پایان نامه با کلید واژه های تحلیل پوششی داده ها، تحلیل پوششی، کارایی نسبی، تابع تولید

دانلود پایان نامه ارشد

فت روند دهنده نشان
MPI_0^(t+1) =1نشان دهنده ثبات در بهره وری
MPI_0^(t+1) <1نشان دهنده روند کاهش بهره وری است MPI را می توان به ضرب TEC و TC با فرض VRS متمایز نمود. TEC نیز که به عنوان تاثیر catch-up شناخته شده است؛ به درجه پیشرفت یا کاهش TE از یک DMU اشاره دارد. Tc نیز به عنوان تاثیرات مرزی تغییر یا تاثیر نوآورانه شناخته شده است؛ تغییر در سرحد اثربخشی دو دوره زمانی را منعکس مینماید. دو شاخص را می توان به صورت زیر تعریف نمود:
که
TC =[(D_0^t ((x^(t+1), y^(t+1)│CRS))/(D_0^(t+1) (x^(t+1),y^(t+1)│CRS) ) × (D_0^t (x^t,y^t│CRS))/(D_0^(t+1) (x^t,y^t│CRS) )]^(1⁄2)
در معادله بالا
TC >1 TCدر پیشرفت دهنده نشان
TC =1 TC در تغییر عدم
TC <1 دارد کاهش TCدر کاهش بر بعلاوه
TEC = (D_0^(t+1) (x^(t+1),y^(t+1)│CRS))/(D_0^t (x^t,y^t│CRS) )
بنابراین:
TEC>1 بر پیشرفت در TE اشاره دارد
TEC=1 بر عدم تغییر در TE اشاره دارد؛ و
TEC<1 بر کاهش درTE اشاره دارد.
در عین حال، TEC را می توان به PTEC و SEC تجزیه نمود که به صورت زیر تعریف می شود:

TEC = PTEC × SEC
که
PTEC = (D_0^(t+1) (x^(t+1),y^(t+1)│VRS))/(D_0^t (x^t,y^t│VRS) )

SEC = ((D_0^(t+1) (x^(t+1),y^(t+1)│CRS))⁄(D_0^(t+1) (x^(t+1),y^(t+1)│VRS) ))/((D_0^t (x^t,y^t│CRS))⁄(D_0^t (x^t,y^t│VRS) ))

در معادله بالا
TC>1بر پیشرفت در TC
TC=1 بر ثبات در TC ؛ و
TC<1 بر کاهش در TC اشاره دارد.
هنگامی که SEC>1 ، می شود یعنی در مقایسه با دوره t، دوره t+1 به بازده به مقیاس ثابت نزدیک تر است؛ یعنی DMU به مقیاس تولید بهینه نزدیک تر است.
به هنگامی که SEC<1 می شود یعنی دوره t+1 در مقایسه با دوره t، از بازده به مقیاس ثابت دورتر است؛ یعنی DMU از مقیاس تولید بهینه دورتر است.(Shyu,and Chiang, 2012)
6-1 موانع و محدودیت های تحقیق
نبود پژوهش کافی در ایران در این حوزه از لحاظ روش مورد نظر.
مشکلات در دسترسی به اطلاعات مورد نیاز.
7-1 داده ها و متغیرها
با توجه به ادبيات پژوهش و تحقیقات انجام شده و مصاحبه هايي كه در طی انجام پژوهش با خبرگان بانكداري انجام شد متغیر های ورودی و خروجی را از جدول1-1 استخراج می کنیم.
جدول 1-1 شاخص های ورودی و خروجی عملکرد بانک
منبع
شاخص های مورد استفاده
Sigbjorn and Al te(2002)
وروديها: مدت زمان نگهداري سپردهها، تقاضاي كلي سپردهها، سرمايه، پرسنل
خروجيها: ميزان سرمايه گذاري، وام مسكن، وامهاي صنايع و تجاری، وام هاي ديگر
Rolf Fare, Daniel Primont(2002)
ورودیها: ميزان و اندازه گيري ساعتهاي كاري پرسنل، هزينه ها، نصب و راه اندازي واحدها، تعداد ترمينال ها، مساحت شعبه
خروجيها: تعداد حسابهاي پس انداز، تعداد حسابهاي جاري، تعداد حسابهاي پرسنلي
Ferrier G. Knox Lovell C. A(1990)
وروديها: تعداد كارمند، هزينه هاي شغلي و تجهيزاتي، هزينه هاي مواد اوليه(منابع)
خروجي ها: تعداد سپرد ه هاي درخواستي(حسابهاي بلندمدت) ، تعداد سپرد ه هاي كوتاه مدت درخواستي، تعداد وامهاي مسكن، تعداد وامهاي مربوط به اقساط، تعداد وامهاي تجاري
Oral M. ve, O.R, Yolalan(1990)
الف) از بعد ميزان سوددهي
وروديها: هزينه هاي پرسنلي، هزينه اداري، استهلاك، هزينه سپرده ها، مجموعه هزينه هاي اداري و استهلاك
خروجي ها: سود به دست آمده از وام، درآمد غير از سود وام، جمع دو مورد قبلي
ب) از بعد رضايت سرويس: تعداد پرسنل، تعداد شبكه هاي كامپيوتري متصل، تعداد حساب پس انداز، تعداد كل حسابها
خروجيها: زمان كل سرويس، زمان انجام اعتبارات، زمان دريافت سپرده، زمان سپرده هاي ارزي
Sherman David H, George Ladino(1995)
وروديها: خدمات مشتري، خدمات فروش، پرسنل تمام وقت ، هزينه ها(به غير از پرسنل و اجاره)، فضاي چهار طرف (پا گرد) شعبه
خروجي ها: سپرده وصولات و چك پولها، چكهاي بانكي، چك مسافرتي، سندهاي قرضه فروخته شده مانده سپردههاي شعب، وامها- حسابهاي جديد، مدت دار، پس انداز دفترچه هاي سپرده
Avkiran NK(1995)
وروديها: تعداد كاركنان معادل تمام وقت، رفتار كاركنان، متوسط درآمد خانوار، تعداد صنايع كوچك وحضور رقبا
خروجي ها: تعداد كل حسابهاي سپرده جديد، تعداد كل حسابهاي وامي جديد، تعدادكل ارجاعات جديدمراكز سرمايه گذاري، درآمد حق الزحمه
Saha Asish, T.S Ravisankar(2000)
وروديها :هزينه بهره، هزينه منقول، هزينه هاي غير منقول، داراييهاي ثابت،
خروجي ها: حساب سپرده ها اعتبارات(وامها)، سرمايه گذاريها، درآمد بدون بهره، سود ناخالص، درآمد كل
Fukuyama H; Weber W.L(2002)
وروديها: تعداد كاركنان، سرمايه، سپرده ها
خروجيها: وامهاي اعطايي، ساير سرمايه گذاري ها
Hasan A, Siren K(2003)
وروديها: تعداد كاركنان، داراييهاي ثابت، منافع قابل استفاده براي وام دهي
خروجيها: وامهاي كوتاه مدت، وام هاي بلند مدت، ساير داراييهاي مولد،
Shyu, Chiang, )2012(
ورودیها: تعداد کارکنان عملیاتی، تعداد کارکنان کسب و کار،کرایه اداره شعبه، و هزینه های عملکردی
خروجیها: درآمد دستمزد خالص و درآمد افزایشی بهره خالص

8-1-1نقشه راه
مراحل کلی انجام تحقیق در شکل 1-1 نشان داده شده است

شکل 1-1 نقشه راه
9-1 شرح واژه ها و اصطلاحات تحقیق
کارائی:
تعریف نظری: تعاریف متعددی برای کارائی ارائه شده است که در این جا به تعریف فارل که تعریف مقدماتی کارائی در راستای توسعه مدل تحلیل پوششی داده ها بوده اشاره می شود. فارل کارائی را به صورت نسبت مجموع موزون خروجی های بدست آمده تقسیم بر مجموع موزون ورودی های مصرف شده برای تولید این خروجی ها تعریف کرده است(Farrel, 1957).
تعریف عملیاتی: میزان کارائی برابر است با عملکرد واقعی تقسیم بر عملکرد ایده آل(اخوان، 1384، ص 56).
مرز:
تعریف نظری: نشان دهنده ارتباط محصول و عامل تولید است( امامی میبدی، 1379، ص36).
تعریف عملیاتی: مرز معمولآ در سنجش کارایی شعب به صورت تابع بیان می گردد لذا این تابع حداکثر تولید قابل حصول از عامل تولید را در حالات مختلف نشان میدهد(امامی میبدی، 1384، ص36 ).
روش تحلیل پوششی داده ها
یکی از ابزارهای مناسب و کارآمد در زمینه ارزیابی کارایی و عملکرد، تحلیل پوششی داده ها می باشد که به عنوان یک روش غیر پارامتری به منظور محاسبه کارایی واحدها استفاده می شود. امروزه استفاده از تکنیک تحلیل پوششی داده ها با سرعت زیادی در حال گسترش بوده و در ارزیابی سازمان ها و صنایع مختلف مانند صنعت بانکداری، بیمارستانها، مراکز آموزشی و… استفاده می شود.
واحد های تصمیم گیرنده(DMU):
تعریف نظری: واحد تصمیم گیرنده عبارتنداز یک واحد سازمانی با یک سازمان مجزا که یک فردی با نام رئیس یا مرئوس آن را اداره میکند(آذر و غلامرضایی، 1385، ص 95).
تعریف عملیاتی: واحد تصمیم گیرنده واحدی است که با دریافت ورودی X و خروجی Y را تولید می کند. ورودی و خروجی واحدهای تصمیم گیرنده یا به صورت تک مولفه و یا به صورت بردار در نظر گرفته می شود،که در این تحقیق بانک واحد تصمیم گیرنده می شود. به عنوان مثال ورودی واحد J با بردار(〖(X〗_(1j, ) X_2j, . . . X_mjنشان داده می شود.

