پایان نامه با کلید واژه های داراي، موقعيت، مکاني

دانلود پایان نامه ارشد

براي پيامبر (ص) يا اهل بصيرت اين امر امکان داشته که از روي قيافه پي به نيابت افراد برده شود که در خصوص منافقان بوده است. (رشادتي و همکاران، 1390)
به اعتقاد نگارنده از مجموع آيات قراني چنين بر مي آيد که در قران کريم ،علائم مشخصي را در دنياي بشري ارائه ننموده تا اينکه از طريق آن علائم در چهره يا ساير نقاط بدن بر بذهکار بودن يا نبودن اشخاص دلالت گردد .
سعي ما در مطالبي که در سطور قبل ذکر شد آن بود که ارتباطي بين دو موضوع شخصيت و جرم برقرار سازيم تا شخصيت يک مجرم را واکاوي کنيم و در قسمت انتهايي نيز يکي از نظريه هاي کهن و البته مطرح در مجامع علمي را با نام تيپ شناسي شخصيت به قلم بياوريم که به اعتقاد نگارنده دانستن مفاهيمي در ارتباط با اين موضوع مي تواند مدخل بسيار مناسبي براي ورود به عرصه ي مزاج و مزاج شناسي باشد با نگاهي تطبيقي بسيار آشکار است که آنچه تحت عنوان تيپ در آن نظريه ها بيان شده بعد ها نام مزاج به خود گرفته و البته توجه پژوهشگران بسياري را نيز به خود جلب کرده است. اينکه تيپ يا همان مزاج هاي چهارگانه چيست و چه کارکرد و چه نشانه هايي دارد؟ و البته ارتباط کمي يا کيفي آن با موضوع جرم چيست؟موضوعي که در ادامه به آن خواهيم پرداخت.

فصل چهارم
اركان، اخلاط و جرم

4-1- پيشگفتار
بالاخره به موضوع اصلي و محوري اين پايان نامه يعني مبحث اخلاط و امزاج رسيده ايم. اگرچه قبل از آنکه به اين موضوع ورود پيدا کنيم قطعاً بسيار ضروري است که اين را يادآور شويم که سخن گفتن از مبحث اخلاط و امزاج در واقع راه يافتن به مکتب بسيار شگفت آور حکمت و طب مي باشد. مکتبي که بر بالابلنداي آن نام ابن سينا، رازي، حکيم جرجاني و … نقش بسته است. همان گونه که مي دانيد هر مکتب طبي با نظريه و ديدگاهي خاص به موضوع خود يعني تندرستي و بيماري انسان مي نگرد. براي شناخت صحيح هر مکتب لازم است بااصطلاحات و لغات فني آن طبق دانشمندان همان مکتب آشنا شد. با آن زبان سخن گفت و بلکه با آن زبان فکر و اجتهاد کرد. از سويي بايد دانست بسياري از تعاريف و اصطلاحات در طب سنتي ايران عقلي و فلسفي هستند و در گام اول به دليل ناآشنايي فرا گيرنده با بيان فلسفي يا نام همخواني آنها با برخي دانسته هاي پيشين وي سوالهاي مختلفي براي فرد مبتدي پيش مي آيد. ولي پس از مدتي اين سوالات پاسخ خود را مي گيرد و افق و ديدگاه جديدي فرا روي ذهن مخاطب گشوده مي شود. اين توضيح به اين جهت بيان شد که در اين بخش با اصطلاحاتي از اين دست آشنا خواهيد شد و به طور کلي در اينبخش سخن در باب شرح و بسط مفاهيم پيچيده طب سنتي- ايراني است و قبل از ورود به آن نيازمند بود تا اين مقدمه را بدانيد و تا از ديدگاه و نقطه نظر خود طب سنتي به طب سنتي نگاه بيندازيد.
در مطالب پيش رو مباحثمان را از شرح امور طبيعيه آغاز مي کنيم. اجزاء آن را تعريف و سپس به شرط مبسوطتر مفاهيمي مانند ارکان، مزاج، اخلاط مي پردازيم.
حقيقت مزاج را بيان مي کنيم. علائم باليني آن را همراه با تعبيرات امروزي مزاج در پزشکي مدرن شرح خواهيم داد. در قسمت پاياني اين فصل نيز مزاج را از ديدگاه دانشمندان بررسي و سپس مدل شخصيتي مزاج و جدول امزاج و اخلاط از ابعاد گوناگون را ترسيم مي کنيم.

