پایان نامه با کلید واژه های حل اختلاف، حل و فصل اختلافات، قانون نمونه

دانلود پایان نامه ارشد

اختلاف مي‌پردازند، تابع هيچ تشريفاتي نيستند مگر آنچه که خود تعيين کنند. به همين علت سرعت و انعطاف‌پذيري يکي از مهمترين مزاياي غيرقابل انکار روش‌هاي جايگزين است‌.
?. کارآيي و اطمينان‌: با توجه به نقش اراده طرفين دعوي در تعيين فرآيند، آيين و تشريفات حل و فصل اختلاف‌، و فرد يا افرادي که به حل اختلاف مي‌پردازند و نيز منشاء ارادي ماحصل اين فرآيند، بايد گفت که اولاً برخلاف قضات دادگاه‌ها که طرفين اختلاف کوچکترين نقشي در تعيين ايشان نداشته و حتي شناختي از وي و صلاحيت‌هاي علمي و اخلاقي او ندارند، داوران و يا اشخاصي که به ميانجيگري و سازش مي‌پردازند، منتخب مستقيم و يا با‌ واسطه‌، طرفين دعوي و مورد وثوق آنها بوده و بنابراين به جهت نقش فعال طرفين در کل فرآيند رغبت بيشتري به اجراي نتيجه و ماحصل آن (اعم از راي داوري‌، سازش‌نامه و غيره‌) دارند.
مزاياي يادشده بالا منجر به اقبال روزافزون اشخاص به ويژه تجار و شرکت‌ها، که به علت ماهيت فعاليت‌هايشان بيشتر درگير اختلافات حقوقي هستند، به روش‌هاي جايگزين در حل و فصل اختلافات‌، گرديده است‌. به ويژه در اختلافات ناشي از معاملات تجاري بين‌المللي که طرفين به علت ناآشنايي و بدبيني به سيستم قضايي کشور متبوع طرف دعوي علاقه‌اي به حضور در دادگاه خارجي ندارند، روش‌هاي حل اختلاف جايگزين از اهميت بسياري برخوردارند. استفاده از روش‌هاي جايگزين ممکن است به صورت شرط ضمن عقد در قرارداد پيش‌بيني شود که در اين صورت انجام آن براي طرفين الزامي است به همين علت اين نوع روش را مي‌توان آيين اجباري جايگزين ناميد چراکه طرفين طبق تعهد قراردادي خود ملزم به طي آن فرآيند مي‌باشند هرچند که در نهايت الزامي به تبعيت از نتيجه آن (مثلاً نظريه ميانجي‌) نداشته باشند. در مقابل آن آيين اختياري جايگزين وجود دارد که طرفين پس از بروز اختلاف بر سر آن توافق کرده و درصدد حل اختلاف خود از طريق روش‌هاي جايگزين برمي‌آيند. استفاده از آيين‌هاي حل اختلاف جايگزين از جمله داوري در قراردادها و اختلافات ناشي از آن در بيشتر کشورها (به ويژه کشورهاي توسعه يافته‌) کاملاً متداول است اما اين وضعيت در خصوص دعاوي خسارات و اختلافات ناشي از ضمان قهري کاملاً متفاوت است‌، زيرا که اصولاً اين دعاوي منشاء، قراردادي نداشته و قابل پيش‌بيني نبوده و بنابراين طرفين دعوي مي‌بايست پس از بروز اختلافات آن را به يکي از طرق جايگزين‌، حل و فصل کنند. متاسفانه در حالي که در بادي امر به نظر مي‌رسد که در کشورمان اقبال مردم به آيين‌هاي حل اختلاف جايگزين براي پرهيز از مراجعه به محاکم علي‌الاصول بيش از ساير کشورها باشد، اما در کمال تعجب چنين نبوده و استفاده از اين آيين‌ها چندان ميان مردم کشورمان رواج ندارد و يا حداقل تاثير چنداني ندارد، زيرا دادگاه‌ها با حجم انبوهي از پرونده‌ها و دعاوي که هر روز به خيل آن افزوده مي‌شود روبرو هستند و عملاً دادگاه‌ها به علت کمبود منابع مالي و انساني‌، عدم تخصص و تراکم پرونده‌ها زمين‌گير شده‌اند. عليرغم گذشت حدود پنج سال از اصلاحات قضايي‌، به نظر مي‌رسد راه درازي در پيش است که اين خود مي‌تواند به عنوان مهمترين عامل و پتانسيل جهت توسعه و استفاده روزافزون از آيين‌هاي حل اختلاف جايگزين در کشور باشد که متاسفانه تاکنون عليرغم نارضايتي مردم از مشکلاتي نظير ازدحام در دادگاه‌ها، اطاله دادرسي‌، فساد اداري و بعضاً ضعف کيفي و علمي آرا به نظر مي‌رسد که مردم همچنان خود را ناگزير از طرح دعوي در محاکم ديده و هنوز آگاهي کافي از امکان حل و فصل موثر دعاوي بدون مراجعه به دادگاه ندارند.
