پایان نامه با کلید واژه های جوادی آملی، قرآن کریم، نهج البلاغه، زنان متأهل

دانلود پایان نامه ارشد

عفت چشم و عفت جنسی را رعایت کنند، این اقدام به پاکی آنان می افزاید بدون شک خداوند به آنچه می کنند، آگاه است.» (نور/30) و در آیه دیگری می فرماید: «وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَرِهِنَّ وَ يَحفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ؛ و به زنان باایمان بگو عفت چشم وعفت جنسی را رعایت کنند.» (نور/31) عفت چشم، نه تنها از انحرافات جنسی پیشگیری می‌کند، بلکه در سازندگی روانی انسان نقش تعیین کننده ای دارد.
3- عفت گوش
4-عفت شکم
از مهم‌ترین شهوات، شهوت خوردن است. بهره مندی معقول و مشروع از غریضه خوردن عفت شکم نام دارد. از موارد کاربرد این نوع عفت در قرآن می توان به این آیه اشاره کرد که می فرماید: «وَ مَن كاَنَ فَقِيرًا فَلْيَأْكلُ‏ْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذَا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ فَأَشهِدُواْ عَلَيهْمْ وَكَفَى‏ بِاللَّهِ حَسِيبًا؛ و هرکس از اولیای یتیم دار است عفاف ورزد (از هر قسم تصرف در مال یتیم خودداری کند) و هرکه فقیر است در مقابل نگهبانی او از مال یتیم به قدر متعارف ارتزاق کند پس آن گاه که یتیمان بالغ شدند و مالشان را رد کردید بر رد مال به آنها باید گواه گیرید و گواهی خدا برای محاسبه خلق کافی است.» (نساء/6)
هر که بطن خود را از محرمات، مکروهات، مشتبهات، مشکوکات و فضولات نگه دارد و از حلال به قدر حاجت و کفایت تناول کند و قناعت را پیشه خود سازد، چشم بصیرت وی گشوده، قلب وی گشوده و بطن وی عفیف شود.
5- عفت دامن
غریزه جنسی یکی از قوی‌ترین شهوات است. محدود کردن آن در حوزه بهره وری های مشروع و جلوگیری از تجاوز آن به قلمرو محرمات عفت دامن یا پاکدامنی نام دارد. آیه زیر می تواند نمونه ای از موارد کاربرد عفت در این معنا باشد: «وَ لْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكاَحًا حَتىَ‏ يُغْنِيهَمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَ الَّذِينَ يَبْتَغُونَ الْكِتَابَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ فَكاَتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيرْا وَ ءَاتُوهُم مِّن مَّالِ اللَّهِ الَّذِى ءَاتَئكُمْ وَ لَا تُكْرِهُواْ فَتَيَاتِكُمْ عَلىَ الْبِغَاءِ إِنْ أَرَدْنَ تحَصُّنًا لِّتَبْتَغُواْ عَرَضَ الحیَوةِ الدُّنْيَا وَ مَن يُكْرِههُّنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِن بَعْدِ إِكْرَاهِهِنَّ غَفُورٌ رَّحِيمٌ؛ و آنان که وسیله نکاح نیابند باید عفت نفس پیشه کنند تا خدا آنها را به لطف خود بی نیاز گرداند.» (نور/33) همچنین قرآن کریم می فرماید: «وَ الحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحَافِظَاتِ؛ مردان و زنان با حفاظ و خوددار.» (احزاب/35)
6-عفت دست
7-عفت پا
8-عفت فکر
همان طور که ملاحظه شد عفت مراتبی دارد. مرتبه اولش این است که آدمی چشم، گوش، زبان، شکم، فرج، دست و پای خود را مهار کند که البته در جای خود، بسیار مهم و دشوار است و اگر کسی به همین مقدار هم نائل آمد، پاک و پارسا است؛ ولی مرتبه بالاتر از این هم هست و آن این‌که زمام فکر و دل را هم به دست گیرد. قرآن کریم می فرماید: «وَ لَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤَادَ كلُ‏ُّ أُوْلَئكَ كاَنَ عَنْهُ مَسْوولاً؛ گوش و چشم و قلب، از همه اینها باز خواست می شود. آدمی نه تنها نباید کار بدی انجام دهد، بلکه باید از فکر کار بد و نیت کار قبیح نیز دوری کند.» (اسراء/36) (سيد تاج الديني؛ مجرد، 1391، ص 94).

