پایان نامه با کلید واژه های ترس از خدا

دانلود پایان نامه ارشد

بخواهد و شايستگى داشته باشدمى‏بخشد (إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاء…) (48 و 116).
اين دو آيه بيان مى‏كند كه همه گناهان ممكن است مورد عفو و بخشش واقع شوند، ولى”شرك” به هيچ وجه بخشوده نمى‏شود، مگر اينكه از آن دست بردارند و توبه كنند و موحد شوند. توبه و بازگشت از گناه، همه گناهان حتى شرك را مى‏شويد، مراد از اين آيات، امكان شمول عفو الهى نسبت به كسانى است كه توفيق توبه نيافته‏اند، يعنى قبل از آنكه از كرده‏هاى خود پشيمان شوند و يا بعد از پشيمانى و قبل از جبران اعمال بد خويش از دنيا بروند.
عفو الهى كه شامل افرادى مى‏شود كه شايستگى آن را دارند، همانطور كه در آيات 48 و 116 همين سوره آمده است.
2-1-5-3-2- ضابطه مندي مشيت الهي در تزکيه انسانها
در آيه 50 ( بَلِ اللَّهُ يُزَكِّي مَنْ يَشاءُ) ذكر شده كه خداوند هر كه را بخواهد مى‏ستايد. تنها او است كه از روى حكمت و مشيت بالغه بدون كم و زياد، افراد را طبق شايستگيهايى كه دارند، مدح و ستايش مى‏كند و هرگز به هيچ كس، سر سوزنى‏ ستم نمي كند.
در حقيقت فضيلت چيزى است كه خداوند آن را فضيلت بداند نه آنچه خودستايان براى خود از روى خودخواهى قائل مى‏شوند و به خويش و ديگران ستم مى‏كنند. قرآن در آيات ديگري نيز اين قانون مهم را بيان كرده است (فَلا تُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقى‏). 55
2-1-5-4- بي فايده بودن فرار از مرگ
آيه 78 (أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَة…) قانون مهم عمومي بودن مرگ براي همه انسان ها را ياد آوري مي كند. اينكه هيچ چيز حتى برجهاى محكم نمى‏تواند جلو مرگ انسان را بگيردو اصولا مرگ يك واقعيت بزرگ است و بايد براى استقبال از مرگ توام با افتخار آماده شد و توشه اي براي زندگي ابدي خود پيش فرستاد. در سوره هاي ديگري نيز اين حقيقت به صورت آشكارترى بيان شده است (قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاقِيكُم ). 56
2-1-5-5-كردار انسان ها علت بديهايي كه به وي مي رسد و رسيدن همه نيكيها از طرف خداوند
در آيه 79 (ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ) قانون مهمي را ذكر كرده اينكه تمام نيكيها، خيرات، پيروزى‏ها و حسناتي كه به انسان ها مى‏رسد از ناحيه خدا است و اگر آنچه از بديها و ناراحتيها و شكستها دامنگيرايشان مى‏شود از ناحيه خود شان است.
2-1-5-6- شريك بودن امر كننده به اعمال نيك يا بد، در عواقب عمل
آيه 85 (مَنْ يَشْفَعْ شَفاعَةً حَسَنَةً يَكُنْ لَهُ نَصِيبٌ مِنْها وَ مَنْ يَشْفَعْ شَفاعَةً سَيِّئَةً يَكُنْ لَهُ كِفْلٌ مِنْها) يكى از منطق‏هاى اصيل اسلام را در مسائل اجتماع روشن مى‏سازد و تصريح مى‏كند كه مردم در سرنوشت اعمال يكديگر از طريق شفاعت و تشويق و راهنمايى شريكند، بنا بر اين هر گاه سخن يا عمل و يا حتى سكوت انسان سبب تشويق جمعيتى به كار نيك يابد شود، تشويق كننده سهم قابل توجهى از نتائج آن كار خواهد داشت بدون اينكه چيزى از سهم فاعل اصلى كاسته شود.
2-1-5-7- عمومي بودن رنج و سختي براي همه انسان ها
آيه 104 (إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَما تَأْلَمُونَ وَ تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ ما لا يَرْجُونَ) به مومنان توصيه كرده است كه هرگز در برابر دشمنان سرسخت حالت دفاعى به خود نگيرند و سختي ها و ناراحتيها را مخصوص خود ندانند بلكه هميشه در مقابل آنها روح تهاجم را در خود حفظ كنند، و اين قانون را يادآوري مي كند كه رنج و سختي براي همه انسان ها وجود دارد، فقط مومنان به سبب ايمان به خدا و قيامت مشكلات را تحمل كرده و از اجر اخروي بهره مي برند ولي كافران چنين اميدي ندارند.
2-1-5-8- وجود داشتن همه عزت ها تنها در نزدخداوند
آيه 139 (الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِين‏ أَ يَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً ) مذمت مي كند كساني راكه كافران را، به جاى مومنان دوست خود بر مى‏گزينند و مى‏خواهند از آنان كسب عزت و آبرو كنند با اينكه همه عزتها مخصوص خدا است. زيرا عزت همواره از علم و قدرت سرچشمه مي گيرد و اينها كه قدرتشان ناچيز و علمشان نيز همانند قدرتشان ناچيز است، كارى از دستشان ساخته نيست كه بتوانند منشا عزتى باشند. بسياري از مفسران نيز اين اصل را به عنوان يك قانون تكويني پذيرفته اند. 57
2-1-5-9- استبدال
يكي از سنت ها و قوانين الهي كه در برخي از آيات قرآن از آن ياد شده است استبدال به معناي جايگزيني قومي مؤمن به آيات خداوند به جاي قوم كافر و تكذيب گر مي باشد. آيه 133 (إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ أَيُّهَا النَّاسُ وَ يَأْتِ بِآخَرِينَ وَ كانَ اللَّهُ عَلى‏ ذلِكَ قَدِيراً) در اين سوره در بردارنده اين قانون مهم الهي و حتمي الوقوع مي باشد. اين وعده خداوند قطعي است و خداوند بر اجراي آن قادر و كسي نمي تواند مانع تحقق آن گردد.
2-1-5-10- عدم موفقيت كافران براي تسلط بر مومنان حقيقي
آيه 141( الَّذِينَ يَتَرَبَّصُونَ بِكُمْ فَإِنْ كانَ لَكُمْ فَتْحٌ مِنَ اللَّهِ قالُوا أَ لَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ وَ إِنْ كانَ لِلْكافِرِينَ نَصِيبٌ قالُوا أَ لَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَيْكُمْ وَ نَمْنَعْكُمْ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فَاللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً ) گروهي از منافقان را توصيف كرده كه با فرصت‏طلبى مخصوص خود مي خواهند در صورت پيروزى مومنان در افتخارات و حتى در غنائم آنان شركت جويند و از طرفي ديگر در صورت پيروزى كفار نيز خوشحالند و با مصمم ساختن آنها در كفرشان و جاسوسى به نفع آنان، مقدمات اين پيروزى را فراهم مي سازند. خداوند قانوني كلي را بيان مي كند تا هشداري براي منافقان و كافران باشد اينكه هيچگاه خداوند راهى براى پيروزى و تسلط كافران بر مسلمانان قرار نداده است البته به شرط اينكه مومنان در ايمانشان ثابت قدم باشند.

