پایان نامه با کلید واژه های جنائي، جنايي، کلي

دانلود پایان نامه ارشد

تفسير مي کند اوممکن است نقش يک فرايند اجتماعي را بازي کندکه فرد ديگر را شامل شود.
به طورکلي ديدگاه جورج کلي ازماهيت آدمي بسيار خوش بينانه است. برمبناي همين خوش بيني وبراساس سازه هاي شخصي که توضيح داده شده است . کلي يک سيستم ارزيابي شخصيت به وجودآورده است که به آن آزمون فهرست سازه نقش مي گويند .اين آزمون از نظر کاربرد بسيارساده است . اما تعبير وتفسير نتايج آن خالي از دشواري نيست زيرا براي نمره گذاري آن روش عيني وجود ندارد و همين امراز دقت آن مي کاهد. مانند اکثر نظريه هاي شخصيت منتقدان براين عقيده اند که نظريه کلي نيز آکنده ازمفاهيم ذهني، دشوار از نظر تعريف، ودشوارتر از نظرسنجيدن آنها به روشهاي عيني است.

2-9-3- نظرّيه‌هاي تحليل عاملي شامل نظرّيه كاتل و آيزنك
باپيشرفت روش هاي آماري و رواج روش تحليل عوامل عده اي که معتقد به چند وجهي يا چند عاملي بودن شخصيت بودند نظريه هايي را عنوان کردند که به نظريه هاي تحليل عاملي معروف شدند . معروف ترين اين نظريه ها متعلق به کاتل، گيلفورد، و آيزنک هستند(کريمي، 1390).
به نظر کاتل مفاهيم سازنده شخصيت عبارتند از ويژگي يا صفت که به صفات منشي، توانشي ، عام، خاص، روساختي، و پايه تقسيم مي شود. وي اين ويژگي ها را در جدولي حاوي 16 صفت متضاد گردآوري کرد. مفاهيم ديگر سازنده ي شخصيت عبارتند از پويش يا ارگ ، متاارگ، خود و خودآگاهي ( شامل خود واقعي و خودآرماني) و معادله ي تشخيصي که به صورت صفات پايه رفتار تنظيم شده است.
آيزنک براي شخصيت دو جنبه توصيفي و علّي قائل است. از لحاظ توصيفي آيزنک شخصيت هاي افراد را حول محور مزاجهاي چهارگانه جالينوسي و برونگرايي و درونگرايي يونگ از لحاظ درجه پايدار يا ناپايدار بودن قرار مي دهد و براي اينکار از دو نوع طبقه بندي مقوله اي و طبقه بندي بُعدي استفاده مي کند.
از لحاظ جنبه هاي علّي شخصيت آيزنک شخصيت ها را برمبناي ميزان توازن و تعادل ميان تحريک و بازدارندگي ( تهييج و وقفه) توجيه و تفسير مي کند و رابطه ي ميان سنخ هاي ارثي را با فرمول زيرنشان مي دهد: توازن تحريکي – بازدارندگي آثار محيط = درون گرايي / برون گرايي.
برنظريه هاي عاملي شخصيت نيزانتقادات چندي وارد شده است ازآنجمله اينکه چون روشهاي تحليل عامل متفاوتند، کاربرد هرروش عاملي خاص،تعداد عوامل شخصيتي متفاوتي به دست مي دهد. به اين که وجود عاملها درشخص توهم زنده انگاري هرعامل و جانبخشي به آن را ايجاد مي کند.
درسالهاي اخير ،به علت مشخص شدن وجوه متعدد شخصيت وگستردگي اين وجوه بعضي ازمحققان معتقد شده اند که کل شخصيت غيرقابل شناخت است و بنابراين بايد به نظريه کوچک روي آورد و بيشتر يک جنبه شخصيت رامحورمطالعه قرارداد. براين مبنا تعدادي نظريه معروف به نوار باريک به وجود آمده است .
شخصيتهاي مطالعه شده به وسيله اين عده عمدتاً به يکي دو عامل شخصيتي منحصر بوده اند مثلاً ازآن ميان مي توان شخصيت ماکياولي ،نوع A و نوع F را نام برد.
بي شک فصل مربوط به شخصيت آنگاه به اتمام مي رسد که به تفصيل در مورد مبحث مزاج و اخلاط نيز به عنوان يکي از گذاره هاي اصلي شخصيت سخن بگوييم .

