پایان نامه با کلید واژه های توافق ژنو، قدرت یابی، سیاست جهانی، نظام بین الملل

دانلود پایان نامه ارشد

مدیریت ها در موضوع اقتصاد ملی و همچنین موضوع دیپلماسی خارجی فراهم می شود. و در واقع تمام مشکلات اقتصادی به دوش تحریم ها می افتد (پین لی، 1989، 106). این در حالی است که در دیپلماسی مذاکره، برای اینکه موضوعی از دسترس مذاکره خارج شود باید به موضوعات نمادین یا برتر جامعه تبدیل شود، تا پرداخت هزینه برای آن توجیه پذیر باشد و در آن موضوع به راحتی امتیازی داده نشود. (رضائی، 1376، 37) موضوع هستهای ایران هم رابطه با غرور ملی ایرانیان دارد1 و اگر در حکم موضوعات برتر نباشد، حتماً موضوعی نمادین است.
بنابراین بحث پرونده هستهای ایران نه تنها برای ایران که در سطح بین المللی از اهمیت فوق العادهای برخوردار است. اختلاف نظر ایران با تعدادی از کشورهای درگیر در این مذاکرات این است که به باور ایرانی، پرونده هستهای بدون استدلال کافی به این مرحله رسیده است. با اینهمه در حال حاضر این پرونده در سطح بین المللی توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. جزئیات فنی پرونده هستهای ایران از 24 نوامبر تا به امروز درصدر اخبار قرار گرفته و محور جلسات تحقیقاتی بسیار هم بوده است، به نحوی که ایران پس از توافق ژنو به محور اصلی بسیاری از تحلیل و تفسیرهای ناظران تحولات استراتژیک منطقه و جهان تبدیل شد. در واقع توافق ژنو چرخشی شاخص در ژئوپولتیک و دیپلماسی بین المللی بود. اهمیت این رخداد سبب شد تا تحلیل گران سیاست جهانی، از این توافق با عناوین و تعابیری نظیر «زلزله سیاسی» و «چرخش زلزله آسا»، «رخداد ژئوپولتیک» و «چرخش استراتژیک» و مانند آن یاد کنند. (دریایی، 1392، 211)
اما این برداشت ها و قرائن های راهبردی بیشتر آثار جانبی و غیر مستقیم مذاکرات هستای بر موقعیت بین المللی کشورمان را درکانون توجه قرار دادند. از این زاویه دید، مذاکرات هستهای تنها موضوعی محدود و منحصر به روابط خارجی ایران نبود، بلکه رویدادی اثر گذار و تعیین کننده در سیاست جهانی و سیاست خاورمیانهای هم به حساب می آمد.
حال با توجه به اهمیت دستاوردهای منطقهای و بین المللی برنامه اقدام ژنو، به برخی از دستاوردهای راهبردی این مذاکرات اشاره می گردد و در پایان به بررسی موارد مخالف این نظریات اشاره می شود:

تبدیل سیاست تقابل به تعامل
اکنون باید توجه کرد که غرب بعد از توافق ژنو به وضعیتی رسیده است که شاهد نگاه بینابین یا به عبارتی خاکستری غرب به ایران هستیم. در چند سال اخیر ما شاهد افزایش تحریم های یک جانبه و چند جانبه علیه ایران بودیم. با توافق ژنو ما شاهد فرآیند حرکت در مسیر مخالف این روند سالهای گذشته هستیم. سخنان باراک اوباما رئیس جمهور ایالات متحده در خصوص اینکه غرب قادر به از بین بردن برنامه هستهای ایران نیست، نشان از تغییر مواضع دارد. (همان، 216)
شناسایی بین المللی قدرت ایران
مذاکرات هستهای، سرفصل مهمی در افق تحرکات بین المللی کشورمان گشوده است. جمهوری اسلامی ایران در این مذاکرات بیش از آنکه تنها موضوع نظام بین الملل باشد، همطراز با مهمترین قدرت های جهانی به بازیگری اثر گذار در سیاست جهانی پرداخته و گامی مهم در تقویت ظرفیت بین المللی و جایگاه منطقهای خود برداشت. بنابراین شناسایی بین المللی قدرت ایران از سوی قدرتها و بازیگران عمده سیاست جهانی، یکی از دستاوردهای استراتژیک این توافق بوده است. (بهاروند، 1392، 27)
