پایان نامه با کلید واژه های تعاملات اجتماعی، روش تحقیق، تعامل اجتماعی، کارشناسی ارشد

دانلود پایان نامه ارشد

‌ مانع‌ زيست‌ صلح‌آميز جوامع‌ بشري‌ است‌. آن‌ گاه‌ كه‌ نظريه‌ پردازاني‌ چون‌ ساموئل‌ هانتينگتون‌ در «ضرورت‌ رهبري‌ آمريكا بر جهان‌» مقاله‌ مي‌نگارند و قدرتمندان‌ سياسي‌ برقانون‌ ضد انساني‌ «حق‌ وتو» پاي‌ مي‌فشارند و جهان‌ را ملك‌ مطلق‌ خود مي‌پندارند و همه‌ي‌ ملل‌ را شهروند درجه‌ي‌ دو مي‌انگارند، چه‌ جاي‌ زيست‌ مسالمت‌آميز؟! پيش‌فرض‌ اساسي‌ گفت‌وگوي‌ سازنده‌ و سالم‌، برابر انگاري‌ و احترام‌ متقابل‌ است‌ و اين‌ با تحقير فرهنگ‌ها و ارزش‌هاي‌ ديگران‌ سازگار نيست‌.
2. انحصارگرايي‌، خود را حقّ مطلق‌ انگاشتن‌ و ديگران‌ را باطل‌ محض‌ پنداشتن‌، مانع‌ ديگر پذيري‌ است‌. به‌ تعبير قرآن‌ «كُلُّ حِزْبٍ بِم’ا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ»؛ هر دسته‌اي‌ به‌ آنچه‌ خود دارند دلخوشند و آن‌ گاه‌ كه‌ انحصارگرايي‌ با تعصّبات‌ متحجّرانه‌ توأم‌ شود، زيان‌ اين‌ عامل‌ صد چندان‌ مي‌شود.
3. كاربرد ارزش‌هاي‌ ملي‌، به‌ عنوان‌ يك‌ حربه‌ عليه‌ ديگر ملل‌ و دول‌ توسط‌ ارباب‌ سياست‌ نيز از جمله‌ موانع‌ تفاهم‌ و تسالم‌ فرهنگ‌ها است‌. تاريخ‌ گواه‌ آن‌ است‌ كه‌ سوء استفاده‌ي‌ قدرتمندان‌ از عنصر فرهنگ‌، هماره‌ سهم‌ چشم‌گيري‌ در تنازع‌ فرهنگ‌ها و تمدن‌ها داشته‌ است‌. از آنجا كه‌ قدرت‌ در قبضه‌ي‌ سياستمداران‌ است‌ و اغلب‌ آنان‌ هستند كه‌ چارچوب‌ مناسبات‌ بين‌ جوامع‌ را رقم‌ مي‌زنند، پس‌ از اين‌ نيز هيچ‌ تضمين‌ و تأميني‌ وجود ندارد كه‌ اينان‌ با سرنوشت‌ بشر، چون‌ سرگذشت‌ او معامله‌ نكنند.
4. تأثير موانع‌ روان‌شناختي‌ نيز كمتر از موانع‌ تاريخي‌ و جامعه‌ شناختي‌ نيست‌. خاطرات‌ تلخ‌، مزمن‌ و رسوب‌ كرده‌ بر ذهن‌ جمعي‌ ملت‌ها از دوران‌هاي‌ سياه‌ تنازع‌هاي‌ ديني‌ و فرهنگي‌ يكي‌ از آنهاست‌. اين‌ خاطرات‌ پس‌ از قرون‌ متمادي‌ هنوز چونان‌ ابري‌ تيره‌ و بي‌بار و باران‌ بر زواياي‌ ذهنيت‌ ملل‌ سايه‌ افكنده‌ است‌.