فصل دوم

مبانی نظری و پیشینه تحقیق

1-2- مقدمه
بطور کلی بحث ارزیابی عملکرد تمامی سطوح و جنبه های سازمان، یکی از مباحث مهم و عمده در مدیریت می باشد. هر مدیری نیاز دارد که اطلاعاتی درباره نحوه عملکرد سازمان خود بداند. ارزیابی عملکرد، مدیر را قادر می سازد که بتواند با توجه به عملکرد واحدهای خود و رقبا نسبت به اتخاذ استراتژی بر اساس نقاط قوت و ضعف سازمان اقدام نماید. کارایی، اثربخشی و بهره وری از جمله معیارهایی هستند که نحوه عملکرد و فعالیت یک سازمان را نشان می دهند(عیسی خانی، 1381).
ارزیابی عملکرد در سازمان ها و شرکتهای مختلف را می توان به ستون فقرات انسان تشبیه کرد. دقیقآ مانند عملکرد ستون فقرات در بدن انسان، سیستم ارزیابی عملکرد، اطلاعات را به مرکز تصمیم گیری و عمل در مغز سازمان فرستاده و تصمیمات اتخاذ شده را از آن جا به تمام بدن می فرستد و از این رو بخش حیاتی هر سازمان محسوب می شود. ستون فقرات سالم که وظیفه خود را دقیق انجام دهد، این امکان را به مغز می دهد تا با تمام ورودی های حساس که در دسترس است دائمآ در تماس باشد. سازمان ها هم دقیقآ همین حالت را دارند.
در یک سازمان هر فرد برای پیشرفت و نیل به اهداف تعیین شده شغلی، نیاز به آگاهی از موقعیت خود دارد، این آگاهی موجب می شود که او از نقاط قوت و ضعف عملکرد خود مطلع گردد و تمهیدات لازم را برای اثربخشی بیشتر کوشش هایش به کار برد. این سازمان توسط افرادی به نام مدیران اداره و هدایت می شوند. قبل از هرکس، خود اداره کنندگان نیاز به آگاهی از موقعیت خود دارند. این آگاهی از طریق نظام ارزیابی عملکرد صورت می گیرد. ارزیابی ابزاری است به سازمان ها و مدیران و کارکنان در تامین این نیازها کمک می کند. اگر این ابزار به خوبی طراحی و به نحو صحیح مورد استفاده قرار گیرد، وسیله مناسبی برای تشویق آموزش و بهسازی خواهد بود.
در عصر کنونی تحولات شگرف دانش مدیریت، وجود نظام ارزشیابی را اجتناب پذیر نموده است، بگونه ای که فقدان نظام ارزیابی در ابعاد مختلف سازمان ر به عنوان یکی از علائم بیماری های سازمان قلمداد می نمایند. هر سازمان به منظور آگاهی از میزان مطلوبیت و مرغوبیت فعالیت های خود بالاخص در محیط های پیچیده و پویا نیاز مبرم به نظام ارزیابی دارد.
از سوی دیگر یکی از مهمترین دلایل عدم موفقیت برنامه های ارزیابی، به روش های اندازه گیری و سنجش و ارزیابی و استفاده از شیوه های ذهنی ارزیابی کنندگان برمی گردد. این امر تحت تاثیر جهت گیری های یک جانبه گرایشات نظری دخیل در طراحی نظام ارزیابی عملکرد بوده است. فنون ریاضی روش هایی هستند که اثرات ذهنی را کاسته و به شیوه های عینی متوسل می شوند و در اندازه گیری و سنجش، توانایی تجمیع گرایشات مختلف نظری را دارند. تحلیل پوششی داده ها یکی از فنون ریاضی ارزیابی عملکرد است.
در حقیقت ارزیابی عملکرد به مجموعه اقدامات و فعالیت هایی اطلاق می گردد که به منظور افزایش سطح استفاده بهینه از امکانات و منابع در جهت دستیابی به هدف ها و شیوه های اقتصادی توام با کارایی و اثربخشی صورت می گیرد.

