پایان نامه با کلید واژه های حقوق مرتبط، حق ثبت اختراع، انتقال دانش

دانلود پایان نامه ارشد

داراي دو شرط اساسي باشد: الف- مفيد باشد و نيازي را برآورد، خواه آن نياز مادي باشد يا معنوي ب- قابل اختصاص يافتن به شخص يا ملت معين باشد.”8
“مال چيزي است که داراي اين عناصر باشد: الف- امکان اختصاص به شخص را داشته باشد ب- قابل نقل و انتقال باشد ج- نفع داشته باشد د: نفع عقلايي باشد ه- امري واقعي باشد نه حاکي از واقعيت”9
از ميان تعاريف بالا به نظر ميرسد، کاملترين تعريف، تعريف دکتر کاتوزيان از مال باشد.” از نظر حقوقي به چيزي مال ميگويند که داراي دو شرط اساسي باشد: الف- مفيد باشد و نيازي را برآورد، خواه آن نياز مادي باشد خواه معنوي ب- قابل اختصاص يافتن به شخص يا ملت معين باشد.” فقها هم در تعريف مال به گونهاي بر اين دو شرط نظر داشتهاند، به گونهاي که هرگاه چيزي اين دو شرط را نداشته باشد، آن را مال ندانستهاند.10
بند دوم: مفهوم حقوق فکري
پيش از پرداختن به مفهوم حقوق مالکيت فکري بايد گفت، با توجه به اينکه مطابق تعاريف، ملاک اصلي در ماليت داشتن اشياء اعم از مادي و معنوي، مفيد بودن و برآورده ساختن نياز خواه مادي و خواه معنوي است و همچنين با عنايت به تعاريف ارائه شده از مال و عدم تقييد ماليت به عين ميتوان گفت که در فقه و حقوق ماليت مفهوم عرفي است و اختصاص به اعيان خارجي ندارد و عمل و کار انسان خواه فکري باشد يا يدي، مال محسوب ميشود. بنابراين اين دسته از حقوق که به تدريج و در قرون و دهههاي اخير مورد توجه قرار گرفته و چنان توسعه يافته که عنوان مهمترين موضوع در حقوق را به خود اختصاص داده، علي رغم ماهيت غيرمادي، در زمرهي اموال قرار ميگيرند.
اصطلاح حقوق فکري را نخستين بار پيکار،11 حقوقدان بلژيکي در سال 1899 به کار برده است و برخي از حقوقدانان هم به جاي آن، از اصطلاح “مالکيتهاي غيرمادي”، “حقوق بر اموال غير مادي” و “حقوق جلب مشتري” به کار بردهاند.12
حقوق مالکيت فکري عبارت است از حقوق ناشي از آفرينشها و خلاقيتهاي فکري در زمينهي علمي، صنعتي، ادبي و هنري که از راه دانش، هنر يا ابتکار آفريننده پديد ميآيد. اين دسته از حقوق، حقوقي اند که داراي ارزش اقتصادي بوده و موضوع آن شي مادي نيست، چرا که موضوع اين حقوق، اثر فکري ميباشد. هدف از حمايت اين حقوق ، تشويق و ترغيب و گرايش به ايجاد آفرينشهاي فکري و آزادسازي دسترسي به آنها با هدف توسعهي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و بهبود زندگي بشر است.13
حقوق مالکيت فکري مشخصههاي خاصي دارد که آن را از ساير اموال جدا ميسازد. داشتن دو چهرهي مادي و معنوي و همچنين محدوديتهاي حمايت، از جمله آن است در ذيل اين خصوصيات را مختصرا توضيح ميدهيم.

