پایان نامه با کلید واژه های حکمت خداوند

دانلود پایان نامه ارشد

را با استدلال بالا، اهل حل و عقدو مقامات حكومتي در هر زمان نيز مي دانند.
اما نظر مفسران شيعه به طور خلاصه اين است كه اين اولو الامر حال هر كسانى كه بايد باشند، حق ندارند حكمى جديد غير حكم خدا و رسول 6 را وضع كنند، و نيز نمى‏توانند حكمى از احكام ثابت در كتاب و سنت را نسخ نمايند.153
آيه 59 سوره مباركه نمى‏گويد اولو الامر چه كسانى هستند ولى دقت در آن روشن مى‏كند كه اولو الامر بايد مثل رسول6معصوم و مصون از خطا باشند، به عقيده شيعه و بنا بر روايات مراد از اولو الامر، ائمه معصومين7هستند. در تفسيرالبرهان 30 روايت در اين زمينه نقل شده است، آيه شريفه نيز به آن دلالت دارد.154
آري اهميت ازفرمان اولو الامر به اندازه اي است كه همرديف با اطاعت خدا و رسول 6 قرار گرفته و ارجاع اختلافات به ايشان نشانه ايمان مي باشد. عبارت ( إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ) (59) تشديد و تاكيد بر اين حكم و اشاره است به اين كه مخالفت اين دستور از فسادى كه در مرحله ايمان باشد ناشى مى‏گردد و معلوم مى‏شود اين دستور ارتباط مستقيم با ايمان دارد، و مخالفت با آن كشف مى‏كند از اين كه شخص مخالف اگر تظاهر به صفات ايمان به خدا و رسولش6 مى‏كند، براى اين است كه كفر باطنى خود را بپوشاند، و اين همان نفاق است كه آيات بعدى بر آن دلالت دارد.
منافقان كافراني هستند كه به ظاهر خود را اهل ايمان دانسته و در صفوف مومنان جاي مي دهند ولي در برابر اجراي حقيقي احكام الهي، تكبر مي كنند ( إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ مَنْ كانَ مُخْتالاً فَخُوراً) (36). آيه 61 (وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى‏ ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُوداً) نشان مي دهد منافقان از مخالفان سرسخت حق هستند زيرا مردم را بر خلاف حكم صريح الهي در آيه 59، از رفتن نزد رسول6 كه مظهر حق و عدالت است باز مي دارند.
آيه 62 (فَكَيْفَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ثُمَّ جاؤُكَ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنْ أَرَدْنا إِلاَّ إِحْساناً وَ تَوْفِيقاً) به پيامد اين عمل كه دچار شدن به مصيبت ها و قسم دروغ خوردن براي حفظ چهره و آبروي خيالي خود در بين مومنان است اشاره مي كند. البته قسم دروغ خوردن شيوه منافقان است كه در آيه (يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَة الْكُفْرِ؛ آنها به خدا سوگند ياد مى‏كنند كه سخنان زننده در غياب پيامبر نگفته‏اند، در حالى كه قطعا سخنان كفرآميز گفته‏اند)155نيز به آن اشاره شده است. چون اين قسم هاي دروغ براي فريب مردم است در آيه63 ( أُولئِكَ الَّذِينَ يَعْلَمُ اللَّهُ ما فِي قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ عِظْهُمْ وَ قُلْ لَهُمْ فِي أَنْفُسِهِمْ قَوْلاً بَلِيغاً) خداوند از علم خود به آنچه در قلب آنهاست سخن گفته و دستوراتي را در جهت دور ماندن از خطرات آنها به رسول 6 و به تبع آن مومنان مي دهد.
عبارت (يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُوداً) (61) را وقتي در كنار عبارت (فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ)156در سوره منافقون قرار دهيم به اين نكته مهم مي رسيم كه، همان طور كه اطاعت از خدا ، همان اطاعت از رسول6است (أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُول) (59) و (مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّه‏) (80)، سرپيچي از فرمان رسول6و الوالامر نيز سرپيچي از فرمان خداوند است (فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ).