2-4-5- ازدواج و صیانت
«وَ لَا تَنكِحُواْ مَا نَكَحَ ءَابَاؤُكُم مِّنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَ مَقْتًا وَ سَاءَ سَبِيلاً؛ با زنانى كه پدرانتان به عقد خويش درآورده‏اند زناشويى مكنيد، مگر آنكه پيش از اين چنان كرده باشيد. زيرا اين كار، زنا و مورد خشم خدا است و شيوه‏اى است ناپسند.» (نساء/22)
«حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَتُكُمْ وَ بَنَاتُكُمْ وَ أَخَوَاتُكُمْ وَ عَمَّاتُكُمْ وَ خَالَاتُكُمْ وَ بَنَاتُ الْأَخِ وَ بَنَاتُ الْأُخْتِ وَ أُمَّهَاتُكُمُ الَّتىِ أَرْضَعْنَكُمْ وَ أَخَوَاتُكُم مِّنَ الرَّضَعَةِ وَ أُمَّهَاتُ نِسَائكُمْ وَ رَبَئبُكُمُ الَّتىِ فىِ حُجُورِكُم مِّن نِّسَائكُمُ الَّتىِ دَخَلْتُم بِهِنَّ فَإِن لَّمْ تَكُونُواْ دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَ حَلَئلُ أَبْنَائكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ وَ أَن تَجْمَعُواْ بَينْ‏َ الْأُخْتَينْ‏ِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ كاَنَ غَفُورًا رَّحِيمًا؛ مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان و عمه‏هايتان و خاله‏هايتان و دختران برادران و دختران خواهرانتان و زنانى كه شما را شير داده‏اند و خواهران شيري‌تان و مادران زنان‌تان بر شما حرام شده‏اند. و دختران زنان‌تان كه در كنار شما هستند، هر گاه با آن زنان همبستر شده‏ايد بر شما حرام شده‏اند. ولى اگر همبستر نشده‏ايد، گناهى مرتكب نشده‏ايد. و نيز آنان پسرانى كه از پشت شما هستند بر شما حرام شده‏اند. و نبايد دو خواهر را در يك زمان به زنى گيريد، مگر آنكه پيش از اين چنين كرده باشيد. هر آينه خدا آمرزنده و مهربان است.» (نساء/23)
حضرت آیت ا… جوادی آملی در رابطه با صیانت نسل و نَسَب و خانواده با توجه به آیات مذکور می فرمایند: «ازدواج از سنّت‏هاي اجتماعي است كه همواره در جوامع بشري بوده است و همين مسئله نشان طبيعي بودن آن است، چنان‏كه در ساختمان خلقت انسان، اعم از زن و مرد جهاز و اندام‏هاي تناسلي ويژه‏اي براي توالد و تناسل تعبيه شده است و براي اينكه آميزش و زناشويي جنبه حيواني نداشته باشد و عامل تشكيل خانواده گردد، در اسلام به خانواده از يك‏سو، نسب از سوي ديگر و جامعه از سوي سوم توجه ويژه شده است. انسان نيازها و غرايزي دارد كه تأسيس خانه و تشكيل خانواده به آن‏ها پاسخ مي‏دهد؛ مثل غريزه دوست داشتن فرزندان و علاقه به بقا از طريق نسل خويش و اين باور، زمينه آرامش زن و مرد را فراهم مي‏كند، از اين‏رو اساس خانواده، قانون مالكيت و وراثت را محترم مي‏شمارد.»
