پایان نامه با کلید واژه های رفتار انسان، ارتباط مؤثر، عرضه کننده

دانلود پایان نامه ارشد

بخواهيم با جوان صميمي و مرتبط باشيم و رفتارهاي وي را غير عقلاني قلمداد نکنيم و مدام بر او خرده نگيريم ، بايد از دريچه ي دنياي او به قضايا بنگريم .
2- 1- 5- 2- شناخت نيازهاي جوان و برآوردن آن
جوان نيازهاي متفاوتي دارد. هر يک از نيازهاي او به يکي از حوزه هاي شخصيتي او مربوط مي شود. اگر جوان به محبت احساس نياز مي کند، اين نشانگر آن است که در حوزه شخصيتي دچار احساس خلأ مي باشد. نيازهاي عاطفي يکي از اساسي ترين نيازهاي اوست. هر يک از ما اگر نتوانيم ساير نيازهاي جوان را برآورده سازيم، دست کم مي توانيم از نظر عاطفه او را از احساس خلأ رهايي بخشيم .در هر صورت شناخت نياز جوان و در صورت امکان برآوردن آن نيازها مي تواند به ايجاد ارتباط با او مؤثر باشد.

2- 1- 5- 3- سخن گفتن با جوان
خيلي ها با شنيدن واژه ي ارتباط به ياد حرف زدن مي افتند؛ يعني ارتباط و سخن گفتن را با يکديگر مترادف مي يابند و يا آن دو را با هم تداعي مي کنند. در حالي که حرف زدن تنها بخشي از ارتباط است و شايد کم اهميت ترين بخش ارتباط به حساب آيد.
حال که سخن گفتن و شنيدن در ايجاد ارتباط تأثير گذارند، بايد در نحوه ي حرف زدن ، نحوه ي شنيدن، انتخاب کلمات، موقعيت گفتاري و شنيداري ، علائق مخاطب و هر چيزي که شنيدن را خوشايند و گفتن را دلپذير مي سازد، دقت کرد.
بسياري از والدين و معلمان در نحوه ي سخن گفتن دچار مشکل هستند و از اين رو مخاطبانشان يعني فرزندان و فراگيران يا علاقه اي به شنيدن ندارند و يا به گونه اي مي شنوند که با خواست و رضايت آنان همگون نيست . گونه هايي از سخن گفتن که شنيدن را دشوار و نامبارک مي سازد از اين قرار است:
2- 1- 5- 3- 1- سخن گفتن آمرانه و خشن
برخي دوست دارند همواره از موضع برتر سخن بگويند. آنان به دليل کمبودهاي روحي و رواني و يا به دليل تلقي و دريافت نادرست از مقولاتي چون اقتدار، قاطعيت، مديريت و …. هميشه در نقش فرمانده ظاهر مي شوند و طبيعت جوان، پذيرنده ي چنين موضعي نيست. طبيعت جوان ، نيازمند همدلي ، هم صدايي ، احساس پذيري ، عاطفه جويي و البته خردگرايي و چون و چرا کردن است. از اين رو هرگز سخن از موضع برتر را با طبيعت خويش هماهنگ نمي يابد و لذا بر استادان لازم است که از اين نحوه سخن گفتن پرهيز کنند و به جاي ايجاد جاذبه به دافعه نپردازند.(گیفورد،1381،ص 102)
2- 1- 5- 3- 2- سخن گفتن اخلاق گرايانه
منظور از سخن گفتن اخلاق گرايه، سخن گفتن اخلاقي نيست. استادان ناگزيرند که دانشجويان را با مباحث و ارشادات اخلاقي آشنا سازند. به عبارت ديگر سخن گفتن اخلاق گرايانه را به سخن گفتني مي گوييم که گوينده فقط ژست اخلاقي گرفته باشد. در حقيقت برخي نه از موضع آمرانه که از موضع پدرانه سخن مي گويند و چنين وانمود مي کنند که داناي روزگارند و در اين نحو گفتگو، مخاطبان خود را فرزنداني نورس و نوباوگاني بي تجربه قلمداد مي کنند که بايد از سر لطف يا ترحم آنان را به سخن راست و راه نيکو رهنمون شد. اين نوع از سخن گفتن نيز با طبيعت جوان – که افزون بر نوعي سرکشي خود را راست رو نيک منش مي داند – چندان سازگار نيست.
