پایان نامه با کلید واژه های تصویرسازی، دفاع مشروع، ناسازگاری

دانلود پایان نامه ارشد

است؟ یا این صحنه‌ها به گونه‌ای برای اقبال مخاطب و جذابیت‌های بصری در فیلم جای گرفته‌اند؟
با آن‌که با جوابی دو سویه در پاسخ به این پرسش‌ها روبرو هستیم، به نظر نگارنده می‌توان این جنبه‌ی فیلم را ذیل قبح اخلاقی قرار داد. حتی به باور برخی، فیلم‌های پکین‌پا به ستایش و تجلیل از خشونت می‌پردازند. در مصاحبه‌ای که او ابتدا حاضر نیست در باره‌ی خشونت در فیلم‌هایش پاسخی دهد و به منتقدان که علیه فیلم‌هایش به جهت خشونت انتقاد کرده‌اند، فحش می‌دهد، زمانی او به شعف می‌آید که مصاحبه‌کننده، «سگ‌های پوشالی»465 (1971) را تأیید آشکار خشونت و مقدس شماردن آن می‌خواند و پکین‌پا به طور ضمنی این امر را تأکید می‌کند.466
حال با توجه به این‌که این جنبه را قبح اخلاقی فیلم به شمار آوریم، باید دید که خشونت در این فیلم می‌تواند ویژگی اخلاقی‌ای باشد که اثر را شایسته‌ی ارزیابی اخلاقی بداند یا نه. برای این منظور در هر مؤلفه باید پرسش‌های زیر را دنبال کنیم:
1ـ ویژگی یا جنبه‌ي اخلاقی از منظر اخلاقی، حسن به شمار می‌رود یا قبح؟
2ـ این ویژگی سبب شایستگی این فیلم برای ارزیابی اخلاقی می‌شود یا نه؟
پرسش نخست باید از منظر دیدگاه فرااخلاقی اتخاذ شده بررسی شود. روشن است که خشونت با توجه به این‌که ملاک خوبی، تناسب و تلایم میان آن‌ها و هدف مطلوب انسانی است و معیار بدی، تباین و ناسازگاری آن‌ها با کمال مطلوب او است، در زمره‌ی قبح اخلاقی قرار می‌گیرد، چرا که خشونت در وضعیت غیردفاع مشروع در هیچ حالتی ـ نسبت به خود یا دیگران ـ نمی‌تواند اخلاقی باشد.
پرسش دوم نیز باید بر اساس معیار هر یک از دیدگاه‌های سه‌گانه تحلیل شود. از منظر کرول، آثار روایی جایگاه ویژه‌ای در ارزیابی اخلاقی دارند، اما زمانی می‌توان جنبه‌ی اخلاقی را امری زیباشناختی تلقی کرد که جنبه‌ی اخلاقی باعث سهولت بخشیدن به جذب به اثر یا مانع شدن از آن نقش داشته باشد. در این مورد، خشونت در فیلم «گریز» در برخی بخش‌ها باعث جذب مخاطب و در برخی دیگر از بخش‌ها مانع جذب می‌شود که در این صورت قابلیت ارزیابی اخلاقی را برای اثر ثابت می‌کند. از منظر گات نیز این فیلم به واسطه‌ی این مؤلفه، قابلیت ارزیابی اخلاقی خواهد داشت، زیرا هر اثری که بیان‌گر دیدگاه اخلاقی باشد و پاسخ‌های مرتبط با اخلاق از مخاطب بطلبد، می‌تواند مورد ارزیابی اخلاقی قرار گیرد. چگونگی نگرش داشتن به خشونت ـ تأیید یا مذمت ـ ویژگی اخلاقی است که که باعث می‌شود پاسخ خاصی را نیز از مخاطب بطلبد و به همین جهت، مؤلفه‌ی لازم برای قابلیت ارزیابی اخلاقی را دارد. اما از منظر کی‌یران این مسأله به گونه‌ای دیگر خواهد بود. از منظر او ـ با تأکید بر آثار روایی ـ زمانی می‌توان اثری را مورد ارزیابی اخلاقی قرار داد و قایل به وجود نسبت میان جنبه‌ی اخلاقی و جنبه‌ی زیباشناختی آن بود که میان ویژگی‌های اخلاقی و مؤلفه‌ي «باورپذیری» آن اثر ارتباط برقرار باشد. ماجرای تسویه حساب گروه‌های مختلف ـ داک و همسرش؛ دزد در ایستگاه قطار؛ رودی؛ افراد بنیان و پلیس (اگر بتوان اجرای قانون را نوعی تسویه قلمداد کرد) ـ در فیلم را در نظر بگیرید که خشونت بر پایه‌ی آن شکل می‌گیرد. حال به روشنی می‌توان جایگاه خشونت در باورپذیری اثر را دریافت، زیرا بخش اصلی روایت اثر به تسویه حساب‌ها اختصاص دارد و باورپذیری تسویه حساب منوط به خشونت‌ها است. البته این امر جای بحث دارد که این خشونت‌ها تا چه میزانی در باورپذیری نقش دارند، اما دست‌کم اصل این ارتباط قطعی است و همین امر از منظر کی‌یران برای قابلیت ارزیابی اخلاقی کفایت می‌کند.
