پایان نامه با کلید واژه های حقوق زنان

دانلود پایان نامه ارشد

الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلاً ) مردان و زنان و كودكانى را كه به راستى تحت فشار بودند، نه چاره‏اى داشتند و نه راهى براى نجات از آن محيط آلوده، از اين عذاب مستثنا كرده است و در نهايت آيه 99 آنها را مشمول عفو و رحمت الهي مي داند (فَأُولئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَ كانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُوراً).
در آيه 100 (وَ مَنْ يُهاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُراغَماً كَثِيراً وَ سَعَةً وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً ) اشاره به آثار و بركات هجرت در زندگى اين جهان كرده و پيامد عمل كسانى كه در راه خدا و براى خدا مهاجرت كنند را يافتن نقاط امن فراوان و وسيع در زمين مي داند كه مى‏توانند حق را در آنجا اجرا كنند و بينى مخالفان را به خاك بمالند.
در آيه 106 به پيامبر6دستور داده شده كه از پيشگاه خدا طلب آمرزش كند ( وَ اسْتَغْفِرِ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحِيماً ) و پيامد اين كار را جلب رحمت و بخشش الهي بيان مي كند.
در آيه 127 خداوند به رعايت حقوق زنان يتيمى كه مردان مى‏خواهند با آنها ازدواج كنندسفارش و همچنين در باره كودكان صغير و يتيمان توصيه به عدالت كرده ونتيجه اين اعمال را بهره مند شدن از پاداش مناسب الهي مي داند (… وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِهِ عَلِيماً). در آيات 128 و 129 نيز وعده بهره مندي از پاداش هاي الهي، در برابر نيكي و احسان، تقوا و اصلاح بين زوجين داده شده است (…وَ إِنْ تُحْسِنُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً ) (128)، (…وَ إِنْ تُصْلِحُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحِيماً) (129).
آيه 175 (أَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ اعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِنْهُ وَ فَضْلٍ وَ يَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِراطاً مُسْتَقِيماً ) پيامد عمل آنها كه ايمان به خدا آوردند و به كتاب آسمانى چنگ زدند را داخل شدن در رحمت و فضل الهي و هدايت به راه راست بيان كرده است.
آيه 135 (…وَ إِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً ) مومنان را سفارش به رعايت عدالت و گواهي به حق و براي رضايت خدا مي دهد، اگر چه اين گواهى به زيان ايشان و يا پدر و مادر يا نزديكانشان باشد، چه اينكه اگر آنها غنى يا فقير باشند و به مومنان هشدار مي دهد كه از هوى و هوس پيروى نكنند و مانع رسيدن حق به حقدار نگردند زيرا نتيجه اش انحراف از مسير حق است كه از علم خدا پنهان نمانده و باعث عذاب براي خطاكار مي باشد.
آيه 144‏ (…أَ تُرِيدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلَّهِ عَلَيْكُمْ سُلْطاناً مُبِيناً ) پيامد دوستي با كافران و تكيه بر ايشان براي عزيز شدن را، جرم و قانون‏شكنى آشكار و شرك به خداوند دانسته كه با توجه به قانون عدالت پروردگار موجب استحقاق مجازات شديدى است.
قبولي و پذيرش توبه از جمله وعده هايي است كه خداوند به بندگان خود داده است. نتيجه عمل توبه، پذيرفته شدن آن از سوي خداوند است البته در صورتي كه همراه با شرايطي باشد كه در آياتي از اين سوره نيز به آن اشاره شده است. آيه 110، (وَ مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُوراً رَحِيماً) تاكيد مي كند كه راه توبه، به روى افراد بدكار به هر حال باز است و كسى كه به خود يا ديگرى ستم كند و بعد حقيقتا پشيمان شود و از خداوند طلب آمرزش كند و در مقام جبران بر آيد، خدا را آمرزنده و مهربان خواهد يافت.
آيه 31 ( إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلاً كَرِيماً ) بشارت مي دهد كه اگربنده خدا گناهان كبيره‏اى كه از آن نهى شده است را ترك كند، گناهان كوچكش پوشانده و بخشيده شده و درجايگاه نيكويى وارد مي شود.