2-2ویژگی های یک نظام ارزیابی عملکرد
شرایط زیر اساسی ترین خواص یک نظام ارزیابی کاربردی و موثر است:
نظام ارزیابی باید جامع بوده و تمام شرایط و جوانب فعالیت های واحدها را مدنظر قرار دهد. جامعیت سیسیتم، نتایج حاصل از سنجش را قابل استناد می سازد و به مدیران امکان می دهد با اطمینان کامل نتایج بررسی ها را در تصمیم گیری ها مد نظر قرار دهند.
در تدوین نظام تا جایی که خللی به جامعیت آن وارد نباشد می بایست از پیچیدگی آن جلوگیری شود. تداوم سنجش در گرو ساده و کاربردی بودن سیستم است در غیر این صورت نظام ارزیابی در کوتاه مدت کنار گذارده شده و غیر قابل مصرف می شود.
چنین نظامی با اطلاعات مهمی که درباره کیفیت عملکرد و تخصیص منابع و واحدها در اختیار مدیران می گذارد، پشتیبانی قوی برای تصمیم گیری های مهم مدیریتی در تخصیص سرمایه، ترکیب نیروی انسانی، تغییر روشها و سازماندهی نهادهاست(Charnes et al, 1978).
3-2 روش های موجود ارزیابی کارایی شعب بانک
درجه بندی شعب که هم اکنون در سطح بانک ها به صورت دوره ای انجام می شود یکی از شیوه های متداول سنجش و طبقه بندی واحدها است که با توجه به نقایص متعدد نمی تواند به طور کامل جایگزین یک سیستم ارزیابی عملکرد گشته و پاسخگوی قابلیت های مورد انتظار از یک نظام سنجش جامع و اصولی باشد. دلیل این امر در سه بخش کلی قابل بررسی است:
به طور کلی، درجه بندی شعب صرف نظر از شیوه اجرا، صرفآ بر پایه ستاده های شعب انجام می شود و منابع مورد استفاده شعبه اعم از پرسنل، ساختمان، اثاثیه و ملزومات و غیره، تاثیری در درجه آن نخواهد داشت، درنتیجه اتلاف منابع از نظر دور می ماند و درجه بندی گرچه در جای خود کاربردهایی داشته، اطلاعات ارزشمندی در اختیار سازمان قرار می دهد، لکن در خصوص شیوه تخصیص منابع و تشخیص ناکارایی ها کمک شایانی به مدیران و کارشناسان نمی کند و نمی تواند به عنوان یک نظام ارزیابی عملکرد نقش راهبردی مجموعه به سمت کارایی و تخصیص بهینه منابع را ایفا نماید.
شیوه های متداول درجه بندی بانک ها عمدتآ شیوه های تجربی بوده و از یک چارچوب علمی برخوردار نیستند. در روش های معمول برای بدست آوردن امتیاز شعب، فاکتورهای تعریف شده، مربوط به فعالیت های متنوع بانکی به شکل های مختلف با در نظر گرفتن ضرایبی ترکیب می شود. ضرایب پارامترها عمومآ با توجه به سودآوری یا نقش مدیران شعب در افزایش(کنترل) آنها در مقایسه با سایر پارامترها تعیین می شود و در شیوه های معمول دقت ضرایب تعیین شده چندان قابل دفاع نیست. شیوه ترکیب شاخص های این ضرایب و نحوه تجزیه و تحلیل نتایج بدست آمده همگی تجربی و بر پایه شناخت اطلاعات کارشناسان بانک ها هستند، دانش کارشناسان گرچه بسیار ارزشمند است لکن در فرایند ارزیابی، چنانچه تولید اطلاعات در یک چهارچوب علمی و تحلیل آنها بر پایه دانش کارشناسان صورت پذیرد، ثمربخش تر خواهد بود.
اساس درجه بندی مقایسه دستاورد حاصل از فعالیت بانکی شعب با یکدیگر است و با توجه به تنوع فعالیت های بانکی و عدم امکان مقایسه چند نوع ستاده به طور همزمان در روش های ترکیبی فعلی امر ترکیب پارامترهای مشخص قابل مقایسه، امری اجتناب ناپذیر است. این شیوه موجب می شود که حدود اختیار شعب در هر یک از پارامترها دارای سقف بوده و چنانچه شعبه ای به اقتضای موقعیت منطقه ای خود امکان فعالیت در زمینه خاصی را نداشته باشد با تلاش بیشتر در بخشی دیگر نمی تواند کاستی خود را در این زمینه جبران نماید. به عنوان مثال، چنانچه شعبه ای در منطقه ای واقع شده باشد که ظرفیت پایینی برای جذب تسهیلات داشته باشد در این صورت شعبه با فعالیت بیشتر در امر جذب سپرده نمی تواند کاستی خود را در بخش تسهیلات را که صرفآ به دلیل موقعیت مکانی به آن دچار شده است جبران نماید این مدلهای غیر جبرانی، شعب را در استفاده بهینه از مزیت منطقه ای خود دچار بی انگیزگی می کنند (امامی میبدی، 1384).
4-2متدولوژی پایه
تنوع وظایف واحدهای سازمانی اعم از وظایف عمومی و اختصاصی به پیچیدگی ارزیابی آنها می افزاید و استفاده از ابزارهای کارآمد علمی را برای محقق ساختن یک ارزیابی واقعی از این سازمان ها اجتناب ناپذیر می کند. سالهاست که ارزیابی عملکرد جز اساسی ترین فعالیت های سازمان های مالی و تجاری قرار گرفته است. بر همین اساس بخش قابل توجهی از مطالعات نظری و علمی محققان علوم و صنایع به ایجاد و بهبود روشهای ارزیابی و عملکردی اختصاص یافته است. امروزه سازمان های تجاری و مالی دارای فرایندهای پیچیده ای هستند روش های سنتی ارزیابی عملکرد نه تنها راهنمایی برای بهبود کارایی و بهره وری ارائه نمی دهند، بلکه با محاسبه نتایج نادقیق مانعی برای افزایش بهره وری سازمان می شوند، بنابراین استفاده از روش های مناسب و به کارگیری مدل های پیشرفته علمی اولین گام در بهبود بهره وری سازمان است.
سالهاست که تعداد بسیاری از محققان در کشورهای مختلف(به ویژه کشورهای پیشرفته صنعتی) مطالعات خود را بر استفاده از تحلیل پوششی داده ها در ارزیابی شعب بانک اختصاص داده اند و بر اساس این نتایج نظام های ارزیابی بسیاری از بانک های معتبر دنیا بر پایه تحلیل پوشش داده ها طراحی شده است. تحلیل پوششی داده ها شاخه ای از تحقیق در عملیات است که به بررسی و ارزیابی کارایی واحدهای مشابه می پردازد. توان بالای تحلیل پوششی داده ها در ارزیابی کارایی و ویژگی های خاص این شاخه باعث شده است در بسیاری از حوزه های مختلف، از صنایع نفت و گاز تا بیمارستان ها و بانک ها مورد استفاده قرار گیرد. هر سال تعداد بسیاری مقاله علمی در این زمینه به انتشار می رسد و چندین هزار مرجع معتبر بین المللی پشتوانه علمی این شاخه را شکل می دهد. تحلیل پوششی داده ها در دو دهه اخیر رشد چشم گیری داشته است که در ادامه به بیان ساختار اساسی و ویژگی ها این روش پرداخته می شود(نادری، 1391).
5-2 مروری بر مبانی نظری سنجش کارائی
1-5-2 مفهوم بهره وری و کارائی:
عملکرد هر وسیله، فرد یا سازمان را از جهات متفاوتی می توان ارزیابی نمود. یک نوع روش ارزیابی عملکرد را با نام معیار سودمندی یا کارائی می نامند. در پی تکامل دانش بشری در مسائل اقتصادی، اصطلاحات کارائی، بهره وری نیز بتدریج از نظر شکل و محتوا توسعه یافته و پیوسته تعاریف جدیدتر و کاملتری برای آن ارائه شده است. شاید بطور رسمی و جدی نخستین بار لغت بهره وری در مقاله ای توسط فردی به نام کوئیزنی13در سال 1766 میلادی ارائه شده و بعد از گذشت بیش از یک قرن در سال 1883، فردی به نام لیتر بهره وری را به صورت ” قدرت و توانایی تولید کردن” تعریف نمود.
از اوایل قرن بیستم، این واژه مفهوم دقیق تری یافت. و به معنای رابطه ای بین محصول( ستاده) و عوامل بکار رفته برای تولید آن محصول معرفی شده که البته این تعریف توسط فردی به نام ارلی14 در سال 1900 ارائه گردید. در سال 1950، سازمان همکاری های اقتصادی اروپا تعریف کاملتری از بهره وری را بدین صورت ارائه نمود که” بهره وری خارج قسمت محصول به یکی از عوامل تولید است”. بدین ترتیب می توان از بهره وری سرمایه، بهره وری انرژی و بهره وری نیروی کار بسته به اینکه محصول در ارتباط با سرمایه، انرژی و بهرو وری نیروی کار مورد بررسی قرار گیرد، نام برد.
بعبارت دیگر بهره وری هر عامل تولید عبارت است از خارج قسمت محصول به آن عامل تولید، که تعریف بهره وری جزئی می باشد ( میبدی، 1384، ص25).
کارائی، احتمالآ با اتکا به مفهوم “کارائی کامل” در مهندسی مکانیک و تلفیق آن با مفاهیم عالی در مدیریت صورت گرفته است. برای داشتن کارائی کامل باید به ایده آل توجه داشت و با فرض اینکه ستاده ایده آل همواره بیشتر یا مساوی ستاده واقعی است، نسبت جدید کارائی بین صفر و یک به صورت زیر تعریف می شود:
E=عملکرد ایده ال/ عملکرد واقعی
بر این اساس مفهوم عملکرد ایده ال را می توان اینگونه بیان کرد که یک شرکت در محیط رقابتی همواره تلاش می کند مجموعه ای از ویژگی ها را کسب کند تا بهترین یا موفق ترین شرکت بین رقبا گردد (اخوان، 1384: ص56).
2-5-2 کارائی، اثربخشی و بهره وری
مفهوم کارائی معمولآ با واژه اثربخشی و بهره وری اشتباه می شود. کارائی نسبت بازده واقعی به دست آمده به بازدهی استاندارد و تعیین شده (مورد انتظار) است یا در واقع نسبت مقدار کاری که انجام می شود به مقداری کاری که باید انجام شود.
اثر بخشی عبارت از درجه و میزان رسیدن به اهداف تعیین شده است. به بیان دیگر اثربخشی نشان می دهد که تا چه میزان از تلاش های انجام شده نتایج مورد نظر را می دهد. در حالی که نحوه استفاده و بهره وری از منابع برای نیل به نتایج، مربوط به کارائی می شود. در واقع اثربخشی مرتبط با عملکرد و فراهم آمدن رضایت انسان از تلاش های انجام شده و کارائی مرتبط با بهره برداری صحیح از منابع است. ملاحظه می شود که کارائی جنبه کمی دارد ولی اثربخشی جنبه کیفی( ابطحی و کاظمی، 1375: ص 11-10).
باید توجه داشت که بهره وری موقعی حاصل می شود که اثربخشی و کارایی سازمان وجود داشته باشند. بدین ترتیب می توان گفت:
بهره وری= اثربخشی (اجرای کارهای درست) + کارائی (اجرای درست کارها).
3-5-2 رابطه بین اثربخشی و کارایی
کارایی منش برجسته ایست که افزون بر توانایی انجام کارهای عادی زندگی به گونه ای دلخواه، شامل نشان دادن هوشمندی، بهینه سازی، روشن بینی، اندیشه تیز و بکارگیری آن ها می باشد. در این صورت کارایی مفهوم اثربخشی را نیز در خود دارد.
پیتر دراکر نظریه پرداز بزرگ مدیریت در کتاب نوآوری و پیشگامی مینویسد: “تاکید بر کارایی بدون توجه ویژه به اثربخشی گمراه کننده وخطرناک می باشد. کارایی یعنی انجام کاراها بهتر از آنچه که هم اکنون در جریان است”.
کارایی نسبت به اثربخشی دامنه محدودتری دارد و در رابطه با کارهای درون سازمانی مورد استفاده قرار می گیرد. در حالی که اثربخشی مفهوم وسیع تری دارد و ممکن است شامل قلمرو انتخابی سازمان باشد که مشخص می کند سازمان تا چه حد رضایت گروه های ذینفع را برآورده ساخته و به چه خوبی به اهدافش می رسد. در حالی که کارایی به این موضوع برمی گردد که یک سازمان به چه خوبی داده ها را به ستاده ها تبدیل می کند.
کارایی و اثربخشی لزومآ همسو نیستند و در راستای هم حرکت نمی کنند. در برخی سازمان ها کارایی به اثربخشی منجر می شود و در برخی هم بین این دو رابطه ای وجود ندارد. ممکن است یک سازمانی از کارایی بالایی برخوردار باشد ولی نتواند به اهدافش برسد چرا که کالایی تولید می کند که متقاضی زیادی ندارد. همچنین سازمان ممکن است به هدف های سودآوری خود برسد ولی کارایی نداشته باشد.
پیتر دراکر معتقد است که عملکرد یک مدیر را باید با معیارهای اثربخشی و کارایی مورد ارزیابی قرار داد. وی از میان این دو شاخص اثربخشی را مهمتر بحساب می آورد. چرا که اگر اهداف، بدرستی انتخاب نشوند با هیچ میزانی از کارایی نمی توان آن را جبران کرد.
در مقوله کارایی بیشتر به هزینه، و در مقوله اثربخشی بیشتر به هدف توجه می شود.برای اینکه یک سازمان بتواند موفق گردد بايد هم داراي كارايي باشد و هم اثربخشي. بعبارت ديگر سازمان و مديريتي موفق است كه با استفاده از منابع و امكانات بتواند به اهداف مد نظرش دست يابد. جان كلام پيتر دروكر كه از تركيب تعاريف وي از كارايي و اثربخشي حاصل مي شود اينست: “كار درست را به درستي انجام دهيم “، و اين يعني عملكرد موفق(نخجیرکان،1388).
4-5-2 نکاتی درباره سنجش کارایی
عموما كارايي بصورت نسبت ستاده به داده تعريف مي شود. هنگامي كه يك فرآيند شامل يك داده و يك ستاده مي باشد، محاسبه كارايي ساده است. اما هنگامي كه بيش از يك داده و ستاده براي فرآيند وجود دارد (كه اغلب موراد همينگونه است)، نيازمند يك روش و متد براي تركيب اين داده ها و ستاده ها هستيم تا بتوانيم به يك معيار كارايي دست پيدا كنيم. در ارتباط با مساله سنجش كارايي سه مسئله وجود دارد. ازآنجا كه كارايي بصورت نسبت ستاده به داده تعريف مي شود. اين داده ها و ستاده ها بايد اندازه گيري شود.