5. نكته‌ي‌ روان‌شناختي‌ ديگر، وفاداري‌ و التزام‌ به‌ فرهنگ‌ خودي‌ و ارزش‌هاي‌ ديني‌ – ملي‌ با اعتقاد و التزام‌ به‌ هم‌زيستي‌ است‌. بايد براي‌ بسياري‌ از مردم‌ و حتّي‌ فرهيختگان‌ ملل‌، تبيين‌ شود كه‌ باور داشتن‌ و پايبندي‌ به‌ اصول‌ صلح‌ و سلام‌ بشري‌ هرگز به‌ معناي‌ دست‌ برداشتن‌ از دين‌ و فرهنگ‌ خودي‌ و دل‌بستگي‌ و سرسپردگي‌ به‌ فرهنگ‌ و ارزش‌هاي‌ ديگران‌ نيست‌.

6. فقدان‌ شناخت‌ اصحاب‌ فرهنگ‌ها و تمدن‌ها از يكديگر و سوءتفاهم‌هاي‌ ويرانگري‌ كه‌ مايه‌ي‌ تيرگي‌ فضاي‌ تفاهم‌ بين‌ اديان‌ و فرهنگ‌ها شده‌، فرصت‌ نگاه‌ شفاف‌ را از واحدهاي‌ انساني‌ سلب‌ كرده‌ است‌. صدور احكام‌ منفي‌ بسيط‌ و مطلق‌ از سوي‌ شرقيان‌ نسبت‌ به‌ غربيان‌ و درك‌ ايستاي‌ غرب‌ از شرِ حاصل‌ چنين‌ آفتي‌ است‌.

7. متأسفانه‌ «دشمن‌ تراشي‌ها»ي‌ كاذب‌ و «ديگر دشمن‌ انگاري‌ها»ي‌ موهوم‌، سنتِ ساري‌ و شيوه‌ي‌ شايع‌ شده‌ است‌، و اين‌ از نتايج‌ منفي‌ جانشيني‌ «تقسيمات‌ جغرافيايي‌» و «دولت‌ – ملت‌ محوري‌» به‌ جاي‌ تقسيمات‌ «تمدن‌ مدار» جهان‌ است‌. بر كرسي‌ تمدن‌ها و فرهنگ‌ها خردمندان‌ و فرهيختگان‌ بشر غنوده‌ بودند و نيازمند دشمن‌تراشي‌هاي‌ كاذب‌ نبودند؛ امّا دولت‌ – ملت‌ها به‌ نوعي‌ تحت‌ سلطه‌ي‌ افراد يا احزاب‌ قدرت‌ طلب‌ و سياست‌ بازند و براي‌ برانگيختن‌ و به‌ حال‌ «آماده‌ باش»‌ نگه‌داشتن‌ توده‌ها، حاجت‌ به‌ هزار انگيزه‌ و بهانه‌ دارند. ساختن‌ دشمن‌هاي‌ فرضي‌ و پرداختن‌ به‌ دشمني‌هاي‌ موهوم‌ شيوه‌ي‌ مناسبي‌ براي‌ اغراض‌ سياستمداران‌ است‌.
8. تباين‌ مباني‌ فلسفي‌ و معرفت‌ شناختي‌ و اصول‌ ارزشي‌ برخي‌ فرهنگ‌ها با برخي‌ ديگر نيز دليل‌ ديگري‌ است‌ كه‌ دست‌ آويز مخالفان‌ هم‌زيستي‌ و همراهي‌ اديان‌، تمدن‌ها و فرهنگ‌ها است‌.