4-2- تعريف ارکان يا عناصر طبيعت
عناصر يا ارکان اجسام ساده وبسيطي هستند که اجزاي اوليه بدن آدمي و موجودات زنده و يا غير زنده را تشکيل مي دهند که عبارتند از هوا ، آب ، آتش ، خاک که از تشکيل اين عناصر ساده با يکديگر به نسبت هاي مختلف انواع موجودات مرکب ( مثل انسان ، حيوانات ، جامدات و … ) به وجود مي آيند که کلاً چهار نوع مي باشند که عبارتند از: آب ، آتش ، هوا و خاک. (خدادادي، ابوالحبيب :1389،1387)

4-3- موقعيت مکاني عناصر نسبت به يکديگر
4-3-1- خاک
“جسمي است ساده و داراي سنگيني مطلق و مزاج سرد و خشک دارد. و موقعيت مکاني طبيعي آن در حالت عادي در مرکز ساير عناصر است و حالتي ثابت و ساکن دارد و تمامي عناصر غير خاکي (مثل آب و هوا وآتش) بدور آن حرکت مي کنند. وجود عنصر خاکي در خون يا بدن انسان يا ساير وجودات عالم جهت پيوستگي و پايداري و نگخداري اشکال (شکل پذيري) آنها مي باشد. تشبيه اين حالت وجود استخوان و عناصر اسکلتي بدن است که تمام عناصر ديگر بدن به خاطر وجود استخوان قائم به فضا هستند وگرنه اگر دستگاه اسکلتي بدن حذف شود همة وجود نسان به يکجا فرو مي ريزد. خاک سردي خود را از آبي که در اطرافش وجود دارد، مي گيرد” ( ابوالحبيب ،1389؛ ناصري و همکاران ،1388) .

4-3-2- آب
“جسمي است ساده و داراي سنگيني زياد و مزاج سرد و تر دارد. موقعيت مکاني آن در اطراف و حول و حوش خاک است و بدين وسيله خاک را دربر مي گيرد. ولي خود توسط هوا احاطه مي شود. کار آب در اطراف خاک، نرم کردن آن مي باشد و کار خاک نسبت به آب شکل دادن به هيئت آب مي باشد زيرا آب در حالت عادي از خود شکلي ندارد و در هر ظرفي که قرار بگيرد شکل آن را بخود مي گيرد لذا آب نمي گذارد که خشکي (يا خاک) از هم بپاشد و خاک يا خشکي نيز نمي گذارد آب يا تري سيلان يابد. عضله در حقيقت بايستي مثل استخوان سفت بوده باشد ولي به دليل نفوذ آب به درون بافت هاي آن نرمتر از استخوان شده است و اصولاً کار آب آن است که نرمي به بافت ها مي بخشد علت آنکه غضروف ها در بدن نيز نرم هستند همانا نفوذ آب به درون بافت غضروف مي باشد که باعث نرمي آن نسبت به استخوان هاي بدن گرديده است، آب رطوبت خود را از هواي اطرافش مي گيرد.”( ابوالحبيب ،1389؛ ناصري و همکاران ،1388) .