در آيه 16 (… فَإِنْ تابا وَ أَصْلَحا فَأَعْرِضُوا عَنْهُما إِنَّ اللَّهَ كانَ تَوَّاباً رَحِيماً) توبه ودست برداشتن از اعمال زشت و جبران گذشته را موجب بخشش گناهكار و جلب رحمت الهي مي داند.
دو مورد از شرائط پذيرش توبه، در آيه17( إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ فَأُولئِكَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً)، سرزدن گناه از روي جهالت و سرعت در توبه ذكر گرديده است.
آيه 145 و 146 برداشته شدن عذاب از منافقان را منحصر در توبه البته به شرط اصلاح عمل ، جبران گذشته، چنگ زدن به دامن لطف پروردگار و خالص كردن دين و ايمان براي خدا ذكر كرده است ( إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيراً) (145)، ( إِلاَّ الَّذِينَ تابُوا وَ أَصْلَحُوا وَ اعْتَصَمُوا بِاللَّهِ وَ أَخْلَصُوا دِينَهُمْ لِلَّهِ فَأُولئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ وَ سَوْفَ يُؤْتِ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ أَجْراً عَظِيماً ) (146).
آيه 18 (وَ لَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئات…) به كسانى كه در آستانه مرگ قرار مى‏گيرند و مى‏گويند اكنون از گناه خود توبه كرديم اشاره و توبه آنان را غير مقبول مي داند. طبق آيه 137 ( إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ ازْدادُوا كُفْراً لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ ) توبه منافقاني كه پيوسته در وادي كفر سرگردانند پذيرفته نمي شود و خدا آنها را نمي آمرزد.
توسل جستن به رسول6 و اهل بيت7 و استغفار ايشان براي گناهكاران، باعث قبولي توبه خطاكاران و رحمت الهي مي شود48 اين نكته در آيات ذيل بيان شده است (..وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيما) (64)، (وَ اسْتَغْفِرِ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحِيماً ) (106).
آيات 48 و 116 در اين سوره مباركه به اين نكته اشاره دارد كه خداوند هرگز شرك را نمى‏بخشد و پائين‏تر از آن را براى هر كس بخواهد و شايستگى داشته باشدمى‏بخشد (إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاء…) (48 و 116). آيات فوق صريحا اعلام مى‏كند كه همه گناهان ممكن است مورد عفو و بخشش واقع شوند، ولى”شرك” به هيچ وجه بخشوده نمى‏شود، مگر اينكه از آن دست بردارند و توبه كنند و موحد شوند، و به عبارت ديگر هيچ گناهى به تنهايى ايمان را از بين نمى‏برد همانطور كه هيچ عمل صالحى با شرك، انسان را نجات نمى‏بخشد.
از آيات متعدد قرآن مجيد استفاده مى‏شود كه وسائل آمرزش و بخشودگى گناه متعدد است. مثل توبه ازبديها كه توأم با پشيمانى از گذشته و تصميم بر عدم تكرار در آينده و جبران زشتي ها با كارهاي خوب باشد و آياتى كه بر اين معنى دلالت دارد فراوان است49. كارهاى نيك نيز سبب آمرزش اعمال زشت مى‏گردد (إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ).50
2-1-5-1-2- مخالفان حق
در اين قسمت به پيامد دنيوي اعمال مخالفان حق (منافقان، كافران، مشركان، كافران اهل كتاب ) مي پردازيم.
آيات زير در اين مورد بايكديگر ارتباط دارند. (-9-10-18-36-46-47-48-50-51-52-60-62-64-76-104-107-108-112-115-116-117-119-120-136-137-142-143-150-151-155-156-157-160-167-168-).
آيه 10 (إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى‏ ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نارا وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً) به چهره باطنى اعمال انسان در همين دنيا اشاره دارد. يكي از زشت ترين اعمال ، خوردن مال يتيمان است و لذا در آغاز اين سوره، تعبيرات شديدى پيرامون تصرف‏هاى ناروا در اموال يتيمان ديده مي شود كه صريحترين آنها آيه فوق است. نتيجه خوردن مال يتيمان در حقيقت خوردن آتش است. نظير اين تعبير در سراسر قرآن مجيد، تنها در يك مورد ديگر ديده مي شودو آن در باره كسانى است كه با كتمان حقايق و تحريف آيات الهى، منافعى به دست مى‏آورند ( إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ الْكِتابِ وَ يَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً قَلِيلًا أُولئِكَ ما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلَّا النَّارَ ) 51.