در پايان‌ به‌ اختصار مجموعه‌ي‌ دلايل‌ صاحب‌ نظريه‌ي‌ «برخورد تمدن‌ها» را براي‌ مدعاي‌ خود يادآور میشوم: هانتينگتون‌ در مقاله‌ي‌ معروف‌ خود، شش‌ علت‌ را به‌ مثابه‌ي‌ دلايل‌ ادّعاي‌ خويش‌ ذكر كرده‌ است‌: وجود وجوه‌ اختلاف‌ واقعي‌ و اساسي‌ ميان‌ تمدن‌ها، تشديد خودآگاهي‌ تمدني‌ به‌ علت‌ كوچكتر شدن‌ جهان‌، تجديد حيات‌ دين‌، وجود پديده‌ي‌ بازگشت‌ به‌ خويشتن‌ در جهان‌ سوم‌، مختصات‌ و تفاوت‌هاي‌ فرهنگي‌ كاهش‌ناپذير، و بالاخره‌ منطقه‌ گرايي‌ اقتصادي‌، از نظر او، علل‌ و دلايلي‌ هستند كه‌ باعث‌ برخورد تمدن‌ها و فرهنگ‌ها خواهند شد.
امّا به‌ نظر من‌ حكمت‌ و معرفت‌ معاصر و حيات‌ و معيشت‌ بشر امروز، بيش‌ از هر چيز ديگر، قرباني‌ تحليل‌ها و تعليل‌هاي‌ افراط‌آميز است‌. متأسفانه‌ يك‌ قضيه‌ي‌ جزئي‌ را شاهد آوردن‌ و نتيجه‌ي‌ كلي‌ از آن‌ گرفتن‌ يا يك‌ عامل‌ را از ميان‌ عوامل‌ گوناگون‌، برجسته‌ و آن‌ را جانشين‌ هزار عامل‌ ديگر كردن‌، از شيوه‌هاي‌ متعارف‌ روزگار ما شده‌ است‌. آقاي‌ هانتينگتون‌ نيز در چنبره‌ي‌ همين‌ آفت‌ گرفتار آمده‌ است‌. ايشان‌ روشن‌ نمي‌كند كه‌ چرا تنها عنصر «تمدن‌ و فرهنگ‌» و برحسب‌ اتّفاق دين‌، بايد وجه‌المرافعه‌ي‌ بشريت‌ معاصر تلقي‌ شود؛ هزار عامل‌ ديگر در زندگي‌ آدمي‌ نقش‌ آفرين‌ است‌؛ چرا آنها مورد غفلت‌ قرار گرفته‌اند؟ چرا از عاملي‌ چون‌ خودخواهي‌ و خودكامگي‌ انسان‌هاي‌ پست‌ كه‌ همواره‌ همه‌ چيز را حربه‌ و وسيله‌ي‌ اغراض‌ پليد خود مي‌كنند، سخن‌ به‌ ميان‌ نمي‌آيد؟ به‌ نظر من‌ در طول‌ تاريخ‌، عنصر نفسانيت‌ و انانيّت‌، حبّ ذات‌ و خودكامگي‌ فردي‌ و جمعي‌، بيش‌ از هر عامل‌ ديگري‌ منشأ مفسده‌ و نكبت‌ بوده‌ است‌ و ديگر شاخص‌ها و عامل‌ها هيزم‌ اين‌ شعله‌ هستند.4
1-1-11- مروری بر تحقیقات انجام شده
در پایان نامه مریم مدافع با عنوان رویای ملل (مرکز گفتمان و هم اندیشی تمدنها) طراحی مرکز گفتمان و هم اندیشی تمدنها با هدف رسیدن به وحدت جهانی انجام شده است و وجه بین المللی به این مرکز داده است. در این رساله با شناخت باورها و اصول و مفاهیم مشترک در بطن تمدنها تلاش شده به خلق فضایی برسیم که زمینه هم اندیشی تمدن ها را فراهم کند. لذا نمادها و مفاهیم میان تمدنی شناسایی و بررسی شدند و حاصل کار رسیدن به چارچوب مورد نظر برای طراحی این مرکز بود. (مریم مدافع 28/1/92 رویای ملل)

در پایان نامه کارشناسی ارشد ماجد یل در میان با عنوان “طراحي مركز فرهنگي گفتگوي اديان ابراهيمي” باز هم هدف از طراحی این مجموعه را رسیدن به صلح فراگیر عنوان کرده و به مباحث نظری هر دین و ریشه های آن در معماری دینی پرداخته است و باز هم مانند پروژه قبلی این مرکز را جهانی و در سطح بین الملل دیده است و حتی سایت را شهر اورشلیم در کنار شهر قدیم داود انتخاب کرده تا مورد توجه تمام ادیان باشد.(ماجد يل درميان؛ به راهنمايي: محمدمهدي رئيس‌سميعي، محمدجعفر خاتمي؛ استاد مشاور: مهرداد اميرنژادمژدهي- پايان نامه(كارشناسي ارشد)–دانشگاه گيلان،‌ دانشكده هنر و معماري،‌گروه معماري، 1382)
