پایان نامه با کلید واژه های حقوق بشر، حقوق بشر دوستانه، سازمان ملل، سازمان ملل متحد

دانلود پایان نامه ارشد

مناطق اشغالي نكرده است.
* سوال ديگري كه مطرح ميشود؛ اين است كه آيا تخريب منازل فلسطينيان و تخريب زمينهاي كشاورزي آنها به دلايل نظامي قابل توجيه است يا خير. با توجه به ماده 59 كنوانسيون 1949 در صورت وجود ضرورت نظامي دولت اشغالگر ميتواند اقدام به تخريب اموال جمعيت غير نظامي يا اموال دولت اشغال شده نمايد.
* رژيم اسرائيل ادعا ميكند علت اصلي ساخت ديوار مقابله با عمليات تروريستي است و به دو قطعنامه 1368 و 1373 شوراي امنيت اشاره ميكند كه بعد از انفجار برجهاي دوقلو در نيويورك صادر گرديد و به مساله تروريسم و دفاع مشروع اشاره دارند.
گفتار دوم: بررسي حقوقي راي ديوان بين المللي دادگستري و ادعاهاي اسرائيل208
* ديوان ادعاهاي اسرائيل را ناديده ميگيرد و به ماده 31 حقوق معاهدات وين استناد كرده و بيان ميدارد كه معاهدات طبق اين ماده بايد با حسن نيت تفسير شوند. ديوان استدلال ميكند كه دلايل اسرائيل براي عدم تعهد نسبت به كنوانسيون چهارم، تفسير بدون حسن نيت است كه مغاير كنوانسيون معاهدات 1969 وين است. استدلال ديگر ديوان استناد به قطعنامههاي شوراي امنيت در مورد مناقشه اعراب و اسرائيل است كه شورا در اين قطعنامهها از اسرائيل خواسته تا به تعهدات خود طبق كنوانسيون هاي چهارگانه ژنو عمل كند، و در نتيجه از نظر دولتهاي عضو سازمان ملل متحد، اسرائيل به اين كنوانسيون ها ملحق است. و لذا اسرائيل نسبت به اين كنوانسيونها متعد ميباشد.
* از نظر دكتر ممتاز در اين جا ديوان اشتباه حقوقي بزرگي ميكند و بين خاتمه جنگ و خاتمه درگيري تفاوتي قائل نيست. ماده 6 دربند 3 مساله اختتام جنگ و درگيري به طور كلي مطرح است در مورد اسرائيل و فلسطين جهان بعد از انتفاضح الاقصي كماكان شاهد درگيري است.
* ديوان پاسخ ميدهد كه برنامه ريزي اسرائيل و كمك به جا به جائي اسرائيليها به اين شهركها بيانگر اين است كه اين جا به جايي اختياري نبوده است. بلكه تابع يك سياست روشن و مشخص اسرائيل در انتقال جمعيت غير نظامي خود به سرزمينهاي اشغالي است لازم به توضيح است كه شوراي امنيت سازمان ملل متحد در دو نوبت با صدور قطعنامههاي 446، مورخ 22 مارس 1979 و قطعنامه 465، 20 ژوئن1980 شهرك سازي در سرزمينهاي اشغالي را مغاير با ترتيبات كنوانسيون چهارم اعلام ميكند. دولت امريكا به هر دو قطعنامه راي مثبت ميدهد يعني استقرار جمعيت غير نظامي را غير قانوني و محكوم شده تلقي ميكند. گو اين كه در مورد قطعنامه 465 دولت آمريكا بعد از راي نماينده خود در شوراي امنيت اعلام ميكند كه نماينده اين كشور اشتباه كرده و به جاي راي منفي راي مثبت داده است. به هر حال در مسائل حقوقي اين نوع ايرادات به هيچ وجه وارد نيست. در نتيجه ميتوان گفت كه شوراي امنيت نيز سياست شهرك سازي را به صورت روشن و مشخص محكوم كرده است.
* در حال حاضر براساس اساسنامه ديوان كيفري بين المللي انتقال جمعيت غير نظامي يك جنايت جنگي و در حيطه صلاحيت ديوان كيفري بين المللي تلقي ميشود. يكي از دلايل عدم الحاق اسرائيل به اساسنامه رم دقيقا همين مساله است.