در راستاي اجراي اصلاحات قضايي و در جهت رفع معضلات يادشده و با هدف کاهش تراکم پرونده‌ها در دادگاه‌ها، شوراهاي حل اختلاف به عنوان نهاد متولي اجرا و گسترش آيين حل اختلاف جايگزين با صلاحيت‌هاي اجباري و اختياري ايجاد شدند. برخي روشهاي جايگزين حل و فصل اختلاف به اختصار به شرح زير ميباشد:
بند اول: مذاکره Negotiation
روشي است که در آن شرکت کنندگان تلاش ميکنند که در خصوص موضوعات مورد اختلاف يا در خصوص اختلافات احتمالي به يک تصميم مشترک برسند. سادهترين روش حل و فصل اختلاف مذاکره طرفين اختلاف يا مشاوران آنها است. چرا که طرفين نقاط قوت و ضعف اختلاف را بهتر از هر کسي ديگر ميدانند. اگر در جريان مذاکره لازم باشد ميتوانند بسته به موضوع از راهنمايي و مشاوره کارشناسان مختلف مانند وکلا، حسابداران، مهندسين و ساير متخصصان استفاده کنند. نکته اين است که شيوه مذاکره تنها در صورتي ميتواند به موفقيت بيانجامد که طرفين اختلاف از تواناييهاي علمي و فني لازم براي حل و فصل اختلاف برخوردار باشند. در اغلب موارد چنين توانايي در طرفين يافت نميشود. ممکن است طرفين وقت و هزينه زيادي صرف مذاکره کنند اما در نهايت به نتيجه نرسند و چاره را در توسل به روشهاي ديگر حل و فصل اختلاف ببينند. عکس اين قاعده نيز صادق است. يعني طرفين ميتوانند در ابتدا يکي از شيوههاي حل و فصل اختلاف مانند داوري را برگزينند و قبل از صدور راي با مذاکره به توافق مرضيالطرفين برسند.
در قراردادهاي طولاني مدت معمولا طرفين شرطي در قرارداد مقرر ميکنند که در صورت اختلاف از طريق مذاکره به حسن نيت به حل آن خواهند پرداخت. چنين شرطي داراي ابهاماتي است. معلوم نيست چه کسي بايد مذاکره را آغاز کند؟ چه مدت بايد طول بکشد؟ چگونه بايد حسن نيت طرفين احراز شود؟ به دليل همين ابهامات يکي از قضات انگليس در سال 1992 در پروندهاي اظهار داشت:
“توافق به مذاکره، مانند توافق براي توافق کردن در آينده [قول]، غير لازمالاجرا است… به دليل اين که از تعيين لازم برخوردار نيست…”.
با اين حال در حال حاضر دادگاههاي انگليس با ديد مثبت به شرط مذاکره نگاه ميکنند و مانند سيستمهاي حقوقي استراليا و آمريکا مذاکره را به عنوان يکي از طرق حل و فصل اختلاف به رسميت ميشناسند، به ويژه وقتي مذاکره با تشريفات مناسب به عنوان يکي از طرق جايگزين حل و فصل اختلاف انجام ميشود. 66
بند دوم: ميانجيگري Medcation
ميانجيگري در لغت به معناي وساطت و واسطه شدن ميان دو نفر براي رفع اختلاف آنها و در اصطلاح به عنوان يکي از شيوههاي ADR ميباشد.
