پایان نامه با کلید واژه های جوادی آملی، انتخاب همسر، صراط مستقیم، متغیر مستقل

دانلود پایان نامه ارشد

ر دشوارتر است. به هر صورت کسی که علمی آن چنان و عملی این چنین دارد در بستر صراط مستقیم است و در سايه صيانت فطرت راستين و رعايت تقوا مي‏توان چيزي را كه از مو باريك‌تر است در تاريك‌تر از شب تشخيص داد و بر چيزي كه از شمشير تيزتر است در تاريك‌تر از شب به سلامت گذشت (همان).

2-4-2- اعتقاد به معاد و صیانت
«إِنَّا أَخْلَصْنَاهُم بخِالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ؛ آنان را خصلت پاكدلى بخشيديم تا ياد قيامت كنند.» (ص/46)
«يَا دَاوُدُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فىِ الْأَرْضِ فَاحْكُم بَينْ‏َ النَّاسِ بِالحَقّ‏ِ وَ لَا تَتَّبِعِ الْهَوَى‏ فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدُ بِمَا نَسُواْ يَوْمَ الحِسَابِ؛ اى داود، ما تو را خليفه روى زمين گردانيديم. در ميان مردم به حق داورى كن و از پى هواى نفس مرو كه تو را از راه خدا منحرف سازد. آنان كه از راه خدا منحرف شوند، بدان سبب كه روز حساب را از ياد برده‏اند، به عذابى شديد گرفتار مى‏شوند.» (ص/26)
«وَ لَئنِ سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الحَمْدُلِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَايَعْلَمُونَ؛ اگر از آنها بپرسى: چه كسى آسمانها و زمين را آفريده است؟ خواهند گفت: خدا. بگو: سپاس خدا را. بلكه بيشترشان نادانند.» (لقمان/25)
يقين به آخرت در پرتو ايمان به وحي و رسالت حاصل مي‏شود و به انضمام آن، اركان تقوا كامل مي‏شود. مهم ترين عامل صيانت انسان از تبهكاري همان اعتقاد به قيامت و ياد معاد است: «إِنَّا أَخْلَصْنَاهُم بخِالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ» و آنچه مايه انحراف و ابتلاي به عذاب الهي است، فراموشي قيامت است: «إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدُ بِمَا نَسُواْ يَوْمَ الحِسَابِ».
ممكن است كسي از نظر توحيد ذاتي و توحيد خالقي موحّد باشد، ولي معتقد به معاد نباشد، همانند و ثنيّين حجاز كه خدا را خالق آسمانها و زمين مي‏دانستند: «وَ لَئنِ سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ» ولي به عنوان حكيم عادلي كه روزي را براي حسابرسي و پاداش و كيفر قرار داده است، باور نداشتند؛ چون اعتقاد به خدايي كه از انسان بازخواست نكند سهل است، ولي اعتقاد به خدايي كه نسبت به دنيا و آخرت ربوبيّت دارد، دشوار و مسئوليّت‏آور است (جوادی آملی، 1385، ج2، ص 198).
«كلُ‏ُّ نَفْسٍ ذَائقَةُ المَوْتِ وَ إِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيَمَةِ فَمَن زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ وَ مَا الْحَيَوةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَعُ الْغُرُورِ؛ همه‌كس مرگ را مى‏چشد و به تحقيق در روز قيامت مزد اعمال شما را به كمال خواهند داد و هركس را از آتش دور سازند و به بهشت درآورند به پيروزى رسيده است و اين زندگى دنيا جز متاعى فريبنده نيست.» (آل عمران/185)
راز تعبير به «زحزح» این است :
«فَمَن زُحزِحَ عَنِ النّار» يعني كسي كه او را از آتش جهنّم به دور دارند؛ و چنين نخواهد شد، مگر آنكه در دنيا با مراقبت و مواظبت، خود را از گناه دور دارد، زيرا براي رستگاري و ورود به بهشتِ جاويد بايد از كانال آتش گذشت. زيرا عذاب جهنّم آتشي نيست كه آدمي را رها كند، بنابراين كسي كه از جايگاه آتش و خطر عبور مي‏كند بايد هر لحظه مراقب باشد و دامن خويش را برچيند، تا آتش دامنش را نگيرد؛ يعني بايد با فشار از خود مراقبت كند، تا به سعادت ابدي دست يابد. انسان بايد از نفس خود صيانت كند، تا به متاع دنيا مغرور نگردد (جوادی آملی، 1385، ج 16، ص 518).
گفتني است كه فرمان تقوا فراگير است؛ ولي به قرينه (و اُحضِرَتِ الأنفُسُ الشُّحّ) به نوع ويژه‏اي نظر دارد؛ يعني درون جانتان دشمن مسلّحي به نام تعصّب و خودخواهي سنگر گرفته است، پس شما نيز با سلاح تقوا به نبرد او رويد و با خلع سلاح وي خود سنگردار شويد.
آري انسان بايد با صيانت نفس، از خطر اين دشمن دروني برهد و به فلاح و كاميابي برسد: (مَن يوقَ شُحَّ نَفسِهِ فَاُولئِكَ هُمُ المُفلِحون).
