پایان نامه با کلید واژه های تنظیم هیجان، نظم جویی، نظم جویی شناختی هیجان، راهبردهای شناختی

دانلود پایان نامه ارشد

گردد (هاوتون و همکاران، 1989).
وقتی در فرد تمایلی ایجاد شد که احساس های بدنی را به شیوه ای فاجعه آمیز تعبیر کند، دو فرآیند دیگر در تداوم اختلال پانیک، دخالت می کنند. نخست این که چون احساس های جسمی خاصی در این بیماران ایجاد ترس می کند، آن ها نسبت به واکنش های جسمی خود بیش از حد توجه می کنند و مرتب آن ها را پیگردی می نمایند. این تمرکز درونی، آن ها را متوجه احساس هایی می کند که بسیاری از مردم دیگر از وجود آن ها آگاه نمی شوند. وقتی این احساس ها مورد توجه قرار گرفتند، به عنوان نشانه دیگری از وجود یک اختلال شدید جسمی و یا روانی تلقی می شوند. و دوم اینکه شکل هایی از اجتناب در تداوم بخشیدن به تعبیرهای منفی بیمار، نقش ایفا می کنند (سالکووس کیس، 1988؛ به نقل از هاوتون و همکاران، 1989).
محرک برانگیزان
( درونی یا بیرونی )
تهدید ادراک شده
بیمناکی تعبیر احساس ها به عنوان نشانه های فاجعه آمیز

احساس هلی بدنی
مدل شناختی اختلال پانیک
شیوع بالای افسردگی، اضطراب و سایر مشکلات هیجانی و تاثیر این مشکلات روی عملکرد کلی (فردی، خانوادگی، شغلی و اجتماعی) فرد، موجب شده که برخی از محققین، عوامل مرتبط با این مشکلات را مورد توجه قرار دهند. از جمله یکی از این عوامل وجود نوعی اختلال در تنظیم هیجانی ذکر شده است (گراس، 2007؛ به نقل از صالحی و همکاران، 1390). که به قول متخصصین، پیش بینی کننده آسیب روانی فرد در آینده (ساندلر92، تین93، وست94، 1994، آبوت95،2005، به نقل از صالحی و همکاران، 1390) و عامل کلیدی و مهمی در پیدایش افسردگی و اضطراب است (بیوریگارد96 و همکاران، 2001، به نقل از صالحی و همکاران،1390).فرض بر این است که اگر افراد قادر به مدیریت موثر پاسخ های هیجانی در برابر وقایع روزمره نباشند یا دوره های شدید و طولانی مدت آشفتگی را تجربه نمایند، ممکن است افسردگی و اضطراب قابل تشخیص را بروز دهند (منین97 و همکاران، 2007؛ نولن – هوکسما، ویسکو98 و لیوبومیرسکی99، 2008؛ به نقل از حسنی و میرآقایی، 1391). تنظیم هیجانی، فرآیندها و راهبردهای تنظیمی بی شماری را دربرمی گیرد که شامل ابعاد شناختی، جسمی، اجتماعی و رفتاری می شود (تامپسون و کالینز100، 1996، به نقل از صالحی و همکاران). از جمله این راهبردها می توان به بازارزیابی، نشخوار فکری، خوداظهاری، اجتناب و بازداری اشاره کرد. به لحاظ نظری، متغیرهای تنظیم هیجان مانند پذیرش هیجان، ممکن است به افرادی که از نظر هیجانی آسیب پذیر هستند اجازه دهد که در زمان و مکان کنونی باشند و در نتیجه به جای آن که واکنشی بیش از حد و اضطرابی به موقعیت نشان دهند (به عنوان فاجعه آمیز کردن)، درک عینی تری از میزان تهدید بدست آورند. این دیدگاه توسط برخی مدل های نظری و استراتژی های مداخله، پیش بینی شده است که با تغییر دادن واکنش افراد به حالت های اضطرابی و رویدادهای زندگی، سعی در تعدیل اضطراب و سایر اختلالات هیجانی دارند (هیز101، 2004، به نقل از بیرامی و همکاران، 1391). شواهد جدید مربوط به اختلالات اضطرابی نشان می دهد که مشکل در تنظیم هیجان، ممکن است عامل مهمی در این اختلالات باشد (رودبوف و هیمبرگ102، 2008، به نقل از بیرامی و همکاران،1391). از این رو، قبل از بسط همه جانبه راهبردهای شناختی تنظیم هیجان لازم است مقدمتا موضوع هیجان به تفصیل مورد اشاره قرار گیرد .