ميانجيگري روشي است که در آن يک شخص ثالث بيطرف، به نام ميانجي، مذاکرات طرفين را تسهيل ميبخشد تا آنها را در رسيدن به توافق ياري دهد. شيوه ميانجيگري بايد سريع، ارزان و محرمانه باشد. در اين شيوه طرفين تنها در جستجوي استحقاقات حقوقي خودشان نيستند، يعني تمام همت طرفين فقط اين نيست که ببينند از نظر قوانين حقشان چيست و بايست به آن برسند، بلکه تشويق ميشوند فراتر از اختلاف فيمابين فکر کنند. به عنوان مثال، در جايي که ممکن است طرفين در پروژههاي آتي با هم کار کنند، يکي از طرفين ميتواند در خصوص اختلاف فعلي امتيازاتي به طرف مقابل بدهد تا اختلاف حل شود و در مقابل توافق کند تا در طرحهاي آتي از تخفيفها و امتيازاتي بهرهمند شود. اين در جايي سودمند است که رابطه طرفين به طور غيرقابل برگشت نگسسته باشد.
مثالي که براي ترسيم ميانجيگري مناسب است اين است که فرض کنيد اختلاف طرفين بر سر مالکيت يک محموله از پرتقال است. بهترين ميانجيگري اين است که ميانجي جريان ميانجيگري را به نحوي اداره کند که هر دو طرف به خواسته خود برسند. در اين مثال يک حالت مطلوب اين است که يکي از طرفين پرتقالها را به خاطر آبش بخواهد و طرف ديگر به خاطر پوستش! در اين صورت هر دو طرف از روند ميانجيگري رضايت خواهند داشت. اين عمل به روش برد ـ برد مشهور است.
ميانجيگري کلمهاي شايع و تازهاي در تجارت منطقه اروپاي غربي است و استفاده از آن از سوي جامعه صنعتي مورد استقبال واقع شده و مورد تاييد قرار گرفته است. اين شيوه به طرفين اين امکان را ميدهد که حتي پس از اين که روند ميانجيگري به پايان رسيده است، کار با يکديگر را همچنان ادامه دهند. هدف از ميانجيگري رهيدن از ذهنيت “برد/باخت” است. هيچ يک از طرفين با ديد برنده يا بازنده به ديگري نگاه نميکند. آنچه لازم است تسهيل امکان گفتگو با همه طرفين ديگر درگير در اختلاف است تا اطمينان حاصل شود که اختلاف بالا نميگيرد.
در پاسخ به رشد قابل توجه استفاده از شيوه ميانجيگري به عنوان يکي از شيوههاي جايگزين حل و فصل اختلاف، کميسيون اروپا در اکتبر 1999 برگ سبز مربوطه به توسعه ميانجيگري تجاري در قلمرو اتحاديه اروپا منتشر کرد. اين برگ سبز به دليل کارهاي انجام شده توسط مرکز حل و فصل کارآمد اختلاف و چهار نهاد ميانجيگري از فرانسه، هلند، ايتاليا و بروکسل معرفي شد. آنسيترال نيز به تازگي پيشنويس قانون نمونه راجع به ميانجيگري/سازش را تهيه کرده است. 67
بند سوم: سازش Conciliation
سازش همانند ميانجيگري روشي است با مصاحبه که در ان گفتگوهاي سازشگر و طرفين اختلافات طرفين حل و فصل ميشود. بين ميانجيگري و سازش، در صورت وجود، تفاوت اندکي وجود دارد. در انگلستان تصور ميشد که اگر بين ميانجيگري و سازش تفاوتي وجود داشت اين تفاوت مربوط به اين بود که آيا فرد تسهيل کننده در صورت عدم موفقيت فرآيند حل و فصل اختلاف به طرق ديگر پيشنهادي کرده است يا نه. اگر پيشنهادي شده است در اين صورت از شيوه حل و فصل اختلاف عموما به عنوان سازش ياد ميشد، در حالي که اگر هيچ پيشنهادي نميشد از روند به عنوان ميانجيگري نام برده ميشد. در عمل نيز حقوقدانان کامنلا از اصطلاح ميانجيگري استفاده ميکنند و حقوقدانان نوشته از اصطلاح سازش. با اين حال در خصوص اين که چگونه ميتوان ميانجيگري و سازش را به طور جداگانه تعريف کرد، بين نويسندگان توافقي وجود ندارد. 68