در پایان نامه هومن بابایی زاده با عنوان مركز گفتگوي اديان (ميعادگاه) نقش تمدن و دین بزرگ انکاشته شده و زیرساخت دینی برای هر تمدنی قائل شده است. همچون سایر مطالعات پیشین، این رساله نیز رسیدن به صلح را دلیل اصلی لزوم گفتگوی ادیان میداند و زمان و مکان این گفتگو را مهم میداند. بیت المقدس شهری که پیروان ادیان الهی را در خود جای داده بعنوان شهر اصلی انتخاب شده و محقق امید به پیام آور بودن صلح فراگیر و پایدار دارد. (هومان بابائي‌زاده؛ به راهنمائي : سعيد عليتاجر- دانشگاه آزاد اسلامي – واحد همدان، دانشكده معماري و شهرسازي، 1380)
در پایان نامه اعظم سرلک با عنوان مجموعه فرهنگی در دزفول با رویکرد تعامل اجتماعی، پژوهشگر با توجه به «مطلوبیت فضا»یی از منظر طراحی معماری درصدد است تا میان دو حوزه‌ی «محیط مصنوع» و «تعاملات اجتماعی- فرهنگی» رابطه برقرار کند. سوال اصلی در این رساله آن است که «چگونه میتوان فضایی واجد کیفیتهای مطلوب محیطی جهت ارتقا تعاملات اجتماعی در یک مرکز فرهنگی طراحی کرد؟». به عبارت دیگر، طراحی مرکزی اجتماعی- فرهنگی با چه استراتژی و روش‌هایی می‌تواند مطلوبیت فضایی را در شرایط کنونی بافت فرسوده محله کرناسیون شهر دزفول فراهم کند. راه‌حل مورد نظر، استفاده از مفهوم «تعامل» است که در درون خود ارتباط، تماس و برخورد از نوع اجتماعی را با خود به همراه دارد. هریک از معیارهای مطلوبیت، جزیی از کلیت فضا را شامل شده و مجموعه آن عوامل، تصویر ذهنی مخاطب را شکل می‌دهد‏. فضایی که در آن ایده اصلی «گذر تعامل» است و می‌کوشد تا با روش‌های مختلف طراحی معماری، میزان استفاده و تردد شهروندان به مجموعه فرهنگی را افزایش داده و تعاملات اجتماعی و فرهنگی را در یک محیط مطلوب و موثر القا نماید. (مجموعه فرهنگی در دزفول با رویکرد تعامل اجتماعی- پايان نامه کارشناسی ارشد استاد راهنما: کریم مردمی-پریسا هاشم پور- دانشجو: اعظم سرلک- سال انتشار: 1392- دانشکده هنر و معماری -دانشگاه هنر اسلامی تبریز)
1-1-12- روند تحقیق
با بررسی روابط بین انسان با محیط مصنوع و نیز همنوعان خویش به این پرسش پاسخ میدهیم که فرهنگ شهری و عناصر محیطی چگونه میتوانند در شکل گیری تعاملات اجتماعی و اشاعه فرهنگ موثر باشند.
این رساله تلاش میکند با استفاده از مفاهیم گردهمایی و گفتگو و تعامل و آمیختن آن با اصول طراحی زمینه و امکان حضور، حق انتخاب، تعامل چهره به چهره، گپ و گفتگو، حرکت آزادانه افراد و … را درفضای مرکز فرهنگی فراهم کند و در راستای خلق محیطی دموکراتیک با محوریت انسان گام برمیدارد.
