پایان نامه با کلید واژه های جبران خسارت

دانلود پایان نامه ارشد

باشيد واستفاده از آب براي شما ضرر داشته باشد(…وَ إِنْ كُنْتُمْ مَرْضى‏)، 2- در سفر باشيد و آب براي وضو گرفتن نيابيد ( أَوْ عَلى‏ سَفَرٍ …).
در اين آيه علل احتياج به تيمم بر خاك پاك را برگشتن از قضاي حاجت و يا آميزش با زنان و نيافتن آب مطرح كرده است (…أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ فلم تجدوا ماء فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً).
در پايان آيه 43، ( فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَيْدِيكُمْ) طرز انجام تيمم را مسح صورت و دستها بيان كرده است و اين دستور را يك نوع تسهيل و تخفيف در احكام براي مسلمانان مي داند.
2-1-2-1-7-كفاره قتل خطا
آيه 92 تاكيد مي كند كه مومن دست به خون مومن ديگري آلوده نمي كند مگر به اشتباه (وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِناً إِلَّا خَطَأً…) و در ادامه همين آيه كفاره قتل خطا را، در سه مرحله بيان مي كند.
1- فرد بيگناهى كه از روى اشتباه كشته شده متعلق به خانواده مسلمانى باشد كه در اين صورت، قاتل بايد دو كار كند، يكى اينكه برده مسلمانى را آزاد نمايد و ديگر اينكه خونبهاى مقتول را به صاحبان خون بپردازد. مگر اينكه خاندان مقتول با رضايت خاطر از ديه بگذرند (وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ دِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى‏ أَهْلِهِ إِلَّا أَنْ يَصَّدَّقُوا).
2- مقتول وابسته به خاندانى باشد كه با مسلمانان خصومت و دشمنى دارند، در اين صورت كفاره قتل خطا تنها آزاد نمودن برده است و پرداخت ديه بر جمعيتى كه تقويت بنيه مالى آنان خطرى براى مسلمانان محسوب خواهد شد ضرورت ندارد، به علاوه اسلام ارتباط اين فرد را با خانواده خود كه همگى از دشمنان اسلامند بريده است و بنا بر اين جايى براى جبران خسارت نيست (فَإِنْ كانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَكُمْ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ).
3- حالتي كه خاندان مقتول از كفارى باشند كه با مسلمانان هم پيمانند، در اين صورت براى احترام به پيمان بايد علاوه بر آزاد كردن يك برده مسلمان خونبهاى او را به بازماندگانش بپردازند (وَ إِنْ كانَ مِنْ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ مِيثاقٌ فَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى‏ أَهْلِهِ وَ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ).
در پايان آيه وظيفه كسانى كه دسترسى به آزاد كردن برده‏اى ندارند، يعنى قدرت مالى ندارند و يا برده‏اى براى آزاد كردن نمى‏يابند را، روزه گرفتن دو ماه پى در پى بيان مي كند و همه اين كفاره ها را راهي براي توبه مي داند (فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيامُ شَهْرَيْنِ مُتَتابِعَيْنِ تَوْبَةً مِنَ اللَّهِ).

2-1-2-1-8- جهاد
اهميت جهاد در راه خداوند، براي حفظ دين و شرف اسلامي به اندازه اي است كه درآيه 71 سوره، (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا خُذُوا حِذْرَكُمْ فَانْفِرُوا ثُباتٍ أَوِ انْفِرُوا جَمِيعاً ) خداوند اين حكم شرعي و واجب را اعلام و به همه مومنان دستور مي دهد آمادگى خود را در برابر دشمن حفظ كنند و در دسته‏هاى متعدد يا به صورت دسته واحد،طبق شرايط موجود به سوى دشمن حركت نمايند.
در آيه 74 نيز تاكيد شده است آنها كه زندگى دنيا را به آخرت فروخته‏اند بايد در راه خدا پيكار كنند و اين امري ضروري و مهم در دين اسلام است (فَلْيُقاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يَشْرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا بِالْآخِرَة…).
آيه 75 (وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساء…) مومنان را بر اساس تحريك عواطف انسانى دعوت به سوى جهاد مى‏كند، اينكه چرا آنها در راه خدا و در راه مردان و زنان و كودكان مظلوم و بى‏دفاعى كه در چنگال ستمگران گرفتار شده‏اند مبارزه نمى‏كنند آيا عواطف انسانيشان اجازه مى‏دهد كه خاموش باشند و اين صحنه‏هاى رقت بار را تماشا كنند.