براي اينكه زناشويي صبغه الهي داشته باشد، اسلام اصول خانواده را مستحكم كرد و نسب و جامعه را ساخت و آن را محافظت كرد تا نه از بيرون متلاشي شود و نه از درون آسيب ببيند ( طباطبایی، ج4، صص312 ـ 316) و (جوادی آملی، ج 18، ص263).
از پربركت‏ترين رهاوردهاي دين، احترام، استحكام و صيانت خانواده است. جامعه وقتي ساخته مي‏شود كه خانواده ساخته شود و در خانواده پدر، مادر، برادران و خواهران با هم زندگي مي‏كنند. انسان نيز غريزه جنسي، شهوت سركش و … دارد، حال چگونه همه با هم زندگي كنند و اين سلاح جنسي را بيجا به كار نگيرند؟
اسلام براي صيانت دروني خانواده برنامه‏هايي دارد و از سوي ديگر آداب معاشرت زن و شوهر و تربيت فرزندان و رفتارهاي اخلاقي را تنظيم كرده است.
كودك در دهه نخست عمر، با پدر و مادر مرتبط و سرگرم بهترين و بيشترين آموزش‏ها، و همه حواس او متوجّه فراگيري درس از رفتار پدر و مادر است و هر آنچه آموخت بر ذهن لطيفش نقش مي‏بندد: «العلم في الصغر كالنقش في الحجر.» امام علي(مي‏فرمايد: «و إنّما قلب الحدث كالأرض الخالية ما أُلقي فيها من شي‏ء قَبِلَتْه» قلب نوجوان چونان زمین کاشته نشده آماده پذیرش هر بذری است که در آن پاشیده شود (نهج البلاغه، نامه 31).
از سوي ديگر، اسلام با شديدترين راه‏هاي ممكن از اعمال مسائل جنسي در حريم خانواده جلوگيري و محرميت و حرمت نكاح را جعل كرد تا اعضاي يك خانواده از يك‏سو بتوانند به يكديگر نگاه كنند و از سوي ديگر فساد جنسي به درون آن‏ها راه نيابد.
جمله (حُرِّمَت عَلَيكُم اُمَّهاتُكُم و… ) تنها بر صرف حرمت دلالت ندارد، بلكه حرمتي همه‏جانبه و ابدي و اكيد است و اگر كسي با وجود محرميّت و حكم حرمت نكاح و ابديّت حرمت، به آلودگي تن دهد، مجازاتش اعدام است. سخن از تازيانه يا رجم نيست كه امكان داشته باشد مرجوم، از گودال فرار كند، بنابراين با برنامه‏هاي غليظ و شديد جلوي هرگونه گرايش جنسي را در درون منزل بست و خانواده را در كمال سلامت و عفّت حفظ كرد تا از درون، آلوده نشود.
در جوامع غيراسلامي همانند برخي از مناطق دورافتاده كنوني، هيچ يك از اين سه اصل (حفاظت خانواده از آسيب‏هاي بروني و دروني و صيانت نسب و جامعه) محفوظ نماند و شيرازه اصول خانوادگي از هم پاشيد و درون خانواده آلوده شد تا جايي كه تجاوز ميان محارم رواج يافت؛ كاري كه برخي حيوانات از آن ابا دارند. آري وقتي حجاب و عفت رخت بربندد، بلكه ممنوع و جرم اعلام شود، گسيختگي اصول خانوادگي و نسب، امري طبيعي است (جوادی آملی،1385، ج 18، ص 264).
مشهور است که امام صادق(از رسول خدا (نقل می ‏فرمايد: «من تزوّجَ أحرز نصفَ دينه و در حديث ديگر آمده است: فليتّق الله في النصف الآخر أو الباقي.» ( کلینی، 1365، ج5، ص238).
اين حديث، نكاح را در چهره ملكوتي مي‏بيند و آن را عبادت مي‏داند، درحالي كه در جاهليّت زن را در حدّ ظرف‏هاي عاريتي براي نطفه و اطفاي شهوت مي‏ديدند.