نیل ایران به اهداف راهبردی منطقهای و فرامنطقهای
به اذعان برخی از مفسران روابط بین الملل، بعد از توافق ژنو، ایران توانسته است به بسیاری از اهداف بلند مدت، راهبردی و ژئوپولتیکی خود نایل آید. تثبیت برنامه هستهای صلح آمیز، حفظ استقلال سیاسی، کسب اعتبار بین المللی و نهادینه سازی موقعیت منطقهای، به تقویت مبانی و مولفه های قدرت ملی و بین المللی کشورمان مدد رسانده و زمینه را برای بازیگری و ایفای نقش های برجسته تر در امور منطقهای و فرا منطقهای مساعد گردانده است. (همان، 28)

تبدیل ایران به قدرت دیپلماتیک
یکی از دستاوردهای شاخص توافق ژنو، اهمیت یابی دیپلماسی و تبدیل ایران به قدرت دیپلماتیک بود. این توافق گامی مهم در ارتقا نقش و جایگاه دیپلماسی در نظام بین الملل بود.
قدرت امروزه از مولفه ها و عناصر متنوع و متعددی تشکیل شده است. جمهوری اسلامی ایران نیز همزمان از بسیاری از مولفه های قدرت مانند قدرت گفتمانی (معنایی، هنجاری و فرهنگی)، قدرت اقتصادی، قدرت ژئوپولیتیکی و قدرت نظامی برخوردار می باشد؛ اما به نظر می رسد در حال حاضر قدرت دیپلماتیک هم به یکی از مشخصه های قدرت ملی کشورمان تبدیل شده است. تبدیل امکان دیپلماسی و تعاملات بین المللی به مبنای قدرت یابی و تقویت حضور، اعتبار و اقتدار جهانی کشورمان را نشان داد که دیپلماسی هم در کنار سایر منابع سنتی می تواند یکی از منابع مهم قدرت ملی در نظام بین الملل را تشکیل دهد.
سیاست خارجی، از مهمترین حوزه های سیاست گذاری در هر کشوری محسوب شده واز اهمیت و نقش حیاتی در سرنوشت کشورها و حفظ استقلال، امنیت و تمامیت ارضی و منزلت و اعتبار بین المللی در پیشبرد اهداف و برنامه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دارد. به نظر می رسد سیاست خارجی و دیپلماسی کشورمان از سرمایه ارزشمندی برای تثبیت و نهادینه سازی موقعیت منطقهای و فرامنطقهای ایران برخوردار شده است. قدرت دیپلماتیک به عنوان یکی از نمادهای الگوی ایرانی و یا نگاه ایرانی به سیاست بین الملل و منطقهای می تواند در تعیین جهت و شکلدهی به ساختارهای ذهنی و ایجاد فضاهای منطقهای و بین المللی مناسب و مطلوب به تداوم قدرت یابی منطقهای و نقش آفرینی جهانی کشورمان مدد رساند. (دریایی، 1392، 219)
باز تعریف تصویر بین المللی ایران
نقش تصویرهاو برداشت های ذهنی در روابط میان کشورها موضوع مهم است که در ادبیات سیاست بین الملل معاصر بیش از پیش در کانون توجه پژوهشگران قرار گرفته است. تصویرها و دریافت ها در نوع نگاه کشورها به یکدیگر و ارزیابی نیت ها و رفتارها و نیز شکل دهی به سمت و سوی مواجهه میان واحدهای سیاسی، اثر گذار می باشد. تصویر با واقعیت عینی تفاوت داشته و یا واقعیت را واژگونه جلوه می دهد؛ اما نقش مهمی در میزان اعتبار و منزلت کشورها بر عهده دارد. به همین جهت در بسیاری از موارد تصویر و دریافت دیگران از یک کشور جایگزین واقعیت می شود. (طباطبایی، 1386، 274).