2-1-5-11- موجود بودن همه پاداش ها تنها در نزد خداوند
آيه 134 (مَنْ كانَ يُرِيدُ ثَوابَ الدُّنْيا فَعِنْدَ اللَّهِ ثَوابُ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ كانَ اللَّهُ سَمِيعاً بَصِيراً) خطاى تاركين تقوا و ترس از خدا و ناديده گرفتن دستورات او را روشن مى‏سازد، به اين بيان كه اينگونه افراد اگر به خاطر پاداش‏هاى مادى و درآمدهاى دنيوى تقوا را ترك و وصيت خداى تعالى را ناديده مى‏گيرند، بايد بدانند كه امر بر آنان مشتبه شده، زيرا هم ثواب و پاداش‏هاى مادى و دنيوى نزد خدا است و هم پاداش‏هاى اخروى، با اين حال چرا كوته ‏نظرى مى‏كنند و نظر خود را به آنچه پست و بى مقدار است مى‏دوزند و آنچه شريف‏تر و ارزشمندتر است نمى‏خواهند و حد اقل چرا هر دو نوع پاداش را نمى‏خواهند.

2 -1-6
بررسي خط ارتباطي ششم : نبوت

1- وظايف انبياء در برابر مردم
2 – وظايف مردم در برابر انبياء
3- مصاديق انبياء

جدول 1بخش 2-1-6- ؛ تقسيم بندي دسته هاي اصلي و فرعي خط ارتباطي ( نبوت )

وظايف انبياء در برابر مردم
165-164-163-
وظايف مردم در برابر انبياء
64-150-151-152-171-