2-10- مزاج و اخلاط
بي شک فصل مربوط به شخصيت انگاه به اتمام مي رسد که به تفصيل در مورد مبحث مزاج و اخلاط نيز به عنوان يکي ازگزارهاي اصلي شخصيت سخن بگوييم. بدن آنهاست،به همين مناسبت گروهي ازدانشمندان وپژوهندگان درطبقه بندي اشخاص بيشتر به تاثيرتن و خصوصيات آن در روان توجه داشته اندو ازمزاج و طبقه بندي آدميان برحسب مزاجهاي مختلف بحث کرده اند.
واژه مزاج براي روانشناسان و پزشکان نام بقراط پزشک يوناني راتداعي مي کند. مواد ازآن بنابر تعريفي که هانري پيرون در اثر خودکرده مجموعه اي است ازصفات و خصوصيات مربوط به چگونگي اعمال حياتي (فيزيولوژيک) بدن وشکل ظاهر آن (سيما شناختي)که سبب اختلاف افراد ميشوند روي شخصيت ومنش تاثير دارند.
مزاج به آن دسته از چگونگي واکنش و گرايش و استعداد وساختارخاص دلالت دارد که ذاتي وتغييرناپذير است، اما منش نتيجه تجربيات شخصي (کيفيات اکتسابي ) به خصوص تجربيات سالهاي اوليه زندگي بوده و تا حدي تا درون گرائي وتجربيات نوين تغيير
پذيراست.سخن در باب مزاج را در اين بخش به پايان مي بريم ودر فصل چهاربار ديگربه ان باز خواهيم گشت .

