پایان نامه با کلید واژه های جریان نقدی، اطلاعات نامتقارن، ارزش شرکت

دانلود پایان نامه ارشد

سرمایهگذاری در تشریح رفتار سرمایهگذاری در سطح شرکت به دلیل قرض عدم اختلاف بازارهای کالا و سرمایه است. در حالی که مطالعات تجربی اخیر به این نتیجه رسیدهاند که منابع داخلی احتمالا عامل تعیین کننده مهمی برای سرمایهگذاری شرکت ها در حضور نقایص اطلاعاتی در بازارهای سرمایه است. مدلهای تقاضای سرمایهگذاری نئوکلاسیک، نیازمند مفروضات قوی در مورد کارایی بازار سرمایه هستند و از سوی دیگر در مدلهای تقاضای سرمایهگذاری نئوکلاسیک وجود هدف حداکثر سازی ارزش سهام داران از سوی مدیران، به دلیل وجود ارتباط بین سرمایهگذاری و منابع داخلی مورد تردید است. (هوبارد44 و دیگران،1993)
با ترکیب رویکردهای موجودیگرا45 و جریانگرا46 در حضور هزینههای تعدیل، مدل های پویای سرمایهگذاری47 ارائه میشود. اولین تلاش برای مدل های پویایی سرمایهگذاری توسط ابل1980 صورت گرفت که به یک قانون بهینه برای سرمایه گذاری دست یافت، وی بیان کرد که سرمایهگذاری تا جایی افزایش مییابد که هزینه سرمایه برابر قیمت سایه48 سرمایه شود که به صورت نسبت ارزش نهایی سرمایه جایگزین شده49 به ارزش سرمایه جایگزین شده تعریف میشود.
به دلیل طولانی شدن مبحث مدل های سرمایهگذاری از پرداختن به مدلهای پویایی سرمایه گذاری خودداری میشود.
2-2-1-4- مدل سرمایهگذاری در حضور اطلاعات نامتقارن
محققان اساس وجود ارتباط بین سرمایهگذاری و جریان نقدی را اطلاعات نامتقارن میدانند، بنابراین در اینجا به بررسی مدل های اطلاعات نامتقارن پرداخته میشود. هر چند این مدل ها به معادله سرمایهگذاری دست پیدا نمیکنند، چشم اندازهای آینده شرکت از سرمایهگذاری را تعیین میکنند. در اینجا تنها به بیان مدل خطراخلاقی50گرتلر51و هوبارد (1998) اکتفا میشود.
اطلاعات نامتقارن زمانی ایجاد میشود که مدیران شرکت اطلاعات بیشتری درباره عملیات و چشم اندازهای آینده شرکت نسبت به سهامداران و اعتباردهندگان داشته باشند.
در مدل گرتلر و هوبارد بیان میشود که خطر اخلاقی ناشی از اطلاعات نامتقارن، بعد از اینکه قرض دهنده منابع خود را در اختیار قرض گیرنده قرار داد، رخ میدهد. بر اساس این مدل، قرض گیرنده میتواند این منابع را به بهترین شیوه مورد استفاده قرار دهد و بهترین منفعت نصیب قرض دهنده شود و هم میتواند به بدترین شیوه از آن استفاده شود که به نفع قرض دهنده نیست و امکان دارد حتی قرض دهنده نتواند منابع خود را بازپس بگیرد. مساله خطر اخلاقی از آنجا ناشی میشود که قرض دهنده در مورد شیوع استفاده از منابع توسط شرکت و احتمال باز پس گیری وجوه خود به اندازه افراد داخل سازمان آگاهی ندارد.