* ديوان در مورد ضرورت نظامي تخريب اموال افراد غير نظامي يا دولت اشغال شده، نظر داد كه به هيچ وجه ضرورت نظامي ايجاب نميكرد كه اين همه بناهاي متعلق به فلسطينيان و اراضي كشاورزي منهدم شود.
* ديوان ادعاي اسرائيل را نميپذيرد و استدلال ميكند كه دفاع مشروع مذكور در ماده 51 صرفا در مقابل عمليات و حمله مسلحانه اي است كه توسط يك دولت انجام ميگيرد اسرائيل هيچ گاه ادعا نكرده كه عمليات به اصطلاح تروريستي قابل انتساب به يك دولت ديگري است در نتيجه امكان استفاده از اصل دفاع مشروع براي توجيه ساخت ديوار وجود ندارد.
اصول و قواعد حقوق بشر دوستانه جزء اصول عرفي حقوق بين الملل هستند زيرا هر گاه در مورد اراده كشور خاص ترديد شده دادگاههاي بين المللي به محتواي عرفي معاهدات بشر دوستانه استناد كردهاند.
ديوان دادگستري بين المللي در قضيه نيكاراگوئه از ماده 3 مشترك كنوانسيون هاي209 ژنو به عنوان قاعده حقوق عرفي ياد كرده و در قضيه تنگه كورفو نيز ماده 3 را حداقل ملاحظات ابتدايي انساني دانسته و تصديق كرده است كه اصول حقوق بشر دوستانه مستقل و جداي از حقوق عهدنامهاي وجود دارد.210
دانشمندان حقوق نيز اصول حقوق بشر دوستانه را جزء قواعد آمره حقوق بين المللي دانستهاند. دادگاه كيفري بين المللي براي يوگسلاوي سابق نيز در راي معروف تاديج قواعد پروتكل شماره 1 الحاقي به كنوانسيون هاي ژنو را جزء حقوق عرفي به شمار ميآورد.211
با اين توضيحات برخي اصول و قواعد عرفي در سير تكامل خود به پاي اصول كلي حقوقي ميرسند، اصولي كه با استفاده از روح قواعد عرفي و در پرتو جذب عدالت توسط انديشمندان و علماي حقوق فراهم ميآيند.
استخراج اين اصول نظم حقوقي را به مسير معقولي رهنمون كرده و انحرافها را به حداقل ممكن ميرساند و موجب حركت تكاملي حقوق ميشود اين اصول به عنوان عرف انديشمندان محسوب ميشود كه فراتر و بالاتر از عرف است زيرا انديشه اي معقول آنها را آفريده است.
آگاهان و متخصصان حقوق با اقتباس از اخلاق والاي اجتماعي، ارزشهاي حقوق فطري و طبيعي و ارزشهاي اخلاقي و مذهبي را در نظر گرفته و اصول مورد احترام جامعه جهاني را ساخته و پرداخته نموده اند اين عرف انديشمندان همان اصول كلي حقوقي است. اصول حقوق بشر دوستانه براساس معاهدات ژنو در نظام حقوق داخلي كشورها وارد شده است. اقبال گسترده بين المللي از كنوانسيونهاي ژنو از يك طرف و مكانيزمهاي مناسب مندرج در آنها به ويژه مواد 47 و 48 مشترك آن كنوانسيون ها سبب شد كه كشورهاي متعاهد ملزم شوند كه اصول مندرج در كنوانسيونها را در نظام حقوق داخلي خود وارد كنند. به دنبال آن با تصويب اساسنامه دادگاه كيفري بين المللي دادگاههاي رواندا و يوگسلاوي سابق توسط شوراي امنيت تعقيب كيفري ناقضان حقوق بشر دوستانه توسط برخي كشورهاي اروپايي همراه با فشار سنگين افكار عمومي مبناي اين اصول و قواعد را جهانگير كرده است.
بنابراين ميتوان گفت كه اصول بشر دوستانه به عنوان اصول مندرج در نظامهاي حقوقي و نيز اصول عمومي حقوق بين الملل عمومي يا اصول اختصاصي ناظر بر رفتار بين كشورها درآمده است.
