پایان نامه با کلید واژه های حسن و قبح، آموزش و پرورش، اخلاق اجتماعی، وسایل ارتباط جمعی

دانلود پایان نامه ارشد

منتقدان حرفه‌ای و همچنین هنردوستان عادی از اصطلاحاتی همچون پر سوز و گداز، غیرمنطقی، عمیق، هشیارانه، خام، کودکانه، نفرت‌انگیز، بی‌انسجام یا ساده‌انگارانه استفاده می‌کنند. چنین ارزیابی‌هایی اغلب به طور مستقیم متوجه محتوای اثرند و شیوه‌ی فهم درک آن‌ها را توصیه می‌کنند. همچنین بر اساس دیدگاه ایشان، دشوار بتوان توضیح داد که چرا هنر از دیگر انواع لذت‌هایی که کسب می‌کنیم، خواه بازی فوتبال باشد یا نوشیدن قهوه مهم‌تر است. زیرا اگر قرار باشد هنر با معیار لذت سنجیده شود، در جایگاه والایی نمی‌ایستد.
اشکال دیگری که باید در ادامه‌ی اشکالات پیشین در باره‌ی دیدگاه خودآیینی‌گرایی ذکر کرد این است که معمولاً خودآیینی‌گرایان ـ حتی نوع پیچیده و میانه‌رو آن ـ دو امر کلیدی را که دیدگاه آن‌ها منوط بر آن است را به خوبی تبیین نمی‌کنند. این دو امر عبارتند از این‌که ارزش زیباشناختی دقیقاً شامل چه حیطه‌ای می‌شود و ماهیت دقیق تعامل دو طرفه‌ی میان ارزش‌های اخلاقی و زیباشناختی چیست. برای نمونه، دین و اندرسون در یکی از مهم‌ترین مقالات خود به انتقاد از اخلاق‌گرایی میانه‌رو و تبیین دیدگاه خودآیینی‌گرایی میانه‌رو می‌پردازند، این دو امر را تبیین نمی‌کنند و به جای آن تمرکز خود را بر تمایز مفهومی میان ارزش اخلاقی و ارزش زیباشناختی، برتری دیدگاه خودآیینی‌گرایی میانه‌رو برای تفسیر آثار خوب غیراخلاقی است و این مطلب که در برخی آثار قبح اخلاقی باعث افزایش ارزش زیباشناختی می‌شود، معطوف می‌کنند.242 برخی همین اشکال را یکی از مهم‌ترین مشکلات دیدگاه ایشان می‌دانند.243 در پایان باید نکته‌ای عنوان شود که تمام خودآیینی‌گرایان میانه‌رو یا زیباگرایان قایل نیستند که هر گونه نقد و تحلیل خارج از امر زیباشناختی مردود است.244 با این حال جریان غالب همان چیزی است که بیان شد، اما با وجود اشکالات یاد شده در این‌جا، می‌توان گفت که دیدگاه خودآیینی‌گرایی با مشکلات زیادی روبرو است و نمی‌تواند مقابل اخلاق‌گرایی بایستد.

3ـ نااخلاق‌گرایی
همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، برخی از دیدگاه‌ها ذیل عنوان «نااخلاق‌گرایی» جای می‌گیرند که بیان‌گر ارتباط و نسبت جنبه‌ی اخلاقی و زیباشناختی به صورت منفی هستند. یعنی وجود قبح اخلاقی در اثر ـ به همان‌گونه‌ای که بیان‌گر قبح و توصیه کننده‌ی پاسخی اخلاقاً معیوب باشد ـ باعث افزایش ارزش زیباشناختی اثر می‌شود. این دیدگاه‌ها به دو گروه تقسیم می‌شوند.

3ـ1ـ نااخلاق‌گرایی افراطی
از منظر «نااخلاق‌گرایی افراطی» آثار هنری همواره و در تمام موارد به دلیل وجود قبح اخلاقی‌شان به لحاظ زیباشناختی ارزشمندند.245 بر این اساس، فیلم «سالو، یا صد و بیست روز سدوم» (1975) به جهت داشتن دیدگاه اخلاقاً معیوب و گرایش دادن مخاطب به این دیدگاه، اثری ارزشمند از منظر زیباشناختی به شمار می‌رود. در این دیدگاه حتی اخلاقی بودن یک اثر نقص زیباشناختی آن به شمار می‌رود. این دیدگاه در واقع با جریان انحطاط اخلاقی246 نیز ارتباط دارد.247 البته این دیدگاه هیچ طرفدار و مدافعی ندارد248 و در این‌جا صرفاً به منظور تکمیل دسته‌بندی دیدگاه‌ها اشاره شد.

