پایان نامه با کلید واژه های جوادی آملی، نهج البلاغه

دانلود پایان نامه ارشد

وَ لَا تَفَرَّقُواْ وَ اذْكُرُواْ نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَينْ‏َ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَ كُنتُمْ عَلىَ‏ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنهَا كَذَلِكَ يُبَينِ‏ُّ اللَّهُ لَكُمْ ءَايَاتِهِ لَعَلَّكمُ‏ْ تَهتَدُونَ؛ و همگان دست در ريسمان خدا زنيد و پراكنده مشويد و از نعمتى كه خدا بر شما ارزانى داشته است ياد كنيد، آن هنگام كه دشمن يكديگر بوديد و او دل‌هاي‌تان را به هم مهربان ساخت و به لطف او برادر شديد و بر لبه پرتگاهى از آتش بوديد، خدا شما را از آن برهانيد. خدا آيات خود را براى شما اين‌چنين بيان مى‏كند، شايد هدايت يابيد.» (آل عمران/103)
در این آیه نيز اتحاد و برادري را از نعمت‎هاي الهي برمي‌شمارد (واعتَصِموا بِحَبلِ اللّهِ جَميعاً ولاتَفَرَّقوا واذكُروا نِعمَتَ اللّهِ عَلَيكُم إذ كُنتُم أعداءً فَألَّفَ بَينَ قُلوبِكُم فَأصبَحتُم بِنِعمَتِهِ إخواناً)، آيه مورد بحث به منزله”كبرا” است؛ يعني اتحاد و برادري و انقياد عمومي نعمت خداست و نعمت الهي را هركس تغيير دهد و به اختلاف و تفرقه تبديل كند، به عقوبت خدا دچار مي‌شود. اتحاد و برادري و انقياد عمومي، بدون اعتقاد به خدا ممكن نيست، چون فقط مبدأ واحد است كه وحدت مي‌آورد، وگرنه مبادي كثير، عامل كثرت و تفرقه است. جز خدا همه چيز كثير است و تنها واحد ذاتي خداست. ممكن نيست كثير ذاتي، عاملِ وحدت باشد، زيرا هر مبدأيي پيروان خود را به سوي خويش مي‌خواند، از اين رو خداي سبحان اتحاد و برادري را در پرتو ايمان به خداي واحد و اعتقاد همگاني به اصول و فروع دين مي‌داند (واعتَصِموا بِحَبلِ اللّهِ جَميعاً ولاتَفَرَّقوا واذكُروا نِعمَتَ اللّهِ عَلَيكُم إذ كُنتُم أعداءً فَألَّفَ بَينَ قُلوبِكُم فَأصبَحتُم بِنِعمَتِهِ إخوانا)؛ يعني صيانت از هلاكت، در اعتصام عمومي و همگاني به قرآن و عترت می باشد (جوادی آملی، 1385، ج 10، ص 332).
2-4-8- انفاق و صیانت
«لَّيْسَ عَلَيْكَ هُدَئهُمْ وَ لَاكِنَّ اللَّهَ يَهْدِى مَن يَشَاءُ وَ مَا تُنفِقُواْ مِنْ خَيرٍ فَلِأَنفُسِكُمْ وَ مَا تُنفِقُونَ إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللَّهِ وَ مَا تُنفِقُواْ مِنْ خَيرٍ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَ أَنتُمْ لَا تُظْلَمُونَ؛ هدايت يافتن آنان بر عهده تو نيست، بلكه خداست كه هر كه را كه بخواهد هدايت مى‏كند. و هر مالى كه انفاق مى‏كنيد ثوابش از آن خود شماست و جز براى خشنودى خدا چيزى انفاق مكنيد و هر چه انفاق كنيد پاداش آن به شما مى‏رسد و بر شما ستم نخواهد شد.» (بقره/272)
«لَن تَنَالُواْ الْبرِّحَتىَ‏ تُنفِقُواْ مِمَّا تحِبُّونَ وَ مَا تُنفِقُواْ مِن شىَ‏ْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ؛ نيكى را درنخواهيديافت تا آن‌گاه كه از آنچه دوست مى‏داريد انفاق كنيد و هر چه انفاق مى‏كنيد خدا بدان آگاه است.» (آل عمران/92)