در سالهای گذشته، مخالفان و رقبای کشورمان در عرصه های منطقهای و بین المللی، تلاش وافری انجام دادند تا با تصویرسازی غیر واقعی، مخدوش، منفی و نامطلوب از ایران، واقعیت ها را در سایه قرار داده و امکان پیشبرد اهداف و تامین منافع خود را فراهم آورند. به نظر می رسد فضای پدید آمده پس از مذاکرات هستهای توانسته است تا حدودی ادبیات ضد ایرانی موجود را تحت الشعاع قرار دهد. (پیشین، 220)
افول نسبی امنیتی سازی ایران
با توجه به تعارض های هویتی قدرت های غربی با کشورمان به نظر می رسد طرح های امنیتی سازی ایران معنا و نقش هویتی داشته است. در ادبیات روابط بین الملل هم موضوع «غیریت سازی» و تبدیل دیگر کشورها به «رقیب هویتی» و یا «دگر هویتی» مبحث رایجی است. غیریت سازی نوعی فرآیند هویت سازی یکسویه و تک گفتاری و منفی محسوب می شود که هویت «خود»را در نفی و یا تهدید انگاری و یا امنیتی سازی هویت «دیگری» جستجو می نماید. بدیهی است هدف از این نوع هویت سازی، معرفی مثبت از هویت «خود» و توصیف «رقیب» دیگر در قالب های منفی، یکسویه و تهدید گرانه به عنوان مفری برای وحدت بخشی به جهان غرب و در سایه قراردادن تنوع، کثرت، تفاوت و تمایز و اختلافات موجود آن بوده است.
«امنیتی سازی» دیگر واحدهای سیاسی، حوزه های تمدنی و جغرافیایی و قدرت های غیرغربی هم ادامه همین نگرش و سنت هویتی تلقی می شود. امنیتی سازی فرآیندی است که به میانجی آن «دیگری» یعنی رقیب به عنوان تهدید وجودی تعریف می شود بازنمایی «رقیب» و «دیگری» به عنوان تهدید وجودی یکی از رویه هایی است که زمینه مشروعیت یابی تدابیر قهرآمیز را فراهم می آورد. در خلأ هویتی دوران پس از پایان جنگ سرد، قدرتهای غربی تلاش نمودند تا به موازات تعریف ایران به عنوان یکی از رقیب های هویتی خود، به امنیتی سازی کشورمان هم بپردازند.
تهدید انگاری ایران و امنیتی سازی چهره بین المللی کشورمان، مهمترین سیاست مشترک آمریکا، غرب و بازیگران منطقهای حامی آنها در سال های گذشته بوده است. تصویر سازی نامطلوب از ایران و تبدیل کشورمان به عامل تهدید صلح، ثبات و امنیت منطقه و جهان، موضوعی بودکه این طیف از آن برای مشرعیت بخشیدن به مواضع و رفتارهای خودعلیه ایران، بهره برداری نمودند. لذا برنامه هستهای ایران به مظهر و نماد این تلاش های منفی و دامن زدن به نگرانی های تصنعی تبدیل شد.