با توجه به مطالب ارائه شده در اين فصل، در فصل بعدي به شرايط موجود در مناطق اشغالي فلسطين و موارد نقض حقوق بين الملل بشر دوستانه با تاكيد بر كنوانسيونهاي چهارگانه ژنو 1949 پرداخته ميشود.
فصل دوم: امکان يا امتناع اعمال حقوق بشر دوستانه در مناطق اشغالي فلسطين
بخش اول اين پژوهش به ضرورت اعمال حقوق بشر دوستانه و حقوق بشر در مناطق اشغالي اختصاص داشته است. حقوق بشر دوستانه به طور اعم و كنوانسيونهاي چهارگانه ژنو و پروتكلهاي الحاقي حقوق حاكم بر مناطق اشغالي ميباشد.
مساله فلسطين در حال حاضر مهمترين مساله جهان اسلام به طور خاص و جامعه جهاني در كليت خود ميباشد. مشكلاتي كه مردم فلسطين در طي ساليان دراز با آن دست و پنجه نرم كردهاند و ظلم و ستمي كه از سوي اسرائيليها به آنها تحميل شده است، وجدان هر آزادهاي را فارغ از تعلقات مذهبي عقيدتي و قومي به درد ميآورد. در اين ارتباط مسئوليت خطيري بر عهده جهانيان ميباشد. حقوق بين الملل ضمانت هايي را در مورد حفظ و حمايت از حقوق بشر و حقوق بشر دوستانه پيش بيني كرده است، از جمله كنوانسيون هاي بين المللي حقوق بشر و حقوق بشر دوستانه و در مركز آن كنوانسيون چهارم ژنو 1949 راجع به حمايت از مردم غير نظامي سرزمينهاي تحت اشغال نيروهاي متخاصم جايگاهي ويژه و ممتاز دارد. حل اين مشكل منطقه تنها با به رسميت شناختن و اهمال حق تعيين سرنوشت فلسطينيها و حق بازگشت آوارگان فلسطيني ميسر ميباشد. اسرائيل در طي بيش از چهل سال از جنگ شش روزه و اشغال نوار غزه كرانه باختري و بلنديهاي جولان به عناوين مختلف مرتكب نقض حقوق بشر و حقوق بشر دوستانه در اين مناطق شده است. مسئله فلسطين يكي از مهمترين مسائل نظام حقوق بين الملل بوده كه سازمان ملل متحد از بدو خيانت خود تا به حال با آن دست به گريبان بوده است كه با گذشت بيش از نيم قرن از مناقشه اسرائيل و فلسطين هنوز لاينحل مانده است. سازمان ملل متحد و نهادهاي وابسته به آن مانند كميسيون حقوق بشر و در حال حاضر شوراي حقوق بشر و ديوان بينالمللي دادگستري در قبال وقايع اين منطقه ابراز نظر كردهاند. قطعنامههاي متعددي توسط مجمع عمومي و شوراي امنيت صادر شده است ولي متاسفانه به نظر ميرسد كه اين قطعنامهها كمتر اجرائي شدهاند. نهادهاي بينالمللي مانند صليب سرخ بين المللي و عفو بين الملل نيز در قبال مساله فلسطين بسيار فعال بودهاند. در فصل پيشين به طور مختصر اين قوانين تشريح شد و تا حدودي عملكرد سازمانهاي بين المللي علي الخصوص سازمان ملل متحد در قبال اين مناقشه مورد بحث قرار گرفت.
در اين فصل ضمن بررسي توصيفي تاريخچه مناقشه ميان اسرائيل و فلسطين به وضعيت مناطق اشغال شده پس از جنگ شش روزه 1967 از منظر حقوق بينالملل بشر دوستانه و كنوانسيونهاي ژنو بخصوص كنوانسيون چهارم ژنو پرداخته ميشود.
از آنجايي كه جهت بررسي اين امر ابتدا ضروري به نظر ميرسد كه تاريخچه اين مناقشه به طور مختصر مورد بررسي قرار گيرد. مبحث اول اين فصل به اين امر اختصاص دارد.