فصل سوم
جرم و شخصيت

3-1- تعريف شخصيت جنايي و انواع آن
با اعتقاد نگارنده جرم – اين کلمه ي سه حرفي – يک فعل است يعني آنچه شده است و خوب ميدانيم هر فعل يا هر آنچه انجام شده به يک فاعل يا انجام دهنده نياز دارد. فعل متکي به فاعل مي باشد که در اين فصل مي خواهيم فاعل فعل جرم يا آنکه جرم را از قوه به فعل در مي آورد را واکاوي کنيم.
به راستي چه اتفاقي مي افتد که از بين الف و يا ب ، الف بزهکار و ب ناکرده بزه مي شود. محققاني که ذهنشان را اين موضوع مشغول کرده تحت عنوان شخصيت جنايي نظريه هاي گوناگوني را مطرح کرده اند به طور مثال “مانووريه” براي جرم چهار شرط لازم را بيان مي کند (کي نيا،1383). و سپس به گونه اي حرف مي زند که انگار شخصيت جنايي انساني است بي شرم که قبح اجتماعي را درک نمي کند و از هيچ ننگي روگردان نيست. از هيچ مجازاتي باک ندارد ، از مشکلات ارتکا به جنايات پروايي ندارد ، خود را به هر آب و آتشي مي زند و سرانجام از عاطفه و تاثيرپذيري محروم است و به جان و مال و حيثيت ديگران رحم نمي کند.
به هرحال نتيجه قهري که پس از مطالعه تحقيقات در اين حوزه به دست مي آيد آن است که صفات روانشناختي و خصوصيات وراثتي و همچنين کارکردهاي هورموني و شرايط محيطي از قوه به فعل درآمدن جنايت “هسته ي مرکزي شخصيت جنايي” را تشکيل مي دهند.
نکته ي ديگر آنکه هرگاه رفتارهاي يک بزهکار يا رفتارهاي متصاعد شده از شخصيت يک بزهکار را زير نگاه زيرکانه علمي قرار دهيم مي توانيم بگوييم شخصيت آنان مستعد شکل گيري و پيدايش يک حالت خطرناک مي باشد. ارکان تشکيل دهنده حالات خطرناک از ديدگاه دانشمندان علوم رفتاري و روانشناختي بسيار پر دامنه مي باشد. شايد بتوان پرخاشگري يا تهاجم ، بي تفاوتي عاطفي ، عدم کنترل هيجانات ، تکانشگري ، قضاوت و آينده نگري ضعيف و غيره، ارکان پر اهميت آن برشمرد. يا با بيان يک جمله کوتاه تمام حرف را زد و آن جمله اين است که : يک استعداد خاص مبين يک ساخت شخصيت به نام شخصيت جنايي است.
شخصيت جنايي را به طور کلي مي‌توان چنين تعريف کرد :”وضع و حال مشترک کساني است که آنها را در مقام قبول يا جستجوي اوضاعي قرار مي‌دهد که خارج يا مخالف با هنجارهاي مورد قبول گروه آنهاست.” (کي نيا ،159،1383)
مردم را بر حسب درجات شخصيت جنايي مي‌توان چنين طبقه‌بندي کرد :
ناکرده بزه : شخصي است که در فهرست بزهکاران قرار گرفته است اعم از اينکه وجداني سختگير داشته يا با تقوي باشد و دامن او به جرم نيالوده باشد.
جنايتکار موقت : اساساً جنايتکار شهواني است.
جنايتکار کاذب : کسي است رفتار خود را با وجدان اجتماعي گروه محدودي که وابسته به آن است مطابقت مي‌دهد. بزهکار سياسي، انقلابي و … جز اين گروه محسوب مي‌شوند. به طور خلاصه تئوري شخصيت جنايي را مي‌توان به اين شرح خلاصه کرد :
– موضوع اساسي جرم شناسي باليني بررسي از قوه به فعل درآمدن جنايت است. فقط از اين رهگذر جرم شناس باليني مي‌تواند دانش مستقلي باشد.
– جنايتکار انسان است مانند ديگران که فقط در اثر استعداد خاص فعليت يافتن جنائي او از ديگر انسانها متمايز مي‌شود.
– اين استعداد خاص، معين يک ساخت شخصيت به نام شخصيت جنائي است. ممکن نيست اين ساخت را در زمره تيپ‌هاي معين روانپزشکي قرار داد.
– شخصيت جنائي به کمک صفات رواني توصيف شده است.
– هسته مرکزي متضمن خويشتن بيني، گهگيري، پرخاشگري و فقدان عاطفه است.
– هسته مرکزي حاکم بر از قوه به فعل درآمدن جنايت است. فورمول حالت خطرناکي يا ظرفيت جنائي از ان به دست مي‌آيد و شامل شايط کلي فعليت يافتن جنايت است. صفات هسته مرکزي به گونه‌اي دقيق در بروز اعمال خطرناک موثر است و به گونه‌اي پيچيده‌تر در فرآيند پختگي جنائي اثر مي‌نهد و در بروز عوامل ناگهاني و اعمالي که بي تامل و از روي بي فکري از افراد خطرناک سر مي‌زند به گونه‌اي شديد مداخله دارد.
– متغيرهاي شخصيت جنائي حاکم به طرز اجراي عمل جنائي است اما در نفس فعليت يافتن عمل جنائي، خنثي است و هيچ گونه نقشي ندارد. فقط راستاي کلي و درجه توفيق و مجموعه انگيزه‌هاي رفتار جنائي را روشن مي‌کند.
– شخصيت جنائي پوياست و از اجتماع و وحدت صفات تشکيل دهنده آني پديد مي‌آيد و نتيجه عمل اين صفات است که مش مخصوصي به کل شخصيت مورد نظر مي‌بخشد. شخصيت جنائي اثري محسوس نيست بلکه منتجهه است.
– در تحت عنوان فوق الذکر تمام تئوريها قرار مي‌گيرند که دسته بزهکاري را در سرشت زيستي يا پسيکاتريک شخص بزهکار قرار مي‌دهند. اگر ريشه عقلي و استدلالي اين تئوريها آشکار نباشد ريشه ماده‌گراي آنها به طور کلي بالنسبه آشکار است. بعلاوه اين تئوريها تاثير ساير عوامل را نفي نمي‌کنند. طرفداران اصالت سرشت يا بنياد هرگز نه تاثير محيط را طرد مي‌کنند و نه عوامل رواني را ولي در نظر همه آنها اساسي‌ترين عامل، در سرشت خود فرد يافت مي‌شود. در ادامه پس از بيان خلاصه اي از شخصيت جنايي سعي خواهيم کرد به يک تحقيق علمي در اين باره ، جرم و شخصيت از ديدگاه نظريه هاي رواني و نظريه هاي انسان شناسي بپردازيم. اما از آنجا که قرار است ماحصل اين پايان نامه واکاوي مبحث بدن و جرم باشد،پس موضوعي تحت عنوان نارسايي هاي بدني ، نارسايي هاي فيزيولوژيکي و البته بحث بسيار مهم تيپ شناسي شخصيت را مورد بحث قرار مي دهيم.