بدليل اينكه كارايي به يك مرز اشاره دارد، پي بردن به تمام تركيب ستاده هايي كه مي توانند در يك سطح هزينه مشخص توليد شوند (يا يافتن تمام تركيب داده هايي كه سطح ستاده معيني را ارائه مي كنند) مشكل است. لذا نيازمند تكنيك هاي مدلسازي هستيم كه مرزكارايي يا بهترين عملكرد را نشان دهند.
چون داده ها و ستاده ها در مقياس هاي گوناگوني (ارزش پولي، وزني و ( … اندازه گيري مي شوند، نيازمند تكنيك هاي مدلسازي هستيم كه نسبت به اين مقياس هاي اندازه گيري حساس باشند. خوشبختانه مدل هاي تحليل پوششي داده ها و مرزهاي تصادفی تا حد بسيار زيادي مسائل فوق را حل كرده اند. بمنظور سنجش كارايي لازم است كه توليد( ستاده) واقعي سازمان يا واحد تصميم گيري با تعدادي از استانداردها يا الگوها مقايسه شود. اگر به آن سطح استاندارد دست يافته باشيم، مي گوئيم واحد يا سازمان كارا است.
تابع توليد معمولا بعنوان يك استاندارد و الگو (مبناي كارايي) عمل مي كند و حداكثر ستاده حاصل شده را به ازاء داده معين مشخص مي كند. يا بصورت مسئله ثانويه (دوگان) كه بصورت حداقل داده لازم (حداقل هزينه) براي توليد سطح معيني از ستاده تعريف مي شود. از ديدگاه ديگر يك ارتباط خارجي بين داده و ستاده وجود دارد كه باعث شد، محققين توجه خود را از “تابع تولید” به “مرز تولید” تغییر دهند(عیسی خانی، 1381).
5-5-2 دو منظر در اندازه گیری کارایی
فارل كارايي را با نگرش و تمركز بر داده )نگرش ورودي محور) اندازه گيري كرد. يعني به اين سوال پاسخ داد كه تا چه حد مي توان بطور مناسب مقادير ورودي را كاهش داد، بدون اينكه محصول توليد شده تغيير يابد. اما حالت ديگري نيز وجود دارد كه بر محصول تمركز مي كند (نگرش خروجي محور) و سوال مي شود تا چه حد مي توان خروجي نسبي محصول را افزايش داد بدون اينكه مقدار ورودي به كار رفته تغييركند.
6-5-2 انواع کارایی
كارايي مفهومي بسيار مهم ولي پيچيده است كه بيشتر از طرف سه حوزه مهندسان، مديران و اقتصاددانان مورد بررسي قرارگرفته است. اين اصطلاح ابتدا در حوزه مهندسي وترموديناميك مطرح شد اما بعدها وارد ساير حوزه ها گرديد. ويا نسبت ستاده به ظرفيت اسمي باشد .در حالي كه يك مدير مالي نسبت هزينه استاندارد به هزينه واقعي را جهت محاسبه كارايي به كار مي برد .اين در حالي است كه وقتي يك اقتصاددان به كارايي يك بنگاه اشاره مي كند عموما منظورخود را با تشكيل دو نسبت بيان مي كند: اولين نسبت توفيق بنگاه را در حصول يك حداكثر ستاده ممكن با يك مجموعه نهاده معين (حداقل نهاده با يك ستاده معين) بيان مي كند و يا اين نسبت را بهره وري يا كارايي فني مي نامد. براي اين منظور معمول است كه تنها ستاده ها و نهاده هايي را در اين كسر واردكنيم كه خاصيت فيزيكي داشته باشند. اما براي بحث در مورد نسبت دوم بايد به اين حقيقت توجه كرد كه حل مشكلات فني توليد براي يك بنگاه كافي نيست، بلكه بنگاه بايد به طرز مناسبي عملكرد خو د را با قيمتهاي بازار تطبيق دهد. در اين حالت نيز تعريف كارايي مشابه حالت قبل بوده با اين تفاوت كه اين بار مقدار ارزشي نهاده ها و ستاده ها باتوجه به قيمت بازاري آنها براي محاسبه كارايي مورد استفاده قرار مي گيرد .در كتابهاي مختلف براي كارايي تعاريف متفاو تي ارائه شده است. دراين جا كارايي يك واحد به صورت نسبت مجموع موزون ستاده ها به مجموع موزون نهاده ها تعريف مي گردد . لذا تعريف انواع كارايي به صورت زير خواهد بود.
الف) كارايي فني
كارايي فني در ارتباط با نهاده ها و ستاده هاي فيزيكي واحد مورد بررسي تعريف مي شود. مطابق تعریف نسبت ستاده حاصل از عملكرد هر واحد به نهاده استفاده شده (جهت توليد آن مقدار ستاده) كارايي فني گفته مي شود. يك بنگاه از نظر فني كارا گفته مي شود هرگاه از حداقل نهاده جهت توليد حداكثر ستاده استفاده كند و يا به عبارت ديگرعملكرد آن روي منحني مرزي واقع گردد. زير ا اين منحني بيانگر توانايي بنگاه دركسب حداكثر ستاده از يك مجموعه نهاده معين (حداقل نهاده جهت توليد يك ستاده معين مي باشد) يك بنگاه ناكارا است، اگر توليد در داخل منحني امكانات توليد انجام پذيرد. عبارت ناكارائي فني به اين دليل بكار برده مي شود تا با عوامل توليد مشخص، تمام دلايلي را كه عملكرد واقعي يك بنگاه را كمتر از ميزان قابل حصول نشان مي دهد، را در بر گيرد. اين عبارت همچنين با آنچه كه بعضي ازاقتصاددانان اتلاف منابع ناميده اند، مطابقت دارد. اتلاف منابع بدين معنا كه هدف توليد مي توانست با هزينه هاي كمتر ازآنچه كه صورت گرفته، حاصل شود. در يك بنگاه كاملاَ كارا، كارائي فني مساوي يك مي باشد و هر مشاهده با انداز ه كمتر از يك امكان بالقوه بهبود و افزايش كارائي را دارد. (میبدی 1390)
ب)كارايي تخصيصي
همانطور كه در بالا اشاره شد، تمام بنگاههايي كه عملكردشان روي منحني مرزي مي باشد از نظر فني كارا هستند، اما دراينجا اين موضوع در غياب قيمتها است و بحث هزينه تهيه نهاده ها ناديده گرفته شد. حال اگر هزينه ها نيز موردتوجه باشند، لازم است بحث قيمتها نيز وارد محاسبات كارايي شود. در اين حالت تنها بنگاههايي كه عملكردشان روي خط هزينه يكسان باشد، كارا هستند (میبدی 1390).
ج)كارايي اقتصادي
با توجه به توضيحات فوق تنها بنگاهي از نظر اقتصادي كاراست(به طور نسبي )كه هم از نظر قيمتي و هم از نظر فني در وضعيت بهينه باشد. روشهاي محاسبة انداز ه گيري كارايی براي تعيين ميزان عدم كارائي يك بنگاه، بايد از يك استانداردي بعنوان ملاك مقايسه استفاده نمود. به طور كلي امروزه براي ارزيابي كارايي دو روش پارامتري ( اقتصادسنجي) و ناپارامتري(برنامه ريزي خطي ) مورد استفاده قرارمي گيرند (میبدی 1390).
6-2 ارزیابی عملکرد
كيفيت و اثربخشي مديريت نظام اجرايي، عامل حياتي و مهم در تحقق برنامه هاي توسعه و رفاه ملت هاست. بالا بودن هزينه هاي سازماني و تامين اين هزينه ها از محل منابع معمولي كه روز به روز محدودتر مي شود و پايين بودن اثربخشي اين سازمان ها، دولت ها را به اين فكر انداخته است كه ميزان تحقق اهداف سازمان را مورد توجه قرار دهند. توجه به نتايج و تحقق اهداف، بهبود مستمر كيفيت خدمات و محصولاتي كه سازمان ها ارائه مي كنند و همچنين تامين رضايت شهروندان، توجه به مديريت و ارزيابي عملكرد آن را الزامي مي سازد. در مورد ارزيابي عملكرد تعاريف مختلفي وجود دارد كه در ادامه به برخي از آن ها اشاره شده است:
ارزيابي عملكرد فرآيندي است كه همه سازمان ها بايد آن را انجام دهند. آن ها ممكن است اين كار را بصورت كاملا سيستماتيك و يا بصورت خيلي سريع، خاص و ويژه انجام دهند. ولي به هر حال شركت ها براي بهبود، بايد ارزيابي عملكرد داشته باشند(پاركر، 2000).
فرآيند ارزيابي عملكرد، فرآيندي است كه به سازمان اين فرصت را مي دهد كه مشكلات را شناسايي كند و عمل صحيح را قبل از اينكه مشكلات بزرگ شوند انجام دهد)كوينگ، 2000).
ارزيابي عملكرد عبارتست از فرآيندي دائمي، كه طي آن ميزان تحقق اهداف اندازه گيري مي شود. در اين اندازه گيري كارايي و اثربخشي منابع مورد استفاده و فرآيندهاي انجام كار، كيفيت محصولات)خروجي فرآيندها) و اجراي برنامه ها مورد بررسي قرار مي گيرند(غلامي و نورعليزاده، 1382).
ارزيابي عملكرد فرآيندي است كه فعاليت هاي سازمان را بگونه اي اندازه گيري مي كند تا سازمان در سايه بهبود فعاليت ها، هزينه ها را كاهش داده و نحوه انجام عمليات در سازمان را بهبود بخشد، همچنين از ماموريت سازمان پشتيباني نمايد(شعري و جبل عاملي، 1384).
ارزيابي عملكرد عبارت است از ارزيابي ميزان موفقيت مستخدم در كارش، بويژه نوعي ارزيابي كه به عنوان بخشي از يك شيوه سازماني صورت مي گيرد. شيوه اي كه در آن ارزيابي بطور مستمر صورت مي گيرد، سوابق ارزيابي و نتايج نگهداري مي شوند و براي بهبود عملكرد اقدامي صورت مي گيرد. گاهي بطور خلاصه آن را ارزيابي مي گويند(صائبي،1371).
اندازه گيري عملكرد بعنوان فرآيند كمي سازي اثربخشي و كارايي تعريف مي گردد(اولياء، 1384).
چنانچه ملاحظه مي شود در تمامي تعاريف ارزيابي عملكرد به عنوان فعاليتي براي بهبود در نظر گرفته شده و اين ارزيابي نه تنها در سطح كاركنان بلكه در كل سازمان انجام خواهد شد .ارزيابي عملكرد تا آنجا اهميت دارد كه كانجي(2000) اولين شرط ترقي و پيشرفت و نهايتا دستيابي به برتري كار را توسعه و تكميل سيستمي براي سنجش عملكرد مي داند.
1-6-2 سابقه ارزیابی عملکرد
سابقه ارزيابي عملكرد به گذشته بسيار دور برمي گردد. مطالعات نشان مي دهد كه همواره در شكل گيري اجتماعات بشري تحت عنوان قبايل، پديده تقسيم كار در بين اعضاي قبيله و نيز ارزيابي عملكرد بصورت ابتدايي موجود بوده است، به گونهاي كه افراد، موفق به دريافت پاداش و احتمالاَ ترفيع مقام نائل مي شدند. نظام ارزيابي عملكرد بصورت رسمي، در سطح فردي و سازماني از سال 1800 ميلادي توسط رابرت اون در اسكاتلند در صنعت نساجي براي اولين بار مطرح گرديد. بطوريكه كالاهاي توليد شده با استفاده از چوب هايی در رنگ هاي مختلف درجه بندي شدند كه اين كار در واقع نوعي ارزيابي از كيفيت ستاده سازمان بوده است. با رسميت يافتن نظام ارزيابي عملكرد، تا به امروز تغييرات بسياري در اين نظام صورت پذيرفته است. بطوري كه مي توان نظام ارزيابي را در طول سير تاريخي آن به دو صورت سنتي و مدرن مشاهده نمود.
سابقاَ ارزيابي عملكرد بر روي مقياس هاي مالي مانند بازگشت سرمايه، فروش، سود، بدهي، و درآمد حاصل از سرمايه متمركز بود. مقياس هاي سنتي (مالي) بطور كامل با صلاحيت ها و مهارت هاي شركت هايي كه مجبور به روبرويي با محيط كار امروزي هستند، همخواني ندارد. بنابراين مقياس هاي مالي داراي يك كانون نگرش كهنه و قديمي مي باشند. به علاوه اين مقياس هاي سنتي، تمايل به تمركز روي شخص يا عملكرد دارند، نه به فرآيندهايي كه در مركز مديريت قرار دارند. علاوه براين معيارهاي سنتي عملكرد به واسطه كمبود مركز و كانون استراتژي، ديد كوتاه مدتي را فراهم مي آورند، آن ها نظارتي يك طرفه دارند. به اين معني كه آن ها افراد را بيشتر نگران مي كنند تا اينكه عملكردشان را بهبود بخشند.
به اين ترتيب انتقادهاي زيادي بر سيستم هاي سنتي ارزيابي عملكرد وارد شد كه در نتيجه منجر به ايجاد سيستم هاي نوين در ارزيابي عملكرد گرديد. اين سيستم هاي نوين مانند ارزيابي متوازن، روش بالدريج، مدل تعالي عملكرد، تكنيك تحليل پوششي داده ها و … نقاط ضعف سيستمهاي سنتي را برطرف می کنند. در جدول 1-2 تفاوت عمده سيستم هاي ارزيابي عملكرد سنتي و نوين از ديد محققان مختلف آورده شده است.
2-6-2- اهداف ارزیابی عملکرد
تقريبا هر سازماني داراي يك سيستم ارزيابي عملكرد است كه از آن انتظار مي رود اهداف مهم را در زمينه مديريت سرمايه انساني برآورده سازد.
جدول1-2 مقایسه ارزیابی عملکرد سنتی و نوین
سیستم های سنتی ارزیابی عملکرد
سیستم های نوین ارزیابی عملکرد
تاكيد بر ارزيابي بعد مالي سازمان
تاكيد بر ارزيابي ابعاد مختلف سازمان
عدم برقراري ارتباط بين عملكرد و فرآيند
توجه به فرآيندها به عنوان عامل تاثيرگذار بر فرآيند
عدم تميز كنترل در برابر بهبود
تفاوت قائل شدن بين كنترل و بهبود
شاخص هاي گذشته نگر
شاخص هاي گذشته نگر و آينده نگر
خروجي نظام: كنترل عملكرد
خروجي نظام: توسعه و بهبود عملكرد
ايجاد جو بي اعتمادي
ايجاد جو اعتماد و همكاري
سبك دستوري
سبك مصاحبه و گفتگو
كاهش روحيه خلاقيت و نوآوري
ايجاد و ترويج روحيه خلاقيت و نوآوري
فقط بر نتايج تاكيد مي شود
بر نتايج و بر شيوه رسيدن به نتايج تاكيد مي شود
رويدادگرا
راهبردگرا
ديد كوتاه مدت
ديد بلند مدت