بند چهارم: کارشناسي
حضور کارشناسان با دانش ويژه در امور فني، حقوقي، مالي و ساير زمينهها ميتواند در وضعيتهاي مختلف مفيد واقع شود. مرکز کارشناسي بينالمللي اتاق بازرگاني با ارايه سه نوع خدمت متفاوت “معرفي کارشناسان، انتصاب کارشناسان و اداره جريان کارشناسي” به اين نياز پاسخ ميدهد. انتصاب کارشناسان صالح به ويژه در زمينه بينالمللي کاري ظريف است. موقعيت ممتاز اتاق در قلب سازمان تجاري بينالمللي براي ايفاي اين نقش به آن جايگاه خوبي اعطا کرده است. “مرکز” کارشناسان را معرفي و منصوب مينمايد تا نظرات خود را بر موضوعات گسترده از محاسبات و موضوعات قراردادي گرفته تا ارزيابي تجهيزات صنعتي، ارايه نمايند. دنياي تجارت نيازمند صنعت کارشناسي است و از زماني که مرکز کارشناسي بينالمللي اتاق در سال 1976 ايجاد گرديد تا کنون توسعه بسياري پيدا کرده است. همين امر لازم نموده تا به صورت دورهاي قواعد کارشناسي که توسط مرکز اجرا ميشود بازنگري گردد. قواعد فعلي که از اول ژانويه 2003 لازمالاجرا شد جايگزين مقررات قبلي 1993 شده و انعطاف و شفافيت بيشتري در فرآيند رسيدگي به وجود آورده است. هر يک از خدمات سه گانه مرکز به روشني مشخص و به صورت نظاممند توصيف شدهاند و دو ضميمه هم در خصوص هزينههاي آن وجود دارد. کارشناسي اتاق قسمتي از خدمات گستردهاي است که به منظور تسهيل روابط تجاري بينالمللي ميشود. کارشناسي ميتواند در زمينههاي مختلفي از جمله براي رفع بلاتکليفي و ابهام در فعاليتهاي تجاري کمک به حل و فصل دوستانه اختلافات و يا در ارتباط با دعوايي که در داوري طرح شده به کار گرفته شود. خدمات کارشناسي چه به صورت مستقل و چه به عنوان نقش تکميل کننده ساير روشهاي حل اختلاف هر دو ارزشمند است. در مواردي که موضوع از طريق مرجع داوري که براساس قواعد داوري اتاق عمل ميکند به کارشناسي ارجاع شود در مقررات اصلاحي کارشناسي پيشبيني شده که از هزينه غيرقابل استرداد براي معرفي کارشناس صرف نظر ميشود. در خصوص تقاضا نظر کارشناسي، اگر دعوي به موضوعات کيفي و فني مربوط گردد طرفين ممکن است راضي شوند که دعوي را از طريق نظر يک کارشناس حل و فصل نمايند. در اين چنين موردي طرفين بايد صريحا موافقت کنند که نظر کارشناس براي آنها الزامآور است.
بند پنجم: ارزيابي بيطرفانه Neutral Evaluation
ارزيابي بيطرفانه روشي است که طبق آن طرفين دلايل و ادعاهاي خود را

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های حل اختلاف، حل و فصل اختلافات، سازمان تجارت جهاني Next Entries پایان نامه با کلید واژه های حل اختلاف، اشخاص ثالث، جبران خسارات