1- داشتن دو بعد مادي و معنوي
حقوق مالکيت فکري مخلوق ذهن و انديشهي آدمي است. اين واقعيت موجب شده اين اموال علاوه بر جنبههاي مالي، بعد ديگري نيز پيدا کنند که آنها را به شخصيت پديد آورندهاش ارتباط ميدهد. از اين چهره به بعد اخلاقي و معنوي حقوق مالکيت فکري تعبير ميگردد. بدين ترتيب وقتي که از حقوق فکري سخن ميگوييم، در واقع دو چهرهي حق مد نظر است: حق معنوي و حق مالي. حق معنوي، نمايندهي شخصيت، اعتبار، منزلت و جايگاه صاحب اثر است. نشان خلاقيت، نوآوري، ابتکار، صداقت (بر حسب موارد پديدههاي فکري) اوست. وابستگي اين بعد يا حق به شخصيت پديدآورنده موجب ميگردد تا برخلاف حقوق مالي، محدود به زمان يا مکان نگردد و قابليت نقلوانتقال نداشته باشد.
حق مالي چهرهي ديگر و رکن دوم حقوق فکري صاحب اثر است. به موجب اين حق صاحب اثر ميتواند، از حيث مالي، حق مالي خود را به ديگران منتقل و در برابر آن وجهي دريافت نمايد.14
2- محدوديت حمايت
مالکيتهاي فکري با محدديتها و قيود خاص خود همراه است که اين قيود ناشي از اقتضا و ويژگيهاي اموال و مالکيتهاي فکري هستند. مهمترين محدوديتها بر حقوق مالکيت فکري، محدوديت زمان و محدوديت مکان است. يکي از ويژگيهاي مهم حقوق مالکيت فکري ، چنانچه بعدها بدان خواهيم پرداخت محدوديت زماني يا موقتي بودن بهرهمندي مالي و اقتصادي از نتايج تلاشهاي فکري ميباشد. به عبارت ديگر اصولا حقوقي که در خصوص اموال فکري براي صاحبان آن به صورت انحصاري ايجاد مي‌شود، محدود به زمان خاصي است و پديد آورندهي اثر فکري در مدت زمان محدودي ميتواند از منافع مادي اثر بهرهمند شود.15 به طور مثال حق بهره برداري از اختراع يا مدت زمان حمايت از اختراع 20 سال ميباشد.
وجود چنين خصيصهاي بدان جهت است که در واقع جامعه ميخواهد با شکستن حق انحصاري پديدآورندهي اثر، زمينهي انتقال دانش، هنر و تکنولوژي و ديگر فرآيندهاي فکري را تسريع نمايد.
همچنين اموال فکري صرفا در سرزمينها و قلمرو جغرافيايي خاصي مورد حمايت قرار ميگيرد.16 به عنوان نمونه اختراع تنها در کشورهايي که به ثبت رسيده است، حمايت ميشود.
بنابراين از حيث زماني و مکاني پديدههاي فکري از حمايت محدودي برخوردارند. تحميل محدوديتهاي مکاني هم پيش از هر چيزي به ملاحظات حاکميتي کشورها باز ميگردد. به بيان ديگر دولتها نميخواهند با اعطاي حق انحصاري به پديد آورندههاي متبوع کشورهاي ديگر، در داخل کشورشان خود را از آثار علمي و فرهنگي آنها محروم نمايند؛ البته امروزه تصويب معاهدات دوجانبه و چندجانبه مانند کنوانسيون پاريس، برن، موافقتنامه تريپس و کنوانسيون اروپايي اختراع، موجب کمرنگ شدن خصيصهي محدوديت مکاني شده و زمينه را براي حمايت فرامرزي از آثار فکري ايجاد نموده است.
البته اين محدوديت زماني و مکاني در خصوص تمامي مصاديق حقوق مالکيت فکري صدق نخواهد کرد، چرا که چنين محدوديتي در خصوص اطلاعات افشا نشده (دانش فني و اسرار تجاري) وجود ندارد. يعني، حمايت از آنها مقيد به زمان و مکان خاصي نيست.