آيه 9 (وَ لْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَيْهِم) به يك حقيقت مهم در بحث پيامد عمل اشاره مى‏كند كه گاهى مردم از آن غافل مي شوند، اينكه شما با يتيمان مردم همانگونه رفتار كنيد كه دوست مى‏داريد با يتيمان شما در آينده رفتار نمايند، پس آنها كه از وضع آينده فرزندان خود مى‏ترسند، بايد از خيانت در باره يتيمان و آزار آنها بترسند.
آيه 18 (وَ لَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ حَتَّى إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ إِنِّي تُبْتُ الْآنَ وَ لا الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَ هُمْ كُفَّارٌ) پيامد توبه كسانى كه كارهاى بد را انجام مى‏دهند و هنگامى كه مرگ يكى از آنها فرا برسد مى‏گويد الان توبه كردم، و براى كسانى كه در حال كفر از دنيا مى‏روند را عدم قبولي توبه و مهيا بودن عذاب دردناكى براى آنها ذكر مي كند.
آيه 36 (وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً وَ بِذِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكِينِ وَ الْجارِ ذِي الْقُرْبى‏ وَ الْجارِ الْجُنُبِ وَ الصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ وَ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُم‏إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ مَنْ كانَ مُخْتالاً فَخُوراً) يك سلسله از حقوق اسلامى را اعم از حق خدا و حقوق بندگان و آداب معاشرت با مردم را بيان داشته است، و روى هم رفته، ده دستور از آن استفاده مى‏شود و در پايان هشدار مي دهد، كساني كه از اين دستورات سرپيچي كنند در واقع متكبرند و پيامد اين صفت دوري از رحمت الهي است زيرا خداوند كسى را كه متكبر و فخرفروش است و از اداى حقوق ديگران سرباز مى‏زند دوست نمى‏دارد.
آيه 46 و 47بعد از ذكر پاره اي از اعمال زشت يهوديان به نتايج آن اشاره مي كند. بعضى از يهود، سخنان را از محل خود تحريف مى‏كنند و به جاى اينكه بگويند شنيديم و اطاعت كرديم، مى‏گويند شنيديم و مخالفت كرديم و نيز مى‏گويند بشنو كه هرگز نشنوى و از روى سخريه مى‏گويند “راعنا” يعنى ما را تحميق كن تا با زبان خود حقايق را بگردانند و در آئين خدا، طعنه زنند اين كارها پيامد كفر دروني ايشان است وخداوند آنها را به خاطر كفرشان از رحمت خود دور ساخته و لذا جز عده كمى ايمان نمى‏آورند. (…وَ لكِنْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلا يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلاً ) (46).
در آيه47 روى سخن را به خوديهوديان كرده، آنها را به پيروي از قرآن دعوت و سپس آنها را تهديد مى‏كند كه سعى كنيد پيش از آنكه گرفتار يكى از دو عقوبت شويد در برابر حق تسليم گرديد، نخست اينكه صورتهاى شما را به كلى محو كرده و تمام اعضايى كه به وسيله آن حقايق را مى‏بينيد و مى‏شنويد و درك مى‏كنيد از ميان برده، سپس صورتهاى شما را به پشت سر بازگردانيم(يا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ آمِنُوا بِما نَزَّلْنا مُصَدِّقاً لِما مَعَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلى‏ أَدْبارِها) منظور از اين جمله از كار افتادن عقل و هوش و چشم و گوش آنها از نظر عدم درك واقعيات زندگى و انحراف از صراط مستقيم است.
اهل كتاب، مخصوصا يهود، هنگامى كه با آن همه نشانه‏هاى روشن در برابر حق تسليم نشدند و آگاهانه به لجاجت و عناد برخاستند، و در صحنه هاى مختلف اين خلافگويى و خلافكارى آگاهانه را تكرار

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های ظلم و ستم Next Entries پایان نامه با کلید واژه های سوره بقره، حقوق زنان