آيه 59 حكمي كلي را در مورد ارجاع امور اختلافي در بين مومنان به حكم خدا و رسول 6 بيان كرد و اجراي آن را نشانه ايمان قلبي و عملي دانست. آيه 60 (أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَ يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلالاً بَعِيداً) و 64 و 65 و 66 (وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً * فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً * وَ لَوْ أَنَّا كَتَبْنا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِيارِكُمْ ما فَعَلُوهُ إِلاَّ قَلِيلٌ مِنْهُمْ وَ لَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا ما يُوعَظُونَ بِهِ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ وَ أَشَدَّ تَثْبِيتاً ) به نتيجه گيري از اين حكم مهم پرداخته اند.
بر طبق اين آيات فلسفه ارسال رسولان، اطاعت شدن از طرف مردم است (64) هركس به زبان ادعاي ايمان كند ولي در عمل قضاوت خود را پيش طاغوت ببرد و به حكم او رضايت دهد (60) و يا قضاوت خود را به ظاهر نزد رسول6 يا جانشين بر حقش بياورد ولي از حكم خدا در مورد خودش ناراحت شده، توقف يا ترديد كند و تسليم امر الهي نگردد (65)، همچنان كه بسياري از مردم چنينند (66)، هرگز مومن نيست بلكه منافق است.
در آيات 67 و 68 و 69 (وَ إِذاً لَآتَيْناهُمْ مِنْ لَدُنَّا أَجْراً عَظِيماً * وَ لَهَدَيْناهُمْ صِراطاً مُسْتَقِيماً *وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً) براي اينكه انگيزه اي قوي در بين مردم پديد آيد تا در همه امور از فرمان رسول6 اطاعت كنند برخي از نعمت ها، بركات و پيامدهاي مهم اين كار را بر مي شمارد. آيه (70) ( ذلِكَ الْفَضْلُ مِنَ اللَّهِ وَ كَفى‏ بِاللَّهِ عَليما) اينها را فضل و بخشش الهي بر بندگان مي داند.
اين مجموعه از آيات (58 – 70) به بحث لفافه ها در قرآن كريم پيوند دارد. از آنجا که حکمت خداوند اقتضا مي کند در قرآن مسائل سياسي (آياتي که به اهل بيت7 اشاره دارد) و مسائل علمي که سطح علم مردم عصر پيامبر6 اقتضاي فهم آنها را نداشته اما براي عصر هاي بعد و خصوصاً عصر حاضر قابل فهم باشند، در سرپوشي از معاني بيان کند و اين آيات را بطور طبيعي از خطر تحريف حفظ کند، از اين سرپوش ها با عنوان لفافه ها ياد شده است.157

با توجه به آيه 59 ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلاً) و اينكه نام اولى الامر در اين آيه بيان نشده است، بايد بگوييم منظور از اولى الامر افرادى از امتند كه در گفتار و كردارشان معصومند، و به راستى اطاعتشان واجب است، به عين همان معنايى كه اطاعت خدا و رسولش 6 واجب است، و چون ما قدرت تشخيص و پيدا كردن اين افراد را نداريم به ناچار محتاج مى‏شويم به اين كه خود خداى تعالى در كتاب مجيدش و يا به زبان رسول گراميش اين افراد را معرفى كند، و به نام آنان تصريح نمايد، قهرا آيه 59 بر كسانى منطبق مى‏شود كه رسول خدا 6 در رواياتى كه از طرق ائمه اهل بيت7تصريح به نام آنان كرده، و فرموده اولوالامر اينان هستند. ‏.”158
اما گروهي كه نام آنها نيز ذكر نشده است در برابر فرمان خدا و رسولش تكبر كرده و از اجراي فرمان الهي سر باز زدند. اما در اين آيات ملاك هايي به دست مومنان مي دهد تا همه بدانند فرق مومن و كافر در ميزان اطاعت از خدا و رسول 6 است و اگر كسي به زبان ادعاي ايمان كرد ولي عملا اطاعت نكرد منافق است و كافر مي باشد.