مصاديق انبياء
حضرت عيسي7
157-163-171-172-

حضرت موسي7
153-164-

حضرت ابراهيم7
125-164-

يازده پيامبر ديگر
163

حضرت محمد6

وظايف رسول6
در برابر مردم
دريافت و ابلاغ وحي
163-

انذارو تبشير
165

بيان احكام
13-14-26-58-127-176-

قضاوت
105-113-

تشويق به انجام وظايف
-80-84-

وظايف مردم در برابر رسول6

ايمان به رسول6

136-170-

اطاعت از رسول6
و تسليم فرمان ايشان
-42-59-60-61-64-80-83-115-

ايمان به قرآن كريم و تدبر در آن
82-136-174-175-

جدول 2 بخش 2-1-1: تقسيم بندي دسته هاي اصلي و فرعي خط ارتباطي ( نبوت)

10

9

8

7

6

5

4

3

2

1

1

11

21

31

41

51

61

71

81

91

101

111

121

131

141

151

161

171

1-وظاف انبيا در برابر مردم

2-وظاف مردم در برابر انبيا

3-مصادق انبيا

نموداربخش 2-1-1: نقاط تلاقي خطوط فرعي

2-1-6-بررسي خط ارتباطي ششم ” نبوت”
آيات(13-14-26-42-58-59-60-61-64-79-80-82-83-84-105-113-115-125-127-136-150-151-152-153-157-163-164-165-170-171-172-174-175-176 )در اين خط ارتباطي قرار دارند كه خود به سه دسته مجزا تقسيم مي شوند؛ وظايف انبياء در برابر مردم، وظايف مردم در برابر انبياء، مصاديق انبياء.
2-1-6-1- وظايف انبياء در برابر مردم
آيات(163 و164و 165) وظايف انبيا را ذكر كرده اند.
آيه 163 دريافت وحي الهي و ابلاغ آن به مردم را از وظايف مهم انبيا دانسته و به 12 تن از اين انبيا اشاره كرده است كه همگي وحي را به مردم مي رساندند (إِنَّا أَوْحَيْنا إِلَيْكَ كَما أَوْحَيْنا إِلى‏ نُوحٍ وَ النَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَوْحَيْنا إِلى‏ إِبْراهِيم…وَ آتَيْنا داوُدَ زَبُوراً ). طبق آيه 164 (وَ رُسُلاً قَدْ قَصَصْناهُمْ عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَ رُسُلاً لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ وَ كَلَّمَ اللَّهُ مُوسى‏ تَكْلِيماً ) پيامبرانى كه وحى بر آنان نازل گرديد منحصر به اينها نبودند بلكه پيامبران ديگرى كه قبلا سرگذشت آنها را براىرسول6بيان شده و پيامبرانى را كه هنوز سرگذشت آنها شرح داده نشده، همگى همين ماموريت را داشتند و وحى الهى بر آنها نازل گرديد. اين آيه نشان مي دهد وحي بر انبيا هميشه بوده و جاي تعجب و انكار براي كسي باقي نمي گذارد. حتي خداوند با موسي سخن گفت و به همين جهت موسي “كليم الله” نام گرفته است ( وَ كَلَّمَ اللَّهُ مُوسى‏ تَكْلِيماً ). طبق آيه 165 (رُسُلاً مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُل) از ديگر وظايف انبياء بشارت دادن و انذار دادن مي باشد. بشارت به رحمت و پاداش الهي تا مردم اميدوار شوند و بيم از عذاب و كيفر هاي او تا بر مردم اتمام حجت شود و بهانه اي نداشته باشند.
2-1-6-2- وظايف مردم در برابر انبياء
آيه 64 (وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ) وظيفه مهم مردم در برابر رسولان الهي را بيان كرده است. خداوند صريحا اعلام كرده كه پيامبرانى را كه ما مى‏فرستاديم همه براى اين بوده‏اند كه به فرمان خدا از آنها اطاعت شود و هيچگونه مخالفتى نسبت به آنها انجام نگردد زيرا آنها هم رسول و فرستاده خدا بوده‏اند و هم رئيس حكومت الهى، بنا بر اين مردم موظف بوده‏اند هم از نظر بيان احكام خداوند و هم از نظر چگونگى اجراى آن از آنها پيروى كنند، و تنها به ادعاى ايمان قناعت نكنند.
آيات(150و 151و 152) به وظيفه مهم ديگر مردم در برابر انبياء اشاره كرده اند. مردم نبايد ميان پيامبران الهي تبعيض قايل شوند. در اين چند آيه توصيفى از حال جمعى از كافران و مؤمنان و سرنوشت آنها آمده است.
كسانى كه ميان پيامبران الهى فرق گذاشته، بعضى را بر حق و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های سوره بقره، حقوق زنان Next Entries پایان نامه با کلید واژه های ايمان، بِاللَّهِ، أَوْحَيْنا، وظايف