درارتباط با ضرورت و اهميت جهاد در راه خدا، آيه 84 دستور فوق العاده‏اى به پيامبر6داده و ايشان را موظف كرده به تنهايى در برابر دشمن بايستد، حتى اگر هيچكس همراه او گام به ميدان نگذارد زيرا او تنها مسئول وظيفه خويش است، و در برابر ساير مردم تكليفى جز تشويق و دعوت به جهاد ندارد و با اين حال اميد است، قدرت و نيروى دشمنان را در هم بشكند، زيرا قدرت خدا ما فوق قدرتها و مجازات او ما فوق مجازاتها است (فَقاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لا تُكَلَّفُ إِلاَّ نَفْسَكَ وَ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَكُفَّ بَأْسَ الَّذِينَ كَفَرُوا) (84).

2-1-2-1-9- معاملات و مبادلات
آيه29 در واقع زير بناى قوانين اسلامى را در مسائل مربوط به معاملات و مبادلات مالى تشكيل مى‏دهد، و به همين دليل فقهاى اسلام در تمام ابواب معاملات به آن استدلال مى‏كنند، آيه مومنان را از هر گونه تصرف در مال ديگرى كه بدون حق و بدون يك مجوز منطقى و عقلانى بوده باشد ممنوع كرده و همه را تحت عنوان” باطل” كه مفهوم وسيعى دارد قرار داده است‏ (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِل ). در ادامه استثنايي را آورده است كه اين جمله، استثنايى است از قانون كلى سابق، ولى به اصطلاح “استثناء منقطع” است ( إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراض‏ منكم). يعنى آنچه در اين جمله آمده مشمول قانون سابق، از آغاز نبوده است و تنها به عنوان يك تاكيد و يادآورى ذكر شده، آن هم به نوبه خود يك قانون كلى است.طبق اين بيان، تمام مبادلات مالى و انواع تجارت‏ها كه در ميان مردم رايج است چنانچه از روى رضايت طرفين صورت گيرد و جنبه معقول و منطقى داشته باشد از نظر اسلام مجاز است، مگر در مواردى كه به خاطر مصالح معينى، نهى صريح از آن شده است.
2-1-2-1-10- شهادت و گواهي
در آيه 135 خداوند به اهل ايمان دستور مي دهد كه كاملا قيام به عدالت كنيد، براى خدا گواهى دهيد اگر چه اين گواهى به زيان خود شما يا پدر و مادر يا نزديكان شما بوده باشد، چه اينكه اگر آنها غنى يا فقير باشند خداوند سزاوارتر است كه از آنها حمايت كند، بنا بر اين از هوى و هوس پيروى نكنيد كه از حق منحرف خواهيد شد (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَداءَ لِلَّهِ وَ لَوْ عَلى‏ أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيراً فَاللَّهُ أَوْلى‏ بِهِما فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوى‏ أَنْ تَعْدِلُوا). پس مومنان وظيفه دارند، در هر حال و در هر كار و در هر عصر و زمان قيام به عدالت كنند تا اين عمل خلق و خوى آنها شود، و انحراف از آن بر خلاف طبع و روح آنها گردد.
2-1-2-1-11- نحوه رابطه با كافران
در آيه 144خداوند حكمي كلي در باب رابطه با كافران بيان مي كند كه مبادا از آنها دوست انتخاب كنيد. (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ لْمُؤْمِنِين‏).
درآيات 89 و 90 و 91 به نكات ظريف ديگري نيز اشاره شده است. كافران در برخورد با مومنان چند دسته مي شوند. عده اي دست از دشمني خود بر مي دارند و از وادي كفر به وادي ايمان و عمل هجرت مي كنند كه طبق آيه 89 دوستي با اين گروه اشكالي ندارد (فَلا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِياءَ حَتَّى يُهاجِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ).
اگراين گروه حاضر به مهاجرت نشدند بدانيد كه دست از دشمني خود بر نداشتند و اظهار اسلام آنها فقط به خاطر اغراض جاسوسى و تخريبى است و در اين صورت مى‏توانيد هر جا بر آنها دست يافتيد، آنها را اسير كنيد و يا در صورت لزوم به قتل برسانيد (فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ) و در پايان آيه89 بار ديگر تاكيد مى‏كند كه هيچگاه دوست و يار و ياورى از ميان آنها انتخاب نكنيد.