«قُل لَّوْ أَنتُمْ تَمْلِكُونَ خَزَائنَ رَحْمَةِ رَبىّ‏ِ إِذًا لَّأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الْانفَاقِ وَ كاَنَ الْانسَانُ قَتُورًا؛ اى رسول ما به اين مردم پست بگو اگر شما داراى گنج‏هاى مرحمت خدا شويد باز هم به خاطر ترس فقر از خرج كردن آنها خوددارى خواهيد كرد كه انسان طبعا بسيار ممسك و بخيل است.» (اسرا/100)
«إِنَّ الْانسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا؛آرى انسان به منظور رسيدنش به كمال حريص خلق شده.» (معارج/19)
«إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا؛ و نيز اين‌طور خلق شده كه در برابر شر به جزع درمى‏آيد.» (معارج/20)
«وَ إِذَا مَسَّهُ الخَيرُ مَنُوعًا؛ و از رساندن خير به ديگران دريغ مى‏نمايد.» (معارج/21)
«وَ مِنَ الْأَعْرَابِ مَن يَتَّخذُ مَا يُنفِقُ مَغْرَمًا وَ يَترَبَّصُ بِكمُ‏ُ الدَّوَائرَ عَلَيْهِمْ دَائرَةُ السَّوْءِ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ؛ و پاره‏اى از باديه‏نشينان آنچه را انفاق مى‏كنند غرامتى مى‏دانند و براى شما منتظر حوادث بعد هستند، حوادث بد بر خودشان باد، و خدا شنوا و داناست.» (توبه/98)
همان‏طور كه در نظام تكوين، عوارض مترتب بر ذوات دو قسم‏اند: بعضي ذاتي و برخي عرضي، بعضي اصيل و برخي فرعي و مانند آن، آثار مترتب بر اوصاف و افعال در نظام تشريع نيز اين‏چنين است؛ يعني بعضي از آثار به منزله ذاتي و به مثابه اصيل‏اند و برخي از آنها در حكم عَرَضي و فرعي‏اند. بررسي آيات قرآن حكيم نشان مي‏دهد كه هدف اصيل انفاقْ امر معنوي است نه افزايش مال، هرچند مزيد مال از آثار روشن انفاق واجد شرايط است.
بركت اجتماعي انفاق، تعديل جامعه و نجات آن از طغيان و صيانت آن از خونريزي همانند جنگهاي جهاني اول و دوم (طباطبایی، 1393ه.ق، ج2،ص384) و مانند آن است و آيه (وما تُنفِقوا مِن خَيرٍ فَلأنفُسِكُم) و (لَن تَنالوا البِرَّ حَتّي تُنفِقوا مِمّا تُحِبّون) و نظاير آن، جهت‏يابي و قبله‏جويي انفاق را مشخص مي‏كند؛ اما عنوان”صدقه” بحث مناسب خود را دارد و جريان افزايش مال و نموّ آن كاملاً در آن مطرح‏اند.
اگر محور پاداشِ انفاق فقط مادي باشد پيامدهاي زير را دارد:
1-انفاق نه تنها درد و بيماري مال‏دوستي را درمان نمي‏كند، بلكه دردافزا مي‏شود، زيرا پديده بخل، طبيعي انسان است: (وكانَ الإنسانُ قَتورا) ؛ (إنَّ الإنسانَ خُلِقَ هَلوعا ، إذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزوعا، و إذا مَسَّهُ الخَيرُ مَنوعا) و اين‏گونه پاداشهاي مادي بر مرض او مي‏افزايد. آيات انفاق درصدد آن نيست كه ما را به تكاثر در اموال بكشاند و مال‌دوست بپروراند تا به طمع دستيابي به مالِ بيشتر بخشش كنيم. اين‏گونه انفاق، بخشش مال براي مال و دنيا براي دنياست كه آغاز درد است نه درمان آن.
در همين زمينه اميرمؤمنان( مي‏فرمايد: «سوسوا إيمانكم بالصدقة و حصّنوا أموالكم بالزكاة» (نهج البلاغه، حكمت 146؛ بحار الانوار، ج 93، ص 22)؛ ايمانتان را با صدقه و اموالتان را با زكات حفظ كنيد؛ نه افزايش دهيد.