3-2- تحقيق علمي در شخصيت مجرمان
مجرم کسيست که مرتکب جرم شود اما تعريف جرم کار آساني نيست:گفته اندجرم عملي است که نظم اجتماع را برهم زند اما اين تعريف نه تنها مشکل را حل نميکندبلکه مشکل واحد را به سه مشکل تبديل ميکند.
اول مشکل اينکه منظور ازنظم چيست و دوم اينکه منظور از اجتماع کدام اجتماع است و سوم اينکه تشخيص اين امر با کيست که نظم (اگر معني آن معلوم شود) اجتماع (اگر بدانيم کدام اجتماع منظوراست) در اثر عمل فردي برهم خورده است يا نه،چهار سال پيش پيرمردي را در انگلستان مجرم شناختند زيرا در پياده رو به ديوار خانه خود تکيه زده بودو قانوني از عهد عتيق درد آن کشور مي گويد”خيابان مخصوص آمد ورفت است”که مفهوم مخالف آن اينست که جاي ايستادن نيست.آيا در اثر عمل اين مردنظم اجتماع بر هم خورده بود؟چندي پيش فيلسوف عظيم الشأن انگليس باز در همان کشور محکوم به حبس شد چون به ساختن بمب اتمي اعتراض کرده بودو به عنوان اعتراض در خيابان نشسته بود.آيا ساختن بمب اتمي بيشتر نظم اجتماع را بهم مي زند يامنبع آن؟آيا ساختن بمب اتمي بيشتر به نظم اجتماع لطمه مي زند يا نشستن فيلسوف در خيابان؟
گفته اند جرم عملي است که مخالف اصول اعمال و رفتاري است که اکثريت افراد اجتماع در زمان معيني آنرا صحيح تشخيص داده اند.در اين صورت در کشورهائي که رأي اکثريت مناط اعتبار نيست يا از آن اطلاعي نداريم-مثل ممالک ديکتاتوري -چگونه ميتوان گفت جرم چيست؟ ( مظلومان ،25:1349)
و به اعتقاد نگارنده جرم عمل يا خودداري از انجام عملي است که وجدان اخلاقي مردمان در زمان معيني نکردن يا کردن آنرا صحيح دانسته است.کافي است بياد بياوريم که زني در اثر خوردن داروي زيانبخشي که اخيراً “در بازارهاي جهان رايج شده بود”ممکن است اطمينان حاصل کندکه جنيني که در شکم اوست ناقص الخلقه است.اگر در آمريکا يا اکثر ممالک اروپا اقدام به سقط جنين کند جاني تشخيص داده مي شود-اما آنکه با انداختن بمبي برهيروشيماچند هزار فرد آدمي را در لحظه اي سوزاند و صد هزار ديگر را ناقص و نيمه سوز کردنه تنها مجرم شناخته نشد بلکه تاج افتخار بر سر نهاد و يکشنبه به کليسا رفت.اگر وجدان اخلاقي تشخيص چنين است قاضي سخت بي آبروئي است.
پس بايد تعريف عملي و حقوقي آنرا

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های ناخودآگاه، سلسله مراتب، جهان خارج Next Entries پایان نامه با کلید واژه های قانون مجازات، ارتکاب جرم، طبقه حاکم