آيه 90 دو دسته را از اين قانون مستثنى معرفي مي كند. گروه اول كساني كه با يكى از هم پيمانان شما ارتباط دارند و پيمان بسته‏اند كه وظيفه مومنان در برابر آنها استقبال از پيشنهاد صلح بوده و نبايد با آنان وارد جنگ شوند (إِلَّا الَّذِينَ يَصِلُونَ إِلى‏ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ مِيثاقٌ…) .گروه دوم كسانى كه از نظر موقعيت خاص خود در شرائطى قرار دارند كه نه قدرت مبارزه با شما را در خود مى‏بينند، و نه قدرت مبارزه با قبيله خود را دارند. ايشان اگر چه معذور نيستند و بايد پس از تشخيص حق به حق بپيوندند ولى چون اعلان بى‏طرفى كرده‏اند تعرض نسبت به آنها بر خلاف اصول عدالت و جوانمردى است (أَوْ جاؤُكُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَنْ يُقاتِلُوكُمْ أَوْ يُقاتِلُوا قَوْمَهُمْ).
در پايان همين آيه بار ديگر نسبت به دسته اخير تاكيد مي كند كه اگر آنها از پيكار با شما كناره‏گيرى كنند و پيشنهاد صلح نمايند خداوند به شما اجازه تعرض نسبت به آنها را نمى‏دهد و موظفيد دستى را كه به منظور صلح به سوى شما دراز شده بفشاريد (فَإِنِ اعْتَزَلُوكُمْ فَلَمْ يُقاتِلُوكُمْ وَ أَلْقَوْا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ فَما جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلًا).
گروهي ديگر از كافران كسانى هستند كه مى‏خواهند براى حفظ منافع خود در ميان مسلمانان و مشركان آزادى عمل داشته باشند و براى تامين اين نظر راه خيانت و نيرنگ پيش گرفته، با هر دو دسته اظهار همكارى و همفكرى مى‏كنند. به همين دليل هنگامى كه ميدان فتنه‏جويى و بت‏پرستى پيش آيد همه برنامه‏هاى آنها وارونه مى‏شود و با سر در آن فرو مى‏روندو سر جنگ با مومنان دارند (سَتَجِدُونَ آخَرِينَ يُرِيدُونَ أَنْ يَأْمَنُوكُمْ وَ يَأْمَنُوا قَوْمَهُمْ كُلَّما رُدُّوا إِلَى الْفِتْنَةِ أُرْكِسُوا فِيها). به مسلمانان دستور داده شده كه، هر كجا آنان را بيابند اسير كنند و در صورت مقاومت به قتل رسانند و در آخر آيه براي تقويت شدت عمل در برابر اين گروه خطرناك به مومنان بشارت مي دهد كه آنها كسانى هستند كه براى شما تسلط آشكارى نسبت به آنان قرار داده‏ايم (فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أُولئِكُمْ جَعَلْنا لَكُمْ عَلَيْهِمْ سُلْطاناً مُبِيناً).
آيه 107 و 109 به اين نكته اشاره كرده است كه در ارتباط با كافران ويا حتي مومنان سست ايمان كه خود جزئي از كافران هستند، از ايشان شفاعت نكنيد زيرا آنها خيانت كارند و بايد مجازات شوند. همان طور كه شما نمي توانيد عذاب آخرت را از آنها دفع كنيد، تلاش نكنيد تا عذاب دنيا را نيز از آنها دور كنيد ( وَ لا تُجادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَخْتانُونَ أَنْفُسَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ مَنْ كانَ خَوَّاناً أَثِيماً ) (107)، (ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ جادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا فَمَنْ يُجادِلُ اللَّهَ عَنْهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَمْ مَنْ يَكُونُ عَلَيْهِمْ وَكِيلاً) (109).
2-1-2-1-12- حفظ جان مردم
در آيه 94 (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَتَبَيَّنُوا وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى‏ إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْيا فَعِنْدَ اللَّهِ مَغانِمُ كَثِيرَةٌ كَذلِكَ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَتَبَيَّنُوا) يك دستور احتياطى براى حفظ جان افراد بى‏گناهى كه ممكن است مورد اتهام قرار گيرند بيان شده و به مومنان دستور داده هنگامى كه در راه جهاد گام بر مي دارند، تحقيق و جستجو كنند و به كسانى كه اظهار اسلام مى‏كنند نگويند مسلمان نيستيد و آنها را به عنوان يك دشمن به قتل برسانند و اموال آنها را به غنيمت بگيرند.
2-1-2-2- احكام اخلاقي
از احكام مهم الهي كه در تعدادي از آيات سوره مباركه به آن اشاره شده است رعايت تقوا در تمام زمينه هاست. اهميت اين موضوع به قدري است كه آغاز سوره با دعوت همه مردم به رعايت تقوا شروع مي شود( يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي ).
در همين آيه 1بعد از ذكر چند صفت از اوصاف خداوند دوباره همه مردم را به رعايت تقوا دعوت مي كند ( وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ). آيه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های ارتباط منسجم، نماز جماعت Next Entries پایان نامه با کلید واژه های نزول قرآن