توجه به چه عواملی میتواند این امکان را بوجود اورد و توجه به چه مواردی محیطی با قابلیت گفتگو میسازد؟
در پاسخ به این سوالات باید روند زیر طی شود:
– تعریف تعامل و گفتگو (برای رسیدن به مفهوم گفتگو و تعامل با نگاه طراحی مرکز فرهنگی، ابتدا واژه ها بررسی میشوند)
– تعریف فرهنگ و هنجارهای کیفی طراحی مرکز فرهنگی
– مفاهیم و هنجارهای کیفی طراحی مرکز فرهنگی گفتگو و تعامل
در حقیقت برای دستیابی به هنجارهای کیفی طراحی فضای گفتگو، ابتدا مطالعات جداگانه ای در زمینه گفتگو و تعامل صورت میگیرد و ویژگیهای عمومی تعامل و گفتگو بررسی میشود سپس هنجارهای کیفی پاسخدهندگی محیط فرهنگی از نگاه نظری بررسی میشود و سپس با تطبیق آنها با هم، دسته بندی های جداگانه ای از هنجارهای کیفی محیطی فرهنگی در قالب ویژگیهای تعامل به دست می آید.
الف:روش تحقیق
در این پروژه انجام تحقیقات و بررسی پیشینه تحقیق و مطالعات موردی در زمینه نمونه های موجود و شناخت نقاط ضعف و قوت آنها و مطالعه و مقایسه اسناد و اطلاعات مرتبط با فرهنگسراها و تعیین خواسته ها و بایسته های مرتبط با فرهنگ و شئونات ایرانی اسلامی است و در نهایت با استخراچ معیارهای طراحی جهت طراحی مرکز گردهمایی و تعاملات فرهنگی از دیدگاه معماری و تحلیل و نتیجه گیری نتایج مطالعات، اقدام به کاربرد یافته های پژوهش در یک پروژه طراحی خواهیم نمود. بنابراین روش تحقیق عبارتست از مطالعه اسنادی، توصیفی و میدانی.
ب – روش گردآوري اطلاعات ( ميداني ـ کتابخانه اي و غيره )
با توجه به موضوع، از شیوه های گوناگون و استاندارد جمع آوری داده ها نظیر آمارهای رسمی و غیررسمی، میدانی و کتابخانه ای و … استفاده شد.
ج – ابزار گردآوري اطلاعات
آمارهای رسمی و غیررسمی- مشاهده- بانکهای اطلاعاتی- اطلاعات کتابخانه ای- شبکه اینترنت
د – روش تجزيه و تحليل اطلاعات :
باتوجه به ماهیت گسترده تحقیق حسب مورد از روشهای مختلف تجزیه و تحلیل داده ها به شیوه های توصیفی، مقایسه ای استفاده شد.
1-5- تعاریف، ریشه ها، سوابق
1-2-1- گردهم آیی
گردهم آيي ،‌اجتماع کردن براي بحث و گفتگو پيرامون موضوعي که اصلا” جنبه علمي تحقيقاتي نداشته باشد . مجمعي است که برگزار کنندگانش قصد آن دارند تا موضوع مورد علاقه خود را از زواياي مختلف مورد بحث و بررسي قرار دهند. در گردهم آيي سخراني و يا مقالات تخصصي ارائه نمي گردد
1-2-1-1- تاریخچه گردهمایی ها و کنفرانس ها

برای پی بردن به فراگردها و مفاهیم کلیدی گردهمایی های امروزی، بررسی ریشه های تاریخی آن مهم خواهد بود. برخی از پژوهشگران سابقه ی اولین

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های بهبود عملکرد، تعاملات اجتماعی، متکلم وحده، انعطاف پذیری Next Entries پایان نامه با کلید واژه های انسان شناسی، جامعه شناسی، روابط انسانی، ایران باستان