پس می‌توان جنبه‌ی نخست اخلاقی فیلم (خشونت) را این ‌گونه جمع‌بندی کرد که این مؤلفه:
1ـ یک ویژگی اخلاقی به شمار می‌رود.
2ـ این ویژگی در زمره‌ی قبح اخلاقی جای می‌گیرد.
3ـ طبق هر سه منظر میانه‌رو، این ویژگی باعث قابلیت ارزیابی اخلاقی برای اثر می‌شود.

2ـ1ـ1ـ2ـ چگونگی رابطه‌ی زناشویی
داک و کارول در فیلم دارای یک رابطه‌ی قوی زناشویی هستند به گونه‌ای که برای حفظ این رابطه به هر کاری حاضرند دست بزنند. همان‌طوری که داک در فیلم بیان می‌کند، در تمام مدت زمان به فکر همسرش بوده است و کارول نیز متقابلاً چنین رویکردی دارد. به خاطر همین ارتباط کارول حاضر می‌شود برای آزادی داک با بنیان رابطه‌ی نامشروع داشته باشد و همین ارتباط سبب می‌شود در نهایت داک، کارول را ببخشد. این دو به خاطر یکدیگر دزدی می‌کنند و آدم می‌کشند و به هر کاری که نیاز باشد دست می‌زنند و در نهایت تلاش می‌کنند تا زندگی دوباره‌ای را در مکزیک آغاز کنند. چگونگی رابطه‌ی زناشویی یک جنبه‌ی اخلاقی به شمار می‌رود، زیرا رابطه‌ی صحیح با کمال تلایم دارد و رابطه‌ی نادرست و همراه با مشکل، با این کمال منافات خواهد داشت. اما تصویرسازی این جنبه در فیلم ذیل قبح اخلاقی جای می‌گیرد یا حسن اخلاقی؟ در پاسخ به این سوال می‌توان گفت فیلمی که بیان‌گر اهمیت رابطه‌ی زناشویی و اهمیت سالم بودن آن دارد ـ آن‌گونه که از دغدغه‌های داک و کارول برمی‌آید ـ دارای حسن اخلاقی است. اما در این میان مؤلفه‌ای وجود دارد که این مؤلفه را به سمت قبح اخلاقی سوق می‌دهد. در واقع این رابطه‌ی زناشویی بر مبنایی اصلی پیش می‌رود که نتیجه‌ی امر را قبیح می‌گرداند. این اصل را می‌توان نوعی نتیجه‌گرایی نامید که بر اساس آن نتیجه‌ی کار و هدف، وسیله و ابزار انجام آن را توجیه می‌کند. به عبارتی دیگر، بر این مبنا هدف از یک کار (آزاد کردن داک) ابزار رسیدن به آن (رابطه‌ی نامشروع با بنیان) را توجیه کرده و مشروع جلوه می‌دهد. درست است که داک و کارول برای حفظ خانواده به هر کاری دست می‌زنند، اما همین «به هر کاری دست زدن» که در فیلم شامل رابطه‌ی نامشروع، قتل، دزدی و… می‌شود، یک قبح اخلاقی به شمار می‌رود. در نتیجه می‌توان گفت این رابطه‌ی زناشویی تنها تا جایی حسن به شمار می‌رود که بر مبنای این اصل (هدف وسیله را توجیه می‌کند) نباشد و تا جایی قبح به شمار می‌رود که بر مبنای اصل مذکور باشد. اما نیازی نیست به دو وجهی بودن این مؤلفه در این فیلم قایل باشیم، زیرا غالب آن‌چه که در این فیلم به عنوان رابطه‌ی زناشویی دیده می‌شود مبتنی بر همان اصل است و بسیاری از وقایع داستان بر اساس همین امر شکل می‌گیرد.