حال به نظر می رسد در حال حاضر و در سایه توافق ژنو، موضوع امنیتی سازی و تهدید جلو دادن کشورمان دستخوش تحول گردیده است. (حسینی، 1386، 94)
چشم انداز مثبت قدرت یابی اقتصادی
ایران همانطور که در جغرافیای سیاسی از موقعیت ممتازی برخوردار است، در جغرافیای اقتصادی جهان نیز دارای ظرفیت های کم نظیری است. کشورمان به میانجی موقعیت جغرافیایی خود، پل ارتباطی طبیعی آسیای غربی با آسیای شرقی و اروپا به شمار می آید. پیوندهای دینی، فرهنگی، تاریخی و تمدنی از یکسو و وزنه جمعیتی، منابع انرژی، سواحل طولانی، جمهوری اسلامی ایران را به شریک طبیعی کشورهای همسایه و سایر کشورهای جهان تبدیل نموده است. ایران در مقام یکی از تولید کنندگان عمده نفت وگاز از جمله قدرت های تراز اول جهانی در عرصه انرژی محسوب می شود که در نظم بین الملل اقتصادی آینده از نقش شاخصی در تعاملات جهانی انرژی برخوردار خواهد شد. موقعیت و امتیازات ژئواکونومیک ایران در همه مناطق پیرامونی هم امکان های در خور توجهی به کشورمان بخشیده است. باتوجه به اینکه در دوران گذار نظام بین الملل، اقتصاد ماهیت ژئوپولتیک یافته و به یکی از مولفه های تعیین کننده قدرت یابی کشورها تبدیل شده است، هدف تحریم های اقتصادی کشورمان، لطمه زدن به روند توسعه اقتصادی و محروم شدن از این مولفه قدرت به مدد تخلیه ظرفیت های استراتژیک، اقتصادی، صنعتی و تجاری بود. اما توافق ژنو توانست اعتبار و فلسفه وجودی تحریم های اقتصادی را با بحران جدید مواجه ساخته است و لذا به نظر می رسد جمهوری اسلامی ایران در پرتو شرایط نو ظهور می تواند به موازات برخورداری از سایر مولفه های مهم قدرت ملی به عنوان قدرت شاخص در اقتصاد بین الملل و بازیگر اصلی در بازار انرژی جهان به مرکز انرژی، کانون تجاری و محور صنعتی و علمی تبدیل شود. ( دریایی، 1392، 222)
شناسایی قدرت منطقهای ایران
یکی از دستاوردهای عینی توافق ژنو، شناسایی بین المللی قدرت منطقهای ایران و ایجاد فضای مناسب و مساعد برای بازیگری و نقش آفرینی کشورمان بوده است. این نکته را نمی توان دست کم شمرد که نخستین پیامد توافق ژنو، فاصله جویی و گسست ایران از تنگنای ژئوپولتیک موجود و برخورداری از امکان ایفای نقش سیاسی بیشتر در منطقه است. در واقع ایران توانست به موازات تامین منافع، تحقق اهداف و حفظ اصول استراتژیک، به تقویت موقعیت و منزلت منطقهای خود بپردازد.
در حال حاضر که هم سیاست جهانی و هم سیاست خاورمیانهای در شرایط دوران انتقالی قرار دارند. چرخش قدرت، افول نسبی قدرت های سنتی و قدرت یابی قدرت های نوظهور، واژگان پر کاربرد این شرایط محسوب می شوند. تعابیر «ایران قدرت برتر منطقهای» و یا «ایران، قدرت منطقهای آسیای غربی» از جمله گزاره هایی است که پس از توافق ژنو در سخن پردازی های استراتژیک و ادبیات ژئوپولتیک رایج شده است. البته توصیف ایران به عنوان «قدرت منطقهای» پدیده جدی نیست و ایران به دلیل برخورداری ازبسیاری از مولفهها وعناصرقدرت درهمه حوزههایژئوپولتیکی،اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، نظامی و مانند آن، قدرت منطقهای و بازیگر فرامنطقهای طبیعی آسیای غربی بوده است. اما اهمیت کاربرد این تعابیر در شرایط حاضر به شناسایی این موقعیت از سوی سایر واحدهای نظام بین المللی باز می گردد. مزایا و امتیازات

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره توافق ژنو، ابعاد سیاسی، برنامه هسته ای ایران، سیاست خارجی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های توافق ژنو، خاورمیانه، انقلاب اسلامی، صهیونیستی