در این مدل، یک مدیر میتواند احتمال دریافت یک ستانده خوب y را بهبود بخشد، زمانی که به اندازه کافی از عامل مشابه سرمایه، c، در راستای سرمایهk استفاده میکند. نتیجه فعالیت و بهرهوری شرکت میتواند خوب یا بد باشد.
بنابراین تابع ستانده شرکت به صورت y=f(k) با احتمال πg و با y=af(k)،a∈(0،1) و یا با احتمال πbاست، در صورتی که شرکت بهترین شیوه استفاده از منابع را انتخاب نکند، مدیر سطح c وk را برای استفاده درتولید در اولین دوره تعیین میکند. سپس ستانده را در دوره دوم به فروش میرساند. تحت برخی محدودیت های پارامتری، در صورتی که هیچ گونه مساله اطلاعاتی وجود نداشته باشد، k چنان تعیین میشود که:
(2-19) (πg-πba)fr(k)-(1+v)r = 0
v:نسبت بهینه C مورد استفاده
r: نرخ بدون ریسک
اما در صورت وجود مساله اطلاعاتی،مخارج c برای قرض دهنده قابل مشاهده نیست و سطح سرمایه بهینهk از معادله بالا نمیتواند بدست آید و k به زیر مقدار اولیه کاهش مییابد. در این حالت،سطح سرمایهمقدار زیر را حداکثر میکند:
(2-20) (πg-πba)f(k)-πbpb-πgpg
pg، pbمیزان پرداخت به قرض دهنده است که بستگی به واقعیعت بخشیدن به یکی از حالات y =f(k) و y=af(k)دارد. pg، pbبه شیوهای تعیین میشود که فرد قرض دهنده بین قرض دادن به شرکت و سرمایهگذاری در دارایی های بدون ریسک بیتفاوت باشد.
مساله این است که به منظور اطمینان از استفاده کافیc،یک محدودیت انگیزشی52 باید در نظر گرفته شود که سود ناشی از فریب قرض دهنده را نسبت به آنچه که در سطح مناسب بدست میآید،نامناسب سازد. به دلیل این محدودیت و محدودیت تعیین کننده حداکثرمقدار بدهی (af(k)+v)≥pb سرمایه، یک تابع در حال افزایش ارزش خالصاست. مساله ساده اطلاعاتی بین قرض دهنده و قرض گیرنده سبب میشود که تصمیمات سرمایهگذاری به طور مثبتی با داراییهای قابل وثیقهگذاری53 شرکت،مرتبط باشد. در این حالت شرکت با ارزش خالص پایینتر محدودتر است و بنابراین در مقایسه با بهترین سطح سرمایه، کمتر سرمایهگذاری میکند. چون سرمایهگذاری به طور مثبتی با ارزش خالص شرکت در ارتباط است، تغییر ناگهانی ستانده (بهرهوری) خوب شرکت، سرمایهگذاری را افزایش میدهد. (کالمس54،2001)