2. اگر پاداش انفاق، فقط دنيوي باشد، هيچ‏كس نبايد انفاق را غرامت بشمرد، با آنكه عده‏اي انفاق را غرامت مي‏پندارند: (ومِنَ الأعرابِ مَن يَتَّخِذُ ما يُنفِقُ مَغرَما… ) (توبه/98)
3. اگر هفتصد برابرشدن انفاق، از جهت مادي منظور بود، بايد در مورد اُسوه‏هاي ايثار و انفاق، مانند امام علي ( تحقق مي‏يافت، حال آنكه خيراتي كه ائمّه اطهار (درنهايت اخلاص داشتند، در اين دنيا هفتصد برابر نشد. براي نمونه از اموال فيي‏ء كه پيامبر( تقسيم كردند زميني نصيب اميرمؤمنان، علي بن‏ابي‏طالب ( شد و آن حضرت در آن زمين، چشمه‏اي پرآب پديد آورد كه به آن «يَنْبُع» مي‏گفتند. پس از فوران آب، حضرت علي( بي‏درنگ آن را وقف كرد. «هي صدقة بتّة بتلا» (الاصول من الكافي،کلینی، ج 7، ص 55؛ تهذيب الاحكام، طوسی،ج 9، ص 148)؛ ليكن چنين انفاق خالصانه‏اي، سبب هفتصد برابر شدن باغ در دنيا نشد.
كوتاه سخن اينكه پاداش‌هاي ذكر شده در آيات انفاق، پاداش‌هاي دنيوي را هم بدين‏سان دربرمي‏گيرد:
1. اجر اخروي انفاق، هفتصد برابر و بيشتر است.
2. نفع انفاق به نظام اسلامي مي‏رسد كه شخص انفاق‌كننده از بركات نظام بهره‏مند و در سايه آن با امنيت و سلامت و سعادت به‌سر‌مي‏برد.
3. عمل خير انفاق سبب ترويج و تشويق انفاق كنندگان مي‏شود و در نتيجه خيرات فراوان اجتماعي عايد همگان مي‏گردد.
4. گاهي نيز نفع مادي و دنيايي به انفاق كننده مي‏رسد.
پس محور اساسي در ميان آثار و بركات انفاق، پاداش معنوي اخروي است نه پاداش مادي دنيوي؛ يعني پاداش مادي عنصر محوري نيست، گرچه به عنوان بركت مال كاملاً مطرح است. (جوادی آملی، 1385، ج 12، صص322- 320).
2-4-9- ادای دین و صیانت
«يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ إِذَا تَدَايَنتُم بِدَيْنٍ إِلىَ أَجَلٍ مُّسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَ لْيَكْتُب بَّيْنَكُمْ كَاتِبُ بِالْعَدْلِ وَ لَا يَأْبَ كاَتِبٌ أَن يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَ لْيُمْلِلِ الَّذِى عَلَيْهِ الْحَقُّ وَ لْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَ لَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيًا فَإِن كاَنَ الَّذِى عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَن يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَ اسْتَشهِدُواْ شَهِيدَيْنِ مِن رِّجَالِكُمْ فَإِن لَّمْ يَكُونَا رَجُلَينْ‏ِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَن تَضِلَّ إِحْدَئهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَئهُمَا الْأُخْرَى‏ وَ لَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُواْ وَ لَاتَسْأَمُوْاْ أَن تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلىَ أَجَلِهِ ذَالِكُمْ أَقْسَطُ عِندَ اللَّهِ وَ أَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَ أَدْنىَ أَلَّا تَرْتَابُواْ إِلَّا أَن تَكُونَ تِجَرَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكمُ‏ْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا وَ أَشْهِدُواْ إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَ لَا يُضَارَّ كاَتِبٌ وَ لَا شَهِيدٌ وَ إِن تَفْعَلُواْ فَإِنَّهُ فُسُوقُ بِكُمْ وَ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَ اللَّهُ بِكُلّ‏ِ شىَ‏ْءٍ عَلِيمٌ؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، چون وامى تا مدتى معيّن به يكديگر دهيد، آن را بنويسيد. و بايد در بين شما كاتبى باشد كه آن را به درستى بنويسد. و كاتب نبايد كه در نوشتن از آنچه خدا به او آموخته است سرپيچى كند. و مديون بايد كه بر كاتب املاء كند و از اللَّه، پروردگار خود بترسد و از آن هيچ نكاهد. اگر مديون سفيه يا صغير بود يا خود املاء كردن نمى‏توانست، ولىّ او از روى عدالت املاء كند. و دو شاهد مرد به شهادت گيريد. اگر دو مرد نبود، يك مرد و دو زن كه به آنها رضايت دهيد شهادت بدهند، تا اگر يكى فراموش كرد ديگرى به يادش بياورد. و شاهدان چون به شهادت دعوت شوند، نبايد كه از شهادت خوددارى كنند. و از نوشتن مدّت دين خود، چه كوچك و چه بزرگ، ملول مشويد. اين روش در نزد خدا عادلانه‏تر است، و شهادت را استواردارنده‏تر و شك و ترديد را زايل‏كننده‏تر. و هر گاه معامله نقدى باشد اگر براى آن سندى ننويسيد مرتكب گناهى نشده‏ايد. و چون معامله‏اى كنيد، شاهدى گيريد. و نبايد به كاتب و شاهد زيانى برسد، كه اگر چنين كنيد نافرمانى كرده‏ايد. از خداى بترسيد. خدا شما را تعليم مى دهد و او بر هر چيزى آگاه است.» (بقره/282)
«وَ إِن كُنتُمْ عَلىَ‏ سَفَرٍ وَ لَمْ تَجِدُواْ كاَتِبًا فَرِهَانٌ مَّقْبُوضَةٌ فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُم بَعْضًا فَلْيُؤَدِّ الَّذِى اؤْتُمِنَ أَمَانَتَهُ وَ لْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَ لَا تَكْتُمُواْ الشَّهَدَةَ وَ مَن يَكْتُمْهَا فَإِنَّهُ ءَاثِمٌ قَلْبُهُ وَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ؛ هرگاه در سفر بوديد و كاتبى نيافتيد، بايد چيزى به گرو گرفته شود و اگر كسى از شما ديگرى را امين دانست، آن كس كه امين دانسته شده امانت را بازدهد و بايد از اللَّه، پروردگارش بترسد و شهادت را كتمان مكنيد. هر كس كه شهادت را كتمان كند، به دل گناهكار است و خدا از كارى كه مى‏كنيد آگاه است.» (بقره/283 )
«لِّلَّهِ مَا فىِ السَّمَاوَاتِ وَ مَا فىِ الْأَرْضِ وَ إِن تُبْدُواْ مَا فىِ أَنفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُم بِهِ اللَّهُ فَيَغْفِرُ لِمَن يَشَاءُ وَ يُعَذِّبُ مَن يَشَاءُ وَ اللَّهُ عَلىَ‏ كُلّ‏ِ شىَ‏ْءٍ قَدِيرٌ؛ از آن خداست هر چه در آسمان‌ها و زمين است. آنچه را كه در دل داريد خواه آشكارش سازيد يا پوشيده‏اش داريد، خدا شما را بدان بازخواست خواهد كرد. پس هركه را كه بخواهد مى‏آمرزد و هركه را بخواهد عذاب مى‏كند و خدا بر هر كارى تواناست.» (بقره/284)
لا تَسْئَمُوا: «سَآمت»، مفهومي است مركب از ملالت و ضَجَر، و دلتنگي همراه با آزرده خاطري (ابن منظور،1408ق، ج12،ص280).
در آيات گذشته، مؤمنان به انفاق تشويق، از ربا منع، به امهال ترغيب و از استعجال و تحميل فشار، ترهيب و منع شدند. در اين آیه كريمه(282)، در ادامه بيان مسائل مالي اسلام، خداي سبحان مؤمنان را به نوشتن و شاهد گرفتن بر داد و ستدها، به ويژه معاملاتي كه يك طرف آن نقد (عين) و طرف ديگرش

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های امر به معروف، جوادی آملی، جامعه اسلامی، قرآن کریم Next Entries پایان نامه با کلید واژه های رضایت شغلی، رضایت شغل، بهبود عملکرد، مسئولیت پذیری