ميان اين‏دو نظر به فاصله ميان حق و باطل است. انسان يا با شهوت به جهنّم مي‏رود يا با غضب؛ يعني يا با جذب اموري كه خوشايند نفس است؛ يا با دفع اموري كه با نفس ناسازگار است. با انجام دادن نكاح شهوت تأمين مي‏شود و چون متأهل شد، بايد مواظب باشد كه غضب، او را به جهنّم نيفكند.
روايت «ما بُني بناءٌ في الإسلام أحبُّ إلي الله تعالي من التزويج» نيز اهميت همين مطلب را مي‏رساند (شیخ صدوق،1411ه.ق، ج3، ص383).
اسلام براي صيانت خانواده از آسيب‏هاي بيروني، افزون بر سفارش خانوادگي، به ديگران نيز هشدار داد كه حريم زنان متأهل و شوهردار محترم است و نه تنها نكاح كه حتي نظر به آنان نيز حرام است. مبادا يك زن با چند مرد مرتبط باشد كه اساس خانواده و نسل و نسب به هم مي‏ريزد و اگر زن شوهرداري به فساد تن دهد، بايد سنگسار شود.
«والمُحصَناتُ مِنَ النِّساءِ اِلاّما مَلَكَت اَيمانُكُم كِتابَ اللهِ عَلَيكُم واُحِلَّ لَكُم ما وراءَ ذلِكُم اَن تَبتَغوا بِاَموالِكُم مُحصِنينَ غَيرَ مُسافِحينَ فَمَا استَمتَعتُم بِهِ مِنهُنَّ فآتوهنَّ اُجورَهُنَّ فَريضَةً ولاجُناحَ عَلَيكُم فيما تَراضَيتُم بِهِ مِن بَعدِ الفَريضَةِ اِنَّ اللهَ كانَ عَليماً حَكيما؛ و نيز زنان شوهردار بر شما حرام شده‏اند، مگر آنها كه به تصرف شما درآمده باشند. از كتاب خدا پيروى كنيد. و جز اينها، زنان ديگر هر گاه در طلب آنان از مال خويش مهرى بپردازيد و آنها را به نكاح درآوريد نه به زنا، بر شما حلال شده‏اند. و زنانى را كه از آنها تمتع مى‏گيريد واجب است كه مهرشان را بدهيد. و پس از مهر معيّن، در قبول هر چه هر دو بدان رضا بدهيد گناهى نيست. هر آينه خدا دانا و حكيم است.» (نساء/ 24)
«قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّواْ مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَ يحَفَظُواْ فُرُوجَهُمْ ذَالِكَ أَزْكىَ‏ لهَمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرُ بِمَا يَصْنَعُونَ؛ به مردان مؤمن بگو كه چشمان خويش فروگيرند و شرمگاه خود نگه دارند. اين برايشان پاكيزه‏تر است. زيرا خدا به كارهايى كه مى‏كنند آگاه است.» (نور/30)
برخي آيات آغاز سوره «نساء» و سوره «نور» با بيان احكام روابط زن و مرد صيانت جامعه را ضمانت می کند و اکیدا زن و مرد را به رعایت عفت و حجاب وادار می‌سازد (جوادی آملی، 1385، ج 18، ص 266).
«الزَّانىِ لَا يَنكِحُ إِلَّا زَانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَ الزَّانِيَةُ لَا يَنكِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَ حُرِّمَ ذَلِكَ عَلىَ الْمُؤْمِنِينَ؛ مرد زناكار جز با زن زناكار و مشرك نكاح نكند و زن زناكار هم جز با مرد زانى و مشرك نكاح نخواهدكرد و اين كار بر مردان مؤمن حرام است.» (نور/3)
«يَأَيهُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ إِذَا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُواْ فىِ الْمَجَالِسِ فَافْسَحُواْ يَفْسَحِ اللَّهُ لَكُمْ وَ إِذَا قِيلَ انشُزُواْ فَانشُزُواْ يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های جوادی آملی، قرآن کریم، نهج البلاغه، صراط مستقیم Next Entries پایان نامه با کلید واژه های جوادی آملی، مفهوم شناسی، خودکنترلی