2-2-2- انواع تصمیمات سرمایه گذاری
هر تصمیمگیری در مورد سرمایهگذاری، بیانگر میزان پولی است که در زمان کنونی برای بدست آوردن دارایی که جریانی از درآمدها را در آینده فراهم میکند، صرف میشود. سه نوع تصمیم گیری سرمایه گذاری مطرح میشود:
تصمیمات توسعه ای55
تصمیمات جایگزینی و انتخاب56
تصمیمات اجاره یا خرید57.(هاگو58،1974)

2-2-2-1- تصمیمات توسعهای
تصمیمات توسعهای، تصمیماتی است که شرکت برای خرید یک کارخانه یا ماشین اتخاذ میکند. مساله مورد توجه آن است که هزینهای که برای خرید یک کارخانه یا ماشین صرف می شود، این دارایی را به خط جدید عملیاتی تبدیل میکند یا مقیاس عملیات59شرکت را با توجه به فعالیت موجود افزایش میدهد. (هاگو،1974)
تصمیمات توسعهای به دو گونه توسعه محصولات یا بازارهای موجود و توسعه از طریق کالای جدید یا بازارهای جدید دستهبندی میشود. مخارج مربوط به افزایش تولید کالاهای موجود یا توسعه بازارهای موجود در گروه توسعه محصولات یا بازارهای موجود قرار میگیرد. این تصمیمات از پیچیدگی بیشتری برخوردارند. زیرا در این گونه تصمیم گیریها، باید تقاضای آینده بازار برای محصولات شرکت را مد نظر قرار داد. چون امکان اشتباه زیاد است، باید تجزیه و تحلیل دقیق در سطوح بالاتر شرکت صورت گیرد. در گونه دوم تصمیمات برای تولید کالای جدید یا توسعه جغرافیایی بازارهایی که در حال حاضر تحت پوشش نیستند، هزینه صرف میشود. این تصمیمات میتوانند ماهیت اصلی شرکت را تغییر دهند و در عین حال، این گونه پروژهها نیاز به مخارج سنگینی در طول زمان دارند. این تصمیمات اغلب به صورت تصمیمگیری برای ادغام60 و تملک61 دیگر است. (وستون62 و بریگام63،1376)
در این گونه تصمیمات، فرد باید هزینههایی که صرف میشود و دریافت هایی که کسب میشود را تخمین بزند. مشکل از این حقیقت ناشی میشود که هزینهها و درآمدها فقط در آینده ایجاد میشود، بنابراین پیش بینی مقدار آن ها مشکل است. تفاوت بین این هزینهها و درآمدها به عنوان جریان نقدی خالص دارایی یا پروژه شناخته میشود. (هاگو،1974)

2-2-2-2- تصمیمات جایگزینی یا انتخاب
دومین نوع تصمیمات سرمایه گذاری، تصمیمات جایگزینی یا انتخاب است که آسانتر به نظر میرسد. یک نمونه خوب از تصمیمات جایگزینی جایی است که شرکت باید تصمیم بگیرد آیا دارایی موجود را با دارایی جدید جایگزین کند یا خیر، در حالی که، تقریبا شرکت همان دریافت های کل را خواهد داشت. برای مثال یک شرکت باید تصمیم بگیرد، آیا ستانده معینی که میتواند در یک قیمت معین به فروش برسد، با ماشین x که اکنون وجود دارد تولید شود یا با ماشین جدید کاراتر y که میتواند خریداری شود؟ باید جریان دریافتیها به اندازه کافی زیاد باشد که تصمیم به جایگزینی ماشین موجود گرفته شود. آن چه که در این تصمیمگیریها مهم است، هزینه صرفهجویی شده ناشی از خرید ماشین کاراتر است. این صرفهجویی هزینه، بیانگر جریان سودهایی است که شرکت در صورت خریداری ماشین y به دست میآورد، اما آیا کارایی ماشین y به اندازه کافی زیاد است که سرمایهگذاری را ارزشمند سازد؟ برتری فنی ماشین y در صورتی قابل قبول است که ماشین y جریان نقدی خالص داشته باشد که عمل جایگزینی را سودمند سازد.(هاگو،1974)
نوع دیگری از این موقعیت تصمیم انتخاب است. آیا قبول یک فعالیت جدید که تولید محصول جدید را به همراه دارد، بازده کافی را برای سرمایهگذاری ایجاد خواهد کرد؟ چندین راه حل برای تصمیمگیری در مورد مساله محصول روش جدید وجود دارد. اما در صورتی که دریافت های ناشی از فروش محصول روش جدید با روش فعلی برابر باشد، نمیتوان مساله انتخاب را مطرح کرد. در هر صورت محاسبه هزینههای هر یک از سرمایهگذاری های جایگزین مورد نیاز است. اگر برخی از راهحلها نیازمند سرمایه بیشتر نسبت به بقیه باشد، بهتر است از روشی استفاده شود که نیازمند سرمایه کمتر است.(هاگو،1974)
2-2-2-3- تصمیمات خرید یا اجاره
نوع سوم تصمیمگیری سرمایهگذاری، تصمیم خرید یا اجاره است این تصمیمگیری زمانی رخ میدهد که شرکت تصمیم میگیرد،آیا دارایی خاصی را خریداری کند و یاآن دارایی را اجاره کند؟ اگردارایی خریداری شود، هزینه اولیه زیادی خواهد داشت، اما پرداخت های بعدی نخواهد داشت و اگر اجاره شود یک سری پرداخت اجاره سالانه باید صورت گیرد، در این صورت شرکت فعلا پول کمتری صرف میکند اما باید مقدار پول بیشتری در طول عمر دارایی بپردازد. کدام یک از این دو روش بهتر است.(هاگو،1974)