7-2 هیجان
هیجان ها، داده های درونی هستند که بر انگیزه ها و رفتار اثر می گذارند. در واقع هیجان ممکن است مقدم تر از شناخت باشد. هم چنین داده های تجربی بیان می کنند که هیجان توسط ساختارهای زیرین قشر مخ کنترل می شود و معلوم شده که هیجان می تواند بر دامنه ای از پردازش های شناختی که شامل سوگیری توجه، سوگیری حافظه (ولز و متیوس، 1994؛ ویلیامز103، واتسن، مک لد و متیوس،1998؛ به نقل از ولز، 1385) قضاوت و تصمیم گیری است، اثر بگذارد.
هیجان نقش مهمی در جنبه های مختلف زندگی مثل سازگاری با تغییرات و رویدادهای استرس زا ایفا می کند. اصولا هیجان را می توان واکنش های زیستی به موقعیت هایی دانست که آن را یک فرصت مهم یا چالش برانگیز ارزیابیم می کنیم و این واکنش های زیستی با پاسخی که به آن رویدادهای محیطی می دهیم، همراه می شوند (گراس و مونوز104، 1995؛ به نقل از گارنفسکی و همکاران، 2002).
1-7-2 تنظیم هیجان
هرچند هیجان ها مبنای زیستی دارند اما افراد قادرند بر شیوه هایی که این هیجان ها را ابراز می کنند، اثر بگذارند. این توانایی تنظیم هیجان نامیده می شود، و اشاره به فرایندهای درونی و بیرونی دارد که مسئول کنترل، ارزیابی تغییر واکنش های عاطفی فرد را در مسیر تحقق یافتن اهداف بر عهده دارد (تامسون، 1994). در رویارویی با شرایط استرس زا افراد شیوه ها و راهبردهای مختلفی را جهت کنترل یا هدایت و تنظیم هیجان به کار می برند. تنظیم هیجانی به عنوان تلاش های به کار گرفته شده به وسیله اشخاص برای حفظ، مهار و افزایش تجربه و ابراز هیجانی تعریف می شود (روبرتو تی105، دافرن ام106، بوکس آر سی107؛ 2012، به نقل از زارع و امیر پور،1391). بنابراین تنظیم هیجان یک اصل اساسی در شروع، برانگیختن و سازماندهی رفتار سازگارانه و همچنین جلوگیری از هیجان های منفی و رفتارهای ناسازگارانه محسوب می شود (سیچتی، آکرمن108و ایزارد109، 1995؛ به نقل از گارنفسکی و همکارن، 2002). این سازه یک مفهوم پیچیده است که طیف گسترده از فرایندهای زیستی، اجتماعی، رفتاری و همچنین فرایندهای شناختی هشیار و ناهشیار را در بر می گیرد (گارنفسکی، کراج و اسپینهاون، 2001 ). راهبردهای تنظیم هیجان، زیر مجموعه کوچکی از یک سازه وسیع به نام کفایت هیجانی هستند. کفایت هیجانی به این اشاره دارد که چگونه افراد به طور موثر با هیجانات و مشکلات دارای بار هیجانی کنار می آیند (کیاروچی، اسکات، دینه و هیون110 ، 2003؛ به نقل از بیرامی و همکاران، 1391). واژه تنظیم هیجان مشتمل بر راهبردهایی است که باعث کاهش، حفظ و یا افزایش هیجانی می شود (جرمن111 و همکاران، 2006).
