پایان نامه با کلید واژه های ترس از خدا، اعجاز قرآن

دانلود پایان نامه ارشد

الإِسْلاَمَ دِينًا”.164 پس، ولايت علي7 مايه کمال دين و رضايت پروردگار بلند مرتبه است.
با تمام تاكيدات و تبليغات رسول6در بحث خلافت خود و با تمام دستورات خداوند در اداي امانت به اهلش(إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى‏ أَهْلِها) (58) و ضرورت اطاعت از دستورات رسول 6(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ ) (59)، (مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ وَ مَنْ تَوَلَّى فَما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً )(80)، در 28 صفر سال 13 هجري، زماني كه مصيبت عظماي رحلت رسول اکرم6واقع مي شود، عده اي در مکاني که به نام سقيفه بني ساعده است، جمع شدند و ابوبکر را به خلافت برگزيدند.165 امام اول شيعيان، وقتي ديدند مردم او را رها کردند و به سوي دنيا روآوردند، با آن که مي توانستند با آنان درافتند و حقي را که از آن ايشان است بازستانند، لب فروبستند و چيزي نگفتند.166
آنها مصداق بارز منافقاني هستند كه تسليم نبودن در برابر فرمان رسول6 آنها را به وادي كفر به خدا كشانده است ( فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً)(65).
شايد از دلايلي كه در اين سوره بعد از معرفي و بيان صفات كافران اهل كتاب، موضوع مهم ضرورت اطاعت از رسول6 در تمامي امور و به خصوص امور اختلافي بيان كرده كرده همين وجه تشابه كفر بين منافقان و كافران اهل كتاب است. آنها كساني هستند كه در برابر حق تكبر كردند و همين خصلت آنها را از رحمت الهي دور كرد ( إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ مَنْ كانَ مُخْتالاً فَخُوراً )(36)، نسبت به جايگاه و مقام بلند علي7حسادت ورزيدند (أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى‏ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِه)‏(54) و فضايل آن آيينه حق را كتمان كردند و عذابي خوار كننده براي خود فراهم نمودند (الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَ يَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَ يَكْتُمُونَ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ أَعْتَدْنا لِلْكافِرِينَ عَذاباً مُهِيناً ) (37). براي خود فضيلت هاي بيهوده تراشيدند و رداي خلافت را غصب كردند (أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنْفُسَهُمْ بَلِ اللَّهُ يُزَكِّي مَنْ يَشاءُ )(49).
به هر حال حكم اطاعت از خدا و رسول6در اين مجموعه از آيات بيان و ملاك ايمان حقيقي و توحيد عملي قرار گرفته و پيامد عمل و يا روگرداندن از آن نيز ذكر گرديده است.
2-2-7- نحوه اتصال خط جهاد و خط قوانين تكويني با خط مومنان و خط مخالفان حق
از آيه 71 كه خداوند در آن حكم جهاد را صادر كرده است به نظر مي رسد كه ارتباطش با ماقبل قطع شده و موضوع جديدي مطرح گشته است.
اما دقت در آيات نشان مي دهد كه اين آيات نيز با قبل پيوند محكمي دارد. آيه 71 ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا خُذُوا حِذْرَكُمْ فَانْفِرُوا ثُباتٍ أَوِ انْفِرُوا جَمِيعاً ) به ذكر يك حكم از احكام الهي پرداخته كه در حفظ حكومت و نظام اسلامي بسيار مهم است، همچنانكه اطاعت از خدا و رسول 6( 59) در آن نقش اساسي دارد. جهاد در راه خدا، حكمي است كه تحقق نمي پذيرد مگر در راستاي فرمان برداري از دستورات خدا و رسول گراميش. ارتباط اين دسته از آيات با قبل، از جهت معرفي بيشتر منافقان كه توصيفشان در آيات 58 الي 71، بيان شد نيز مي باشد.