3ـ2ـ نااخلاق‌گرایی میانه‌رو
نوع پیچیده‌ی نااخلاق‌گرایی با عنوان «نااخلاق‌گرایی میانه‌رو» بر خلاف دیدگاه افراطی، قبح اخلاقی را همواره، حسن زیباشناختی یا حسن زیباشناختی را همواره نقص زیباشناختی تلقی نمی‌کند. این دیدگاه بیان می‌کند که گاهی قبح اخلاقی اثر، حسن زیباشناختی را بالا می‌برد، تا آن‌جا که دیدگاه اخلاقی مربتط با ارزش زیباشناختی اثر باشد. این امر در تمام آثار و همیشه جاری نیست و جاری شدن آن بستگی به شرایط اثر دارد.249 نااخلاق‌گرایی میانه‌رو توسط جیکوبسن صورت‌بندی شد250 و کی‌یران نیز با آن‌که نوشتارهایی در دفاع از نوعی اخلاق‌گرایی میانه‌رو دارد، از نااخلاق‌گرایی میانه‌رو نیز دفاع می‌کند.251 همچنین با صورت‌بندی‌های جدیدتر نیز برخی از دیدگاه نااخلاق‌گرایی میانه‌رو دفاع کرده‌اند.252

3ـ3ـ تحلیل و بررسی
نااخلاق‌گرایان میانه‌رو استدلال‌هایی ضد اخلاق‌گرایی ارایه کرده‌اند که نمی‌تواند اخلاق‌گرایی را مخدوش کند.253 نااخلاق‌گرایی افراطی اگر طرفداری هم می‌داشت که نمی‌تواند دیدگاه مناسبی باشد و کسی نمی‌پذیرد که ارزش زیباشناختی آثار فردی همچون ساد254 به دلیل داشتن قبح اخلاقی از آثار الیوت255 بیشتر باشد. همچنین همان طوری که کرول اشاره می‌کند، نااخلاق‌گرایی میانه‌رو نیز صرفاً توجیه مصلحت‌اندیشانه‌ی هنر غیراخلاقی است که برای فرار از ممیزی بیان می‌شود و می‌تواند صرفاً دلیلی برای عدم ممیزی اثر اخلاقاً معیوب باشد و ثابت نمی‌کند که قبح اخلاقی باعث افزایش حسن زیباشناختی می‌شود.256

4ـ اخلاق‌گرایی
گروه سوم از دیدگاه‌های مربوط به زمینه‌ی نسبت هنر و اخلاق، به رابطه‌ی مثبت میان جنبه‌ی اخلاقی و جنبه‌ی زیباشناختی اثر قایل هستند. یعنی قبح اخلاقی اثر باعث ضعف زیباشناختی آن و حسن اخلاقی باعث افزایش ارزش زیباشناختی اثر می‌شود. اخلاق‌گرایی خود به چندین دیدگاه تقسیم می‌شود.
4ـ1ـ اخلاق‌گرایی افراطی
از این منظر، میان حسن و قبح اخلاقی و حسن و قبح زیباشناختی اثر هنری ارتباط وجود دارد و آثار هنری به خاطر قبح اخلاقی‌شان از منظر زیباشناختی بد به شمار می‌روند.257 وجه مشترک تمام دیدگاه‌هایی که ذیل اخلاق‌گرایی افراطی قرار می‌گیرند، این است که در این دیدگاه‌ها ادعا می‌شود هنر وجهی از اخلاق است و در نتیجه به هنگام ارزیابی آن باید نقش اخلاقی آن را لحاظ کرد.258 این امر به صورت‌های دیگر در جریان‌های میانه‌رو نیز دیده می‌شود، اما ارتباط جنبه‌ی اخلاقی و زیباشناختی در دیدگاه افراطی، حالت همیشگی و شمول دارد و همین امر آن را در قالب افراطی قرار می‌دهد. به این توضیح که در این دیدگاه‌ها ملاک عمومی ارتباط اخلاق و هنر در تمام آثار و موارد جاری است. این دیدگاه خود به چند گروه تقسیم می‌شود.