اهداف مزبور غالبا عبارتند از: برانگيختن افراد در جهت عملكرد مطلوب، كمك به افراد در جهت گسترش مهارت هايشان، تعيين اينكه چه كسي مستحق ارتقا مي باشد، تصميم گيري درباره افرادي كه عملكرد ضعيفي دارند و كمك به اجراي استراتژي هاي كسب و كار. شكي نيست كه سيستم ارزيابي عملكردي كه بتواند به اين اهداف جامه عمل بپوشاند، مي تواند كمك مهمي به اثربخشي سازمان نمايد. برخي از اهداف ارزيابي عملكرد عبارتند از: هم جهت سازي راهبردها و فعاليت ها، كنترل عمليات، مديريت تعامل با ذينفعان، آگاهي از دلايل ارتقا يا نزول كيفيت، انگيزش و پاداش دهي كاركنان(نخجیرکان، 1388).
3-6-2 علل مختلف ارزیابی عملکرد
براي ارزيابي عملكرد علل مختلفي بيان شده است. پاركر(2000) علل ارزيابي عملكرد را به شكل زير بيان مي دارد:
شناسايي موقعيت
ارزيابي عملكرد مشخص مي كند كه مشكل در كجاها وجود دارد و كجاها نياز به بهبود دارد
ارزيابي عملكرد به سازمان كمك مي كند تا فرآيندهايش را به خوبي بشناسد و به اين شناخت برسد كه چه چيزي را مي داند و چه چيزي را نمي داند
اطمينان از اينكه تصميمات مبتني بر واقعيت هستند نه مفروضات و حدسيات
هالمچي(2000) نيز يك ليست كامل از علل انجام ارزيابي عملكرد بيان كرده است:
عدم ارزيابي كار موجب عدم فهم كار مي شود
عدم فهم كار موجب مي شود كه نتوان كار را كنترل كرد
در صورتي كه نتوان كار را كنترل كرد، نمي توان آن را بهبود بخشيد
عدم اندازه گيري نتايج موجب مي شود كه نتوان موفقيت را از شكست تشخيص داد
عدم شناخت موفقيت منجر به عدم ارائه پاداش مي شود
ارائه نكردن پاداش موجب مي شود كه سازمان در امر پاداش دهي با شكست مواجه شود
عدم شناخت موفقيت موجب مي شود كه نتوان از آن پشتيباني كرد و آن را ادامه داد
عدم شناسايي موفقيت يا شكست موجب عدم يادگيري است
عدم تشخيص شكست موجب تكرار خطا و هدر رفتن منابع است
عدم ارتباط نتايج با منابع مصرف شده، موجب عدم فهم هزينه هاي واقعي است
عدم شناخت هزينه هاي واقعي موجب مي شود كه نتوان در مورد منابع آن هزينه تصميم گيري كرد
مشخص نكردن كل هزينه ها، موجب مي شود كه نتوان از پول بهترين ارزش افزوده را دريافت كرد
روشن نكردن كامل نتايج، توانايي مديران را در گفتگو و به اثبات رساندن سازمان در نظر ذينفعان و مشتريان تحليل مي برد و در نتيجه سازمان از طرف عموم حمايت نمي شود.
7-2 روشهای مختلف اندازه گیری کارایی
برای تعیین میزان عدم کارایی یک بنگاه، باید از یک استانداردی بعنوان ملاک مقایسه استفاده نمود. به طور کلی امروزه برای ارزیابی کارایی دو روش پارامتری (اقتصاد سنجی) و ناپارامتری (برنامه ریزی خطی) مورد استفاده قرار می گیرند (امامی میبدی 1390).
1-7-2 روش پارامتری
در روشهای پارامتری مرز کارا با استفاده از مفهوم تابع تولید بدست آورده می شود. تابع تولید تابعی است که بیشترین خروجی ممکن را از ترکیب ورودی ها فراهم می کند، بنابراین اگر مقدار خروجی را با Q و ورودی را با x_1,x_2,…x_m نشان دهیم تابع تولید را می توان به صورت زیر در نظر گرفت:
Q=f(x_1,x_2,…,x_m )
در تابع تولید فرض بر این است که از ورودی ها به طور کامل استفاده می شود، به عبارت دیگر Q حداکثر خروجی است که می توان با استفاده از ترکیب عوامل x_1,x_2,…x_m تولید نمود(شایان، 1388).
در این روش، ابتدا یک شکل خاص برای تابع تولید در نظر گرفته می شود و سپس با یکی از روش های برآورد توابع که در آمار و اقتصاد سنجی مرسوم است، ضرایب مجهول(پارامترهای) این تابع برآورد می شوند. چون در این روش ها پارامتر یا پارامترهایی از تابع برآورد می شوند، به آنها روش های پارامتری می گویند. در این روش عملکرد هر واحد نسبت به یک معادله رگرسیون بهینه شده مشخص می شود. از مهمترین روش های پارامتری می توان به روش های ذیل اشاره نمود:
روش تولید تابع مرزی قطعی
روش تولید تابع مرزی قطعی آماری
روش تولید تابع مرزی تصادفی (احمد پور، 1385).
2-7-2 روش های ناپارامتری
دسته دوم یا روش های ناپارامتری نیازی به برآورد تابع تولید ندارد در این رویکرد عملکرد یک بنگاه یا واحد تصمیم گیرنده را با بهترین عملکرد بالفعل بنگاه های داخل آن صنعت بررسی می کند. فارل برای نخستین بار روش های غیر پارامتری را مطرح کرد و با استفاده از خروجی و ورودی ها برازش داد که حاصل برازش فوق یک تابع شکسته خطی به وجود آورد. مقاله فارل اساس کار تحقیقات بعدی در سال 1978 و ارائه مدل تحلیل پوششی داده ها شد. محققان در سالهای بعد تحلیل اولیه فارل را که در حالت تک خروجی – چند ورودی مطرح شده بود به حالت چند ورودی و چند خروجی تعمیم دادند. برای تشخیص کارایی یک واحد خاص باید حد استانداردی وجود داشته باشد که این امر مستلزم در نظر گرفتن واحد هایی با ویژگی مشابه است.
مهمترین روش های ناپارامتری عبارتند از:
روش تحلیل پوششی داده ها
روش تحلیل مولفه های اصلی
روش تاکسونومی عددی
3-7-2 روش تابع مرزی تصادفی(SFA)
روش تحلیل مرزی تصادفی(SFA) و روش تحلیل پوششی داده ها(DEA)، دو روش متفاوت برای بدست آوردن منحنی هم مقداری تولید و یا توابع مرزی مورد نیاز در اندازه گیری کارایی می باشند. روش تحلیل پوششی داده ها از برنامه ریزی خطی استفاده می کند در حالی که روش تحلیل مرزی تصادفی از مدل های اقتصاد سنجی استفاده می نماید.
از آنجائی که تابع مرزی هیچگاه در عمل قابل دسترس نیست فارل(1957) پیشنهاد نمود تابع مرزی به وسیله اطلاعات نمونه (بنگاه ها ) تخمین زده شود.
یادآوری می شود که تابع تولید مرزی (یا به اختصار تابع تولید) به عنوان حداکثر ممکن محصول قابل تولید از یک مجموعه عوامل تولید تعریف می شود، بدین معنی به عنوان تابع مرزی یا حدی مطرح می گردد.
ساختار اساسی مدل تابع تولید مرزی تصادفی به صورت زیر می باشد:
Y= β^∙ X +V –U
به طوری که:
V ∼N(0 , Q_v^2 )
,U=/U/ U ∼N(0 , Q_U^2 )
به طوری که:
V: جزء اخلال ( تصادفی )
U: اثرات عدم کارایی
Y: محصول بنگاه
X: بردار نهاده ها
β: بردار پارامترها
تفاضل دو عبارت (V-U) نا متقارن و غیر نرمال است که درجه غیر متقارن بودن آن بستگی به مقدار λ= Q_U⁄Q_v دارد. در صورتیکه λ =0 باشد تابع رگرسیون معمولی با توزیع نرمال جمله اخلال تبدیل می شود.
انحراف نقاط مشاهده شده از تابع تولید مرزی به دو بخش U و V بستگی دارد که از نظر ماهیت با یکدیگر متفاوت هستند. V جمله اخلال و U عدم کارایی می باشند.
تابع اخیر شمای کلی توابع مرزی تصادفی بوده و این روش به تحلیل مرزی تصادفی (SFA) موسوم می باشد. منطق اقتصادی تفکیک U و V این است که این دو جمله اخلال تصادفی، قابل تقکیک و دارای خواص متفاوت می باشند.
تابع تولید فوق در سال 1977 توسط دو گروه اقتصاددان، همزمان و در دو قاره جهان به ادبیات اقتصادی اضافه گردید(MV وALS15).
جندرو، لوول، ماتروف، اشمیت(1982)، کالیراجان و فلین(1983)16 به طور مستقل مدل تصادفی مطرح شده توسط آیگنر، لوول و اشمیت(1977)، مئوسن و بروک(1977)17 را بررسی کردند تا متغیر تصادفی U_i را تحت این فرض که U_i + V_i معلوم و شناخته شده است، پیش بینی کنند. بهترین پیش بینی از یک متغیر تصادفی ناشناخته (U) که مقدار ترکیبی متغیرهای تصادفی U_i + V_i معلوم است، عبارت است از پیش بینی از امید ریاضی شرطی U_i به شرط U_i + V_i. پیرو فرمول بندی کالیراجان و فلین که در آن U_i دارای توزیع نیمه نرمال است، مقدار کارایی فنی خاص هر بنگاه به وسیله فرمول زیر تخمین می خورد:
E(U_i│V_i + U_I ) = – (σ_u σ_v)/σ [f(0)/(1 -F(0) ) – (V_i+U_i)/σ √(r/(1-r))]
که در آن f(0) و F(0) توابع چگالی نرمال استاندارد و توزیع هستند که داریم:

(V_i+U_i)/σ √(r/(1-r)) و r= (σ_u^2)/σ^2 و σ^2= σ_u^2 + σ_v^2
با وجود این، ممکن است عنوان شود که با توجه با اینکهV_i+U_i تنها اطلاعات ناکاملی راجب U_i دارد پس V_i+U_i دارای تغییر پذیری ذاتی است.
V جمله اخلال معمولی و توضیح دهنده عواملی است که خارج از حوزه کنترل تولید کننده قرار دارد، از قبیل حوادث مساعد و نامساعد خارجی ( نظیر خوش شانسی، آب و هوا، عملکرد ماشین آلات) و همچنین اشتباهات اندازه گیری در آمارها و متغیرهای غیر مهم که از مدل کنار گذاشته شده است. متغیرهای غیر مهمی که از مدل حذف شده اند، همگی در V مستتر می باشند. این متغیر تصادفی (V) دارای توزیع نرمال بوده و مستقل از U می باشد:
V~ N(O , σ_v^2 )
چنین فرضی با توجه به ماهیت تصادفی V و نظریه حد مرکزی ( جمله اخلال مجموع تاثیرات گوناگون، مستقل از یکدیگر می باشد) مورد تایید قرار می گیرد.
از طرف دیگر U نشان دهنده عدم کارایی و نماینده مسائلی است که عدم کارایی در تولید از قبیل مهارت ها و تلاش و یا عدم تلاش مدیریت و کارکنان، اطلاعات منحصر به فرد یک بنگاه و محدودیت های اطلاعاتی و غیره را در بر می گیرد.
تفسیر اقتصادی U که عدم کارایی را تعریف می کند، با تعریف فارل سازگار است. از آنجائی که کارایی نمی تواند بزرگتر از یک باشد، U بایستی مقادیر یک طرفه را شامل شود.