در برابر حكم مهم جهاد، مومنان دو دسته مي شوند. آيه74 (فَلْيُقاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يَشْرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا بِالْآخِرَةِ وَ مَنْ يُقاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيُقْتَلْ أَوْ يَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً) اهداف مومنان حقيقي را از جهاد در راه خدا و پيامد اين نوع نگاه را، براي همگان روشن مي كند تا دل هاي زنگار گرفته صيقل يابد واين كار بزرگ، رنگ الهي داشته باشد و آيه 76 (الَّذِينَ آمَنُوا يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقاتِلُوا أَوْلِياءَ الشَّيْطانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعِيفاً) نيز ضمن معرفي كافران به عنوان دوستان شيطان، همان نكته اي كه درآيه 38( وَ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ مَنْ يَكُنِ الشَّيْطانُ لَهُ قَرِيناً فَساءَ قَرِيناً )بيان شد، تاكيد مي كند كه نقشه هاي شيطان براي شكست دادن مومنان ضعيف است البته به شرطي كه آنها ايمان محكمي به خدا و روز قيامت داشته باشند.
در تقابل با گروه مومنان، آيات 72 و 73( وَ إِنَّ مِنْكُمْ لَمَنْ لَيُبَطِّئَنَّ فَإِنْ أَصابَتْكُمْ مُصِيبَةٌ قالَ قَدْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيَّ إِذْ لَمْ أَكُنْ مَعَهُمْ شَهِيداً * وَ لَئِنْ أَصابَكُمْ فَضْلٌ مِنَ اللَّهِ لَيَقُولَنَّ كَأَنْ لَمْ تَكُنْ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُ مَوَدَّةٌ يا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً ) به عده اي كه ايمانشان ضعيف است و يا همان منافقان، اشاره كرده و از نيتشان براي رفتن به جهاد، كه همان رسيدن به غنايم دنيايي است پرده بر مي دارد.
درآيه 75 (وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيراً) خداوند به طور غير مستقيم ياد آور مي شود كه از اهداف مهم شما از جهاد بايد نجات مستضعفان باشد نه بهره هاي دنيايي كه هدف اصلي منافقان از جهاد مي باشد.
آيه 77 (أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتالُ إِذا فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً وَ قالُوا رَبَّنا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتالَ لَوْ لا أَخَّرْتَنا إِلى‏ أَجَلٍ قَرِيبٍ قُلْ مَتاعُ الدُّنْيا قَلِيلٌ وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقى‏ وَ لا تُظْلَمُونَ فَتِيلاً) ريشه اين نوع نگاه منافقان به جهاد را، علاقه شديد به متاع و زندگي دنيا بيان مي كند.اين علاقه به قدري شديد است كه در برابر صادر شدن فرمان جهاد توسط رسول6 زبان به اعتراض مي گشايند و شكايت مي كنند.
دنيا گرايي شديد اين منافقان به خاطر عدم رعايت تقواي الهي و ترس از مرگ مي باشد. خداوند براي هر دو علت درماني ذكر كرده است. در آيه 77، عبارت (وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقى‏) تاكيد مي كند كه مسلمانان حقيقي، جا دارد كه در ايمانشان رعايت تقوا (حفظ خويشتن) را بكنند و اگر با تقوا باشند، چون بين زندگى اندك و پشيز دنيا، و زندگى آخرت مقايسه كنند زندگى آخرت را بهتر از زندگى دنيا مى‏يابند، پس جا دارد آخرت را كه بهتر است، بر دنيا ترجيح دهند. دليل دوم ترس بود كه عبارت (إِذا فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ ) در آيه 77، نشان مي دهد منافقان بسيار ترسو هستند ولي معلوم است افراد مؤمنى كه در راه تقوا قرار دارند (لِمَنِ اتَّقى)، راهى به جز ترس از خدا ندارند، اينان ديگر نمى‏توانند و معقول نيست كه از ظلم خدا بترسند و به خاطر همين ترس، دنياى خود را محكم بچسبند چون ايمان دارند كه خدا ظالم نيست، بلكه بايد از كفر و بى‏تقوايى خود بترسند.