4ـ1ـ1ـ افلاطون‌گرایی
آنچه را ما امروز اثر هنری می‌نامیم، برای افلاطون یکی از نتیجه‌های کار و تولید آدمی بود و به همین جهت او چنان ساده و راحت درباره‌ی نتایج اجتماعی اثر هنری با لحاظ «سودمندی» آن، نظر می‌دهد.259 از منظر افلاطون، نظمی مابعدالطبیعی و اخلاقی بر جهان حاکم است که فیلسوف باید آن را از طریق تفکر عقلانی کشف کند و هنر تنها زمانی ارزش حقیقی دارد که این نظم را دقیقاً نشان دهد یا به ما کمک کند که در جریان آن قرار گیریم.260 با آن‌که افلاطون به موسیقی نظر ویژه دارد و آموزش آن را از دوران جنینی لازم می‌داند،261 اما شاعران را از آرمان‌شهر خود به دلایلی همچون بی‌دانشی، نداشتن توانایی در تشخیص خوب و بد، نداشتن علم حقیقی، و دروغ‌گویی شاعران؛ و همچنین وجود ابهام در زبان شعر و ارایه‌ي تبیین نادرست از حقایق همچون روایت اشتباه شاعران در باره‌ی سرشت الهی، زندگی خدایان، نام‌گذاری و توصیف جهان دیگر، داوری نادرست در باره‌ی انسان‌ها، ارایه‌ی تصویر نادرست از قهرمانان و بزه‌کار نشان دادن آن‌ها و مخدوش نشان دادن تصویر انسان‌های بزرگ می‌راند.262
با توجه به دلایل طرد شاعران، برای افلاطون بازنمایی ارزش‌های اخلاقی والاتر از بازنمایی واقع است. بر همین اساس، از منظر افلاطون، برخی از داستان‌های اسطوره‌ای که تصویرگر خشونتند، حقیقت ندارند و حتی اگر حقیقت داشته باشند هم نباید آن‌ها را به جوان‌ها بازگفت. افلاطون در این دیدگاه خود به چیزی متوسل می‌شود که در دوره‌ی کنونی هم در منازعات نسبت به سینما و تلویزیون مطرح است: اگر ما از دیدن صورت خیالی چیزی لذت می‌بریم که به صورت روایتی نمایشی نمایش داده شده است، این لذت تمایل فزاینده‌ای در وجود ما برمی‌انگیزاند که در زندگی واقعی نیز خود، عمل یا واکنش مشابه آن‌چه دیده‌ایم نشان دهیم. گویی لذت بردن یا تأیید صورت‌های خیالی الف با لذت بردن یا تأیید خود الف تفاوتی ندارد. مهم نیست هنر ملال‌آور یا ارزشمند باشد، بلکه مهم است بیان‌گر دیدگاه‌های اخلاقی صحیحی از جهان باشد که به کمک آن‌ها می‌توان صفات پسندیده را به شهروندان القا کرد.263
بر مبنای دیدگاه افلاطون، جریانی با نام «افلاطون‌باوری» در زمینه‌ی نسبت اخلاق با هنر به وجود آمد که یکی از دیدگاه‌های اخلاق‌گرایی افراطی به شمار می‌رود و مدعی است که هنر را باید به اعتبار اخلاق ارزیابی کرد. از منظر افلاطون‌گرایی همه‌ی هنرها به لحاظ اخلاقی زیان‌مند به شمار می‌آیند. این دیدگاه با قدری تسامح، بر اساس این نگرش افلاطون شکل گرفته است که شعر به لحاظ ماهیت تقلیدی‌اش چیزی فاقد اعتبار به شمار می‌رود. این دیدگاه تا جایی که بر پایه‌ی تصور ماهیت هنر استوار است، نگرشی فلسفی است. همان‌گونه که بیان شد، افلاطون بر این باور بود که شعر الگوهای اخلاقی ناشایستی را ملاک قرار می‌دهد و با این کار عواطف اخلاقی ناپسندی را در خواننده برمی‌انگیزد. شکل‌هایی از افلاطون‌گرایی تا این زمان باقی مانده است، چنان‌که منتقدان وسایل ارتباط جمعی نگرانی مشابهی را نسبت به تلویزیون، سینما و موسیقی رپ به خاطر ترویج خشونت ابراز کرده‌اند.264