1-1-7-2 راهبردهای شناختی تنظیم هیجان
جنبه های شناختی تنظیم هیجان، همانند دیگر ابعاد رفتاری و اجتماعی آن در واقع با هدف مدیریت هیجان ها جهت افزایش سازگاری و تطابق به کار می روند و بخشی از راهبردهای تطابقی هستند که با تجربه و درمان ناراحتی های هیجانی و جسمانی مرتبط اند (لازاروس، 1993؛ به نقل از صالحی و همکاران، 1390).راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان، به نحوه تفکر افراد پس از بروز یک تجربه منفی یا واقعه آسیب زا برای آن ها اطلاق می شود. نظم جویی شناختی هیجان فرآیندهای مختلف به هنجار و نابه هنجار نقش اساسی داشته و در برابر محرک های منفی و تجارب ناخوشایند، یکی از مولفه های مهم فرآیند مقابله می باشد(حسنی، 1389).
افراد برای نظم دهی هیجان ها از راهبردهای متفاوتی استفاده می کنند که می توانند سازش یافته (تغییر توجه بعد از یک شکست عاطفی یا تعدیل احساسات از طریق نوشتن) یا سازش نایافته و ناکارآمد (فاجعه آمیز پنداری و نشخوار ذهنی) باشند (واندیلن و کول112،2007؛ پن بیکر113، 1997، به نقل از عیسی زادگان و فتح آبادی،1390). در این راستا، نتایج پژوهش بیانگر وجود رابطه قوی بین راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان با مشکلات هیجانی است. به طور کلی، نتایج پژوهش پیشنهاد می کند ، افرادی که از سبک های شناختی ضعیف مانند نشخوار گری، فاجعه سازی و ملامت خویش استفاده می کند نسبت به سایر افراد بیشتر در برابر مشکلات هیجانی آسیب پذیر می باشند. در حالی که، در افرادی که از سبک های مطلوب مانند ارزیابی مجدد مثبت استفاده می کنند آسیب پذیری، کمتر است. در مجموع، نظم جویی شناختی هیجان ما را قادر می سازد با انعطاف پذیری بیشتری به وقایع محیطی متنوع، پاسخ دهیم. توانایی تغییر دادن همراه با تغییرات محرک در کنش وری سازگارانه هیجان از اهمیت خاصی برخوردار است پس، تفاوت های فردی در نظم جویی شناختی هیجان می تواند کنش وری موثر در محیط اجتماعی را تحت تاثیر قرار دهد. حتی تفاوت های فردی در نظم جویی هیجان در تعامل با سایر عوامل می تواند فرد را در معرض خطر بروز جنبه های آسیب شناختی قرار دهد (حسنی، 1389).
نظم دهی هیجانی به عنوان یک سازه چند بعدی مورد توجه قرار گرفته است. این سازه شامل آگاهی و فهم و پذیرش هیجان ها، توانایی مهار رفتارهای برانگیخته و به کارگیری راهبردهای نظم دهی هیجانی مناسب است (ورسیمو114، کاردوسو115 و تایلر116 ،1998؛ لومیت117، ریم118، بگبی119و تایلر120 ،2004؛ گراتز و رمیر121 ، 2004؛ کرتیلر122، 2002؛ به نقل از عیسی زادگان و فتح آبادی،1390). این ناتوانی، سازمان عواطف و شناخت های فرد را مختل می سازد و احتمال استفاده از سبک های دفاعی روان آزرده وار و ناکارآمد را افزایش می دهد. نارسایی در نظم دهی هیجان می تواند موجب افزایش تجارب منفی شود. بنابراین، هنگامی که افراد احساس می کنند مهار کمی بر موقعیت دارند، آن را منفی و پرتنش تعبیر می کنند. امری که نتیجه آن تجربه عاطفی منفی خواهد بود و این نیز می تواند به مشکلات بین فردی مانند رابطه ای سرد و سبک اجتنابی در ابراز گری هیجانی منجر شود (وانهوله123، دسمت124، مگانت125و بوگرتز126 ، 2006؛ بیلی127 و هنری128، 2007؛ به نقل از عیسی زادگان و فتح آبادی،1390).