2- 1- 5- 3- 3- سخن گفتن از موضع همه چيز دان و علامه
برخي ديگر دوست دارند چنين وانمود کنند که از همه چيز آگاهند. استاداني هستند که از علم ، ادب، فقه ، سياست و … گرفته تا فرهنگ ، شعر، موسيقي ، مسائل اقتصادي و نظامي آن هم در بعد داخلي و بين المللي و در يک کلمه از عرش تا فرش سخن مي گويند. تو گويي که بر همه ي مسائل احاطه دارند و عجيب تر آن که هيچ گاه توان اقرار به ناداني يا نا آشنايي و کم آگاهي خويش را در اين حوزه ها ندارند. از آنان هرگاه و از هر دري که بپرسي سخن آماده ي براي گفتن دارند و بي ترديد اين گزافه گويي و زياده خواهي و علامه نمايي باعث مي شود که چه اشتباهات جبران ناپذيري از آنان سربزند.
اگر کسي از موضع همه چيز دان سخن بگويد، نه تنها موفق به ايجاد ارتباط نمي شود؛ بلکه رشته هايي از ارتباط را که باقي مانده بود، مي گسلد و ديگران اگر به سخن او گوش دهند نه به دليل علاقه که شايد از سر اجبار باشد.
2- 1- 5- 3- 4- سخن گفتن انتقاد گرايانه
کساني که فقط ايراد مي گيرند و تماماً نقطه ضعف ها را مي بينند و توجهي به نقاط مثبت فرد ندارند، هميشه در مقام انتقاد بر مي آيند. همين است که زبان آنان هميشه تلخ و تخريب گر است. البته انتقاد اگر در موضع خويش و عادلانه باشد، کاري بجا و شايسته است؛ اما انتقاد يکريز و همواره که نشانگر بدبيني است، نه تنها سازنده و اصلاح گر نيست که بنيادهاي ارتباط را ويران و وارون مي سازد. (همان،صص 110-113)
2- 1- 5- 4- شنيدن سخن جوان
گفتيم که افزون بر سخن گفتن با جوان ، به گوش سپردن سخن او نيز نيازمنديم.
جوانان، خصوصاً وقتي که ناراحت و دلگيرند، مي خواهند گوش شنوايي باشد که مورد پذيرش قرار گيرند. پذيرش نيز بدين معنا نيست که با احساسات، ديدگاه ها، علائق و خواست هاي جوان موافق باشيد. بلکه کافي است جوان و موقعيت وي را درک کنيد . همين درک موقعيت است که ايجاد رابطه و صميمت مي نمايد.
گاه برخي برخوردها حتي اگر اثري داشته باشد، موقتي و زودگذر است و آثار تربيتي ماندگار ندارد. اما اگر موقعيت جوان به خوبي درک شود، اجازه ي حرف زدن و فرصت انديشيدن در اختيار او نهاده شود و بگذاريم که راحت و آسوده در دل نمايد، به دنياي او نزديک شده ، احساسات اش را بهتر درک مي نماييم و در اين شنيدن ها و درددل کردن هاست که به راه حل هاي بهتر خواهيم رسيد.

براي بهتر گوش دادن لازم است:
الف) اندکي تأمل کنيم. بي محابا و با شتاب قضاوت ننماييم . شايد سخن نگفته اي در دل اوست که اگر بشنويم حق را از آن او بدانيم . بنابراين به جاي آن که با عتاب و خطاب و تلخي و تندي برخورد کنيم ، بهتر است با تأمل و دقت سخن جوان را بشنويم تا به راه حل مؤثرتري دست يابيم.