جنبه‌ی دیگر از رابطه‌ی زناشویی مربوط به جریان رودی و فرن (استرادرز) است. رودی پس از زخمی شدن در درگیری با داک، به یک دام‌پزشک مراجعه می‌کند. پس از مداوا دام‌پزشک را مجبور می‌کند که به عنوان راننده برای او رانندگی کند، با فرن جلوی همسرش رابطه‌ی نامشروع برقرار می‌کند. دام‌پزشک در نهایت خود را دار می‌زند و رودی و فرن ماشین را برداشته و ادامه داستان پیش می‌رود. تصویرگری این ماجرا صرفاً توصیف وقایع نیست. فرن پس از آشنا شدن با رودی خوشحال‌تر از قبل است و گویا منتظر چنین فرصتی بوده است. با توجه به جزییات این بخش از داستان، فیلم نه تنها بیان‌گر این نیست که فرن نباید تن به این امر می‌داد، بلکه می‌تواند بیان‌گر این امر باشد که فرن به واسطه‌ی همکاری با رودی و خیانت به همسرش توانسته زندگی مطلوب‌تری برای خود فراهم آورد که دارای هیجان بیشتری است. اگر تصویرگری جریان رابطه‌ی داک و کارول جایی برای حسن اخلاقی باقی می‌گذاشت، جریان دام‌پزشک، فرن و رودی به وضوح نشان‌دهنده‌ی این امر است که فیلم در این زمینه، بیان‌گری چیزی است که قبح اخلاقی به شمار می‌رود. از این‌رو می‌توان در مجموع دو جریان، چگونگی رابطه‌ی زناشویی‌ای که این فیلم بیان‌گر آن است را ذیل قبح اخلاقی قرار داد. تا این‌جا به پاسخ پرسش نخست رسیدگی شد. حال باید قابلیت این مؤلفه برای ارزیابی اخلاقی سنجیده شود (پرسش دوم).
این مؤلفه در فیلم با توجه دیدگاه «اخلاق‌گرایی میانه‌رو»، در بخش‌هایی که بیان‌گر رابطه‌ی صحیح میان داک و کارول است، یعنی بخش‌های که بیان‌گر اهمیت رابطه‌ی سالم میان زن و شوهر و اهمیت حفظ کیان خانواده است، مخاطب اخلاقاً حساس را به خود جذب می‌کند. بخش دیگر این مؤلفه یعنی زمانی که رابطه‌ی زناشویی در شکل اخلاقاً معیوب آن تصویر می‌شود که بخش غالب این مؤلفه در فیلم همین‌گونه است، باعث می‌شود مانعی برای جذب مخاطب اخلاقاً حساس پدید آید. در مجموع به این جهت که این مؤلفه در فیلم، در تسهیل و مانعیت برای جذب مخاطب نقش دارد، از منظر کرول این فیلم قابلیت ارزیابی اخلاقی را به واسطه‌ی این مؤلفه خواهد داشت. اگر این مؤلفه را بر اساس دیدگاه «اصالت اخلاق» نیز بررسی کنیم به نتیجه‌ی مشابهی می‌رسیم و فیلم را دارای قابلیت ارزیابی اخلاقی خواهیم یافت، زیرا وجود این مؤلفه یا جنبه‌ی اخلاقی در فیلم، نشان‌گر این امر که اثر در زمینه‌ی چگونگی رابطه‌ی زناشویی که خود مسأله‌ای اخلاقی است، بیان‌گر یک دیدگاه است و در همین رابطه پاسخی را از مخاطب طلب می‌کند. از این‌رو در این دیدگاه هم این جنبه‌ی اخلاقی سبب می‌شود فیلم شایسته‌ی ارزیابی اخلاقی باشد. اما آیا این مؤلفه در دیدگاه «میانه‌روترین اخلاق‌گرایی» هم سبب می‌شود که فیلم قابلیت ارزیابی اخلاقی داشته باشد؟ برای پاسخ به این پرسش باید این مؤلفه را در ارتباط با باورپذیری اثر بررسی کرد. برای روشن‌تر شدن این موضوع باید شخصیت داستانی داک، کارول، رودی و فرن را در نظر گرفت. رابطه‌ی میان داک و کارول بیان‌گر رابطه‌ای نزدیک است که بر مبنای اصل «هدف وسیله را توجیه می‌کند» پیش می‌رود. در واقع جنبه‌ی اخلاقی این رابطه، تصویرگری نوعی خاص از رابطه‌ی زناشویی در این داستان نقش مهمی در باورپذیری این دو شخصیت دارد. مخاطب در تجربه‌ي فیلم برای درک کاری که کارول برای آزادسازی شوهرش از زندان انجام داده است نیاز دارد نوعی خاص از رابطه‌ی زناشویی را ببینید که جنبه‌ی اخلاقی نیز دارد. همچنین همذات‌پنداری با شخصیت رودی و فرن نیز چنین چیزی را می‌طلبد. پس می‌توان گفت جنبه‌ی اخلاقی فیلم (نوع تصویرسازی رابطه‌ی زناشویی) در باورپذیری اثر نقش دارد. این‌که نقش مثبت یا منفی در این امر بازی می‌کند، باید در بخش بعدی به آن پرداخته شود. چیزی که در این بخش کافی به نظر می‌رسد این است که چنین نقشی ـ به طور کلی ـ قابلیت ارزیابی اخلاقی «گریز» از منظر کی‌یران را ثابت می‌کند.
پس می‌توان جنبه‌ی دوم اخلاقی فیلم (چگونگی رابطه‌ی زناشویی) را این ‌گونه جمع‌بندی کرد که این مؤلفه:
1ـ یک ویژگی اخلاقی به شمار می‌رود.
2ـ این ویژگی در برخی بخش‌ها ذیل حسن اخلاقی ولی در غالب موارد در زمره‌ی قبح اخلاقی جای می‌گیرد. در جمع‌بندی نهایی می‌توان گفت این ویژگی قبح اخلاقی اثر به شمار می‌رود.
3ـ طبق هر سه منظر میانه‌رو، این ویژگی باعث قابلیت ارزیابی اخلاقی برای اثر می‌شود.

2ـ1ـ1ـ3ـ اروتیسم
این فیلم بخش‌هایی شامل گفتار یا رفتار اروتیک دارد که به شخصیت‌های داک، کارول و بینیان از یک سو؛ و رودی، فرن و دام‌پزشک از سوی دیگر ارتباط پیدا می‌کند. این امر مسلم است که چگونگی دیدگاهی که فیلم بیان می‌دارد، یک جنبه‌ی اخلاقی به شمار می‌رود، اما باید این امر بررسی شود که چنین چیزی قبح اخلاقی به شمار می‌رود یا نه. در واقع در دیدگاه فرااخلاقی مختار، صرف به تصویر کشیدن گفتار یا رفتار اروتیک می‌تواند قبح اخلاقی به شمار رود، زیرا در جهت کمال غایی نیست. اما از جهت دیگر هم نوع برخورد فیلم با این مسأله دارای قبح اخلاقی است. تکلیف وضعیت رودی، فرن و دام‌پزشک در این باره روشن است و فیلم دست‌کم در این باره بیان‌گر این امر است که ممکن است خیانت و بی‌پروایی در این امر باعث تهییج زندگی انسان می‌شود و همین دیدگاه به روشنی در زمره‌ی قبح اخلاقی قرار می‌گیرد. اما وضعیت داک، کارول و بینیان در این مؤلفه نیز ذیل قبح اخلاقی قرار می‌گیرد، زیرا بخشی که شامل رابطه‌ی داک و کرول می‌شود که از منظر دیدگاه مختار قبح اخلاقی به شمار می‌رود و آن بخش‌هایی از داستان که بیان‌گر «توجیه هدف با وسیله» است و به این ترتیب کارول برای آزادی شوهرش رابطه‌ی نامشروع با بینیان برقرار می‌کند، نیز با مشکل روبرو است. شاید گفته شود

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های مبانی نظری، روابط اجتماعی، طبیعت انسان Next Entries پایان نامه با کلید واژه های پیامدگرایی، مبانی نظری