همچنين بايد اشاره نمود که، حقوق مالکيت فکري به دو شاخه کلي تقسيم ميگردد: 1- مالکيت صنعتي و تجاري 2- مالکيت ادبي و هنري و حقوق مرتبط
1- حقوق مالکيت صنعتي و تجاري
مالکيت صنعتي شاخهاي از مالکيت فکري است که به خلاقيتهاي ذهني و فکري بشر در زمينههاي صنعتي مربوط ميگردد. مهترين اين خلاقيتها عبارت است از: حق ثبت اختراع، نامهاي تجارتي، طرحهاي صنعتي، علائم تجارتي و خدماتي، نشانهي جغرافيايي، نشانه مبدا کالا و جلوگيري از رقابت تجاري مکارانه است. به طور کلي مالکيت صنعتي مجموعه حقوقي را تشکيل ميدهد که هدف از آن اين است که اشخاص بتواند با اطمينان خاطر مانع تعرض ديگران شده و به امر تجارت و صنعت خود بپردازند، در حاليکه که از هرگونه تجاوزي از ناحيه اشخاص ثالث مصون هستند.17
2- حقوق مالکيت ادبي و هنري و حقوق مرتبط
آثاري که تحت حمايت اين شاخه از حقوق آفرينشهاي فکري قرار ميگيرد، بسيار متنوع بوده و با توجه به سطح توسعهيافتگي کشورها مختلف بوده است. با اين وجود اين آثار و مصاديق پراکنده را ميتوان به چند دستهي کلي تقسيم نمود:
1- آثار ادبي و علمي مکتوب و غير مکتوب، شامل کتب، مقالات، آثار هنري، آثار تزئيني و نمايشي، آثار رايانهاي و پايگاههاي اطلاعاتي جاي داد.
2- حقوق توليدکنندگان صفحات صوتي
3- حقوق سازمانهاي پخش راديويي و تلويزيوني
گفتار دوم: ماهيت (جايگاه) اموال فکري
بند اول: تقسيمات مال
الف: تقسيمات مال در فقه
در فقه اماميه مال به اقسام زير تقسيم ميشود:18
1- عين که عبارت از اشياي مادي مستقل که داراي وجود فيزيکي ملموس و خارجي است. مانند خانه و زمين
2- منفعت که عبارت است از نفع عين، خواه مادي باشد (مانند استفاده از ميوه درخت)، خواه غيرمادي و تدريجي الحصول (مانند استفاده از منفعت خانه) بدون آنکه از عين مال به گونهاي محسوس بکاهد.
3- حق مالي و آن عبارت است از سلطه و اقتداري براي کسي در انجام يا عدم انجام امري.
4- دين و “آن عبارت از چيزي است که در عهدهي کسي که ملتزم به ايفاي آن شده است و آن را مافيالذمه نيز ميگويند و به اعتبار طلبکار طلب مينامند.”
ب: تقسيمات مال در حقوق
اگر چه اموال و حقوق از جهات مختلفي تقسيم شدهاند، اما آنچه مربوط به بحث ماست، تقسيمبندي اموال به اموال مادي و اموال غيرمادي يا معنوي است.
1- اموال مادي
اموال مادي اموالي هستند که داراي پايگاه مادي و عينيت ملموس خارجي هستند. به عبارت ديگر اين دسته از اموال شيء خارجي بوده که از طريق حواس ظاهر و انسان درک ميشوند.19 مانند زمين، اتومبيل و….
2- اموال غيرمادي يا معنوي
اموال غيرمادي يا معنوي اموالياند که داراي، صورت مادي و وجود خارجي جسماني نبوده و قابل درک توسط حواس ظاهره نيستند. مانند ديون، حق ارتفاق و حق مخترع. وليکن جامعه وجود آن را اعتبار نموده و قانون آن را ميشناسد.20

2-1- اقسام حق
از آنجايي که حقوقدانان دايره اموال غيرمادي را گسترش داده و هر نوع حق مالي را شامل آن دانستهاند، به همين جهت در اينجا گريزي به بحث حق زده و اقسام آن را بيان مينمايم تا معلوم شود که کدام دسته از اين حقوق، جزء اموال غيرمادي يا معنوي محسوب ميشود.
حق در يک تقسيم بندي کلي به دو دسته تقسيم مي شود.