ب) کلمات در متن خود داراي بار معنايي هستند. خشم، ترس، احساس، عاطفه و … معاني اي هستند که در ذات کلمات نهفته اند. بايد به اين معناني توجهي جدي داشت. نحوه ي توجه کردن به متکلم در ايجاد ارتباط مؤثر است. اگر سخن او را قطع کنيم ، يا به او مدام خيره شويم، يا بدون توجه به سخنان وي مشغول کار ديگري گرديم و يا با مزه پراني او را از ادامه ي سخن گفتن پشيمان سازيم، در آن صورت شنونده ي خوبي نخواهيم بود.
ج) نکته ي مهم تر آن که شنيدن سخن جوان همواره بدين معنا نيست که او با ما سخن بگويد. مابايد به پيام هاي غير کلامي او نيز توجه کنيم. گاه رنگ چهره، لحن صدا، حالات بدن، واکنش سريع و … پيام هايي را مخابره مي کنند که رساتر از سخن مستقيم است. شنونده ي خوب بايد به اين پيام ها نيز توجه داشته باشد. نتيجه آن که شنونده خوب بايد:
الف) گوش دادن مؤثر را تمرين کند.
ب) جوان را براي بازگو کردن احساساتش زير فشار قرار ندهد.
ح) پاسخ هايي که مي دهد دقيق باشد.
د) بيش از اندازه سؤال نکند؛ زيرا اگر به قدري کافي اطلاعات به دست آورده باشد. طرح سؤالات بيش تر، معنا و مفهوم خود را از دست خواهد داد.
ر)براي گوش دادن وقت صرف نمايد. يعني با شنيدن چند جمله خسته و دلزده نشود.
ز) اگر فرصتي براي گوش دادن ندارد، آن را طوري متذکر شود که براي جوان قابل قبول باشد.(گیفورد،1371،صص102-88)
2- 1- 6- تأثیر محیط و معماری بر رفتار و اخلاق جوان
در بیان تأثیر محیط بر جوانان افراد مختلفی صاحبنظر هستند. دیدگاه دکتر سيد حميد آتشپور به شرح ذیل میباشد.
در ميان نظريه هاي مختلف، محيط بيشتر به عنوان عاملي تاثيرگذار بر رفتار انسان فرض مي شود. با پيشرفت دانش روانشناسي محيطي ديگر انسان و رفتار او متاثر از محيط نيستند بلکه بر روند شکل گيري محيط اثر متقابل دارند. درزمينه تاثير محيط و معماري بر رفتار مي توان به 3 ديدگاه اشاره کرد: 
1- جبري نگري معماري: از اين ديدگاه معماري و محيط اطراف دليل بروز رفتار در فرد خواهند بود. 
2- اختياري نگري محيطي: در اين ديدگاه انتخاب فرد باعث بروز رفتار خواهد بود. 
3- احتمالي نگري محيطي: اين نگرش حد وسطي از دو ديدگاه قبل است. (گیفورد،1381، ص 145)
محيط را به شکل ضمني هر آنچه در اطراف ما است، چه ساخته شده چه طبيعي، مي توان ناميد. با اين وجود تعريف ما از محيط بسته به نوع برداشت و استفاده ما از محيط متفاوت است: «جغرافي دانان زمين آب و هوا، روان شناسان مردم و شخصيت فردي آنها، جامعه شناسان سازمان هاي اجتماعي و فرآيندها و معماران ساختمان ها و محيط هاي باز و منظر را محيط تعريف مي کنند.» 
بسياري از عوامل غيرفيزيکي موجود در محيط مي توانند محيط را متاثر کنند. محيط هاي طبيعي اغلب به عنوان عواملي که از فشار روحي مي کاهند در نظر گرفته مي شوند اما گاهي در شمار موارد استرس زا قرار ميگيرند. 
محيط را مي توان به طرق مختلف برحسب موارد گوناگون دسته بندي کرد. از جمله دسته بندي هايي که در مورد محيط انجام شده تقسيم بندي جان لنگ است وي محيط را در زير گروه هاي محيط کالبدي، محيط اجتماعی، محیط روانشناختی و محیط رفتاری تقسیم بندی میکند:
محيط کالبدي شامل محيط هاي زميني و جغرافيايي، محيط اجتماعي شامل نهادهاي متشکل از افراد و گروه ها، محيط روانشناختي شامل تصاوير ذهني مردم و محيط رفتاري مجموعه عواملي است که فرد به آن واکنش نشان ميدهد. 