مبحث اول: تاريخچه مناقشه اعراب و اسرائيل
به دنبال آزار و اذيت يهوديان اروپائي، صهيونيسم با هدف پيوستن به جامعه مدرن شكل گرفت، هزاران يهودي شروع به مهاجرت به سرزمين فلسطين، كه در آن زمان بخشي از امپراطوري عثماني بود، كردند. مسئله مهاجرت يهوديان به سرزمين موعود به اواخر قرن نوزده و اعلاميه “دولت يهود” پس از اولين كنگره صهيونيسم در سال 1896 باز ميگردد. در اين اعلاميه بر وجود ملت “يهود” (نه فقط يك مذهب، بلكه يك ملت) تاكيد شده است. در اين كنگره بدون آن كه به سرزميني كه ميبايست در آن ملت يهود ساكن ميشد، اشارهاي شود به لزوم تشكيل دولت يهود تاكيد شده بود. اما مدتي بعد و در پي كنگره هاي ديگر صهيونيسم بين الملل فلسطين به عنوان سرزمين مناسب براي تشكيل دولت يهود تعيين گرديد. در سال 1901 يك موسسه مالي يهود (بانك عمراني يهود)، براي خريد زمينهاي اعراب در فلسطين تشكيل شد.212
در نتيجه جنگ جهاني اول، انگلستان كنترل فلسطين را از امپراطوري عثماني گرفت. نتيجتا اين منطقه به عنوان فلسطين تحت قيوميت انگلستان شناخته شد. از سال 1918 تا 1948 انگلستان بر يهوديان و عربهاي ساكن اين منطقه حكمراني ميكرد. انگلستان قسمت غربي فلسطين يعني غرب رودخانه اردن را به امير عبدالله بخشيد تا پادشاهي اردن هاشمي را بنيان كند كه در حال حاضر اين منطقه، كشور اردن فعلي ميباشد. اولين شورش عليه نقل و انتقالات يهوديان به منطقه در روز جهاني كارگر در منطقه جافا و تل آويو صورت گرفت كه طي آن تعداد زيادي عرب و يهودي كشته شدند. فلسطينيها پيشنهاد تقسيم منطقه را مغاير تقسيم بندي جمعيتي اعراب و يهوديان در آن زمان ارزيابي ميكرده و از اين طريق ضمن رد پيشنهاد تقسيم بندي اعتراض كردند.213رهبران صهيونيست به دلايل تاكتيكي و استراتژيكي اين پيشنهاد را پذيرفتند.214
جوانه دوم درگيري از بيت المقدس ايجاد و به سراسر كشور علي الخصوص الخليل گسترش يافت، كه در طي آن تعداد زيادي يهودي و مسلمان كشته شدند.215 در ماه آوريل 1936 در پاسخ به كشته شدن عزالدين قسام انگليسيها، عربهاي مقيم فلسطين تحت قيوميت انگلستان شورش بزرگ عرب را آغاز كردند. اين شورش منجر به درگيريهاي داخلي شد كه طي آن يك محموله تسليحات قاچاق كه براي نيروهاي نظامي يهوديان (هاگانا) ارسال ميشد. ضبط شد. شورش تا سال 1939 زماني كه انگلستان براي جلب حمايت اعراب در مقابل جنگ عليه آلمان فروش زمين به يهوديان را ممنوع اعلام كرد. طول كشيد.216
تشكيل سازمان ملل متحد و تصويب قطعنامه 181 توسط مجمع عمومي، آغازگر جنگ اعراب و اسرائيل در ابعاد وسيع و با حضور دولتهاي عربي شد. شرايط فلسطين اشغالي از تصويب اين قطعنامه تا انتفاضه اول در گفتار اول اين مبحث بررسي ميشود.
گفتار اول: از قطعنامه 181 تا انتفاضه اول
مسئله فلسطين به مجرد تاسيس سازمان ملل توسط انگلستان

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های حقوق بشر، حقوق بشر دوستانه، جبران خسارت، سازمان ملل Next Entries پایان نامه با کلید واژه های سازمان ملل، سازمان ملل متحد، حقوق بشر، پناهندگان