4ـ1ـ2ـ آرمان‌شهرباوری
گروه دیگری از دیدگاه‌های اخلاق‌گرایی افراطی را «آرمان‌شهرباوری» می‌نامند. در حالی‌که افلاطون‌گرایی تمام هنرها را اخلاقاً به چشم تردید می‌نگرد، آرمان‌شهرباوری هنر را مایه‌ی ارتقای اخلاق به شمار می‌آورد و از این جهت شاید بتوان آن را عکس‌العملی در مقابل افلاطون‌گرایی به شمار آورد. این دو جریان هر دو افراطی‌اند، زیرا اخلاق را ملاک مطلق ارزیابی هنر می‌دانند، البته شیوه‌های ارزیابی آن‌ها متفاوت است. نمونه‌ای از سنت آرمان‌شهرباوری را می‌توان در زیباشناسی مارکوزه265 یافت که عقیده داشت هنر به خاطر هستی‌شناسی‌اش، همیشه مدافع فرشتگان است، یعنی ویژگی‌های اساسی هنر همچون داستان‌گویی و بازنمایی، می‌توانند نشان دهند که جهان می‌تواند به گونه‌ای دیگر باشد و به این صورت این باور را به ارمغان می‌آورند که دست‌کم می‌توان مسیر چیزها را عوض کرد که این امر نشان‌گر از عمل اخلاقی و پارسایی اخلاقی است. در واقع نوشته‌های مارکوزه همگی حول محور انسان‌شناسی فلسفی و توان رهایی‌بخش ساحت زیباشناسانه‌ی وجود انسانی شکل می‌گیرد.266 از منظر او، یا هنرمند در یک جامعه‌ی به سامان و یک دست زندگی می‌کند که هنرش بازتاب رویکرد اخلاق اجتماعی خواهد بود و یا در جامعه‌ای نابسامان به سر می‌برد که در این صورت هنرش نمی‌تواند دیدگاه جامعی ارایه کند که همان ایده‌ی اخلاقی جامعه باشد. او نوعی از اخلاق زیباشناختی را بیان می‌دارد که در آن زیبایی نماد اخلاق است.267 باور به این‌که آثار هنری از اشیا واقعی صرف تمایز دارند، تأییدی است بر امکان وجود قلمروی از اهداف و در نتیجه پذیرش فعلی آزادی اخلاقی در هنر. با این حال، آرمان‌شهرباوری غالباً با چنین مابعدالطبیعه‌ی پر زرق و برق همراه نیست. بخش عمده‌ی شعارهای احساساتی و متخصصین آموزش و پرورش،268 و همچنین اصلاح‌طلبانی که با باور به کیفیت اخلاقی هنر از گسترش موزه‌ها و آموزش هنر دفاع می‌کنند، از این دست به شمار می‌رود.269
4ـ1ـ3ـ اخلاق‌گرایی متغیر جامع
دیدگاه دیگر «اخلاق‌گرایی متغیر جامع» است که به گونه‌ای قابل قبول‌تر به نظر می‌رسد. این نگرش که تولستوی270 آن را صورت‌بندی کرده است، همه‌ی آثار را در خور ارزیابی اخلاقی می‌داند، اما این ارزیابی متغیر271 است، زیرا در این دیدگاه هنر نه یکسره خوب است و نه بد. بلکه برخی از آثار به لحاظ اخلاقی خوبند و برخی بد و مصادیق هنر بد و خوب را مورد به مورد تعیین می‌کند.272 تولستوی هنر در جهت کسب لذت را محکوم می‌کند و نتیجه‌ی هنر خوب را این می‌داند که مخاطب، هنرمند و تمام انسان‌های عصر او، پیش از او و پس از او که همان تأثیر را گرفته‌اند یا خواهند گرفت، رابطه‌ی خاصی پیدا می‌کند.273 هنر وسیله‌ی ارتباط انسان‌ها است و برای زندگی و سعادت فرد و جامعه‌ی انسانی ضروری است.274 به دلیل این دیدگاه، برخی اندیشه‌ی تولستوی را علاوه بر اخلاق‌گرا بودن در هنر، وابسته به هنر دینی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های نقد اخلاق، ارزش اخلاقی، ساختار و محتوا، فرهنگ عامه Next Entries پایان نامه با کلید واژه های پیامدگرایی، پیامدهای رفتاری، زیباشناسی