمات مدیریت آموزشی، پیشین: 183).
مهارت های فنی به آن دسته از مهارت ها گفته می شود که کنجکاوی، دقت نظر، ابتکار، آموزش و رفع مشکل اجزاء اصلی آن را تشکیل می دهد. در مهارت های فنی فرد هر روز در حال کسب تجربه، یادگیری، نوآموزی و در عین حال تجربه اندوزی است و به سمت تعالی حرکت می کند.
در بخش مهارت های فنی به جهت ارتباط این مهارت ها با کار و تولید به مطالبی اشاره می شود که فراتر از ارتباط فن و انسان شکل می گیرد. فن سالاری وقتی نمود عینی پیدا کرد که فن آوری های بشر روز به روز پیچیده تر و گسترده تر شد.
بشر امروز نیازهای فنی خود را متناسب با فن آوری های روز در حد بالا می بیند و به صورتی دنیای امروز را ترسیم می نماید که در همه بخش ها، مهارت های فنی و حرفه ای حرف اول را می زند. روابط تولید هم از لحاظ اجتماعی و هم به لحاظ فنی دگرگون شده است. مطمئناً این روابط، سرمایهداری هستند؛ اما گونه ای از سرمایه داری که به لحاظ تاریخی خصلتی متفاوت دارد و آن را سرمایه داری اطلاعاتی می نامند.
الزامات مهارت هاي فني براي مشاغل مديريتي بر اساس مدل كاتز عبارتند از:
توانايي مديريت استرس (مقابله با فشارهاي رواني محيط كار و كنترل آنها)؛
آشنايي با اصول هماهنگي (ايجاد وحدت و يگانگي ميان فعاليت هاي واحدهاي مختلف به نحوي كه هدف هاي واحد به طور اثربخش تحقق يابد)؛
آشنايي با كنترل اثربخش (تعيين ملكها و روش هاي سنجش عملكرد و مقایسه عملكرد به نحوي كه جوانب كار را در برگيرد)؛
آشنايي با اصول برنامهريزي (تعيين و تعريف هدف هاي واحد مربوطه و تدارك پيشاپيش و دقيق اطلاعات و وسايلي كه تحقق هدف ها را ميسر ميسازد)؛
توانايي مديريت تغيير (سازگاري با تغييرات محيطي و مهارتهاي مورد نظر)؛
توانايي مديريت زمان (استفاده بهينه از زمان و تنظيم كارها بر اساس زمانبندي مشخص)؛
آشنايي با اصول سازماندهي (جريان نظم و ترتيب دادن به كارها و فعاليتها و تأليف آن به افراد به منظور انجام دادن كارها و تحقق اهداف معين)؛
توانايي ارتقاء كيفيت در سازمان؛
توانايي استفاده از تكنولوژي (رايانه،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های فناوری پیشرفته، پردازش اطلاعات، سازمان خدماتی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های مدیران عالی، رفتار انسان، منابع مالی