علت ديگر سستي منافقان از جهاد در راه خداوند، ترس آنها از مرگ مي باشد. قسمت ابتدايي آيه 78 ( أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَة) ضمن بيان قانون تكويني مهم، ترس آنها را بي مورد مي داند. مرگ انسان كه فرا رسيد، هر جا كه بود او را فرا مي گيرد هرچند در قصر هاي محكم باشد. جالب توجه اينكه در آيات متعددى از قرآن مجيد همانند (وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِين)167‏و (حَتَّى أَتانَا الْيَقِينُ)168، از مرگ تعبير به”يقين” شده است، اشاره به اينكه هر قوم و جمعيتى، هر عقيده‏اى داشته باشند و هر چيز را بتوانند انكار كنند، اين واقعيت را نمى‏توانند منكر شوند كه زندگى بالآخره پايانى دارد.169
در اين آيه (قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاقِيكُمْ: بگو مرگى كه از آن فرار مى‏كنيد بالآخره به شما مى‏رسد)170 نيز اين حقيقت به صورت آشكارترى بيان شده است. اصولا مرگ يك واقعيت بزرگ است و بايد براى استقبال از مرگ توام با افتخار آماده شد.
2-2-8- نحوه اتصال خط مخالفان حق و خط جهاد باخط توحيد و خط نبوت و خط قوانين تكويني
قسمت دوم آيه 78 (وَ إِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِكَ قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَما لِهؤُلاءِ الْقَوْمِ لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثاً) و آيه 79 (ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ وَ أَرْسَلْناكَ لِلنَّاسِ رَسُولاً وَ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِيداً) ضمن بيان عقيده هاي باطل منافقان در مورد علل پيروزي و شكست در جنگ ها، قانون تكويني مهمي را ذكر مي كند.
روش منافقان اين است كه هر گاه به پيروزى برسند و نيكيها و حسناتى به دست آورند مى‏گويند از طرف خدا است، يعنى ما شايسته آن بوده‏ايم كه خدا چنين مواهبى را به ما داده (وَ إِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ)، ولى هنگامى كه شكستى دامنگير آنها شود و يا در ميدان جنگ آسيبى ببينند مى‏گويند؛ اينها بر اثر سوء تدبير پيامبر6و عدم كفايت ايشان بوده است ( وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِكَ ).
در پايان آيه 78خداوند در جواب آنها قانون مهمي را ذكر كرده كه همه آنچه به شما مي رسد از طرف خداوند است (قُل كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ). آيه 79 (ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ وَ أَرْسَلْناكَ لِلنَّاسِ رَسُولاً وَ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِيداً ) وجهي ديگر از اين قانون را ياد آور مي شود كه ديگر انتساب حوادث به رسول6 جايي در ذهن كسي نداشته باشد.
وظيفه رسول6ابلاغ دستورات الهي (وَ أَرْسَلْناكَ لِلنَّاسِ رَسُولاً) (79)و ظيفه مردم اطاعت محض از اين دستورات است (مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ وَ مَنْ تَوَلَّى فَما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً) (80). عدم پيروي و اطاعت، در جنگ منجرب به شكست و در طي مراحل ايماني نيز سقوط فرد از ايمان و پيوستن به كافران را در پي دارد.
دقت در عبارت آيه 80 ( مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ) دليل روشن بر حجيت سنت پيامبر6و قبول احاديث او مى‏باشد، بنا بر اين كسى نمى‏تواند بگويد قرآن را قبول دارم ولى حديث و سنت پيغمبر6را قبول ندارم، زيرا آيه فوق صريحا اطاعت از حديث و سنت پيامبر6را، اطاعت فرمان خدا دانسته است.
با توجه به عبارت آيه 59 (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ) و هنگامى كه مى‏بينيم پيامبر6طبق حديث ثقلين كه در منابع معروف اسلامى اعم از منابع اهل تسنن و شيعه آمده است، صريحا احاديث اهل بيت 7 را سند و حجت شمرده است، استفاده مى‏كنيم كه اطاعت از فرمان اهل بيت7 نيز از اطاعت فرمان خدا جدا نيست، و كسى نمى‏تواند بگويد من قرآن را مى‏پذيرم ولى احاديث اهل بيت7را نمى‏پذيرم، زيرا اين سخن بر ضد آيه فوق و آيات مشابه آن است.171
آيه 80 (أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً) به اعجاز قرآن كه بر رسول6نازل شده اشاره مي كند و در تكميل آيه 79 (وَ أَرْسَلْناكَ لِلنَّاسِ رَسُولاً) ذكر شده است.172
آيه 80 ملامت مي كند كساني را كه در رسالت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های حکمت خداوند Next Entries پایان نامه با کلید واژه های منافقين، اينكه، مؤمنين، سَبِيلِ