2-1-3- فرایند تصمیمگیری سرمایهگذاری64
داراییهایی مثل واحد و تجهیزات جدید، جایگزینی واحد و تجهیزات موجود و خطوط تولید جدید، نمونههایی از داراییهایی هستند که در فرایند سرمایهگذاری بلند مدت مطرح میشوند. این مساله بسیار با اهمیت است، چون ارزش ایجاد شده توسط سرمایهگذاری در داراییهای شرکت بزرگترین بخش از کل ارزش شرکت را ایجاد میکند. تصمیمات درست سرمایهگذاری در داراییها، برای دستیابی به هدف مدیریت مالی که همانا حداکثر سازی ثروت سهامداران از طریق ارتقای ارزش شرکت است ،ضروری و حیاتی میباشد.
بودجه بندی سرمایه، فرایندی است که طی آن مدیر مالی، به دنبال فرصت های سرمایهگذاری، جمعآوری اطلاعات در مورد فرصت های سرمایهگذاری، ارزیابی هر فرصت و سپس مقایسه همه فرصت های سرمایهگذاری و سرانجام انتخاب پروژههایی است که ارزش شرکت را حداکثر و ثروت سهامداران را ارتقاء بخشد.(منس65،1990)

2-2-3-1- جستجوی پروژه جدید66
ایده پروژهها از منابع گستردهای بدست میآید. بیشتر شرکت های بزرگ واحد تحقیق و توسعه67، با مسئولیت ایجاد و توسعه فرصت های سرمایهگذاری جدید دارند. برخی از سازمان ها طرحهای انگیزشی68 برای کارکنان خود دارند تا آن ها ایده محصولات جدید یا پیشنهادات یا ایدههایی برای کاراتر ساختن یا مطمئنتر ساختن فرآیند تولید ارائه دهند. سازمان ها همچنین بر مدیران خود برای ایدههای سرمایهگذاری تکیه میکنند. سازمان های بزرگتر، کمیتههای اجرایی شامل مدیران ارشد واحدهای بازاریابی، تولید و مالی دارند.(منس،1990)
رشد، سود آوری و ارزش شرکت بستگی به جریان دائمی سرمایهگذاریهای جدید دارد. بدون چنین سرمایهگذاریهای مستمری، تولیدات شرکت کم خواهد شد و سهم بازاری آن به شدت سقوط خواهد کرد که به کاهش ارزش شرکت منجر میشود. (منس،1990)

2-2-3-2- جمع آوری اطلاعات در مورد پروژه69
گام دوم در فرایند بودجه بندی سرمایه، جمعآوری دادهها در مورد پروژه های پیشنهادی است. اطلاعات مورد نیاز شامل دادههای هزینه و درآمد است. مدیر مالی از این اطلاعات برای تخمین جریان های نقدی سالانه پروژهها استفاده میکند. باید یادآوری کرد که هر تصمیم مالی باید مبتنی بر جریان نقدی و نه براساس تعریف حسابداری از درآمد باشد، چون درآمد و جریان نقدی بسیار متفاوتند.
در این مرحله جریان نقدی هر پروژه، محاسبه میشود که

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های ارزش شرکت، نیروی کار، تابع تولید Next Entries پایان نامه با کلید واژه های تامین مالی، انتشار سهام، اطلاعات نامتقارن