توزیع های یک طرفه بسیاری وجود دارند که از بین آنها می توان به توزیع نیمه نرمال اشاره نمود. انتخاب نوع توزیع برای U مهم است زیرا در آن هنگام مدل می تواند به وسیله روش حداکثر راستنمائی(ML) در یک مرحله بر اساس فرضیات توزیع V و U تخمین زده شود. روش حداکثر راستنمائی ارجح است، زیرا این روش تخمین های کارآمد حدی را برای ضرایب پارامتر (β ) ارائه می نماید.
مدلی که به صورت معادله در ابتدای مبحث ارائه شد، تابع تولید تصادفی مرزی نام دارد، زیرا مقادیر مختلف محصول به وسیله متغیر تصادفیexp(X_i β +V_i ) مرزبندی شده است. خطای تصادفی (V_i) می تواند مثبت یا منفی باشد که این موضوع را به کمک شکل1-2 توضیح خواهیم داد. در این نمودار منحنی مرزی تصادفی با فرض بازدهی نزولی نسبت به مقیاس رسم شده است و در محور افقی، بردار نهاده ها و در محور عمودی بردار محصول در نظر گرفته شده است.
در این نمودار مشاهدات مربوط به عوامل تولید و محصول دو بنگاه i و j نشان داده شده است. بنگاه i ام با استفاده از عوامل تولید X_i محصول Y_i را تولید می نماید. مقدار عامل تولید و محصول به وسیله X بالای مقدار X_i نشان داده شده است. مقدار محصول مرزی تصادفی Y_j ≅ exp(X_i β +V_i ) به دلیل منفی بودن خطای تصادفی زیر منحنی تابع تولید قرار دارد.
لازم به یادآوری است که محصولات مرزی تصادفی Y_j , Y_i بدلیل قابل مشاهده نبودنV_j , V_i غیر قابل مشاهده هستند. اگر خطاهای تصادفی بزرگتر از اثرات عدم کارایی باشد، آنگاه محصول مشاهده شده در بالای تابع تولید مرزی قرار خواهد داشت. یعنی:
اگر V_i>U_i آنگاه Y_i exp⁡(X_i β)
یعنی قسمت معین مدل مرزی تصادفی [exp⁡(X_i β)] کوچکتر از محصول مرزی تصادفی است. با استفاده از تکنیک های اقتصاد سنجی می تواند جزء تصادفی (V_i ) و جزء عدم کارایی فنی (U_i ) را تخمین زده و آزمون فرضیه را در مورد این اجزا انجام داد. با تخمین مدل، مقادیر مرزی برای (V -U) به دست می آید. در سال های اولیه معرفی مدل، تفکیک بخش عدم کارایی(U) و بخش تصادفی (V) در جمله خطای مرکب (V -U) دور از انتظار بود.
بنابراین در تکنیک های تخمین اولیه تنها به برآورد متوسط کارایی تمام بنگاه ها اکتفا می گردید. شایان یادآوری است که از نقطه نظر سیاستگذاری، آنچه مهم است اندازه گیری کارایی برای هر یک از بنگاه های نمونه می باشد. بنابراین در سال های اولیه، استقبال چندانی از آن بعمل نیامد تا اینکه در سال 1982 با ارائه راه حل ابتکاری، محاسبه و اندازه گیری عدم کارایی بنگاه های تولیدی و خدماتی به تفکیک، عملی گردید و بدین ترتیب تحولی در محاسبه کارایی و تخمین توابع مرزی بوجود آمد(Jondrow, Lovell, Materov, Schmidt, 1982).
پیشنهاد این بود که U می تواند به وسیله انتظار شرطی U بر حسب ارزش متغیر تصادفی ε =V –U پیش بینی گردید. مقدار انتظاری این توزیع شرطی می تواند به عنوان یک برآورد U استخراج شود:

E (U│ε =V-U) = σλ⁄((1 + λ2) [ϕ(ελ⁄σ)⁄{1 – ϕ (ελ⁄σ)} – ελ⁄σ] )

از آنجائی که تغییراتی که با توزیع U بشرط V -U همراه است، مستقل از تعداد بنگاه ها (N) می باشد، بنابراین، این برآوردها نمی توانند برآوردهای کاملآ سازگاری از U باشند. ولی هنگامی که داده های قطعی برای تجزیه و تحلیل مورد استفاده قرار می گیرند راه حل بهتری وجود ندارد.
تحلیل تابع مرزی تصادفی را روش پارامتریک نیز می نامند، زیرا بمنظور تخمین پارامترهای تابع (β) شکل خاصی از تابع مرزی باید در نظر گرفته شود. شکل های رایج و پر استفاده، کاب- داگلاس و ترانسلوگ می باشند(میبدی، 1390).
8- 2روش تحلیل پوششی داده ها( DEA)
اندازه گیری کارایی به خاطر اهمیت آن در ارزیابی عملکرد همواره مورد توجه محققین قرار داشته است. یکی از ابزار اندازه گیری کارایی استفاده از تحلیل پوششی داده ها می باشد. در این بخش ابتدا تاریخچه ای از تحلیل پوششی داده ها ارائه و مزایای استفاده از این تکنیک توضیح داده شده است. سپس برخی مفاهیم پایه ای و مدلهای مختلف تحلیل پوششی داده ها به اختصار معرفی شده و در انتها چندین مدل رتبه بندی واحد ها توضیح داده شده است.
فارل در سال 1957 برای اولین بار برای تخمین کارایی روش غیر پارامتریک را مطرح کرد. او به جای تخمین تابع تولید با استفاده از مشاهدات مقادیر مرزی ورودی ها و خروجی ها کارایی را برای واحد های مورد مطالعه محاسبه نمود و مرز کارایی را بدست آورد. این مرز به عنوان معیاری برای مقایسه کارایی واحد های تصمیم گیرنده بکار برده شد. همچنین فارل کارایی را به دو بخش تکنیکی و تخصیصی تقسیم نمود که با ترکیب این دو کارایی، کارایی کلی( یا اقتصادی) به دست آمد. بعد ها چارنز، کوپر و رودز دیدگاه فارل را توسعه داده و مدلی را ارائه کردند که توانایی اندازه گیری کارایی با چندین ورودی و خروجی را داشت. این مدل تحت عنوان « تحلیل پوششی داده ها» نام گرفت و اولین با در رساله دکتری « ادوارد رودز» و به راهنمایی « کوپر» تحت عنوان « ارزیابی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مدارس ملی آمریکا» در سال 1976 در دانشگاه کارنگی مورد استفاده قرار گرفت. چارنز، کوپر و رودز در سال 1978 مقاله ای تحت عنوان « اندازه گیری کارایی واحدهای تصمیم گیرنده» ارائه نمودند(Charnes, A., 1978). از آنجا که این مدل توسط چارنز، کوپر و رودز ارائه گردید به مدل CCR که از اول نام این سه فرد تشکیل شده معروف گردید. هدف در این مدل، اندازه گیری و مقایسه کارایی نسبی واحدهای سازمانی مانند مدارس، بیمارستان ها، شعب بانک، شهرداری ها و غیره که دارای چندین ورودی و خروجی شبیه به هم هستند، میباشد(مهرگان،1387).
چارنز، کوپر و رودز تحلیل پوششی داده ها را چنین تعریف کرده اند (Charnes, A., 1978): DEA یک روش برنامه ریزی ریاضی برای ارزیابی واحدهای تصمیم گیرنده (DMU) است. عمومآ یک DMU به عنوان نهادی در نظر گرفته می شود که مسئول تبدیل نهاده ها به ستانده ها است و عملکردش در اربطه با چگونگی انجام این فعالیت سنجیده می شود. در کاربردهای مدیریتی DMU ها شامل شعب بانک، شعب فروشگاه های زنجیره ای، مدارس، بیمارستان ها و غیره می باشد و به این جهت به آن واحد تصمیم گیرنده گفته می شود که مدیران آن واحدها تا اندازه ای در تصمیم گیری، آزادی مدیریتی دارند و می توانند در مورد چگونگی به کارگیری منابع در اختیارشان تصمیم بگیرند(Tone, Seiford, cooper, 2007).
با توجه به این که سیستم مورد نظر شامل سیستم های تولیدی و خدماتی، انتفاعی یا غیر انتفاعی و یا دولتی و غیر دولتی می شود، لذا در ادبیات تحلیل پوششی داده ها به منظور جلوگیری از پراکنده کاری، به جای عوامل ورودی سیستم، از مفهوم نهاده و به جای محصولات خروجی سیستم، از مفهوم ستانده استفاده می شود. مفاهیم نهاده و ستانده از علم اقتصاد گرفته شده است که مبنای تحلیل های این روش نوین است.
تحلیل پوششی داده ها در ارزیابی واحدهای تصمیم گیرنده، این فرض را قائل است که واحدهای تصمیم گیرنده تحت بررسی، نهاده های مشابه را برای تولید ستانده های مشابه بکار می گیرند؛ به این ترتیب با استفاده از روشهای متداول ارزیابی از جمله تحلیل پوششی داده ها به مقایسه عملکرد می پردازیم.
تحلیل پوششی داده ها (DEA) مبتنی بر یک سری بهینه سازی با استفاده از برنامه ریزی خطی است و نوع تابع آن از قبل مشخص نبوده تا برای پارامترهای آن برآورد نمود، بنابراین این روش را «ناپارامتریک» گویند.
در روش های پارامتریک از یک فرم ریاضی مطلوب استفاده می شود، در حالیکه در روش تحلیل پوششی داده ها، یک درک مشخص و واضح درباره واحدهای تصمیم گیری مختلف فراهم می آید و بر خلاف روشهای پارامتریک که فقط بر روی پارامترهای جامعه توجه و تاکید می کنند، به مشخصه ها و ویژگی های تمامی مشاهدات توجه می کند. در روشهای پارامتریک باید یک معادله مشخص ( معادله رگرسیون، تابع تولید و …) وجود داشته باشد که در قالب آن متغیرهای مستقل و وابسته با یکدیگر ارتباط داشته باشند، ولی در روشهای ناپارامتریک بدون در نظر گرفتن پیش فرض برای تولید، اقدام به ساخت یک تابع تولید تجربی می شود. چون تابع تولید در دست نیست، لذا از طریق یکسری مشاهدات، یک مجموعه امکان تولید تجربی ساخته می شود، که مرز حاصل از این مجموعه، یک تابع تولید تجربی حاصل از مشاهدات یا مرز کارایی می باشد. به عبارت دیگر این روش با ترکیب تمامی واحدهای تحت بررسی، یک واحد مجازی با بالاترین کارایی را ساخته و واحدهای ناکارا را با آن می سنجد. در روش تحلیل پوششی داده ها نیاز به هیچ گونه فرض یا فرم ریاضی خاص نمی باشد. کارایی بدست آمده در روش تحلیل پوششی داده ها، کارایی نسبی است و مرز کارایی توسط ترکیب محدبی از واحدهای کارا ایجاد می شود. لذا هر واحد تصمیم گیری که بر روی مرز فوق قرار داشته باشد، کارا است و در غیر این صورت، ناکارا خواهد بود و جهت کارا کردن یک واحد ناکارا باید تغییراتی در نهاده ها و ستانده های آن واحد صورت گیرد. اگر واحدهای سازمانی، فقط دارای یک نهاده و یک ستانده باشند، کارایی، حاصل ستانده به نهاده خواهد بود. اما اگر یک واحد سازمانی دارای نهاده ها و ستانده های مختلف باشد، یافتن وزن مشترک برای ستانده ها و نهاده های مختلف، مشکل و حتی غیر ممکن نیز می باشد. در اینجاست که باید از تکنیک تحلیل پوششی داده ها استفاده کرد. (آذر، 1379)
شکل 2-2 سیستمی را نشان می دهد که شامل مجموعه ای از واحدهای سازمانی مختلف است. مطابق شکل هر سازمان دارای n واحد تصمیم گیری DMU_j با m نهاده و s ستانده می باشد؛ بنابراین:

j واحد کارایی = (ستانده وزنی مجموع)/(داده وزنی مجموع) = (u_1 y_1j + u_2 y_2j + . . . + u_s y_sj)/(v_1 x_1j + v_2 x_2j + . . . + v_m x_mj ) = (∑_(r=1)^s▒〖U_r Y_rj 〗)/(∑_(i=1)^m▒〖V_i X_ij 〗)

در فرمول فوق، U_r وزن ستانده r ام و V_i وزن نهاده i ام می باشد. جهت استفاده از تکنیک تحلیل پوششی داده ها و ارزیابی هر یک از واحدهای تصمیم گیری باید یک مدل برنامه ریزی خطی ساخت و براساس آن، کارایی نسبی هر یک از DMU ها را با یکدیگر مقایسه کرد. بنابراین به تعداد واحدهای تصمیم گیری، باید مدل برنامه ریزی خطی ساخته شود که از حل آن ها کارایی نسبی (E_j ) هر واحد مشخص می شود (آذر، 1379).
با توجه به این فرمول روشن است که باید مجموعه ی مشترکی از وزن ها برای همه واحدها وجود داشته باشد.
در عمل تعیین این وزن های مشترک کار مشکلی است. مشکل اول این است که ارزش گذاری داده ها و ستاده ها کار آسانی نیست. دومین مشکل این است که واحدهای مختلف عملیات خود را به اشکال متفاوتی سازمان دهی می کنند. دومین مشکل این است که واحدهای مختلف عملیات خود را به اشکال متفاوتی سازماندهی می کنند. بنابراین ارزشی که به داده ها و ستاده های گوناگون می دهند با دیگران متفاوت خواهد بود. این تفاوت را می توان در مقایسه ی دانشکده های یک دانشگاه به شکل روشن تری نشان داد. مدیران دانشکده های مختلف هنگام ارزش گذاری بر فعالیت های دانشکده خود نظرات گوناگونی دارند. برای مثال در یک دانشکده فعالیت های ورزشی مهم تر است و در دیگری کارهای هنری و نمایشی دانشجویان. بنابراین، تعیین یک مجموعه وزن یکسان برای ارزیابی عملکرد همه ی دانشکده ها به طوری که همه ی مدیران دانشکده های مختلف روی آن اتفاق نظر داشته باشند، کاری مشکل یا شاید غیر ممکن است. بنابراین برای اجتناب از وزن دهی یا تخصیص هر گونه اولویت نسبی به داده ها یا ستاده ها، تعریف زیر را از کارایی نسبی مطرح می کنیم:
کارایی نسبی یک DMU، 100% است. اگر و فقط اگر هیچ یک از داده های آن را نتوانیم کم تر کنیم یا هیچ یک از ستاده های آن را نتوانیم بیشتر کنیم، مگر این که باعث شود داده ها دیگری بیشتر مصرف شوند یا ستاده های دیگری کم تر تولید شوند. به عبارت دیگر اگر و فقط اگر هیچ یک از داده ها یا ستاده های آن را نتوانیم بهتر کنیم، مگر اینکه داده یا ستاده های دیگری بدتر شوند. چون می خواهیم تنها براساس اطلاعات در دسترس کار کنیم، تعریف نهایی کارایی نسبی در تحلیل پوششی داده ها را به صورت زیر مطرح می کنیم:
یک DMU بر اساس شواهد موجود 100% کارآمد است، اگر و فقط اگر، عملکرد دیگر DMU ها نشان ندهد که می توان برخی داده ها یا ستاده های آن واحد را بهبود داد و در عین داده ها و ستاده های دیگر آن واحد بدتر نشوند. (مومنی، 1385)
به طور کلی DEA را می توان روشی نو در تحقیق در عملیات دانست که برای سنجش کارایی نسبی به کار می رود. این روش روز به روز گسترش بیشتری یافته و کابردهای گوناگونی پیدا کرده است. تا سال 2001 میلادی نزدیک به 18 هزار صفحه درباره DEA انتشار یافته که 50 کتاب جزئی از آن است. مبنای این روش برنامه ریزی خطی (LP) است و چون روش بهینه سازی است، نسبت به دیگر روش های تحلیل کارایی برتری دارد.
1-8-2نحوه کارکرد تحلیل پوششی داده ها
با استفاده

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های درون داده، سه مرحله ای، کارایی فنی، رگرسیون Next Entries پایان نامه با کلید واژه های تحلیل پوششی، واحد مجازی، تحلیل پوششی داده ها، بهره وری کل