مساله نفاق و منافقان در اسلام از زمانى مطرح شد كه پيامبر 6 به مدينه هجرت فرمود و پايه‏هاى اسلام قوى، پيروزى آن آشكار شد و دشمنان را در ضعف و ناتوانى قرار داد، و لذا دشمنان شكست خورده براى ادامه برنامه‏هاى تخريبى خود تغيير چهره داده، ظاهرا به صفوف مسلمانان پيوستند، ولى در خفا به اعمال خود ادامه مى‏دادند.
اين نكته نيز قابل توجه است كه مساله نفاق و منافقان مخصوص به عصر پيامبر 6 نبود، بلكه هر جامعه‏اى، مخصوصا جوامع انقلابى، با آن روبرو هستند، به همين دليل بايد تحليلها و موشكافيهاى قرآن را روى اين مساله نه به عنوان يك مساله تاريخى، بلكه به عنوان يك مساله مورد نياز فعلى، مورد بررسى دقيق قرار داد، و از آن براى مبارزه با روح نفاق و خطوط منافقين در جوامع اسلامى امروز الهام گرفت.
اهميت شناخت اين گروه از مخالفان حق به اندازه اي زياد است كه سوره (63) قرآن كريم ،”منافقون” نام دارد و در آن خداوند به بحث مشروح پيرامون آنها پرداخته است .به عنوان نمونه از نشانه هاي مهم اين گروه كه در آيات ابتدايي سوره منافقون بيان شده اين است كه آنها سوگندهايشان را سپر ساخته‏اند، تا مردم را از راه خدا بازدارند، آنها كارهاى بسيار بدى انجام مي دهند. (اتَّخَذُوا أَيْمانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّهُمْ ساءَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ)159، مطلبي كه در آيه 62 سوره نساء نيز تاكيد شده است ( فَكَيْفَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ثُمَّ جاؤُكَ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنْ أَرَدْنا إِلاَّ إِحْساناً وَ تَوْفِيقاً ).
منافقان،كافر هستند وبه طور حتم در زمره آنها قرار دارند. درسوره توبه مى‏خوانيم؛ (يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ؛ آنها به خدا سوگند ياد مى‏كنند كه سخنان زننده در غياب پيامبر6 نگفته‏اند، در حالى كه قطعا سخنان كفرآميز گفته‏اند).160
علت اعمال زشت و داخل شدن آنها در وادي كفر هم در سوره منافقون اشاره شده است (ذلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا فَطُبِعَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَفْقَهُونَ؛ اين به خاطر آن است كه آنها نخست ايمان آوردند، سپس كافر شدند و لذا بر دلهاى آنها مهر نهاده شده و حقيقت را درك نمى‏كنند)161.
همان هايي كه چون در مورد خلافت اختلاف پيش آمد، نظر طاغوت را ملاك قرار دادند زيرا اين كار از كفر دروني شان خبر مي داد ( وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ؛ و كسانى كه كفر مى‏ورزيدند سرپرستانشان طاغوت‏هايند)162. اما طبق آيه 60 سوره نساء (أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَ يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلالاً بَعِيداً ) دستور خداوند بر خلاف اين بود و آنها فقط بايد نظر خدا و رسول 6 را اجرا مي كردند و چون خلاف كردند،كافر شدند هرچند به خيال خود ايمان دارند ( فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ) (59). رسول6 اواخر عمر شريف مسلمين را فرمان دادند تا همراه ايشان در آخرين حج رسول خدا شرکت کنند. در راه بازگشت در منطقه اي به نام غدير، جايي که کاروانيان از هم جدا مي شدند آيه اي نازل شد “يَأَيهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَ إِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَايهَدِى الْقَوْمَ الْكَافِرِين”.163
رسول 6 فرمان توقف دادند و در آن جا خطبه معروف غدير را قرائت فرمودند و حضرت علي 7 را به عنوان خليفه و جانشين خود معرفي نموده و فرمودند؛ “هر که من مولاي اويم، پس علي مولاي اوست. خدايا! دوستدارش را دوست و دشمنش را دشمن بدار”. خداوند در همان روز، آيه نازل کرد: “الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های ايمان، حكم، شرك، يهود Next Entries پایان نامه با کلید واژه های ترس از خدا، اعجاز قرآن