2-4-3- اقامه نماز و صیانت
«وَ أَقِيمُواْ الصَّلَوةَ وَ ءَاتُواْ الزَّكَوةَ وَ ارْكَعُواْ مَعَ الرَّاكِعِينَ؛ و نماز را برپاى داريد و زكات بدهيد و با ركوع‏كنندگان ركوع كنيد.» (بقره/43)
خداي سبحان بعد از ترغيب اهل كتاب به حسن فاعلي، يعني ايمان به معارف الهي و مآثر آسماني، آنان و نيز ديگر مخاطبان را به حسن فعلي، يعني تحكيم پيوند عملي با خدا (نماز) و توثيق ارتباط اقتصادي با مستمندان (زكات) و حفظ وحدت و شكوه امّت اسلامي در نماز جماعت و مانند آن تشويق مي‏كند.
نماز در فرهنگ وحي الهي ستون دين است از اين رو از صيانت و مراقبت و سلامت آن به «اقامه» تعبير مي‏شود؛ زيرا ستون، برپاداشتني است، نه خواندني. مراد از اقامه نماز، بر پاداشتن و احياي نماز در جامعه و به جا آوردن حقّ نماز با رعايت همه شرايط ظاهري و باطني آن و عدم اكتفا به شكل ظاهري آن است.
امركردن اهل كتاب به اقامه نمازِ مسلمانان، نه اصل نماز كه حقيقتي مشترك، واحد و تغييرناپذير در همه اديان است، گواه مكلف بودن كافران به فروع است، آن چنان كه ملزم به پذيرش اصول هستند (جوادی آملی‏، 1385، ج 4، ص110).
2-4-4- عفاف و صیانت
«أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلىَ‏ نِسَائكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَ أَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تخَتانُونَ أَنفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَ عَفَا عَنكُمْ فَالْنَ بَاشِرُوهُنَّ وَ ابْتَغُواْ مَا كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَ كلُواْ وَ اشْرَبُواْ حَتىَ‏ يَتَبَينَ‏َ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الخْيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّواْ الصِّيَامَ إِلىَ الَّيْلِ وَ لَا تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنتُمْ عَكِفُونَ فىِ الْمَسَاجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَقْرَبُوهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ‏ُّ اللَّهُ ءَايَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ؛ براى شما در شب‌هاى ماه رمضان مباشرت با زنان خود حلال شد، كه آنها جامه عفاف شما و شما نيز لباس عفّت آنها هستيد و خدا دانست كه شما (در كار مباشرت زنان به نافرمانى و اطاعت شهوت نفس) خود را به ورطه گناه مى‏افكنيد لذا از حكم حرمت درگذشت و گناه شما را بخشيد، از اكنون (در شب رمضان) رواست كه با زن‌هاى خود (به حلال) مباشرت كنيد و از خدا آنچه مقدّر فرموده بخواهيد و بخوريد و بياشاميد تا خط سفيدى روز از سياهى شب در سپيده دم پديدار گردد، پس از آن روزه را به پايان برسانيد تا اول شب و با زنان هنگام اعتكاف در مساجد مباشرت نكنيد. اين احكام، حدود دين خداست، زنهار در آن راه مخالفت مپوئيد! خداوند اين گونه آيات خود را براى مردم بيان فرمايد، باشد كه پرهيزگار شوند.» (بقره/187)
در اين آيه پس از حكم جواز آميزش در شب‌هاي روزه، همسران را لباس يكديگر مي‌داند (هُنَّ لِباسٌ لَكُم وأنتُم لِباسٌ لَهُنّ). در اين تشبيه لطيف (تشبيه همسر به لباس)، نكات تربيتي و صیانتی دقيقي است كه برخي از آنها بدين شرح است:
1. لباس مانع از آسيب است. ازدواج هرچند اطفاي غريزه را به همراه دارد؛ ليكن صبغه ملكوتي آن صيانت از گناه و حراست از نگاه آلوده است. آنچه از حضرت رسول اكرم (رسيد كه «من تزوّج فقد أحرز نصف دينه» (مکارم الاخلاق، الباب الثامن، ص196) ناظر به همين نكته فاخر است. زن با انتخاب شوهر و مرد با انتخاب همسر بهانه‌اي براي آسيب پذيري ندارد (روضه‌الجنان،ج3،ص51؛ کشف الاسرار،ج1،ص504). مهم‌ترين بهره‌اي كه از ازدواج نصيب همسران مي‌شود صيانت گوهر دين از غارت ابليس از خارج، و چپاول هوس از داخل است.
2. لباس عيوب انسان را مي‌پوشاند و آبرو را حفظ مي‌كند. زن و شوهر نيز بايد عيوب هم را بپوشانند و آبروي اجتماعي يكديگر را حفظ كنند.
3. لباس، انسان را از گرما و سرما و… حفظ مي‌كند. زوجين نيز بايد در حوادث تلخ و شيرين و گرم و سرد زندگي، موجبات دلگرمي هم را فراهم كنند.