در زمينه ديدگاه هاي ارائه شده در باب تاثير محيط و معماري بر رفتار مي توان به سه ديدگاه اشاره
جبري نگري معماري: اين ديدگاه از نخستين ديدگاه ها در مورد تاثير معماري بر رفتار انسان بوده است. لنگ در ابتداي کتاب آفرينش، نظريه معماري بيان مي کند که بيشتر نظريه هاي معماري بر اين اعتقاد و اساس بوده است که محيط ساخته شده، يکي از عوامل تعيين کننده رفتار اجتماعي انسان بوده است. اين ديدگاه در گفتار آلتمن قابل مشاهده است: «محيط و رفتار آن قدر در هم تنيده شده اند که به سختي مي توان آنها را از هم تفکيک کرد. رفتار را نمي توان مستقل از رابطه دروني آن با محيط درک کرد و رفتار را بايد در بستري محيطي تعريف کرد.» اما اين ديدگاه در واقع نوعي «اعتقاد به جبريت معماري» است. 
لنگ دليل اين اشتباه در تاريخ نظري معماري را بنيان گذاري نظريه هاي «معماري براساس مدل ساده انگارانه انگيزش پاسخ» مي داند. به اين شکل محيط ساخته شده يا طبيعي محرک و رفتار انسان ها پاسخگوي محرک در نظر گرفته مي شود. در واقع ايرادهاي ديگري هم بر اين ديدگاه وجود دارد: «نخست اينکه با وجود اهميت عواملي اجتماعي و فرهنگي، اين ديدگاه در اهميت محيط فيزيکي مبالغه مي کند. دوم اينکه جبري نگري تاثيرات غيرمستقيم محيطي و تعامل معماري متغيرهاي محيطي را که به صورت ترکيبي عمل مي کند ناديده مي گيرد و بالا خره اين که جبري نگري، تعامل ميان فرد و محيط را ناديده مي گيرد و فرد را منفعل مي پندارد…» نکته اي که مد نظر لنگ است در روانشناسي محيطي از تاريخ 1980 ميلا دي مورد توجه قرار گرفت، رابطه انسان – محيط رابطه اي دوسويه است. هر دو به نوعي بر هم تاثير گذارده و از هم متاثر مي شوند. بنابراين نمي توان صرفاً وجوه کالبدي محيط را دليل بروز رفتارها در انسان دانست. بايد همواره اين نکته را مدنظر داشت که جز ويژگي هاي محيطي، عواملي متعدد در شکل گيري رفتار انسان ها در محيط هاي مختلف وجود دارد. البته ممکن است در طول تاريخ معماري به مواردي برخورد کرد که در يک محيط، آنقدر ناهنجاري اجتماعي اتفاق افتاده باشد که مسوولان تصميم به تخريب آن مکان گرفته اند، اما اين نکته هميشه صادق نيست (لنگ،1385،صص132-112)
اختياري نگري محيطي: بل ضمن بيان اين نگرش به محيط عنوان مي کند که جبري نگري به شکل مطلق و ناب باوري مبالغه آميز است. اختياري نگري در واقع شکل تعديل شده اي از جبري نگري است. مطابق اين ديدگاه: «محيط عرضه کننده فرصت هاي رفتاري و نيز عامل ايجاد محدوديت هاي بالقوه است» از اين ديدگاه محيط معمولا باعث بروز رفتارنميشود،دراين نگرش انتخاب ماست که نقش مشخص کننده را دارد: «اختياري نگري محيطي، محيط راتنها تعيين کننده رفتار نميداند، بلکه آن را زمينهاي براي وقوع

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های ناخودآگاه، خوشگذرانی، تاریخ ادبیات Next Entries پایان نامه با کلید واژه های رفتار انسان، تحلیل محیط، سلسله مراتب