2-1-1- حق غيرمالي
“حق غيرمالي امتيازي است که هدف از آن رفع نيازهاي عاطفي و اخلاقي انسان است. موضوع اين حق روابط غيرمالي اشخاص است که ارزش دادوستد نداشته و قابل ارزيابي به پول و مبادله با آن نيست. مانند حق زوجيت، ابوت، بنوت، حق ولايت يا حقي که پديدآورندهي اثر ادبي يا هنري در انتشار اثر دارد.”21
2-1-2- حق مالي
“حق مالي امتيازي است که حقوق هر کشور به منظور تأمين نيازهاي مادي اشخاص به آنها ميدهد. هدف از ايجاد حق مالي تنظيم روابطي است که به لحاظ استفاده از اشياء بين اشخاص وجود دارد و موضوع مستقيم آن تأمين حمايت از نفع مادي و با ارزش است. اين دسته از حقوق برخلاف گروه نخست، قابل مبادله و تقويم به پول است. مانند حق مالکيت، حق انتفاع و حق مطالبهي مبلغي پول يا انجام دادن کار”22
بند دوم: ماهيت حقوقي مالکيت فکري
با توجه به مطالب گفته شده در خصوص تقسيم مال بايد گفت، حقوق مالکيت فکري در زمرهي حقوق مالي قرار ميگيرد، چرا که اين دسته از حقوق نيز همانند هر حق مالي ديگري قابل مبادله و تقويم به پول است، البته بايد خاطرنشان نمود که منظور از اموال فکري بعد مالي حقوق مالکيت فکري است که به جهت ماليت داشتن در تقسيم بندي اموال قرار ميگيرد و از آن به عنوان حق مالي ياد ميشود. بنابراين در تقسيمبندي حقوق به مالي و غيرمالي، بعد معنوي حقوق مالکيت فکري جزء حقوق غيرمالي محسوب شده، چرا که اين دسته از حقوق وابسته به شخصيتاند و همانند هر حق غيرمالي ديگري قابل مبادله و تقويم به پول نيست.
همانطور که ميدانيم حقوق مالي در قالب سنتي خود به دو دستهي حقوق عيني و حقوق ديني تقسيم ميشود.
اکنون با توجه به آنکه حقوق مالي پديدآورندگان آثار فکري را، در دستهي حقوق مالي، قرار داديم، اين سؤال مطرح ميشودکه در تقسيمبندي حقوق مالي به حقوق عيني و حقوق عيني، جايگاه اين حقوق کجاست؟ به عبارت ديگر بايد بيان نماييم که ماهيت حقوقي مالکيت فکري چيست؟ آيا همان طوري که از آن تعبير به مالکيت فکري ميشود، حق مالي صاحب اثر نسبت به خود اثر را بايد حق عيني بدانيم يا بايد آن را در دستهي حقوق ديني قرار دهيم و يا آنکه اساسا بايستي ماهيت حقوقي مستقلي را براي اين دسته از حقوق قرارداد؟
“روشن نبودن ماهيت اين دسته از حقوق، بدان جهت است که اين مقولهي حقوقي از هياتي واحد و يکپارچه برخوردار نيست. از يک سو پديدآورنده، حق مادي در کف دارد که بر اساس آن داراي حق مالکيتي بر نسخهي اصلي اثر است که بيگمان مالکيت بر عين به شمار آمده و موجد نتايج مالي است و باز هم او حقي انحصاري در اختيار دارد که هرگاه بخواهد، ميتواند اثر را نشر و عرضه نموده يا به معرض نمايش گذارد و از آن بهرهي مادي بجويد. روي ديگر اين تاسيس حقوقي، حق معنوي است که نمايانگر شخصيت آفرينشگر است و او با استناد به اين حق مانع از تجاوز ديگران به اثر پديدآمده ميگردد… .”23 به عبارت ديگر حقوق مالکيت فکري “ماهيتي مختلط از حق مالي با ارزش و حق غيرمالي و مربوط به شخصيت است. اين اختلاط بويژه در فرضي که مولف حق انتشار اثر خود را به ديگران واگذار ميکند، ديده ميشود، زيرا آنچه انتقال يافته چهرهي مال

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های فورس ماژور، قوه قاهره، حقوق اشخاص Next Entries پایان نامه با کلید واژه های ثبت اختراعات، مدت استفاده