4. ميان لباس و كسي كه آن را پوشيده رابطه‌اي تنگاتنگ و صميمي است كه بيگانه ميان آن دو راه ندارد. رابطه زوجین نیز باید چنین باشد تا بیگانه ای به درون زندگی آنان راه نیابد که به اسرارشان پی برده، احیانا فتنه گری کند (جوادی آملی، 1385،ج9، ص،460).
حیا و عفت
حیا و عفت لباس گران قیمتی بر جان آدمی است که هرکس به این زینت آراسته و تحت پوشش این حلیه باشد ارزش پیدا نموده و به قلعه صیانت راه می یابد. فرد با حیا و عفیف از منهیات و محرمات، دوری گزیده و در حرم امن الهی به طمانینه می رسد. وصول به مرتبه اعلای حیا و مقصد اعلای عفت، مختص کسانی است که در بعد نظری به معرفت نفس نائل شده و در بعد عملی ملازم تقوا باشند.
میان حیا و عفت، نسبت و رابطه علی و معلولی وجود دارد. حیا (که در زمره مهار کننده ها و تنظیم کننده هاست) پیش درآمد عفت و زیرساز صیانت نفس است. به لسان ادبیات تحقیق، حیا متغیر مستقل و عفت و صیانت متغیر وابسته هستند که آدمی با اتصال وجودی به حیا، در جاده عفت، صیانت، عدالت و عصمت گام می نهد و طی طریق می کند.
این دو کلید واژه معیار وملاک اساسی برای تمیز ارزش‌های اسلامی از ارزش‌های غربی است.
حیا و عفت تمایلات آزاد آدمی را تعدیل می کنند تا کرامت، عزت و صیانت نفس او خراش ندیده و زخمی نشود (سيد تاج الديني؛ مجرد، 1391، ص 81).
تعریف حیا
حیا واژه ای عربی است که در زبان فارسی با کلماتی همچون شرم و آزرم مترادف است. ضد حیا، وقاحت می باشد.
گفتنی است که در معنای حیا، برخی ویژگی‌های روانی آن از قبیل تغیر و دگرگون شدن حال، حالت و انکسار درونی، شکستگی روحی و انقباض نفس نیز آمده است. حیا در اصطلاح علمای اخلاق عبارت است از محدودیت و درتنگنا افتادن نفس به هنگام ارتکاب محرمات شرعی، عرفی و عقلی از ترس نکوهش و سرزنش است (گزیده جامع السعادات، 1389، ص168).
اگر تقوا را اجتناب از گناهان شرعی بدانیم، حیا اعم از این معنا بوده و شامل اجتناب از هر آن چیزی که علاوه بر شرم عقل و عرف نیز آن را مذموم و ناپسند می‌دانند (گزیده جامع السعادات، 1389، ص368).
امام صادق( در بیانی نورانی از حیا می فرمایند: حیا نوری است که جوهر آن، سینه ایمان است و یک حالت بازدارندگی و خویشتن داری در برابر هر چیزی که با توحید و معرفت ناسازگاری داشته باشد در انسان ایجاد می‌کند (مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه، ص189).
عفت
عفت به معنای خویشتن‌داری از انجام محرمات و دوری کردن از کارهای زشت است (طريحي،1363، ج5، ص102). راغب در مفردات گوید: عفت «حصول حالتی برای نفس است که مانع از غلبه شهوت شود» در اصطلاح علم اخلاق، عفت عبارت است از صفتی نفسانی که از غلبه و حاکمیت شهوت‌ها بر انسان جلوگیری می‌کند (مراد از شهوت مفهوم عام آن است که شامل شهوت شکم و خوراک، شهوت جنسی، شهوت حرف زدن، نگاه کردن و سایر غرایز می شود.) (جامع السعادات، ج2، ص15).
حضرت علی( با توجه به معنای عفت می‌فرماید: عفت پایداری در برابر شهوت است (آمدي تميمي، 1360، ج 2، ص 52). بنابراین عفت بر حفظ و خودداری انسان ها از شهوت ها و خواسته‌های غیرعاقلانه و نادرست جنسی و شکمی اطلاق می‌شود، به گونه ای که در خوردن و آشامیدن از حرام خواری و در امور جنسی نیز از زن بارگی و حرام دوری گزیند.
انواع عفت
با توجه به معنا و مفهومی که برای عفت و پاکدامنی بیان شد عفت ابعاد مختلفی پیدا می‌کند که مهم‌ترین آنها عبارتند از:
1-عفت زبان
2-عفت چشم
قرآن کریم در دو آیه به طور جداگانه مرد و زن مسلمان را پیش از دعوت به عفت جنسی به عفت چشم دعوت می کند. «قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّواْ مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَ يحَفَظُواْ فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكىَ‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرُ بِمَا يَصْنَعُونَ؛ به مردان با ایمان بگو

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های پیشگیری از جرم، قرآن کریم، دانشگاه آزاد اسلامی، جرم شناسی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های جوادی آملی، قرآن کریم، نهج البلاغه، زنان متأهل