4-3-3- هوا
“جسمي است ساده و داراي سبکي زياد و مزاج گرم و تر دارد موقعيت مکاني آن در اطراف آب و يا به عبارتي بالاتر از آب و پايين تر از آتش مي باشد کار هوا در ساختمان موجودات افزايش نفوذ پذيري، نرم کنندگي، سبک گردانيدن اجسام جهت سهولت بلند کردن آنها يا جابجايي اجسام مي باشد. مثلاً شما کيکي را مي پزيد در شرايطي که هوا را به درون آن مي دميد اين کيک ترد و دندان گير و تو خالي مثل اسفنج مي شود حال اگر کيک مزبور را با آرد بيشتر که نماينده عنصر خاک است بپزيد،سفت و سخت دندان خواهد شد. بر اين اساس کيک يزدي که حالتي اسفنجي و متخلخل دارد، مخلوطي است از آرد (به عنوان عنصر خاکي) و هوا که ميزان آن نسبت به بقيه نانها کمتر است لذا کيک يزدي نرم و ترد مي شود. در ميان بافت هاي بدن، بافت خون که شما لخته هاي آن را به خاطر داريد بهترين مثال براي وجود هوا در درون بافت است که حالتي نرم و متخلخل دارد و مثال بعدي بافت ريه يا همان جگر سفيد مي باشد. هوا گرمي خود را از آتش اطراف خود مي گيرد” ( ابوالحبيب ،1389؛ ناصري و همکاران ،1388) .

4-3-4- آتش
“جسمي است ساده و داراي سبکي مطلق. موقعيت مکاني آتش در اطراف هوا است و يا به عبارتي بالاتر از همة عناصر است و کارش در ساختمان موجودات، عبارت است از پختن، نرم کردن، مخلوط کردن، و افزايش نفوذ پذيري در اجسام مي باشد. بهترين مثال براي وجود اثبات آتش در ميان بافت ها، همان بافت مني آقايان مي باشد که حرارتغريزي بدن از آن درست شده است گازهاي خوني موجود در ساختمان بافت مني نقش خلط صفرا را بازي مي کنند که در واقع همان عنصر را تشکيل مي دهند.”
ابوالحبيب(1389). مثال ديگر نان سوخاري است که ترکيبي است از آرد (به عنوان عنصر خاکي) و آتش که آن را ترد و پوک کرده است. آتش خشکي خود را از افلاک مي گيرد. يک نمونة ديگر از حضور عناصر در بافت ها، وجود هر چهار عنصر خاک و آب و باد آتش در ساختمان مدفوع در درون روده هاست. اگر خاک مدفوع (سودا) زياد شود، سفتي و يبوست خواهيم داشت و اگر آب آن (بلغم) افزوده شود، مدفوعي نرم و روان مشاهده مي شود و چنانچه باد آن (دم) زياد شود مدفوعي حجيم و متخلخل رقم مي خورد که دفع آن نيز از مقعد راحت تر خواهد بود و چنانچه آتش (يعني صفراي آن) زياد شود خشکي متخلخل ايجاد نموده و باعث يبوست خفيف فرد مي گردد .
به طور کلي آب و خاک که سنگين ترين عناصر طبيعت هستند در پيدايش ساختمان اندام هاي بدن و ثبات اسکلتي آنها نقش دارند حال آنکه آتش و هوا که عناصر سبک تري هستند در پيدايش و جنبش روانها و اندام ها نقش خواهند داشت. حال براي فهم هر چه بيشتر موقعيت و ميزان کمي و کيفي عناصر نسبت به يکديگر در درون بدن مي توانيم مثال هاي بيشتري را براي شما بزنيم تا به طور مفهومي تر اين موضوع را درک نموده و دنبال کنيد:
در مثال اول فرض کنيد که مغز فردي داراي عنصر خاکي بيشتري نسبت به اشخاص ديگر بوده باشد مزاج خاک سرد وخشک است و قوام خاک سفت است وموجب استحکاک مغز در فرد مورد مثال مي شود واين بدان معنا است که مغز مورد نظر انعطاف لازمه براي فعل وانفعالات شيميايي و نوروترانسميتوري (= عصب رساني ) مناسب را ندارد لذا اين فرد ( سودا زده مغزي ) مي تواند مستعد لرزش يا لقوه دست و پا و پارکينسون ويا اداء الرقص (= بيماري شکلک در آوردن ) ، افسردگي وروحيات منفي ونظاير آن گردد .
در مثال دوم فرض کنيد که مغز آدمي داراي عنصر آبکي زيادتري نسبت به اشخاص ديگر بوده باشد ، مزاج آب سرد وتر است وباعث سردي وتري بافت مغز نسبت به قبل ونسبت به ديگران مي شود واز اين موضوع نتيجه مي گيريم که بافت مغز اين شخص نرمتر از مثال قبلي است واين نرمي باعث پيدايش علايمي چون ، کوليت روده عصبي ، خواب آ?ودگي ، پرخوابي ، در مثال سوم فرض کنيد که مغز آدمي داراي هواي بيشتري نسبت به اشخاص ديگر بوده باشد ، مزاج هوا گرم وتر است وباعث پيدايش ورم مغزي ، حجيم شدن ومتخلخل شدن آن وسردرد ، ميگرن ، تعريق ، پرگويي گردد.
در مثال چهارم فرض کنيد که مغز آدمي داراي آتش بيشتري نسبت به اشخاص ديگر بوده باشد ، مزاج آتش گرم وخشک است وباعث تشمع مغزي ومچاله شدن آن مي گردد يعني موجب استحاله بافت مغزي ميشود وبه همين جهت هم هست که افراد صفراوي مزاج در صورت درگير شدن مغزشان با صفرا دچار پرخاشگري ، عصبانيت ، قتل ، غارت ، بيش فعالي ، غير منطقيت ، جديت ، عدم پايبندي به عهد ، هايپر رفلکسي در اعضاء ( يعني پرش اعضاء واندام ها ) ، پر کاري تيروئيد ، نازايي ، فيبروم رحمي وغيره مي شوند ( ابوالحبيب ،26:1389) .