محققان 9 راهبرد شناختی تنظیم هیجانات را معرفی کرده اند: نشخوار فکری، پذیرش، ملامت خود، ملامت دیگران، تمرکز مجدد مثبت، تمرکز مجدد بر برنامه ریزی، ارزیابی مجدد مثبت، فاجعه انگاری، دیدگاه پذیری (گارنفسکی و همکاران، 2002).
نشخوار فکری: تفکر درباره احساسات و افکاری که مرتبط با اتفاقات منفی است نشخوارفکری گفته می شود (پورفرج عمران، 2011).
پذیرش: پذیرش رخداد و رضایت دادن به آنچه اتفاق افتاده است (یوسفی، 1385).
تمرکز مجدد بر برنامه ریزی: تفکر درباره اینکه با آن حادثه و رخداد چگونه می توان برخورد کرد و در این راه چه قدم هایی برداشت (همان).
ملامت خود: ملامت و سرزش خود به خاطر آنچه که شخص تجربه کرده است (پورفرج عمران، 2011).
ملامت دیگران: سرزنش دیگران و محیط به خاطر آنچه شخص تجربه کرده است (همان).
تمرکز مجدد مثبت: به توجه و تفکر درباره تجارب مثبت به جای تفکر درباره واقعیت تجربه گفته می شود ( همان).
ارزیابی مجدد مثبت: به افکار مربوط به الحاق معانی مثبت با یک رخداد بر حسب رشد فردی گفته می شود(یوسفی، 1385).
فاجعه انگاری: به افکار مربوط به تاکید آشکار بر فاجعه آمیز یا مصیبت بار بودن تجربه گفته می شود (همان).
دیدگاه پذیری: افکار مربوط به نسبی بودن یک رخداد در مقایسه با سایر رخدادها گفته می شود (همان).
راهبردهای ملامت خود، ملامت دیگران، نشخوارگری، فاجعه انگاری راهبردهای منفی تنظیم هیجان را تشکیل می دهند و راهبردهای پذیرش، تمرکز مجدد مثبت، تمرکز مجدد بر برنامه ریزی، بازارزیابی مثبت، دیدگاه گیری بر روی هم راهبردهای مثبت تنظیم هیجان را نشان می دهند (همان).
8-2 راهبردهای شناختی تنظیم هیجان و اختلالات هیجانی
در راستای بررسی روابط بین راهبردهای شناختی تنظیم هیجان و اختلالات هیجانی، دیدگاه های شناختی از اهمیت ویژه ای برخوردار است در این خصوص فیلدز129 و پرینز130 (1997) بیان می کنند کسانی که در مقابل حوادث فشارزای زندگی از راهبرد ملامت خود استفاده می کنند و یا دیگران را مقصر می شمارند، بیشتر از دیگران در معرض علایم افسردگی قرار می گیرند. در این راستا پویلر و جانسون131 (1986) بیان داشته اند کسانی که در مقابله با فشارها و رویدادهای منفی، خود را سرزنش می کنند، در نهایت خود را عاجز و ناتوان احساس می کنند و به این نتیجه گیری منفی از خود می پردازند که «من نمی توانم کاری انجام دهم» در نتیجه ی چنین تفکری، اعتماد به نفس آن ها کاهش یافته و اطمینان به خود را از دست می دهند. روشن است که هرچه گرایش فرآیند تفکر به سوی منفی نگری بیشتر باشد، شدت استرس تجربه شده

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های افراد مبتلا، افسردگی اساسی، اختلال افسردگی اساسی، اختلال افسردگی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های برون گرایی، بی ثباتی هیجانی، ویژگی های شخصیت، تنظیم شناختی هیجان