4-4- مزاج ها
مفهوم مزاج يکي از مفاهيم کليدي است که از يک سوي در پزشکي و طبيعيات قديم و از سوي ديگر در مباحث فلسفي به ويژه در حوز? نفس شناسي، نقش مهمي را ايفا مي کرده است. از نظر قدما، مزاج کيفيتي است که در اثر واکنش ميان عناصر اربع? جسم حاصل شده و داراي خاصيتي متفاوت از خاصيت اجزاست. کيفيت حاصل شده (مزاج)، عامل مهمي براي دستيابي موجودات به رتبه هاي متفاوت وجود دارد. آيا اين مفهوم در پزشکي مدرن نيز م يتواند جايگاهي داشته باشد؟ در پاسخ به اين پرسش نخست به تعريف مزاج و همچنين مفاهيم مرتبط با آن، مانند اعتدال مزاج، عناصر اربعه، اخلاطه اربعه و .. از ديدگاه قدما مي پردازيم. در مرحل? بعد، چهار تعبير رايج امروزين از مزاج را طرح و سپس با توجه به ويژگي هايي که تعبير صحيح از مزاج بايد داشته باشد، تعبير مختار را از ميان تعابير چهارگانه مشخص خواهيم کرد. در اين تعبير، مي توان کيفيت عملکرد سيستم اعصاب اتونوم را به عنوان بديلي امروزين براي مفهوم سنتي مزاج در نظر گرفت.
اعتقاد به مزاج از ديرباز ميان طبيبان از يک سوي و فلاسفه و متکلمان از سوي ديگر رايج بوده است. سقراط هم? خوراکي ها را در چهار دست? گرم، سرد، خشک و تر
دسته بندي کرد. و معتقد بود که سلامتي حاصل حفظ تعادل در اين چهاردسته است. بعد از او، جالينوس نظريات او را تنظيم و نظري? اخلاط اربعه را عرضه کرد. سال ها بعد، ابن سينا، متون گذشتگان را نظمي نوين بخشيد و به همراه تجارب و آراي خود در کتاب قانون بيان کرد. او در اين کتاب نه نوع مزاج را براي آدميان در نظر گرفته است که عبارت اند از سرد، گرم ، تر، خشک (مزاج هاي مفرد)، سرد و تر، سرد و خشک ، گرم و تر، گرم و خشک (مزا جهاي مرکب) و مزاج معتدل(ابن سينا، 1993: 1/22-23).
قدما معتقد بودند که مزاج معتدل حقيقي به طور مطلق وجود

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی فرآیند کسبوکار، سیستمهای مدیریت، شبکه عصبی Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی فرآیند کسبوکار، سیستمهای مدیریت، بهبود مستمر